💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه

باسمه تعالی

تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه

چکیده

نقش تعیین کننده ی آموزش عالی در توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع و گسترش مرزهای دانش در عرف بین المللی یک باور عمومی است. در دو دهه ی اخیر، آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده ی جوامع پیشرفته نقش بسیار مهم و حیاتی در رشد و توسعه ی علوم ایفا نموده است. در آستانه ی قرن بیست و یکم که جهان به سمت محوریّت دانش پیش می رود و نیاز به متخصّصان و مدیران آشنا به علوم پیشرفته بیش از پیش احساس می شود، آموزش عالی نیز مسئولیّت سنگینی را در قبال اجتماع و جامعه ی جهانی بر دوش خود احساس می کند.

ارزیابی موقعیّت کشور ما ـ ایران ـ در جهان در مقایسه با مناطق مختلف جهان شامل آسیای شرقی و پاسیفیک، منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) و کشورهای پر درآمد جهان که در واقع کشورهای با درجه توسعه یافتگی بالا می باشد و همچنین کلّ جهان در این قسمت انجام گرفته است. خاورمیانه و شمال آفریقا به این جهت وارد شده است که کشور ایران در آن واقع شده و موقعیّت نسبی ایران در منطقه اهمیّت بسزایی دارد. منطقه آسیای شرقی و پاسیفیک شامل کشورهایی است که در سالهای اخیر (دو دهه اخیر) جهش چشمگیری داشته و از شتاب بالایی در راستای نیل به توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بوده اند جمهوری اسلامی ایران کشوری است که در حوزه تمدّن ایرانی ـ اسلامی، مهد سایر کشورهای منطقه بوده است.

 من ا... التّوفیق

زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

ایرانیان بنیانگذار هر حرکت اجتماعی، فرهنگی و اداره تمدّن های بزرگ بوده اند. موقعیّت ویژه فرهنگی و جغرافیایی سیاسی، اقتصادی و تجاری و شرایط برتری نسبت به سایر کشورهای منطقه داشته اند. بنابراین برای کشوری که مادر اکثر کشورهای منطقه بوده و از پیشتازان تولید علم، تجارت و ... و پیشینه ی مدیریت در اداره بزرگترین امپراتوریها در جهان و منطقه بوده است نمی تواند در سطح پایین تری نسبت به سایر کشورها قرار گیرد. سطح توسعه در جامعه ایران می باید نسبت به سایر کشورها بالاتر باشد. زیرا جامعه ایران از نظر فرهنگی و قومی، ساختار متنوّعی دارد و اگر کشورهای پیرامون ایران سطح بالاتری را از نظر شاخص های توسعه نسبت به ایران داشته باشند، اکثر قومیّت های ساکن در مناطق مرزی در روندی واگرا نسبت به مرکز کشور قرار خواهند گرفت لذا دستیابی به جایگاه اوّل منطقه ای در حوزه های اقتصادی، علمی و فنّاوری یک الزام برای همگرایی اجتماعی جامعه متنوع و متکثّر ایران است. مسئله دیگر اینکه ایران کشوری است که از نظر استعداد انسانی، موقعیّت جغرافیایی و ویژگیهای فرهنگی و سایر ترکیب های مورد نیاز پیشرفت نسبت به سایر کشورهای منطقه برتری کاملی دارد. بنابراین این جامعه می تواند در رقابت مثبت و فزاینده منطقه ای جایگاه کانونی و مرکزی داشته باشد و موجب گسترش موج توسعه از مرکز به پیرامون در سایر کشورها و مناطق گردد.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چاپ شده در مجموعه مقالات چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 در تاریخ 24/11/87 ، دانشگاه آزاد اسلامی دزفول

 

باسمه تعالی

تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه

مقدّمه

نقش تعیین کننده ی آموزش عالی در توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع و گسترش مرزهای دانش در عرف بین المللی یک باور عمومی است. در دو دهه ی اخیر، آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده ی جوامع پیشرفته نقش بسیار مهم و حیاتی در رشد و توسعه ی علوم ایفا نموده است. در آستانه ی قرن بیست و یکم که جهان به سمت محوریّت دانش پیش می رود و نیاز به متخصّصان و مدیران آشنا به علوم پیشرفته بیش از پیش احساس می شود، آموزش عالی نیز مسئولیّت سنگینی را در قبال اجتماع و جامعه ی جهانی بر دوش خود احساس می کند.

نقش آموزشی دانشگاه در فرآیند توسعه، بر تربیت نیروی انسانی که کلید و راهگشای توسعه محسوب می شود، استوار است و نقش پژوهشی آن نیز در تحقیقات بنیادی و کاربردی که شرط لازم برای موفّقیّت توسعه ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است، تبلور می یابد.

دانشگاه که مبدأ تحوّلات و ترسیم کننده ی سعادت جامعه است در نگرش نظام اسلامی نهادی مقتدر، مسئول، آرمان خواه و پاسخگو به نیازهای اجتماعی است، از این رو باید قابلیّت و قدرت آن را داشته باشد که در جهان پرشتاب، پرتبعیض و پررقابت کنونی نقشی شایسته و در خور برای حفظ و افزایش اقتدار کشور ایفا کند. دانشگاه جامعه ی دانشمندان است که نقش ها و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی فراوان نیز دارد، به این سبب کانون اصلی گفتگو، نقد، استدلال، برخورد اندیشه ها، پایبندی به اصول و آرمان ها، وفاداری به مردم و تربیت سیاسی نیز هست.

بحث

انسان امروز، انسانی است با کوله باری از فرهنگ و تاریخ و تجربیّات عصر گذشته، تحوّلات عظیم و سریع عصر حاضر و تصوّراتی پیچیده و پرسشگرانه نسبت به کشف ناشناخته ها و شگفتیهای عالم هستی در آینده. انسان امروز در فضای فرهنگ و جامعه ی خود محصور نیست. ذهن او به سوی زمان و مکان گشوده است. با توجّه به سیستم اطّلاع رسانی در حال شکل گیری و گسترش شبکه ارتباطات در جهان، این امکان فراهم آمده که دیگر مرزهای نفوذناپذیر، از بین بروند و کشورها در معرض دید قرار گیرند و مبنایی برای مقایسه به وجود آید.

دانشگاه به عنوان یکی از نهادهای زیربنایی در هر جامعه با عناصر و نهادهای مختلف اجتماعی دارای ارتباط متقابل است. دانشگاه هم با نهادهای مادّی و تکنولوژیکی مثل صنعت، ارتباطات و نظایر آن ارتباط دارد و هم با عناصر غیرمادّی و ارزشی مثل مذهب، ادبیات، تربیت و نظایر آن مرتبط است.

مهمترین نقش دانشگاه تربیت نیروی انسانی ماهری است که در خدمت جامعه بوده و بتوانند با استفاده از تخصّص و دانش خود، نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را به بهترین وجهی اداره نمایند. به عبارت دیگر دانشگاه به عنوان نهادی است که در جامعه پذیر ساختن نسل جوان نقش بارزی ایفا می کند. اگر فرآیند جامعه پذیری افراد به صورت مطلوبی طی شده باشد، موجب درونی شدن ارزشهای اجتماعی می شود. درونی شدن ارزشهای اجتماعی، افراد را به جامعه نزدیک کرده و باعث می شود آنان با شور و رغبت بیشتری به ایفای نقشهای مثبت خود در جامعه بپردازند. به این ترتیب شرایط لازم برای تحکیم و تثبیت ارزشهای اجتماعی به وجود می آید. تحکیم ارزشهای اجتماعی به پایداری و بقای نظام اجتماعی کمک
می کند.

دانشگاهها از گرانبهاترین ذخایری شناخته می شوند که جامعه برای پیشرفت و توسعه در اختیار دارد. امروزه، این مراکز به لحاظ دارا بودن دانش و فن، در سطح جهان از اعتبار زیادی برخوردارند، و از عوامل عمده دگرگونی اجتماعی محسوب می شوند، نهادهای آموزشی به طور عام و دانشگاهها به طور خاص، بر جامعه همچون افراد آثار عمیقی می گذارند و از لحاظ اجتماعی، بسیج و کاربری منابع انسانی را تحت تأثیر قرار می دهند که خود سبب رشد و توسعه ی فراگیر در جامعه می شود.1

راهکارهای افزایش تعامل مثبت بین دانشگاه و جامعه

یکی از راه های ارتقای منزلت دانشگاه ها و تعامل بیشتر با جامعه، «تحقیق» است. در هر جامعه ای دانشگاه ها باید نیروی اصلی در تشخیص مسائل اجتماعی، بررسی آن مسائل و ارائه ی راهکار برای حل آنها باشند. علاوه بر این، دانشگاهیان باید یافته های خود را با زبانی ساده برای عمومی بیان دارند. متأسّفانه دانشگاهیان با نشانه گیری همدیگر سعی دارند دیگری را متقاعد سازند و به ارتباط با جامعه و انتقال تجربیات مناسب خود کمتر بها می دهند. خلاصه این که تحقیق جامعه محور به برانگیختن جامعه می انجامد، برانگیختن جامعه یعنی نمایان شدن دانشگاه و نمایان شدن دانشگاه یعنی منزلت پویای اجتماعی برای دانشگاه و دانشگاهیان.

حال این سؤال مطرح است که :

چگونه می توان از جامعه انتظار «دیدن» دانشگاه را داشت، حال آنکه دانشگاه به کارکردهای اجتماعی خود واقف نیست؟ چگونه می توان از جامعه انتظار داشت که حرمت دانشگاه را حفظ کند، حال آنکه دانشگاه نمی تواند مسائل و انتظارات اجتماعی را پاسخ دهد اگر دانشگاهی نتواند به سلامت جامعه کمک کند، چگونه می توان انتظار تقدیر از سوی جامعه داشت.

چگونه دانشگاه می تواند نقشی مؤثّرتر در توسعه ی فرهنگی و اجتماعی جامعه ما داشته باشد؟

به نظر می رسد پاسخ بالا برای این پرسش هم صادق است. «تحقیق» و «برنامه ریزی» دو عامل کلیدی ای هستند که در تحوّل هر نهادی سهم دارد. بنابراین هر دانشگاه باید یک «بیانیه ی نظری» برای خود طرّاحی کند و کلّ نقش های نهادی، تحقیقاتی و خدماتی خود را ترسیم کند.

به علاوه، دانشگاه ها باید در همکاری نزدیک با دبیرستان ها، شرکت های دولتی و غیردولتی، رسانه ها و بازار باشند. جزیره ای شدن ضدّ تولید است و رابطه ای خوب با دیگر اجزای جامعه به یقین فضایی را ایجاد می کند که تحقیق، آموزش و کار مشترک را تسهیل می سازد. دانشگاه ها باید به تحقیقاتی بپردازند که در اثر آن خدمات اجتماعی، آگاهی سیاسی و
برنامه ریزی عمومی ارتقاء یابد. به عبارتی دیگر، دانشگاه ها باید به صورتی پویا و در تماس با دانشجویان و جامعه به کار خود ادامه دهند. دانشگاه ها باید توجّه بیشتری به مسائل اجتماعی داشته باشند و پاسخگوی عمومی جامعه باشند.

اگر دانشگاهی نتواند به خوبی تحقیق، برنامه ریزی، آموزش، خدمات اجتماعی، یافتن مسائل اجتماعی،
ارائه ی راه حل، جذب دانشجویان، پاسخگویی به جمعیّت متکثّر، پرداختن به کارهای مشترک و توجّه به مسأله ی جهانی شدن متمرکز شود، نخواهد توانست جایگاه مناسبی در جامعه بیابد و همچنین نخواهد توانست در این دنیای پیچیده و تکنولوژیک امروزی نقشی داشته باشد. دانشگاه واقعی عامل تغییرات اجتماعی، رهبر نوآوری، هدایت گر توسعه و شاهرگ اصلی و حیاتی جامعه ای سالم است.

در نهایت با عنایت به داده هایی که منابع موجود به دست می دهد، راه کارهای زیر می تواند در بهبود، جهت مندی و ارتقای تعامل هدفدار بین دانشگاه و جامعه مؤثر واقع شود.

  1. پرهیز از نگاه آمیخته به سوءظن به دانشگاه و دانشگاهیان و جلوگیری از شکل گیری مسایل کاذب.
  2. تقدّم مطالعه «زیست جهان» دانشگاه نسبت به مطالعات آسیب شناختی و مرض شناسی.
  3. توجّه به توصیه هایی که در بیانیّه های جهانی برای ارتقای التزام اجتماعی دانشگاه درج شده است. این توصیه ها در فرآیندی بسیار کم هزینه تر و فوری تر مورد پذیرش دانشگاهیان قرار خواهد گرفت.
  4. مطالعه و تدوین ابزار مناسب برای اندازه گیری نقش و تأثیر دانشگاه در تحوّلات اجتماعی.
  5. تفکیک قائل شدن بین هنجارهای خاصّ محیط علمی و هنجارهای محیط عمومی، پذیرش هنجارهایی چون نقد، بی طرفی عاطفی، شکّ سازمان یافته، عام گرایی و ... برای دانشگاهیان.
  6. تلاش برای پرکردن شکاف اعتماد بین دانشگاهیان و حاکمیّت سیاسی از طریق فعّالیّت های عملی و عینی و حتّی نمادین.
  7. پرهیز از الگوهای سلسه مراتبی در نظام مدیریّت علمی و ارتقاء سطح مشارکت دانشگاهیان در اداره ی امور مربوط به خود.
  8. توجّه به جامعه پذیری علمی دانشجویان، آگاه نمودن استادان و مدیران دانشگاهی نسبت به ایفای هر چه بهتر این نقش از طریق کارگاه های آموزشی.
  9. توجّه به پیوستگی مسایل اجتماعی و فرهنگی در سه محیط داخل دانشگاه، محیط اجتماعی و محیط
    بین الملل، برای نمونه پدیده ی فرار مغزها محصول هم کنشی متقابل سه دسته از عوامل مختلف است. یعنی
    جاذبه های شغلی و اجتماعی در محیط بین المللی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه و مشکلات حرفه ای در داخل محیط دانشگاه، توجّه لازم به ویژگی پیوستگی، مستلزم به کارگیری رویکرد سیستمی و پرهیز از نگاه تک عاملی برای برخورد با مسایل است.
  10. ایجاد تمهیداتی برای سرریز نشدن مسایل ناشی از تأخّر جامعه پذیری نسل جوان به محیط دانشگاه. ایجاد نهادهای مشترک بین آموزش عالی، آموزش و پرورش، خانواده ها و نهادهای غیردولتی (NGOS) برای پیگیری و برنامه ریزی در این زمینه ضروری است.
  11. شفّاف سازی و تفکیک انتظارات متعارض از دانشگاه و اولویّت بندی آنها و حتّی الامکان تقسیم دانشگاه ها و مؤسّسات پژوهشی از نظر کارکرد و نوع فعّالیّت (دانشگاه های پژوهشی، مؤسّسات متعالی، کالج ها، پارک های علم و فنّاوری، دانشگاه های باز و مجازی و ...).
  12. قراردادن کارکرد اصلی و بنیادین دانشگاه به تولید و انتقال دانش و عدم خدشه به ایفای کامل آن در کنار ایفای کارکردهای فرهنگی و اجتماعی دیگر.
  13. ایجاد ساز و کارهایی برای توجّه بیشتر دانشگاه به نیازهای روزافزون و جدید بازار کار و مصرف کنندگان.
  14. ارتقاء نقش های محلّی و منطقه ای دانشگاه ها و ارتباط پویا و مستمر با صنایع محلّی، شهرداری ها و شورای اسلامی شهر و روستا، استانداران و فرمانداران و ادارات محلّی، صنوف و صاحبان حرف، نهادهای فرهنگی و NGOها از طریق شوراها و کمیته های مشترک کاری.
  15. پرهیز از مداخلات تندو مستقیم در امور دانشگاه ها و تقویت ساز و کارهای درونی در دانشگاه ها خصوصاً در زمینه ی مسایل فرهنگی، دینی، مدیریتی و انضباطی (پرهیز از عمیق شدن شکاف اعتماد).
  16. نوسازی و کارآمدکردن نهادهای فرهنگی دانشگاه متناسب با نیازهای نوشونده و رویکرد عقلانی و علمی موجود در این محیط.
  17. تحوّل در ساختار اداری کهنه و متصلّب آموزش عالی.
  18. تقویت هم گرایی در خرده فرهنگ های دانشگاهی و پرهیز از دامن زدن به مؤلّفه های واگرا.
  19. مشارکت دادن دانشگاه در پروژه های بزرگ ملّی و محافل تصمیم سازی و تصمیم گیری و قانونی کردن این روند به منظور اجتناب از منزوی شدن نهاد دانشگاه.
  20. تقویت و اعطای وجاهت و اختیارات به لایه ی کارشناسی در دستگاه های دولتی.
  21. اختصاص درصدی قابل قبول از آموزش های دانشجویان به آموزش های عملی در سطح جامعه، صنایع و دستگاه های اجرایی به منظور درک نزدیک و مستقیم مسایل اجتماعی و نیازهای جهان کار.
  22. تقویت کمّی و کیفی انجمن های علمی به عنوان حلقه ی واسطه نخبگان علمی و جامعه.

با توجّه به شرایط موجود حاکم بر فضای فرهنگی کشور و دانشگاه ها، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی محیط دانشگاه را می توان در سه مؤلّفه نقاط قوّت، نقاط ضعف و فرصت ها و قابلیت ها خلاصه کرد :

1. نقاط قوّت

ـ پیشینه ی تاریخی و میراث انقلابی؛

ا

ـ تمرکز نیروهای متفکّر و اندیشمند و فرهیخته و مبارزاتی در دانشگاه ها به مدّت قریب نیم قرن؛

ـ گسترش دانشگاه ها در اقصی نقاط کشور و رشد جمعیّت دانشجویی کشور؛

ـ امکان بهره گیری مناسب از مراکز عالی سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی وزارت، شورای فرهنگی دانشگاه و ... ؛

ـ گسترش دوره های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های کشور و ارتقاء سطوح علمی و فرهنگی دانشگاهیان؛

ـ برخورداری دانشگاه ها از حضور تشکّل های اسلامی دانشجویی به عنوان پاسداران آرمان خواهی نسل جوان و دانشجو؛

ـ حضور دانشگاه ها در صحنه های سیاسی و اجتماعی و اعلام مواضع روشن و شفّاف در قبال رویدادها و مسائل روز کشور؛

ـ مشارکت و استقبال دانشجویان از تلاش ها و فعّالیّت های فرهنگی و حسّاسیّت اقشار دانشگاهی نسبت به مسایل اجتماعی؛

ـ ارتقاء سطوح دینداری و تعهّد و تقیّد دانشگاهیان و به ویژه دانشجویان در مقایسه با سایر بخش های جامعه در طیّ سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛

ـ بهره مندی دانشگاه ها از زمینه های نظری و عملی مناسب و با انگیزه برای تحقّق جامعه مدنی و قانونمند؛

بهره مندی نسبی دانشگاه ها از امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی با انگیزه در بخش های فرهنگی و فوق برنامه؛

ـ توسعه شبکه های اطّلاع رسانی و تنوّع منابع دریافت پیام؛

ـ استقبال زنان و دختران از آموزش عالی در سطوح مختلف؛

ـ کاهش پیش فرض ها و برداشت های منفی نسبت به دین در طیف وسیعی از دانشجویان.

2. نقاط ضعف

ـ عدم دست یابی به مدل مشخصی از همزیستی ارزش های سنّتی و نو در محیط دانشگاه؛

ـ وجود شکاف های فرهنگی اجتماعی چون شکاف بین سنّت و مدرن، فرهنگ ملّی و پاره فرهنگ ها، گفتمان رسمی و مسلّط و گفتمان های رایج، شکاف میان نسل قدیم ونسل جدید، شکاف میان قرائت های مختلف از دین، شکاف بین عمل و نظر مسئولان، شکاف میان باورهای جامعه و تحوّلات جهانی، شکاف میان فقیر و غنی، شکاف میان نیازها و امکانات در محیط دانشگاه؛

ـ ضعف تولیدات فرهنگی و تئوری پردازی در عرصه اندیشه؛

ـ فقدان معیارها و موازین جاافتاده برای درک منطقی دنیای جدید؛

ـ عدم درک جامع محیط دانشگاه توسط نهادهای فرهنگی و وجود شتاب زدگی در فعّالیّت ها؛

ـ ضعف حاکمیّت نقد و گفتگوی انتقادی؛

ـ علم گرایی محض و کم توجّهی به سایر منابع معرفتی؛

ـ نوگرایی محض و سنّت گریزی؛

ـ عدم درک مشترک و روشن از مفاهیم فرهنگی و دینی و تسرّی اختلاف برداشت ها و سلیقه ها به تصمیمات فرهنگی؛

ـ وجود عدم تعادل و نابرابری بین دانشگاه از نظر محیطی، تاریخی، اجتماعی و ...؛

ـ وجود ناامیدی و یأس نسبت به آینده و سرخوردگی و انفعال در بین دانشجویان؛

ـ رواج محصولات فرهنگی سطحی و کم مایه در حوزه ادبیات و موسیقی و ...؛

ـ حاکمیت بروکراسی در اداره ی دانشگاه ها و ضعف مشارکت دانشگاهیان در اداره امور دانشگاه؛

ـ وجود برخی برخوردهای نامناسب با اصحاب اندیشه؛

ـ تنزّل ظرفیت انتقادپذیری در برخی از مدیران دانشگاهی؛

ـ وجود نابردباری و تندروی در بین برخی از دانشجویان؛

ـ رشد روحیه مدرک گرایی، مسئولیّت گریزی و عافیت طلبی در برخی از دانشگاهیان؛

ـ سیاسی شدن فعّالیّت های فرهنگی؛

ـ ضعف اخلاق علمی در بین دانشگاهیان؛

ضعف خلاقیّت و نوآوری فرهنگی و علمی و روحیه پژوهشگری؛

ـ وجود ناهماهنگی و تعارض بین نهادها و مراکز فرهنگی موجود در دانشگاه و انجام فعّالیّت های موازی؛

ـ ناکافی بودن اعتبارات و امکانات فرهنگی و هنری؛

ـ قانونمند نبودن فعّالیّت های فرهنگی و اجتماعی استادان و دانشجویان؛

ـ عدم تبیین علمی و مؤثّر روابط دوسویه حوزه و دانشگاه؛

ـ نازل بودن سطح معنوی و کیفی روابط استاد و دانشجو و عدم حضور استادان در فعّالیّت های فرهنگی؛

ـ استمرار روند کم توجّهی به دانشگاه های در حال توسعه و دانشگاه های مناطق محروم؛

ا

ـ ناکارآمدی و کهنگی ساختار و محتوای آموزش ها علی رغم ظهور نیازهای جدید.

3. فرصت ها و قابلیت ها

  1. افزایش گرایش های معنوی و دینی دانشگاهیان و توجّه نوگرایانه به مبانی فرهنگ اسلامی و ایرانی در کنار گرایش به مواریث، مشاهیر و مفاخر فرهنگی کشور؛
  2. افزایش سطح آگاهی دانشگاهیان به حقوق فردی و اجتماعی و تقاضای استیفای آن؛
  3. افزایش تقاضا و تحرّک دانشگاهیان در عرصه ی فعّالیّت های فرهنگی و اجتماعی؛
  4. پیدایش و رشد گفتمان ها و مفاهیم و جریان های فکری و فرهنگی در دانشگاه های کشور؛
  5. گسترش نگرش های جدید فرهنگی در بین دانشگاهیان؛
  6. گسترش ارتباطات و تأثیرگذاری بیشتر رسانه ها و شبکه های رسانه ای جمعی و محصولات جدید فرهنگی بر فضای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ها؛
  7. توسعه مشارکت زنان و دختران در آموزش عالی و افزایش طول دوره جوانی به دلیل اشتغال به تحصیلات عالی؛
  8. اهمّیّت یافتن فرهنگ های بومی و قومیّت ها و خرده فرهنگ ها در بستر فرهنگ عمومی و بهره مندی جامعه از دستاوردها و محصولات فرهنگی آنها؛
  9. گسترش سطح دامنه رقابت و رشد تشکّل های علمی، فرهنگی و سیاسی خودجوش در دانشگاه ها؛
  10. افزایش نشاط و تحرّک اجتماعی و روحیه ی مشارکت خواهی دانشگاهیان و نیاز به ایجاد و بازسازی ساختارهای مناسب؛
  11. تأثیرپذیری بیشتر فرهنگ دانشگاهی از دستاوردها و فنّاوری های جدید ارتباطی؛
  12. شفّاف تر شدن جریان تولید، توزیع و مصرف اطّلاعات فرهنگی، اجتماعی در دانشگاه ها؛
  13. تقاضای فزاینده جامعه از دانشگاه برای ایفای نقش فعّال در عرصه های فکری، علمی و فرهنگی و شناخت و معرّفی تمدّن ایرانی و اسلامی در سطح ملّی، منطقه ای و بین المللی؛2

آموزش عالی و توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه

بهره گیری از فرصتها، رویارویی با تهدیدهای اجتماعی و چالش های پیش رو ایجاب می نماید که برنامه توسعه فرهنگی و اجتماعی با رویکردی منطقی و راهبردی مبتنی بر برنامه ریزی های بلندمدّت و تحلیل چشم اندازهای با افق دوردست و با هدف گذاری و جهت گیری روشن و منطقی تدوین گردد. برنامه های توسعه بدون اتّکاء بر نگرشهای راهبردی و بدون تعهّد به آرمان ها و آماج بلندمدّت، جامعه را به نوعی روزمرّگی، تراکم دشواریها سوق داده است. ولی به وسیله چشم انداز که در حقیقت تصویری از آینده ی مطلوب و آرمانی است و بر اساس واقعیّتهای موجود ترسیم می گردد می توان روند توسعه متوازن را هدایت نمود و تحوّلات و دگرگونی ها را به صورت هدفمند و هموار پیش برد و از بار این تراکم دشواریها کاست.

ا

توسعه ی فرهنگی یکی از مهمترین وجوه توسعه پایدار می باشد که علی رغم اینکه تحت الشّعاع رکن اجتماعی، اجتماعی توسعه پایدار قرار گرفته، نباید از اهمیّت بنیانی آن غافل شد. فرهنگ همچون چتری بر سر کلّیّه ی نهادهای اجتماعی (حکومت، اقتصاد، دین، علم، خانواده و آموزش) در زندگی روزمرّه اثرات خود ر ا بر جا می گذارد. هرچند پرداختن به فرهنگ از پیشینه ی طولانی برخوردار است لیکن موضوع توسعه فرهنگی به صورت بخشی از توسعه ی کشوری و انسانی در دهه های اخیر مورد توجّه قرار گرفته است و همان گونه که از توسعه ی اقتصادی و سیاست اقتصادی صحبت به میان می آید، به توسعه و سیاست فرهنگی نیز پرداخته می شود.

در گزارشی که یونسکو در سال 1969 منتشر نمود چنین آمده است که : «توسعه ی فرهنگی باید اکنون به پیشرفت تکنولوژیک و علمی برسد و همراه با آن گام بردارد. توسعه ی فرهنگی باید به تدریج در تمامی سیاستهای توسعه در امتداد سیاستهای مربوط به فعّالیّتهای آموزشی و علمی جای خود را بیابد.

تعریف مفاهیم

فرهنگ : فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده ی دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاق، قوانین، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که به وسیله ی انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.

توسعه ی فرهنگی : مفهوم توسعه ی فرهنگی مفهوم تازه ای از فرهنگ را در بر دارد که اهمیّت آن کمتر از مفهوم تازه ی توسعه نیست. به محض اینکه فرهنگ را یک عامل و عامل اساسی در فراگرد توسعه شناختیم، باید همچون خود توسعه آن را موضوعی مربوط به تمامی جامعه بدانیم. وارد کردن جنبه ی فرهنگی در توسعه به معنی گسترش دادن توسعه تا آن اندازه است که تمامی انسان را دربر گیرد. از سوی دیگر فرهنگ را جنبه ای از توسعه دانستن، به معنی گشودن فرهنگ به روی همگان است.

توسعه ی متوازن : توسعه به میزانی از خودکفایی اقتصادی، مشارکت عمومی، اشاعه هنجارهای دنیوی و افزایش تحرّک اجتماعی و دگرگون سازی کیفی در شخصیّت افراد نیازمند است. توسعه علاوه بر بهبود وضعیّت تولید و درآمد شامل دگرگونی هایی اساسی در ساختار نهادی جامعه وهمچنین نگرش های مردم است و نیز در اغلب موارد عادات و رسوم و باورها را دربر می گیرد.

ارزیابی موقعیّت کشور ما ـ ایران ـ در جهان در مقایسه با مناطق مختلف جهان شامل آسیای شرقی و پاسیفیک، منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) و کشورهای پر درآمد جهان که در واقع کشورهای با درجه توسعه یافتگی بالا می باشد و همچنین کلّ جهان در این قسمت انجام گرفته است. خاورمیانه و شمال آفریقا به این جهت وارد شده است که کشور ایران در آن واقع شده و موقعیّت نسبی ایران در منطقه اهمیّت بسزایی دارد. منطقه آسیای شرقی و پاسیفیک شامل کشورهایی است که در سالهای اخیر (دو دهه اخیر) جهش چشمگیری داشته و از شتاب بالایی در راستای نیل به توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار بوده اند جمهوری اسلامی ایران کشوری است که در حوزه تمدّن ایرانی ـ اسلامی، مهد سایر کشورهای منطقه بوده است.

ایرانیان بنیانگذار هر حرکت اجتماعی، فرهنگی و اداره تمدّن های بزرگ بوده اند. موقعیّت ویژه فرهنگی و جغرافیایی سیاسی، اقتصادی و تجاری و شرایط برتری نسبت به سایر کشورهای منطقه داشته اند. بنابراین برای کشوری که مادر اکثر کشورهای منطقه بوده و از پیشتازان تولید علم، تجارت و ... و پیشینه ی مدیریت در اداره بزرگترین امپراتوریها در جهان و منطقه بوده است نمی تواند در سطح پایین تری نسبت به سایر کشورها قرار گیرد. سطح توسعه در جامعه ایران می باید نسبت به سایر کشورها بالاتر باشد. زیرا جامعه ایران از نظر فرهنگی و قومی، ساختار متنوّعی دارد و اگر کشورهای پیرامون ایران سطح بالاتری را از نظر شاخص های توسعه نسبت به ایران داشته باشند، اکثر قومیّت های ساکن در مناطق مرزی در روندی واگرا نسبت به مرکز کشور قرار خواهند گرفت لذا دستیابی به جایگاه اوّل منطقه ای در حوزه های اقتصادی، علمی و فنّاوری یک الزام برای همگرایی اجتماعی جامعه متنوع و متکثّر ایران است. مسئله دیگر اینکه ایران کشوری است که از نظر استعداد انسانی، موقعیّت جغرافیایی و ویژگیهای فرهنگی و سایر ترکیب های مورد نیاز پیشرفت نسبت به سایر کشورهای منطقه برتری کاملی دارد. بنابراین این جامعه می تواند در رقابت مثبت و فزاینده منطقه ای جایگاه کانونی و مرکزی داشته باشد و موجب گسترش موج توسعه از مرکز به پیرامون در سایر کشورها و مناطق گردد.

قابلیّت های فرهنگی

ایرانی ها ملیّتی هستند که عمیقاً با گذشته ی تاریخی خود پیوند دارند. فرهنگ گذشته این سرزمین یکی از
نمونه های منحصر به فرد فرهنگ های دیرینه جهان شناخته می شود و حافظه تاریخی ایرانی هرگز این گذشته با اقتدار را از یاد نبرده است. ایرانیان بر اساس خصلت خداجویی و تکامل طلبی و «به پسندی» تعالیم اسلام را والاتر و مردمی تر یافتند.

این جریان هستی شناسی تازه به خوی و پسند ایرانی ها چنان سازگار بود که شرکت همه جانبه آنها را در پی ریزی تشکیلات و استحکام پایه های سیاسی خلافت و دولت اسلامی موجب شد.

ایرانی ها در قرن های نخستین آشنایی با اسلام، تعامل و جذب فرهنگ و دانش یونانی با تمدّن اسلامی را فرخنده یافتند که این خود ناشی از آگاهی و باورهای بومی آنان بود.

اعتماد به نفس و عزم راسخ برای حفظ استقلال و تمامیّت ارضی و پایداری فرهنگی از ارکان اصلی در ساختاری فرهنگی ایرانیان است.

یکی از عوامل اجتماعی توفیق نیافتن جامعه ی ایرانی در دستیابی به جایگاهی مناسب با توانمندیها و شایستگی ها را باید در غفلت از سازماندهی ساختار سیاسی بر اساس نظمی ارگانیک و مردمی در ادوار گذشته دانست. بسیاری از نهضت های ترقّی خواهانه پس از رسیدن به قدرت به دلیل ارایه نکردن ساز و کارهای قاطع جهت تعدیل قدرت از طریق مشارکت منطقی و کارای مردم، از رسیدن به اهداف خود باز مانده اند.

و در یک کلام «ایران از لحاظ کالبدی هیچ کم ندارد».

فرهنگ، ویژگی ناظر به یک حوزه خاص

جامعه مطلوب چشم انداز در افق 1404، متعهّد بودن به انقلاب و نظام اسلامی، مؤمن، ایثارگر و رضایتمند بودن و افتخار به هویّت ملّی و دینی را می بایست مورد توجّه قرار دهد. تمام این ویژگی ها بی شک متأثّر از تفکّر فرهنگی دینی است. البتّه ناگفته نماند که شاخص های کلان تفکّر دینی حاکم بر چشم انداز به طور عمده شامل سه گروه :

اول ـ نگرش دینی نسبت به علم، اخلاق، سیاست و فرهنگ.

دوم ـ ایجاد باور و اعتقاد و التزام درونی نسبت به تحقّق و رعایت مؤلّفه های دینی.

سوم ـ عمل کردن به آموزه ها، تعالیم و احکام دینی.

بوده است تا ره آورد آن، هدف توسعه که تعالی فرد و جامعه از طریق حفظ تعادل ارزشها و هنجاریهای دینی، ملّی، فرهنگی و اجتماعی است، حاصل شود.

تغییر رویکردها (جهت های راهبردی)

 

ردیف

              موقعیت زمانی  رویکرد

 

وضع موجود (حال)

 

وضع مطلوب (آینده)

1

 

حوزه ی فرهنگی

پراکندگی، رقابت نسبتاً منفی بین قومیّت ها و مناطق

انسجام، همکاری مثبت، وحدت در عین کثرت ملّی و منطقه ای متّکی بر سرمایه ی اجتماعی، ارزشهای دینی

2

 

حوزه ی علمی

اقتباس کننده و مصرف کننده در علم و فنّاوری

تولیدکننده، نوآوری ملّی، جامعه علمی خلّاق و فعّال

 

در حوزه ی فرهنگی می باید الگوی پراکندگی، تعارض و تضادّ اجتماعی بین احزاب و گروهها و اقوام مختلف در سرزمین به الگوی سرمایه ی اجتماعی و اعتماد، اطمینان و سازگاری و وحدت و وفاق انتقال داده شود و یکپارچگی ملّی با مشارکت فعّال آحاد اجتماعی در تمام عرصه ها با شوق و جوشش مستمر سازماندهی شود و همه ی قشرها از مواهب فرهنگی توسعه برخوردار شوند و اندیشه ی مردم سالاری دینی الگوی جدیدی در جهان کنونی به صورت کارآمد برای اداره ی جوامع معرّفی شود.       

در این صورت برقراری نظم وانضباط و ترویج کار و کوشش خالصانه و مشارکت عمومی، مبارزه با جهل و نادانی حتّی استکبار و استثمار توأم با آموزش، همه و همه در سایه ی رشد و توسعه ی فرهنگی اجتماعی جامعه فراهم خواهد شد. بنابراین توجّه بیشتر به توسعه ی فرهنگی اجتماعی به عنوان زیرساختی مطلوب و مطمئن برای توسعه ی اقتصادی و نهایتاً توسعه ی پایدار از جمله ضروریّات خواهد بود.

بنابراین توسعه ی پایدار در هر جامعه ای به خصوص کشور ایران با توجّه به چشم انداز 20 ساله یا درازمدّت، درصد فراهم آوردن راهبردها و ساز و کارهایی است که بتواند به اهداف توسعه ی پایدار همچون : عدالت اجتماعی و از بین بردن فقر و محرومیّت عمومی، تلفیق حفاظت زیست محیطی و توسعه ی تأمین نیازهای اوّلیه ی بشری و حفظ یگانگی اکولوژیکی مبتنی بر (بوم شناسی) دست یابد.

توسعه ی فرهنگی، اجتماعی با توجّه به معیارهای فرهنگی، می آموزد که تنها در روند عدالت اجتماعی و برابری و ضایع نکردن حقوق دیگران و واقف بودن به حقوق حقّه ی فردی و استفاده بهینه نه بیش از اندازه مواد مصرفی و با توجّه به نسل های آینده و مصرف نکردن بیش از اندازه ی مواد رو به کاهش، قادر خواهد بود جامعه را به توسعه ی اقتصادی و رونق بازار و نهایتاً توسعه ی پایدار سوق دهد تا از این طریق عدالت اجتماعی در جامعه حاکم شود و با فقرزدایی و حذف و محو نابرابری ها و توجّه به محیط زیست و آموزش و بهداشت و حقوق زنان و کودکان در کنار آزادی ملّت ها و مشارکت عمومی توده ی مردم در کارهای اجرایی به عنوان جزیی از پیکره ی جامعه جهت بقای و دوام جامعه در قالب ارگانیسمی که اجزاء آنها جملگی در فعّالیّت می باشند تا موجود زنده قادر باشد به حیات خود ادامه دهد به توسعه ی پایدار و ثبات دست یابیم چرا که بنا بر اقوال بسیاری از جامعه شناسان از جمله اگوست کنت پدر علم جامعه شناسی، دورکیم و اسپنسر، جامعه نیز هم چون ارگانیسم بدن موجودی است زنده از اجزایی یعنی افراد تشکیل شده است.

در این صورت جامعه ای پویا خواهد بود که اجزاء یا افراد آن از سلامت کامل برخوردار باشند چه در بُعد مادّی و چه به لحاظ معنوی و این سلامت را توسعه ی فرهنگی اجتماعی قادر است به جامعه ارزانی دارد، که توسعه ی فرهنگی خاصّ جوامع بشری است.

هرگاه توسعه ی فرهنگی، اجتماعی هم گام و هم زمان با توسعه ی اقتصادی انجام پذیرد، به حتم پس ماندگی فرهنگی یا عقب افتادگی فرهنگی نیز در جامعه مشهود نخواهد شد. اگر شاهد آنیم که بعضی از مقاطع در جامعه از نظر اقتصادی رشد و توسعه یافته ایم امّا معضلات و مشکلات به خصوص جوانان گریبان گیر جامعه است، شاید علّت آن همگام نبودن رشد اقتصادی با رشد و توسعه ی فرهنگی بوده است.

بشر اجتماعی با فرهنگی مناسب، پذیرای رشد و توسعه ی اقتصادی چه در بحث خرد و چه در بحث کلان خواهد بود و چه مکانی بهتر و مناسب تر از مکان های آموزشی به خصوص آموزش عالی و دانشگاه ها خواهد بود چرا که مکان های فوق قادراند که چنین معیارهای فرهنگی اجتماعی را در جامعه انتقال و اشاعه دهند.3    

دین مبین اسلام و ارتباط عناصر سه گانه ی «فرهنگ»، «جامعه» و «دانشگاه»

تبیین ارتباط عناصر سه گانه «فرهنگ»، «جامعه» و «دانشگاه» مقوله بنیادینی است که با وضوح و شفّافیّت آن امکان ارزیابی عملکرد دانشگاه در تقویّت ارتباط جامعه با فرهنگ خویش و در تعالی فرهنگ جامعه فراهم می گردد. ضرورت پرداختن به این موضوع وقتی بیشتر احساس می شود که هر سه ی این عوامل به صفت اسلامی متّصف گردند و فی الواقع دانشگاه رسالت خویش را بر پایه ی اصول و ارزشهای اسلامی بنیاد نهد. در صورت توجّه دانشگاه به این رسالت تاریخی خویش، امکان رفع کاستیهای عمده ای که در جامعه ی اسلامی محسوس است فراهم خواهد آمد.4

شاید بتوان از تعبیر زیبای امام (ره) که «دانشگاه مبدأ تحوّلات جامعه است» این نتیجه را گرفت که هم توجّه به
نقش ها و کارکردهای درونی و هم تأکید بر نقش ها و کارکردهای بیرونی دانشگاه در شرایط خاص کشور ما دارای اولویت و اهمیّت ویژه ای است. همین اهمیّت است که حتّی در شرایط اضطراری جنگ هم امام «دانشگاه» را مسأله ی اوّل کشور
می دانستند و همواره نیز معتقد بودند که اگر «دانشگاه یک کشوری اصلاح شود آن کشور اصلاح می شود ... و با انحراف دانشگاه کشور منحرف می شود».

دانشگاه به عنوان سرمایه عظیم ملّی، اصلی ترین نهاد تولید، توزیع و مصرف دانش است و این خود به معنای نقد دائمی افکار، اندیشه ها و دانسته ها است که به داشتن دیدی نقّادانه نسبت به جامعه و نظام اجتماعی و فرهنگی نیز منجر می شود. دانشگاه اساساً نخستین جای طرح گفتمان ها و مباحث جدید و انتقادی است و از سویی در کشور ما به دلیل ضعف یا فقدان نهادهای مدنی، این مراکز جایگزین بسیاری از نهادها بوده و به شدّت مشارکت جوّ و نقّاد است.

بدین لحاظ در راستای اعتلای فرهنگ و تمدّت اسلامی و تأکید بر نقش بی بدیل دانشگاه ها و دانشگاهیان لازم است که ابتدا نهاد علمی و نقّاد دانشگاه و فضای پرسشگر، منتقد و در عین حال آرمان گرا، ارزشی و اصلاح طلبی دانشجو و دانشگاه را به خوبی شناخت، سپس فضای علمی (آکادمیک) و مستقل این مکان علمی را در چارچوب های قانونی و به منظور تقویّت نقش دانشگاه در توسعه و انتقال آگاهی ها به رسمیّت شناخت و پس از آن، نسبت رابطه دانشگاه را با دولت و جامعه بر این اساس تعریف و تبیین و نهادمند کرد. در این راستا تکیّه بر سلامت محیط دانشگاه و نسل دانشجو و پاسخگویی به خصلت نیک اندیشی، سلامت نفس و آرمان گرایی آنها اهمیّت وافر دارد کما این که مشکلات عظیم این قشر نیز نباید مغفول و نادیده انگاشته شود. که از جمله آنها غلبه کمیّت بر کیفیّت در محیط های علمی و بی کاری خیل عظیم دارندگان مدرک دانشگاه است. بدیهی است بدون رفع این موانع و تأمین موارد پیش گفته امکان تحقّق رسالت های این مراکز ضعیف می گردد. این رسالت ها را در قلمروهای علمی، فرهنگی و اجتماعی می توان این گونه برشمرد :

ـ در وجه علمی، تنها آموزش متخصّص با پژوهش صِرف حاصل نمی شود. شناخت علمی پدیده های بی شمار آفرینش ولو در عرصه های تخصّصی معطوف به معرفت بیشتر می شوند.

ـ در وجه فرهنگی هم، نهاد دانشگاه نهادی فرهنگ ساز است و هم اساساً هدف علم آموزی رشد و تعالی فرد و جامعه و خداگونگی و سیر الی الله است.

ـ در وجه اجتماعی، لزوم برخورد عالمانه و محقّقانه با نیازهای جامعه و ضرورت های زمانه و ایفای مسؤولیّت در برابر خدا و مردم، استقرار و اعتلای نظام الهی و فرهنگ متعالی را به همراه خواهد آورد.5

کارکرد فرهنگی دانشگاه اسلامی ایران

دانشگاه به جهات متعدّدی نقش فرهنگ سازی را به عهده دارد که این فرهنگ سازی نه به معنای دگرگونی فرهنگ موجود و یا خلق فرهنگ جدید، بلکه به معنای تمرکز بر احیاء فرهنگ اسلامی و تکامل آن به همراه ارزیابی فرهنگ های بیگانه و انتخاب و معرّفی وجوه هماهنگ آنها با معارف و فرهنگ اسلامی می باشد. اهمّ ادّله ایفای این نقش عبارت از : امکان تماس و مبادله ی آراء و افکار با حوزه های دینی، امکان تبیین مختصّات فرهنگی جامعه بر مبنای تعالیم اسلامی، امکان شناسایی مختصّات فرهنگی جامعه در گذشته و حال، تماس با فرهنگ های بیگانه و آثار علمی آنان بیش از سایر اقشار جامعه، بر عهده داشتن تربیت مدیران جامعه در رده های مختلف، ایفای نقش در تربیت نسل آتی، ایفای نقش به عنوان یکی از مهمترین مبادی ورود علوم و فنون از ممالک بیگانه و بالنتیجه در اختیار داشتن امکان ارزیابی آنها در جهت نشر نکات مثبت و حذف نکات منفی آنها می باشد.6

کارکردهای اجتماعی دانشگاه اسلامی ایران

  1. دانشگاه از طریق ارتقای آگاهی های عمومی جامعه به کاهش آسیب پذیری های فرهنگی کمک می کند. همچنین از طریق همگانی کردن علم می تواند به پرکردن شکاف طبقاتی مساعدت نماید.
  2. این نهاد، بی تردید به برقراری نظم اجتماعی درونی متّکی به تعادل در نظام قشربندی اجتماعی و ایجاد هماهنگی میان اجزای آن از قبیل قدرت، ثروت، منزلت و معرفت کمک می نماید.
  3. دانشگاه با ارائه ی الگوهای رفتاری متعادل و کارآمد به اجتماعی شدن افراد، هم سو با اهداف و ارزش ها و باورهای ذهنی درست، عمق و سرعت می بخشد. دانشگاه به جامعه آموزش می دهد که چگونه با دیگران ارتباط مفهومی و کلامی و اجتماعی مفید برقرار کنند و از انزوا و پرخاشگری دوری کنند.
  4. دانشگاه از طریق آموزش، پژوهش و فعالیّت های فرهنگی، نوعی نظارت اجتماعی را بر جامعه اعمال
    می کند.
  5. آموزش عالی از طریق آموزش های فراگیر خود به هماهنگ تر شدن خرده فرهنگ ها کمک
    می کند.
  6. دانشگاه از طریق تحکیم روابط قراردادی (در مقابل روابط غیرقراردادی) و کاهش روحیه ی قانون گریزی و اشاعه شیوه های حقوقی به جای روابط و شیوه های شبه حقوقی به ارتقای نظم اجتماعی و امنیّت کمک می کند.
  7. دانشگاه ها در کنار حوزه از طریق مهیا کردن فلسفه اجتماعی جامعه که حاکم بر رفتارهای سیاسی واجتماعی و فرهنگی آنان است و همچنین معرّفی ارزش های مشترک دینی و انقلابی به ارتقای سطح همبستگی اجتماعی می پردازند و از طرف دیگر با معرّفی، حفظ و بازتولید سنن و میراث فرهنگی و علمی به پرکردن شکاف نسل ها مساعدت می نمایند.
  8. نهاد دانشگاه می تواند با نقد سیاست های عمومی، به تصحیح جهت گیری های نامناسبی بپردازد که مولّد عدم تعادل و توسعه نیافتگی هستند.

همچنین دانشگاه می تواند با ساماندهی گرایشات متعارض در کشور و نزدیک کردن آنها به یکدیگر و تقویّت فرآیندهای عقلانی تصمیم گیری زمینه های وفاق ملّی را مهیّا نماید.7

نتیجه

یندهاآ

دانشگاه یک سازمان بزرگ اجتماعی و برخوردار از کارکردهای فراوان فرهنگی و اجتماعی است. تأثیرات نهاد دانشگاه بر تحوّلات اجتماعی و متقابلاً تأثیرپذیری آن از جامعه، قابل انکار نیست. دانشگاه امروزه نقش ویژه و منحصر به فردی در تربیت رهبران ملّی، چرخش نخبگان، تکوین و تکامل فرهنگ و ارزش های اجتماعی، بهبود امنیّت و وفاق اجتماعی، ارتقای سطح آگاهی های عمومی، رفع نابرابری اجتماعی و اقتصادی و شکل دهی به تحوّلات سیاسی دارد.

در اسناد بین المللی مربوط به آموزش عالی، از التزام اجتماعی دانشگاه، و ارتباط فعّالیّت این نهاد با مسایل و انتظارات اجتماعی دانشگاه، و (از جمله بیانیّه ی جهانی علم در 1999 و سمینار آموزش عالی در قرن 21) علاوه بر کارکردهای آشکار آموزش عالی، حجم کارکردهای پنهان آن نیز نباید از نظر دور داشته بشود. نقش دانشگاه در تحوّلات اجتماعی نقشی فعّال و پیشتازانه است، امّا تعیین تحوّلات اجتماعی که دانشگاه در آن تأثیر عمده دارد و موشکافی ابعاد تحوّل و تعیین تأثیرات دوسویه، تنها از طریق پژوهش های دامنه دار علمی میسّر است. خصوصاً در کشور در حال گذار ایران: جنبه های عمومی این تحوّل ممکن است در بستر اقتضائات و شرایط بومی، اشکال پیچیده تری به خود بگیرد.

      من ا... التّوفیق

       زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

                                                                  دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

پانوشت ها

1-     دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد 2، صص 33، 188، 189، 348

2-     دانشگاه ایرانی، صص 100تا 104، 148تا 152

3-     مجموعه مقالات چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، صص 113، 114، 267، 271 تا 274، 305، 307، 312

4-     دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد 2، ص 499

5-     دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد 1، صص 32 تا 34

6-      دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد 2، صص 499، 500

7-     دانشگاه ایرانی، ص 77

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1-     دانشگاه ایرانی، غلامرضا ذاکر صالحی، تهران، کویر، چاپ اوّل، 1383

2-     مجموعه مقالات چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان، تابستان 1387

3-     مجموعه مقالات دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد1، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، چاپ اوّل، آذر 1378

4-    

 

مجموعه مقالات دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، جلد 2، وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری، چاپ اوّل، خرداد 1379



نوشته شده توسط زهرا خلفی در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588