با سمه تعالی
قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
چکیده:
نگرش مردمدارانه به عالم، همان قدر نادرست است، که نگرش زن مدارانه ؛ و اگر جنسیت در فراگرد معرفت موثّر است، معرفت مردانه به همان میزان در معرض خطاست که معرفت زنانه.
نگره اسلام در زمینه ی حقوق و مسایل زنان و مردان نه مردسالارانه است و نه زن مدارانه؛ بلکه منظری است «انسان نگر» ؛ چرا که حیات و سرنوشت زن و مرد به هم پیوند خورده و درآمیخته است، و این جفت ، جدای از هم باقی نخواهند ماند.a
دین انسانگر است و بر این اساس هر ظلمی در حق زنان یا مردان را ظلم در حقّ انسان
می بیند، همان گونه که هر ستمی در حق مرد را نیز ستمی بر انسان می داند. این به آن معناست که بیداد علیه زنان از ناحیه هر کس، همان ستم بر مردان است و ستم بر مردان ، همان بیداد بر زنان. با نظر به سازمان خلقت، زن و مرد یک کلّ را تشکیل می دهند که سود یا زیانشان در گرو یکدیگر است . با این نگاه ، دفاع از حقوق حقّه زنان همان دفاع از حقوق مردان خواهد بود در نتیجه سخن گفتن از حقوق زن، در «مقابل» حقوق مرد، نه ممکن است نه مشروع، بلکه این بار باید از حقوق انسان سخن گفت .
اگر از نظر انسان شناسی دینی به زن و مرد بنگریم، دیگر هیچ یک در تضاد با دیگری مطرح
نمی شوند. بلکه سرنوشت آنان به یکدیگر گره خورده است. از منظر دین، انسان خلیفة الله است؛ موجودی که خداوند او را به منزله اشرف موجودات آفریده است. بسیاری از خطاب های قرآن که انسان را از آن روی که انسان است، طرف سخن قرار داده، زن و مرد را با هم در نظر آورده و با تعابیری هم چون «یا ایّها النّاس» که خطابی عام است، مخاطب قرار داده است. به این ترتیب نگرش شریعت به حقوق انسان ها، اساسا نگاهی جنسیتی به شمار نمی آید.
امّا فمنیسم بر این باور است که برای رسیدن به خط تعادل قبل از هر چیز نیاز به بر کناری دین از حوزه زندگی است و بر این اعتقاد است که مادامی که دین در زندگی وجود داشته باشد امکان دستیابی به خط تعادل برای زنان وجود ندارد. چالش نهادین فمنیسم با احکام وحی در نوع افراطی به ستیزه با پروردگار و اراده او در آفرینش است.
این پنداری خطا است که هر نوع تلاش به منظور احقاق یا احیای حقوق نادیده گرفته شده و یا از دست رفته زنان را فمنیسم بدانیم زیرا در ادیان آسمانی نظیر اسلام به کرّات و به انحای مختلف بر رعایت حقوق و نیازهای ویژه زنانه و توجّه به موقعیت و مرتبت وجود انسان تاکید گردیده است. اما چون نظام حقوق و تکالیفی که اسلام برای زنان تعریف می کند و اساسا تبیین آن، منطبق بر طبیعت و سرشت زن در پرتو نگرش الهی به بشر و گوهر قدسی فطری انسانی و شریعت دین است، به هیچ روی نمی توان و نباید آن را فمنیسم نامید.
به امید آنکه زنان و مردان ، همگام و هم زبان، کمر همّت بر بسته، دست اراده از آستین عمل به درآورند طومار نادرستی ها و ناراستی ها را در هم پیچیده افق های ناگشوده موفّقیت و رشد را بر نسل های آینده بگشایند و پرچم رسالت صحیح انسان را بر بام مسئولیت های برین برافرازند.
من ا... التّوفیق
زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
|
با سمه تعالی
با سمه تعالی
قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
چکیده:
نگرش مردمدارانه به عالم، همان قدر نادرست است، که نگرش زن مدارانه ؛ و اگر جنسیت در فراگرد معرفت موثّر است، معرفت مردانه به همان میزان در معرض خطاست که معرفت زنانه.
نگره اسلام در زمینه ی حقوق و مسایل زنان و مردان نه مردسالارانه است و نه زن مدارانه؛ بلکه منظری است «انسان نگر» ؛ چرا که حیات و سرنوشت زن و مرد به هم پیوند خورده و درآمیخته است، و این جفت ، جدای از هم باقی نخواهند ماند.a
دین انسانگر است و بر این اساس هر ظلمی در حق زنان یا مردان را ظلم در حقّ انسان
می بیند، همان گونه که هر ستمی در حق مرد را نیز ستمی بر انسان می داند. این به آن معناست که بیداد علیه زنان از ناحیه هر کس، همان ستم بر مردان است و ستم بر مردان ، همان بیداد بر زنان. با نظر به سازمان خلقت، زن و مرد یک کلّ را تشکیل می دهند که سود یا زیانشان در گرو یکدیگر است . با این نگاه ، دفاع از حقوق حقّه زنان همان دفاع از حقوق مردان خواهد بود در نتیجه سخن گفتن از حقوق زن، در «مقابل» حقوق مرد، نه ممکن است نه مشروع، بلکه این بار باید از حقوق انسان سخن گفت .
اگر از نظر انسان شناسی دینی به زن و مرد بنگریم، دیگر هیچ یک در تضاد با دیگری مطرح
نمی شوند. بلکه سرنوشت آنان به یکدیگر گره خورده است. از منظر دین، انسان خلیفة الله است؛ موجودی که خداوند او را به منزله اشرف موجودات آفریده است. بسیاری از خطاب های قرآن که انسان را از آن روی که انسان است، طرف سخن قرار داده، زن و مرد را با هم در نظر آورده و با تعابیری هم چون «یا ایّها النّاس» که خطابی عام است، مخاطب قرار داده است. به این ترتیب نگرش شریعت به حقوق انسان ها، اساسا نگاهی جنسیتی به شمار نمی آید.
امّا فمنیسم بر این باور است که برای رسیدن به خط تعادل قبل از هر چیز نیاز به بر کناری دین از حوزه زندگی است و بر این اعتقاد است که مادامی که دین در زندگی وجود داشته باشد امکان دستیابی به خط تعادل برای زنان وجود ندارد. چالش نهادین فمنیسم با احکام وحی در نوع افراطی به ستیزه با پروردگار و اراده او در آفرینش است.
این پنداری خطا است که هر نوع تلاش به منظور احقاق یا احیای حقوق نادیده گرفته شده و یا از دست رفته زنان را فمنیسم بدانیم زیرا در ادیان آسمانی نظیر اسلام به کرّات و به انحای مختلف بر رعایت حقوق و نیازهای ویژه زنانه و توجّه به موقعیت و مرتبت وجود انسان تاکید گردیده است. اما چون نظام حقوق و تکالیفی که اسلام برای زنان تعریف می کند و اساسا تبیین آن، منطبق بر طبیعت و سرشت زن در پرتو نگرش الهی به بشر و گوهر قدسی فطری انسانی و شریعت دین است، به هیچ روی نمی توان و نباید آن را فمنیسم نامید.
به امید آنکه زنان و مردان ، همگام و هم زبان، کمر همّت بر بسته، دست اراده از آستین عمل به درآورند طومار نادرستی ها و ناراستی ها را در هم پیچیده افق های ناگشوده موفّقیت و رشد را بر نسل های آینده بگشایند و پرچم رسالت صحیح انسان را بر بام مسئولیت های برین برافرازند.
من ا... التّوفیق
زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
|
قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
قال رسول الله (ص) انّی تارکٌ فیکم الثّقلینِ کتابَ الله و عترتی اهلَ بیتی ما اِن تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً.
رسول خدا فرمود که قرآن و عترتم را دو یادگار برای شما گذاردم تا بدانها تمسّک جوئید و هرگز گمراه نشوید.
آیا ما مسلمانان چنین عمل کرده ایم و تمسّک به قرآن و اهل بیت نموده ایم پس این همه گمراهیها برای چیست؟
قدری فکر کنید که تمسّک چگونه حاصل می شود؟ آیا خواندن قرآن و اقامه مجالس به نام پیشوایان دین ما را کفایت است که دیگر گمراه نشویم یا نه تمسّک معنایی دقیقتر و عمیقتر دارد؟
تمسّک به دو یادگار پیامبر عمل به قوانین قرآن است و از اهل بیت پیروی دقیق کردن که بدون این نمی توانیم شیعه علی باشیم.
و از طرفی همراهی این دو در هدایتها شرط اساسی است . هم قرآن را متمسّک باشیم و هم اهل بیت را پیرو. آنچه مشاهده می شود گروهی از مسلمانان فقط قرآن را گرفتند و «حسبُنا کتابُ الله» گفتند و گروهی دیگر به قرآن بی اعتنا شدند و به اهل بیت اخلاص ورزیدند که این هر دو گمراهند و راه حق نیافتند باید هر دو را همراه هم پیرو شد تا به سعادت حتمی دست یافت.
چون قرآن و عترت دو ودیعه ی به هم پیوسته و دو همتای ناگسستنی هستند و
سیرو صیروریت آنان هم سو و هم شانه ی یکدیگر در جهت اقیانوس بی کران و بی جهت سیرالهی است، بنابراین سرچشمه ی نظرگاههای اهل بیت پیامبر (ص) از قرآن کریم نشئت گرفته و از آب مَعین و زلال دریای لایزال کتاب وحی سرشار گشته است. این دو وارث گرانبها از
رسول گرامی (ص) فروزنده ی راههای ظلمانی و مسیرهای ضلالت انسانهاست. سفارش و توصیه ی پیامبر اعظم (ص) در تمسّک به این دو وزنه ی وزین ،صراط مستقیم را می نمایاند و دستاویز مستحکمی برای انسان ظلوم و جهول است. اندیشه عترت و اهل بیت از اندیشه ی قرآن منفک نیست و پیوندشان آنچنان به هم گره خورده که هرگز مانع ورادعی در میانشان جدایی نخواهد افکند. پس نگرش قرآن نسبت به زن چیزی جدا از دیدگاه اهل بیت مطهّر نیست.
با توجّه به شکوفه های دلنشین آیات در مورد زن و جریان جنبش فمینیسم در عصر حاضر به بررسی این مقوله می پردازیم.
1- تساوی حقوق زن و مرد در اسلام:
در اسلام تساوی ارزشی بین زن و مرد ، یک اصل اساسی است و جزء اصول مسلّم دینی به حساب می آید و راه ترقّی برای زن و مرد یکسان است ، در این مورد می توان به آیات ذیل استناد نمود:
«انّ اکرمکم عندالله اتقیکم». «انّی لا اُضیع عَمَلٍ عاملٍ منکم من ذَکَرٍ اَو اُنثی»،«مَن عمِل صالحاً من ذَکَرٍ و اُنثی و هو مؤمنٌ فلنُحیینّه حیاةً طیّبةً و لَنجزینّهم اجرهم باحسن ماکانوا یعلمون»،
«و مَن یعمَل من الصّالحات من ذکرٍ او اُنثی و هو مؤمنٌ فاولئک یدخلون الجّنه و لا یُظلمون نقیراً».
این آیات بیانگر تساوی حقوق زن و مرد است. در این آیات زن و مرد با هم ذکر شده اما این دو موجود از نظر طبیعی و جسمی با هم تفاوتهایی دارند که این موضوع اجتناب ناپذیر است، این تفاوتها اقتضای تقسیم مسئولیت ها و تربیت نظامهای اجتماعی را طلب می کند . «تبعیض» موقعی به میان می آید و تحقّق می یابد که در صورت تساوی توانایی ها و استعدادها ، یکی را بر دیگری ترجیح بدهیم . لحاظ نکردن توانایی و استعداد و چشم پوشی از نوع مسئولیت ، موجب تبعیض
می شود. زن و مرد که مکمّل یکدیگر هستند و همانند لباس، جبران کننده کمبود و مایه آرامش هم می شوند، یکی از سمتهایی که بر زن روا داشته می شود، این است که از زن بخواهیم مسئولیتی را بپذیرد که با خلقت طبیعی او سازگار نباشد. مرحوم استاد شهید مطهّری پیرامون حقوق زن و تساوی آنها با حقوق مردان، می فرماید:
«در مکتب اسلام، زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق متساوی بهرمندند، اما آنچه که از نظر اسلام مطرح است، این است که زن و مرد به دلیل این که یکی زن و دیگری مرد است و خلقت و طبیعت آنها یکسان نیست ، در برخی حقوق و تکالیف و مجازاتها دارای تفاوت هستند. در دنیای غرب اکنون سعی می شود که میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقرّرات و حقوق و وظایف ، وضع واحد مشابهی به وجود آورند و تفاوت های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. علیهذا، آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفداران سیستم غربی از طرف دیگر ، مطرح است، مساله وحدت و تشابه نقش اجتماعی زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها، و کلمه تساوی حقوق ، یک عنوان «تزویرآمیز» است که برای تساوی نقش در جامعه گذاشته شده است».
مرحوم شهید مطهّری در آن زمان بر نکته ای اشاره داشته اند که این برنامه ها نوعی تزویر و فریب است، آنان تساوی حقوق را مدّ نظر ندارند بلکه تشابه حقوقی را در نظر دارند. اسلام ضمن این که زن و مرد را برابر و از یک جنس می داند ، اما این دو را مکمّل یکدیگر قرار می دهد تا بتوانند راه تعالی را بپیمایند.
با مطالعه منابع دینی در می یابیم که اسلام و قرآن نه تنها نسبت به زنان نگرش توام با اکرام و احترامی خاص دارد، بلکه در برابر آراء و عقاید تحقیرآمیز سایر فرق و مذاهب نسبت به طینت و سرشت و خلقت و به طور کلی امور مربوط به زنان ساکت نبوده است.
دین اسلام دینی است که به پیامبرش فرمان بیعت با زنان را می دهد و می فرماید : . . . . . فَبایِعهُنَّ . . . . و این نشانگر آن است که در این شریعت زنان حق دارند که در سرنوشت جامعه ی خود شریک و در چرخاندن پایه های اجتماع خود سهیم شوند. این بیعت که در واقعه ی فتح مکّه انجام گرفت و بیعت النّساء نامیده شد، یعنی دادن مسئولیت و خواستن انجام وظیفه از زن در اجتماع که نمودار نهایت احترام به مقام و منزلت زن است.«اسلام وقتی از زن بیعت می گیرد، در حقیقت به او اعلام می کند که تو یکی از خشت های بنای اسلامی ، باید سهم خود را در استواری و نگهداری این بنیان ایفا کنی. اسلام زن را به عنوان عضو موثّر جامعه پذیرفته و او را در امر مهم سرنوشت ساز بیعت شریک ساخته است».
بیعت پیامبر (ص) چه قول و چه در فعل با زنان به مفهوم مشروعیت حاکمیت و شرکت زنان در امر حکومت و اجتماع می باشد.
هنگامی که قرآن می فرماید: « . . . و لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنَّ بِالمَعروفِ . . . .» و برای زنان است حقّی از معروف و خوبی همانند آنچه برای مردان هست، پس چگونه می توان ارج نهادن به حفظ کرامت و حقوق زن را در اسلام نادیده گرفت؟ این آیه می فهماند زنان هم بهره ی خاص خود را دارند و اگر منصفانه اندیشه کنند، کمبودی ندارند. هر کمبودی که خیال کنند، با بهره ی خاص دیگر جبران شده است.
اجتماعی که منزلت زن را نشناسد و سدّی در برابر تکامل و پیشرفت زنان باشد و به زن اجازه ندهد که قابلیت ها و ارزش های انسانی خود را ظهور سازد، اجتماع کاملی نخواهد بود. در حالی که در قرآن درباره ی عظمت حقوقی و اجتماعی زن در سوره ی نساء آیات 7 و 19 و 32 سخن رانده است.
در فرهنگ اسلام زن و مرد در متن خلقت و تکلیف و وظیفه مساویند چنانکه در بخشی از
سوره ی نساء آیه 1 می فرماید: ای مردم ( از زن و مرد) پروا کنید از خداوندی که شما را از نفس و
ریشه ی واحد و یگانه آفرید، پس از آن از همان ریشه همسرش را آفرید. . .
در بخش مسائل اجتماعی ، قرآن ما را متوجه کرده و می فرماید : با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهید و اگر خوش آیندتان نیست که در مجامعتان شرکت کنند، این کار ناخوشایند را بکنید چرا که ممکن است خیر فراوانی در کار باشد و شما ندانید.
( وَ عاشِروهُنَّ بِالمَعروف).
این معاشرت، اختصاصی به مسائل خانوادگی ندارد. گاهی تعصّب جاهلی یا رواج فرهنگ ناصواب یا تعصّب خام مانند آن، به مرد این چنین تلقین می کند که تو نمی توانی با زن در یک موسّسه کار کنی . یا زن در جامعه نمی تواند حضور فعّال داشته باشد.
قرآن کریم در این زمینه می فرماید، این گونه از تعصّبات رسومات جاهلی را که فرهنگ باطل است بزدایید و اگر خوشتان نمی آید که آنها مانند شما سمتی داشته باشند ، این امر را عمل کنید شاید خیر فراوانی در این کار باشد و شما نمی دانید .
چیزی را که عقل به رسمیت می شناسد و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده ، معروف است و چیزی را که عقل و دین به رسمیت نمی شناسند، منکر و ناشناخته است.
قرآن می فرماید: با صنف زن طوری رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد این قشر عظیم را منزوی نکرده و با آنها بدرفتاری نکنید.
در قرآن مجید از ولایت مؤمنان و مؤمنات بر یکدیگر سخن به میان آورده است.
«. . . وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیاءُ بَعضٍ . . . »
امّا متاسّفانه عبارات مجعول که زن (جنس ضعیف) و جنس دوم است و شایستگی شرکت در امور سیاست و مشارکت در تصمیم گیری سیاسی را ندارد، به واسطه کسانی مطرح می شود که با تفکّر متحجّرانه و قشری نگری عمق و هسته ی دین را رها می کنند و به ظاهر و رویه آن
می چسبند و سدّ راه اندیشه ی ناب اسلام و شرکت و حضور زنان می شوند.
قرآن همان گونه که مردان را مالک درآمد و کسب و کار سرمایه ای خویشتن قرار می دهد، زنان را هم مالک اموال و منافع مختلف و کسب ها و تجارتهای خویش می داند و در این مورد
می فرماید: «هر کس از زن و مرد از آنچه اکتساب کند، بهره مند شود».
پس قرآن مجید در این آیه کریمه ، مردان و زنان را در نتایج کار و فعّالیّتشان ذی حق می داند.
زن امروز و فمینیسم
با پیدایش نهضت علمی – فلسفی «حقوق بشر» از قرن هفدهم میلادی با توجّه به گرایش های کلّی جوامع «زن» به عنوان انسان درجه دوم ، فعّالیّت های سازمان یافته ای برای احقاق حقوق زنان در قرن نوزدهم و بیستم شکل گرفت.
این نهضت به نام feminism که از ریشه femina یعنی زن یا جنس مونّث می باشد معروف است.
این واژه نخستین بار در سال 1872 توسط الکساندر دوما (دومای پسر) نمایش نامه نویس و رمان نویس فرانسوی به کار برده شد که اعتراض به عدم وجود حقّی برای زنان در اعلامیه حقوق بشر فرانسه بود.
از نظر تاریخی فمینیسم در دو مرحله تکاملی قرار داشته است:
1- مرحله شروع از اوایل قرن نوزدهم تا اندکی پس از جنگ جهانی اول.
2- جریان های فمنیستی از سال 1908 به رهبری سیمون دو بوار.
اگر چه در سال 1948 در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد ، تساوی حقوق زن و مرد با صراحت بیان شده است ولی با توجّه به عدم ضمانت اجرایی و اعتبار حقوقی ، معاهدات دیگری مانند کنوانسیون حقوقی سیاسی زنان و کنوانسیون رضایت برای ازدواج اندکی بعد مطرح شد.
فمینیسم یک جنبش اجتماعی – سیاسی می باشد که معتقد است که زنان تحت سلطه مردان قرار دارند و این امر قابل پذیرش نمی باشد و باید به گونه ای تغییر یابد که زنان بتوانند به طور دلخواه به زندگی خود کنترل کامل داشته باشند. و در نتیجه امکان و فرصت بیشتری برای فعلیت بخشیدن به تمامی قابلیت های انسانی خود به دست آوردند.
در این راستا فمینیسم در مرحله ی اوّل، تبیین علّی نابرابری زنان با مردان و از سویی یه ستم جنسی به زنان می پردازد و از سوی دیگر به ارائه راهبردهای محو این دو پدیده می پردازد.
نهضت فمینیسم همواره در تلاش برای اثبات همسانی نقش زن و مرد می باشد و تاریخ و ادیان را نگارش و تفسیری از ستم بر زنان و عدم احقاق حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان
می داند.
در صورتی که در تاریخ ،همسانی نقش زن و مرد در هیچ برهه ای دیده نشده است. حتّی با بررسی مقاطعی در جوامعی که رسم الهه پرستی داشته اند، زنان یا جنس مونّث به عنوان الهه پرستش می شده اند ولی این امر ثابت نمی کند که زنان زمانی بر مردان تسلّط داشته اند که مورد تحریف تاریخ واقع شده باشد.
از عوامل عمده ای که زمینه ساز بروز پدیده ای رادیکال به نام فمینیسم شد می توان از عوامل زیر یاد نمود.
1- نابرابری شغلی بین زن و مرد
2- دستمزد کمتر زنان در شرایط کار مساوی با مردان
3- محرومیت زنان از مشاغل حرفه ای پر درآمد و تمرکز بر مشاغل کم درآمد و غیر فنّی
4- اخراج بیشتر زنان در رکود اقتصادی
5- نابرابری جنسی در آموزش و محیط های آموزشی
6- تفاوت محتوای درسی و نحوه برخورد محیط آموزشی
7- مشارکت سیاسی و مشارکت در حوزه قدرت
8- ستم جنسی مانند ضرب و جرح و قتل
در این حوزه، مکاتب مختلفی در فمینیسم پدیدار شد که شامل فمینیسم لیبرال ، فمینیسم مارکسیت ، فمینیسم رادیکال، فمینیسم سوسیالیست، فمینیسم اگزیستانسیالیست، فمینیسم روانکاوانه و بالاخره فمینیسم post modern و فمینیسم اسلامی گردید.
در این مکاتب فمینیسم در یک طرف سیمون دو بوار معتقد است که کسی زن به دنیا نمی آید. بلکه زن می شود از طرف دیگر فمینیسم post modern با گذر از چالش های مکاتب دیگر فمینیسم به این موضوع رسیده است که از آنجایی که زن موجودیتی سیّال دارد، لذا هویت زن به عنوان مستقل تحت تاثیر سن، قومیت، طبقه، نژاد، فرهنگ، جنسیت و تجربه شخصی می باشد که به خاطر ناتوانی از درک وجه مشترک بین تمام زن ها یعنی زن بودن تفاوت گسترده بین زنان و تجربه آنان را از ستم نادیده انگاشته است.
در طول حرکت های فمینیستی دستاوردهای علم زنان اروپایی عبارتند از:
1- جداسازی روابط جنسی از تولید مثل
2- آزاد کامل زنان در امور جنسی از جمله حقّ تسلّط بر بدن و روابط جنسی
3- کاهش ازدواج و زاد و ولد در مقابل افزایش آمار طلاق
4-
ایجاد سازمان ها و نشریات زنانه که مرجع فمینیسم را تا اقصی نقاط جهان می رساند.
5- کسب قدرتهای اقتصادی و سیاسی.
در سال 1979 میلادی، کنوانسیون محو کلّیه اشکال تبعیض علیه زنان به تصویب سازمان ملل معتقد رسید که این معاهده که در 30 مادّه تنظیم شده، اگر چه بر اهمّیت نهاد خانواده تاکید دارد امّا خواهان مسئولیتهای برابر زن و مرد در خانواده و محیط اجتماعی است. شایان ذکر است که در بررسی که در سال 1376 در شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با نظر کارشناسان و علمای حوزه علمیه شد، بیش از هفتاد مورد مغایرت این معاهده با قوانین داخلی و بیش از چهل مورد مغایرت با احکام شرعی بود که ایران به این معاهده رسماً الحاق نشد.
جنبش رادیکال فمینیسم اگر چه باعث احقاق حقوق نابرابر زنان تا حدی شد ولی در این راستا به لجام گسیختگی هم دامن زد که زن با شعار جنس برابر مرد مورد سوء استفاده قدرت های اقتصادی جهت کسب درآمد بیشتر از توانمندی های زن با پرداخت حقوق کمتر، حضور بیشتر افراد جامعه در جامعه کارگر جامعه و استفاده ابزاری از «صفات زنانه زن» برای کسب درآمد بیشتر مانند sex tourism ، pornography، آگهی های رادیو، تلوزیون شد.
اشاره مختصر به مواردی که منجر به تضییع بیشتر حق زنان در جریان فمینیسم شده است، خالی از لطف نیست.
1- افزایش تجاوز یا تهاجم جنسی
2- ازدواج بدون پیوند زناشویی
3- دگرگونی نقش های زنانه و مردانه
4- ایجاد تقابل بین زن و مرد
5- تغییر نظام ارزشی و تزلزل خانواده
6- مشکلات اقتصادی زنان با شرایط نابرابر اقتصادی کار زنان
7- تغییر چهره ظلم بر ضد زنان (sex tourism ، قاچاق زنان و دختران ، صنعت pornography)
8- سوء استفاده قدرت های سیاسی
از نظر اسلام اگر چه تفاوت های بیولوژیکی که عمدتا به ویژگی هایی همچون قدرت جسمی و تمایلات جنسی بین زن و مرد را می پذیرد ولی به هیچ وجه در اسلام برای این تفاوت ها بار ارزشی قائل نشده است.
اگر چه تفاوت در مورد نکاح و طلاق، ارث، قضاوت، شهادت در اسلام وجود دارد ولی این موارد بنا به لحاظ حفظ مصالح اجتماعی که در گروه تمایز جنسیتی می باشد گذاشته شده است و در جایی که سخن از فضائل و ارزش های انسانی که فراتر از جنسیت افرادند، چیزی جز اصل برابری حکومت نمی کند. همچنانکه در سوره احزاب آیه 35 آمده است:
«همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان ، مردان فرمانبردار خداوند و زنان فرمانبردار خداوند، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار یاد خدا می کنند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است».
اسلام مکتبی انسان ساز می باشد که مسلمان معتقد چه زن و چه مرد کمال و تعالی خود را نه در بریدن از پیوندهای طبیعت و آزادی از مسئولیت ها و محدودیت های اجتماعی ، بلکه کسب خشنودی خداوند جستجو می کند لذا معیار برتری در اسلام صرفاً تقوا و پرهیزکاری است و این امر برای مرد و زن یکسان است.
از طرف دیگر نابرابری های جنسی ستم آلوده و ستم جنسی به معنی اخص کلمه یعنی خشونت آزار و تجاوز جنسی و استفاده ابزاری از جنسی چه مرد چه زن در اسلام مذموم و محکوم است.
فمینیسم در چالش اسلام
سرشت فمینیسم ، تضاد با دین و ستیز با احکام شریعت است، مسیحیت غرب در رویارویی با فمینیسم، دوران ستیز رنسانسی را پشت سر نهاد. چالش احساسی فمینیسم با اجکام وحی ، در نوع افراطی ، به ستیز با پروردگار و اراده او در آفرینش می انجامد. چالش های فمینیسم با اسلام در محورهای زیر است:
الف) اصول و مبانی فکری که در خصوص قرآن کریم تجلّی دارد.
ب) احکام حقوقی و فقه برنامه ای شدن نصّ قرآن مجید، بر اساس سنّت معصوم و تحمّل و اجماع است.
ج) ناسازگاری اسلام ، با ارزشها و نگرش غرب.
تمدّن اسلامی برخاسته از نگاه مبنایی اسلام است. در دین پاک و مقدّس اسلام نوعی
(تساوی نگری) به انسان در سیر الی الله و خلیفة الله بودن آدمی تجلّی دارد، مؤمنان اعم از زن و مرد در زندگی هدفمند به دنیا به مثابه غایت هستی که معبری جهت رسیدن به کمال مطلوب است
می نگرند. در این حرکت عملی با تقواترین افراد برترین آنها هستند چه زن و چه مرد تفاوتی ندارد.
اسلام دینی کامل است و بر همین اساس اعتقادات محوری ترین و اساسی ترین شالوده ی آن را تشکیل می دهد. جهان بینی خاصی که هر دینی از جمله اسلام از خود ارائه می دهد جهت دهنده و سمت و سو دهنده به احکام عبادی و معامله ای آن دین می باشد. اما فمینیسم التزام خاصی بین متعبّد شدن و احقاق حقوق زنان نمی یابد.
اسلام حقّ مالکیّت زن را تایید کرده و بر آن تاکید می نماید و برای زن در قبال همسرش مطالبه حقّ الزّحمه و دستمزد نماید. در حالیکه در مسیحیت محدودیت هایی در باب زنان اعمال می گردیده، به همین حاطر است که مواضع تند روانه فمنیستی به عنوان عکس العمل در برابر محدودیت های شدید اجتماعی و نیز مضایقه های اقتصادی در غرب شکل می گیرد. دادخواهی اقتصادی زنان فمنیست در عصر کنونی با تمام دیرینگی خود، از مواضع سیمون دوبوار متاثّر است. آن هنگام که وی اعلام می کرد : ( آزادی زنان از شکم آغاز می شود)
اسلام به لحاظ ابتناء خود بر جهان بینی الهی و با عنایت به این که به عنوان یک دین متکفّل بیان حقایق هستی و ارائه راهکارهای مطمئن برای رستگاری بشریت است، به عنوان مسائل روانی انسان ها از جمله زنان در چارچوب و حیطه ی خاصی می نگرد. از نظر اسلام دانستن معتقدات دینی همچون کیفیت خلقت و هدفمندی آن – خدا محوری و این که سیر صدور موجودات امکانی از خالقی که مستجمع نظام صفات کمالی به نحو کامل و تمام بوده و انسان ها در سلوک و سیر صعودی خود به سوی همان کمال بی همتا رهسپار می باشند و همگی به فیض لقاء پروردگارشان خواهند رسید و نیز تلقّی تکلیف از وحی الهی لازمه ی باور داشت نبوّت به عنوان عامل هدایت انسان می باشد، ذهن یک انسان معتقد و دین باور را دارای ثبات و آرامش و آکنده از شور و شوق پاک زیستی و اشتیاق وصف ناشدنی برای خداگونه شدن می کند و بدین ترتیب مهمترین عامل تسکین و تسلّای روان آدمی است و احساس اتّکا و به معبودی محبوب و بی همتا است ولی فمنیسم، بهداشت روانی انسان را تنها در رضایت مندی حاصل از اتّکا به خود بدون هر گونه وابستگی به شوهر – آزادی عملکرد و رفتار – استقلال اقتصادی – آزادی تنظیم خانواده و سایر مواردی که از آنها به عنوان اهداف فمنیسم یاد شده و در معدودی از گرایش های فمنیستی در احساس ماهرانه و . . . جستجو می کند.
اسلام در این زمینه نسبت به زن و مرد قائل به تساوی جوهره و تفاوت در وظیفه است، اما
فمنیست ها قائل به برابر دو جنس هستند.
در ایران نوعی از فمنیسم شکل گرفته که خود را فمنیسم ایرانی می نامد امّا الزاماً اعتقادی به اسلام ندارد و بحث سکولازیسم و جدایی دین از حوزه ی اجتماعی را مطرح نموده و آن را تنها راه پیشرفت زنان ایرانی می داند. این افراد به دنبال نگاه کاملا غرب گرایانه به زن و خانواده هستند و به بیان تشابه بین حقوق زن و مرد می پردازند. امّا این افراد توجّه ندارند که با پذیرش یک سری مباحث وارداتی، با از بین بردن عقاید فرهنگی – اجتماعی زنان مسلمان ، مشکلات بی شماری را برای زن ایرانی به بار آورده و نهایتا او را با این چالش ها دوباره به اسارت کشیده اند.
نکته دوّم آن که با دفاع های عجولانه و سطحی و عمومی، سبب جذب بسیاری از زنان جوان و به انحراف کشیدن آنان گردیده است.
نکته ی سوّم اینکه پیامدهای پنهان و آشکار فمنیسم باعث تضعیف جدّی نهاد خانواده گردیده و به تبع آن آسیب پذیرتر شدن روابط افراد خانواده شده است، در این میان بیش از هر گروهی ، بر کودکان این اجتماع اجحاف گردیده که به علّت تنش های خانواده نمی توانند به درستی از تربیت بر خوردار شوند.
و در خاتمه می توان گفت که اسلام دین جامعی است که با توجه به طبیعت و نهاد آدمیان مشاغل و کارهای متناسب با آنان را پیشنهاد می کند و از تضیع حقوق هر دو جنس می پرهیزد، لذا با اتّکا به تعلیمات این دین آسمانی که حتّی در برخی از محدودیت های ظاهری آن هم با مطالعه و بررسی های به عمل آمده، نوعی روانشناسی و دید جامع نگرانه و علمی نهفته است، می توان
جامعه ای آرمانی را محقّق ساخت که از بسیاری از معضلات جامعه ی غرب به دور است.
نتیجه
جامعه زنان که مکاتب مختلف حقوقی را در فرآیند های گوناگون تاریخی و اجتماعی تجربه نموده است؛ در تلاش جهت یافتن هویت حقیقی و اثبات ارزشهای الهی خود یگانه راه حل را در تمسّک به دو یادگار همیشه جاوید«حقایق قرآنی و عترت نبوی» یافته است .
زنان مسلمان که سلاحی به برّندگی قرآن در دست دارند، با اتّکا به آیین متقنی چون اسلام
می توانند در فضای ظلم و زور به زره آیات مبارک قرآن مسلّح گشته و با استناده به قوانین آن، پاسخ محکمی به یاوه سرایان و باطل گویان بدهند.
زنان ایران نباید تحت تاثیر سم پاشی هایی قرار بگیرند که جریان فمنیسم به راه انداخته است. چون فمنیسم بر این باور است که برای رسیدن به خط تعادل قبل از هر چیز نیاز به بر کناری دین از حوزه زندگی است و بر این اعتقاد است که مادامی که دین در زندگی وجود داشته باشد امکان دستیابی به خط تعادل برای زنان وجود ندارد. چالش نهادین فمنیسم با احکام وحی در نوع افراطی به ستیزه با پروردگار و اراده او در آفرینش است.
این پنداری خطا است که هر نوع تلاش به منظور احقاق یا احیای حقوق نادیده گرفته شده و یا از دست رفته زنان را فمنیسم بدانیم زیرا در ادیان آسمانی نظیر اسلام به کرّات و به انحای مختلف بر رعایت حقوق و نیازهای ویژه زنانه و توجّه به موقعیت و مرتبت وجود انسان تاکید گردیده است. اما چون نظام حقوق و تکالیفی که اسلام برای زنان تعریف می کند و اساسا تبیین آن، منطبق بر طبیعت و سرشت زن در پرتو نگرش الهی به بشر و گوهر قدسی فطری انسانی و شریعت دین است، به هیچ روی نمی توان و نباید آن را فمنیسم نامید.
به امید آنکه زنان و مردان ، همگام و هم زبان، کمر همّت بر بسته، دست اراده از آستین عمل به درآورند طومار نادرستی ها و ناراستی ها را در هم پیچیده افق های ناگشوده موفّقیت و رشد را بر نسل های آینده بگشایند و پرچم رسالت صحیح انسان را بر بام مسئولیت های برین برافرازند.
من ا... التّوفیق
زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
|
منابع و مآخذ
1- فمینیسم در یک نگاه ،سیّد مسعود معصومی ،مرکز انتشارات موسّسه ی آموزش و پژوهش امام خمینی (ره)،چاپ اوّل ،زمستان 1384 .
2- قرآن و عترت ،غلامرضا فیروزیان،مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت ،چاپ دوّم ،1416 ه.ق .
3- ماهنامه ی ادبیات داستانی،شماره ی 70 ،تیرماه 1382 .
4- مجموعه مقالات ،زن ،توانمندیها ،اجتماع ،سنّت ،معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد ،2 آبان ماه 1387 .
مجموعه مقالات ،زن در قرآن،معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد ،10 دی ماه 1386