باسمه تعالي
مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
و ارزيابي پيامدهاي آن
چكيده
در قرن بيستم براي اوّلين بار مسألة «حقوق زن» در برابر «حقوق مرد» عنـوان شد. اين در حالي است كه قرآن كريم، به خلاف آنچه كه خيلي ها تصوّر مي كنند، به اتّفاق دوست و دشمن، احياء كننده حقوق زن است. مخالفان لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گام هاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت.
با مطالعۀ منابع ديني درمييابيم كه اسلام و قرآن نه تنها نسبت به زنان نگرش توأم با اكرام و احترامي خاص دارد، بلكه در برابر آراء و عقايد تحقيرآميز ساير فرق و مذاهب نسبت به طينت و سرشت و خلقت و به طور كلّي امور مربوط به زنان ساكت نبوده است.
قرآن همان گونه كه مردان را مالك درآمد و كسب و كار سرمايههاي خويشتن قرار ميدهد، زنان را هم مالك اموال و منافع مختلف و كسبها و تجارتهاي خويش ميداند و در اين مورد ميفرمايد: « هر كس از مرد و زن از آنچه اكتساب كند، بهرهمند شود».
پس قرآن مجید در این آیۀ کریمه ، مردان و زنان را در نتایج کار و فعّالیّتشان ذی حق می داند.
زن و مرد در فرآیند تکامل یابندۀ مسئولیّت سیاسی و اجتماعی سهمی مشترک دارند و وظیفه دارند به اندازۀ توانایی و امکانات جسمی و روحی خود در جهت پیاده کردن و گستراندن ایدئولوژی طاغوت برانداز اقدام کنند.
هدف از این تحقیق بررسی امور فقهی و حقوقی زنان در ارتباط با مسایل اقتصادی در ایران اسلامی و مقایسه آن با دیدگاه مسیحیت و بیان دیدگاه های قرآن و بزرگان دین اسلام در این مورد و نیز دربارۀ اشتغال زنان در ایران و پیامدهای آن، می باشد که با استفاده از کتاب هایی که مرتبط با اهداف موردنظر بوده، یافته های به دست آمده بیان شده است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که مبانی حقوقی زن در ارتباط با مسایل اقتصادی در آیات متعدّدی از قران کریم اشاره شده است و نیز در مورد اشتغال زنان
می توان گفت که ارتقاء سطح تحصیلات زنان، تأسیس دانشگاه ها و گسترش مراکز آموزش عالی در اقصی نقاط کشور و ارتباط ایران با تمدّن صنعتی غرب باعث تحوّلاتی در موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان و حضور علنی آنان در مراکز صنعتی و خدماتی شد. زنان هر چه بیشتر وارد عرصه اجتماعی شوند به همان نسبت از افسردگی و بی اعتمادی فردی، اجتماعی و انزوایشان کاسته خواهد شد. آنان بار سنگین
خانه داری را در کنار شغل خود بر دوش می کشند و خود را مسؤول می بینند.
بنابراین زنان ایران چنانچه زمینه حضور، فعالیّت و اشتغال آنها در جامعه فراهم شود استعدادهای بالقوه ایشان بالفعل درمی آید و نه تنها در کسب درآمد و رفاه خانواده مؤثّر واقع می شوند، بلکه یک منبع سرمایه گذاری برای کشورشان نیز خواهد بود.
من ا... التّوفیق
زهرا خلفی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
باسمه تعالي
مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
و ارزيابي پيامدهاي آن
مقدّمه
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که هزارها تجربه را در درون خود نهفته دارد، حرکت زنان و نهضت مؤثّر آنها را در میدانهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی به عنوان یکی از بهترین شاخص های انقلاب عظیم اسلامی ما اعلام داشته و مسیر تعالی و شکوفایی جامعه را بعضاً در پرتو حرکت خردمندانه و سیر هوشیارانۀ زنان جامعه اسلامی معرّفی می نماید. لیکن باید از این تجربه بهره گرفته ضمن حفظ و ترمیم، آن را بالنده نگه داشت. زنان ایران نباید تحت تأثیر سم پاشی هایی قرار بگیرند که جریان فمنیسم به راه انداخته است. چون فمنیسم بر این باور است که برای رسیدن به خط تعادل قبل از هر چیز نیاز به برکناری دین از حوزۀ زندگی است و بر این اعتقاد است که مادامی که دین در زندگی وجود داشته باشد امکان دستیابی به خط تعادل برای زنان وجود ندارد. چالش نهادین فمنیسم با احکام وحی در نوع افراطی به ستیزه با پروردگار و ارادۀ او در آفرینش است.
این پنداری خطا است که هر نوع تلاش به منظور احقاق یا احیای حقوق نادیده گرفته شده و یا از دست رفتۀ زنان را فمنیسم بدانیم زیرا در ادیان آسمانی نظیر اسلام به کرّات و به انحای مختلف بر رعایت حقوق و نیازهای ویژۀ زنانه و توجّه به موقعیّت و مرتبت وجود انسان تأکید گردیده است. اما چون نظام حقوق و تکالیفی که اسلام برای زنان تعریف می کند و اساساً تبیین آن، منطبق بر طبیعت و سرشت زن در پرتو نگرش الهی به بشر و گوهر قدسی فطری انسانی و شریعت دین است، به هیچ روی نمی توان و نباید آن را فمنیسم نامید.
هدف از اين تحقيق بررسي حقوق مربوط به مسايل اقتصادي و استقلال مالي زنان است كه از مقايسه ديدگاه اسلام و مسيحيت، قرآن و علماي دين بيان شده و نيز در پايان در مورد قوانين اشتغال زنان در ايران توضيحاتي داده شده است.
در قرن بيستم براي اوّلين بار مسألة «حقوق زن» در برابر «حقوق مرد» عنـوان شد. اين در حالي است كه قرآن كريم، به خلاف آنچه كه خيلي ها تصوّر مي كنند، به اتّفاق دوست و دشمن، احياء كننده حقوق زن است. مخالفان لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گام هاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت.1
از آنجايي كه حقوق انساني و بشري زنان و دختران، بخش جدايي ناپذير، پيوسته و انتقال ناپذير از حقوق عام بشر است، لذا هر گونه عدم موفّقيّت سازمان ملل در اجرا، اعتلا، حمايت و احترام به حقوق بشر، بر حقوق انساني زنان و دختران تأثير گذارده و آنها را در مقابل انواع اجحاف ها، تبعيض ها و خشونت ها و ... فوق العاده آسيب پذير مي كند. توجّه به وضعيّت فعلي زنان در جامعة جهاني، ما را به اين واقعيّت رهنمون مي سازد كه قوانين بين المللي حقوق بشر نتوانسته است در بهبود شرايط زندگي آنان موفّق باشد.
به نظر مي رسد تا زماني كه تغييرات اساسي در ساختار فرهنگي، نگرش ها، سنّت ها، انگاره ها و آموزه هاي مردم سراسر جهان به وجود نيايد و تا زماني كه انسان و انسانيّت تعريف درست خود را نيابند، زن به عنوان يك انسان مورد شناسايي قرار نگيرد و بر جايگاه شايسته و بايستة خود تكيه نزند، ادّعاي رفع تبعيض و متعاقب آن رفع خشونت عليه زنان ادّعايي بيهوده و عبث است.2
1- مقايسه ديدگاه اسلام با مسيحيت در مورد استقلال اقتصادي و حقوق زن
يكي از زمينه هاي اساسي و رئيس آزادي حقيقي، نه دروغين، زن، آزادي اقتصادي است. آزاديي كه به تازگي در غرب، با آن همه هياهوي كه به راه انداخته اند، به زن داده شد، كه تا چند دهه پيش به كلّي از آن محروم بود، و هنوز هم آنچنان در همه جاي «غرب» از امتيازات همه جانبة آن برخوردار نيست، سواي اينكه درهايي كه به روي زن باز نمودند، غالباً، به زير زمينهاي تاريك و وحشتناك يا اشكالي از سيه روزي، بدبختي، اليناسيون و استثمار بيرحمانه و مسخ كننده منتهي گشتند. استقلال اقتصادي زن زير بناي تمام آزادي هاي اوست، و بدون آن گفتگو در باره آزادي و حقوق زن پوچ، توخالي، بي اثر و بي ريشه خواهد ماند.
در مسيحيّت صحبت از استقلال اقتصادي زن به كلّي بي مورد است، حال ببينيم نظر اسلام در اين باره چيست؟ اين به هيچ وجه ادّعا نيست كه اسلام 14 قرن پيش زمينة استقلال اقتصادي زن را، به روشني فراهم نمود، و اين خود امريست كه تقريباً در اواخر قرن 19 و اوايل قرن بيستم در غرب، آنهم با هزاران مانع اجتماعي، سياسي، مذهبي و فرهنگي، زنان غربي توانستند اين حقّ مسلّم را براي خود، با چنگ و دندان به دست آوردند و به گفتة شهيد مطهّري : انگيزه اي كه سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادي بدهد جز جنبه هاي انساني و عدالت دوستي و الهي اسلام نبوده. آيات قرآني مؤيّد اين اصل و اين گرايش، صريح و بسيارند مثلاً آمده است كه : للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن». و كاملاً هويدا است كه اگر چنانچه زن حق و آزادي فعاليّت اقتصادي را نداشته باشد جملة «و للنّساء نصيب مما اكتسبن» نه زمينه و نه معنا و نه مفهومي خواهد داشت. پس اين حكم الهي بر اين اصل مهم استوار است كه زن حق كار را داراست و مالك دسترنج خود نيز مي باشد. از سوي ديگر چيزي كه در اين آيه شايان ذكر، قابل لمس و بي نهايت با ارزش است روح برابري در نگريستن الهي به مرد و زن است، و در اين راستا مشاهده مي شود كه حتّي از تعابير مشابه و يكساني در رابطه با زن و مرد سخن به ميان آمده . امام خميني در اين زمينه ها با قاطعيّت هر چه تمام تر اعلام مي دارد كه : در نظام اسلامي زن همان حقوق را دارد كه مرد دارد. حقّ تحصيل، حقّ كار، حقّ مالكيّت، حقّ رأي گرفتن. در تمام جهاتي كه مرد حق دارد، زن هم حق دارد. از طرف ديگر، و در همين زمينه، بر خلاف رسم معمول در اروپاي مسيحي كه تا اوايل قرن بيستم رواج داشت، زن شوهر دار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوق خود تحت قيمومت شوهر نيست. در انجام معاملات خود استقلال و آزادي كامل دارد و هم اكنـون ملاحظه مي شـود كه در قوانيـن فرانسـه، زن پس از جـدا شدن از شوهر، كوچك ترين حقّي نسبت به فرزندانش ندارد، در صورتي كه در اسلام، اسلام راستين و انقلابي نه اسلام ارتجـاعي، از نظر شخصيّت و حقوق، زن به قدري مستقل است كه حتّي براي شير دادن فرزندش مي تواند از شوهر مطالبة مزد كند، و مي تواند بي دخالت شوهر تجارت كند، كار كند و در كار توليدي «مستقلاً» و «مستقيماً» دست و يا دستمايه اش را به كار بيندازد و به عبارت
جامـع تر استقـلال اقتصـادي دارد.3
با مروري بر تاريخ گذشتة زندگي بشر و سير تحوّل آن مي توان چهرة ستمديدة زن را در همة اعصار و دوران حيات تمدّن بشري مشاهده نمود. گرچه زن به عنوان مكمّلي براي مرد خلق شده ليكن به دليل توان جسمي كمتر، هميشه به عنوان موجودي ضعيف و منزوي از مسند تصميم گيريهاي اجتماعي و حتّي مديريّت نظري جدا بوده و به استضعاف كشيده شده است. هر چند تاريخ حيات بشر همواره شاهد ستيزة مردان قوي و قدرت مند عليه ضعيفان بوده و مردان زيادي نيز به استضعاف كشيده شده اند ولي نمي توان اين حقيقت را انكار نمود كه زنان باز مظلوميّت مضاعف را در اين مسير تحمّل نموده اند.
امّا در عصر حاضر عليرغم ادّعاهاي پوچ نظام مديريّت كه مدّعي نجات بشر و حفظ و ارتقاء حقـوق آنان به ويژه زنان بـوده و به ظاهر زنان را وارد چرخش اقتصادي نموده ، لكن بشر را مزوّرانه در استخـدام توسعـة سـرمايه در آورده است. همـان طور كه مواد خام در كارخانه تبديل به كالا مي شود، عـواطف و تمايلات اجتماعي، ادراكات و فرهنگ عمومي، و قدرت عملكرد عيني بشـريّت هم در نظام مديريّت سـرمايه داري منحل در توسعة تكنولوژي در جهت توسعة سرمايه شده است. به گونه اي كه دقيقاً همان گونه كه شاخصه هاي حجم كالا، حجم توليد كار و ملاحظة نسبت بين آنها عواملي براي كنترل كيفيّت جريان افزايش سرمايه به حساب مي آيد، زن نيز همانند مردان تبديل به كالا شده و حتّي به زيبايي هاي فطري او به مثابة كالا نگريسته مي شود.
به علاوه حتّي در مهد به اصطلاح «تمدّن» و «آزادي» يعني غرب كه شعار برابري حقوق زن و مـرد رواج زيادي دارد، تفاوت مشاركت زنان و مردان در امور عمدة سياسي كاملاً مشهود است. با توجّه به اينكه ساختار و موازنة قدرت ضرورتاً اصل در انتقال قدرت سياسي ـ فرهنگي ـ اقتصادي است و توان فرد هرگز بريده و منفك از ساختار اجتماعي امكان دست يابي به قدرت را به مرد و زن نمي دهد، (تمركز ثروت بدون در نظر گرفتن ابزارهاي انتقال ثروت به توان فردي نسبت داده نمي شود) اين سؤال را پيش مي آورد كه در جوامع اروپايي چرا و چگونه فعّاليّت و تلاش زنان در بازارهاي كار و فعّاليّت حداقل برابر مردان است (اگر بر اساس آمار بيشتر نباشد) ولي در مسند مديريّت و تصميم گيري درصد سرمايه داران زن به مراتب كمتر از سرمايه داران مرد است و در نتيجه سهم زن در مديريّت سياسي ـ اقتصادي ـ فرهنگي قابل مقايسه با سهم مرد نيست؟
پيدايش جمعيّت هاي طرفدار حقوق زن در سطح منطقه اي و افزايش سازمانها و مجامع
بين المللي به منظور برقراري تساوي حقوق زن و مرد خود دليل ديگري بر عدم رضايت باطني زنان از وضعيّت و موقعيّت خود در كشورهاي غربي است.4
دكتـر شـايگان در همين رابطه توضيحات گوياي بيشتري مي دهد، او مي گويد : «استقلالي كه زن در دارايي دارد و وفقه شيعه از ابتدا آنرا شناخته است در حقوق يونان و رم و ژاپن و تا چندي پيش هم در حقوق غالب كشورها وجود نداشته، يعني زن مثل صغير و مجنـون، محجـور و از تصـرّف در امـوال خـود ممنـوع بـوده است. در انگلستان كه سابقاً « شخصيّت زن كاملاً » در شخصيّت شوهر محو بود و دو قانون، يكي در سال 1870 و ديگري در سال 1882 ميلادي، به اسم قانون مالكيّت زن شوهر دار، از زن رفع حجر نمود. در ايتاليا قانون 1919 ميلادي زن را از شمار محجورين خارج كرد. در قانون مدني آلمان (1900 م) و در قانون مدني سوئيس (1907 م) زن مثل شوهر خود اهليّت دارد. ولي زن شوهردار در حقوق پرتقال و فرانسه هنوز در عداد محجورين است. گو كه قانون 18 فوريه 1938 در فرانسه در حدودي حجر زن شوهردار را تعديل كرده است».5
2- ديدگاه قرآن كريم در مورد حقوق زن
با مطالعۀ منابع ديني درمييابيم كه اسلام و قرآن نه تنها نسبت به زنان نگرش توأم با اكرام و احترامي خاص دارد، بلكه در برابر آراء و عقايد تحقيرآميز ساير فرق و مذاهب نسبت به طينت و سرشت و خلقت و به طور كلّي امور مربوط به زنان ساكت نبوده است.
دين اسلام ديني است كه به پيامبرش فرمان بيعت با زنان را ميدهد و ميفرمايد : ... فَبايِعْهُنَّ ... 6 و اين نشانگر آن است كه در اين شريعت زنان حق دارند كه در سرنوشت جامعهي خود شريك و در چرخاندن پايههاي اجتماع خود سهيم شوند. اين بيعت كه در واقعهي فتح مكّه انجام گرفت و بيعتالنّساء ناميده شد، يعني دادن مسئوليّت و خواستن انجام وظيفه از زن در اجتماع كه نمودار نهايت احترام به مقام و منزلت زن است. « اسلام وقتي از زن بيعت ميگيرد، در حقيقت به او اعلام ميكند كه تو يكي از خشتهاي بناي اسلامي، بايد سهم خود را در استواري و نگهداري اين بنيان ايفا كني. اسلام زن را به عنوان عضو مؤثّر جامعه پذيرفته و او را در امر مهم سرنوشت ساز بيعت شريك ساخته است».7
بيعت پيامبر (ص) چه در قول و چه در فعل با زنان به مفهوم مشروعيّت حاكميّت و شركت زنان در امر حكومت و اجتماع ميباشد.
هنگامي كه قرآن ميفرمايد: « ... و لَهُنَّ مِثْلُ الَّذي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْروفِ ...»8 و براي زنان است حقّي از معروف و خوبي همانند آنچه براي مردان هست، پس چگونه ميتوان ارج نهادن به حفظ كرامت و حقوق زن را در اسلام ناديده گرفت؟ اين آيه ميفهماند زنان هم بهرهي خاص خود را دارند و اگر منصفانه انديشه كنند، كمبودي ندارد. هر كمبودي كه خيال كنند، با بهرهي خاص ديگر جبران شده است.
اجتماعي كه منزلت زن را نشناسد و سدّي در برابر تكامل و پيشرفت زنان باشد و به زن اجازه ندهد كه قابليّتها و ارزشهاي انساني خود را ظهور سازد، اجتماع كاملي نخواهد بود. در حالي كه در قرآن دربارهي عظمت حقوقي و اجتماعي زن در سورهي نساء آيات 7 و 19 و 32 سخن رانده است.
در فرهنگ اسلام مرد و زن در متن خلقت و تكليف و وظيفه مساويند چنانكه در بخشي از سورهي نساء آيه 1 مي فرمايد : اي مردم ( از زن و مرد ) پروا كنيد از خداوندي كه شما را از نفس و ريشهي واحد و يگانه آفريد، پس از آن از همان ريشه همسرش را آفريد ... .
در بخش مسائل اجتماعي، قرآن ما را متوجّه كرده و ميفرمايد : با زنها معاشرت نيك داشته باشيد و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهيد و اگر خوش آيندتان نيست كه در مجامعتان شركت كنند، اين كار ناخوشايند را بـكنيد چـرا كه ممكن است خير فـراواني در كار بـاشد و شـما نـدانـيد (وَ عاشِروهُنَّ بِالمَعروف).
اين معاشرت، اختصاصي به مسائل خانوادگي ندارد. گاهي تعصّب جاهلي يا رواج فرهنگ ناصواب يا تعصّب خام و مانند آن، به مرد اين چنين تلقين ميكند كه تو نميتواني با زن در يك مؤسّسه همكاري كني. يا زن در جامعه نميتواند حضور فعّال داشته باشد.
قرآن كريم در اين زمينه ميفرمايد، اين گونه از تعصّبات رسومات جاهلي را كه فرهنگ باطل است بزداييد و اگر خوشتان نميآيد كه آنها مانند شما سمتي داشته باشند و در جامعه و صحنهي سياست و صحنهي درمان و پزشكي و فرهنگ و تدريس حضور داشته باشند، اين امر را عمل كنيد شايد خير فراواني در اين كار باشد و شما نميدانيد.
چيزي را كه عقل به رسميّت ميشناسد و پيش وحي و صاحب شريعت به رسميّت شناخته شده، معروف است و چيزي را كه عقل و دين به رسميت نميشناسند، منكر و ناشناخته است.
قرآن ميفرمايد : با صنف زن طوري رفتار كنيد كه عقل و شرع آن را به رسميّت ميشناسد اين قشر عظيم را منزوي نكرده و با آنها بدرفتاري نكنيد.9
در قرآن مجيد از ولايت مؤمنان و مؤمنات بر يكديگر سخن به ميان آورده است. « ... وَ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعْضُهُمْ اَولياءُ بَعضٍٍ ...».10
اما متأسّفانه عبارات مجعول كه زن (جنس ضعيف) و جنس دوّم است و شايستگي شركت در امور سياست و مشاركت در تصميمگيري سياسي را ندارد، به واسطۀ كساني مطرح ميشود كه با تفكّر متحجّرانه و قشري نگري عمق و هستهي دين را رها ميكنند و به ظاهر و رويه آن ميچسبند و سدّ راه انديشهي ناب اسلام و شركت و حضور زنان ميشوند.
قرآن همان گونه كه مردان را مالك درآمد و كسب و كار سرمايههاي خويشتن قرار ميدهد، زنان را هم مالك اموال و منافع مختلف و كسبها و تجارتهاي خويش ميداند و در اين مورد ميفرمايد: « هر كس از مرد و زن از آنچه اكتساب كند، بهرهمند شود».11
پس قرآن مجید در این آیۀ کریمه ، مردان و زنان را در نتایج کار و فعّالیّتشان ذی حق
می داند.
طبق روايات تاريخي عمر در زمان خلافت خود ميتوانست در يك جلسهي رسمي سقف مهريّهي زنان را محدود كند كه يكي از زنان برخاست و گفت: « شما حق نداريد چنين كنيد، اين برخلاف قرآن است». با توجّه به آيهي 20 سورهي نساء كه ميفرمايد: « اگر خواستيد زني را رها كرده به جاي او زني ديگر اختيار كنيد و مال بسيار بر او مهر كردهايد، البتّه نبايد از مهر او چيزي بازگيريد. آيا به وسيله تهمت زدن به زن مهر او را ميگيريد؟ و اين گناهي فاحش و زشتي آن آشكار است».12
آن زن توانست در يك جلسۀ رسمي در مقابل خليفهي دوم كه ميخواست به زعم خود و طمطراق، دست به اصلاح اجتماعي بزند مخالفت ورزيد و ايستاد و آن قضيّه را شكست داد. اين نشانگر آن است كه چه اندازه شخصيّت زنان در آن دوران تكامل پيدا كرده بود و چه اندازه آنان به حقوق خود در اسلام واقف بودند.
طبق دستور قرآن، نفقهي زن (به معناي تهيّهي وسايل رفاه و خوراك و پوشاك، شرعاً و قانوناً بر عهدهي مرد است و حتّي هنگامي كه زن داراي درآمدي است، ميتواند از همسرش مطالبهي نفقه نمايد. زن حتّي مجبور به شير دادن به كودك خود نيست و در صورت تمايل ميتواند در قبال آن از مرد مطالبهي اجرت نمايد.13
قرآن در آيۀ 7 سوره نساء حق ارث بردن زن را تثبيت كرده است و ميفرمايد : « مردان را از مالي كه پدر و مادر و يا خويشاوندان بعد از مردن خود باقي ميگذارند، بهرهاي است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود باقي ميگذارند، بهرهاي است». اين در حالي است كه عرب جاهليّت حاضر نبود به زن ارث بدهد، اما قرآن كريم اين حق را براي زن تثبيت كرد. پس قرآن كريم سيزده قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادي داد. با اين تفاوت :
اوّلاً، انگيزهاي كه سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادي بدهد جز جنبههاي انساني و عدالت دوستي و الهي اسلام نبوده و در آنجا مطالبي از قبيل مطامع كارخانهداران انگلستان وجود نداشت كه به خاطر پر كردن شكم خود اين قانون را گذراندند. بعد با بوق و كرنا دنيا را پر كردند كه ما حقّ زنان را به رسميّت شناختيم و حقوق زن و مرد را مساوي دانستيم.
ثانياً، اسلام به زن استقلال اقتصادي داد، امّا به قول «ويل دورانت» خانه براندازي نكرد، اساس خانوادهها را متزلزل نكرد، زنان را عليه شوهران و دختران را عليه پدران به تمرّد و عصيان وادار نكرد.
اسلام با اين دو آيه [آيهي مذكور و آيهي 32 سورهي نساء كه قبلاً بيان شد] انقلاب عظيم اجتماعي به وجود آورد، امّا آرام و بيضرر و بيخطر.
ثالثاً، آنچه دنياي غرب كرد اين بود كه به قول ويل دورانت، زن را از بندگي و جان كندن در خانه رهانيد و گرفتار بندگي و جان كندن در مغازه و كارخانه كرد. يعني اروپا غل و زنجيري از دست و پاي زن باز كرد و غل و زنجير ديگري كه كمتر از اولي نبود به دست و پاي او بست. امّا اسلام زن را از بندگي و بردگي مرد در خانه و مزارع و غيره رهانيد و با الزام مرد به تأمين بودجه ي اجتماع خانوادگي، هر نوع اجبار و الزامي را از دوش زن براي تأمين مخارج خود و خانواده برداشت، زن از نظر اسلام در عين اينكه حق دارد طبق غريزهي انساني به تحصيل ثروت و حفظ و افزايش آن بپردازد، طوري نيست كه جبر زندگي، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال و زيبايي را كه هميشه با اطمينان خاطر بايد همراه داشته باشد، از او بگيرد.14
آيهي 26 سورهي قصص ميفرمايد « يكي از آن دو دختر (صفورا) گفت: اي پدر اين مرد را به خدمت خود اجير كن كه بهتر كسي كه بايد به خدمت برگزيد، كسي است كه امين و توانا باشد».
اين آيهي شريفه ميرساند كه شرايط خانهي شعيب (ع) براي مطرح كردن عقايد بسيار مناسب بوده و اين چنين نبود، كه تنها رئيس و سرپرست خانه (با وصف اين كه پيامبر معصوم بوده) حقّ منحصر به فرد در اظهار نظر داشته باشد، بلكه فرزند دختر وي به راحتي نظر خود را در مورد مسائل اقتصادي خانه ابراز مينمايد و پدر نيز با سعهي صدر نظر او را ميپذيرد. خانه شعيب پيامبر به عنوان الگوي خانهي موحّدين سرشار از صفا و محبّت است و تصميمگيريها با توجّه به نظر جمع و فكر اصلح انجام ميگيرد و طبيعي است كه در چنين فضايي استعداد فرزندان شكوفا شده و آنان قدرت استنباط و تحليل نسبت به مسائل را به خوبي مييابند.15
بعضي آيات قرآن مشعر بر اين است كه زن و مرد از جهت انسانيّت و ارزش عمل مساوي ميباشند مانند آيهي 195 سورهي آل عمران كه ميفرمايد : « عمل هيچ عملكنندهاي از مرد يا زن را ضـايع نميكنم، بعضي از شما اولويّت دارند بر بعضي ديگر» و در سوره نحل آيهي 99 ميفرمايد : «كسي كه عمل شايسته كند اگر مرد باشد يا زن، در حالي كه با ايمان باشد پس همانا ما او را حيات مي دهيم يعني او را زنده ميگردانيم به زندگی نيكوي و پاكيزه و او را پاداشي ميدهيم به نيكوتر از آنچه بودند كه عمل ميكردند».
و نيز راجع به امور اجتماعي و شئون حياتي،اسلام بين زن و مرد مساوات قرار داده و هر يك را در اراده و عمل، مستقل و نيز در نتيجۀ عمل مساوي گردانيده مانند آيه 32 سوره نساء كه قبلاً بيان شد.
اين آيات صريح در اين است كه در ارزش عمل و پاداش آن فرقي بين زن و مرد نيست هرگاه هر دو با ايمان باشند.
آيهي ديگري كه دلالت صريح دارد كه زن و مرد در انسانيّت شريكند. در سوره حجرات آيهي 13 بيان شده است كه ميفرمايد : اي مردم ما شما را از مرد و زن خلق كرديم و آنگاه شعبههاي بسيار و فرقههاي مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد، بزرگوارترين شما نزد خدا باتقواترين مردم است و خدا كاملاً آگاه است.16
قرآن كريم، زن و مرد را يكسان مورد خطاب قرار ميدهد و رهنمودها و دستوراتش كه جنبهي عمومي دارند به مرد و زن متعلّقند، هرگز مرد و زن را از هم جدا نمينمايد، به نحوي كه بتواند از آن استنباط كرد كه زن، در بينش قرآني، پست يا ناقصالعمل و فاسد الرأي فرض شده باشد. در دو آيه مشهور مربوط به
« شورا » كه عبارتند از « وَ اَمْرَهُمْ شُوري بَيْنَهُمْ »، « وَ شاوِرْهُمْ فِي الاَمْرِ»، به خوبي ملاحظه ميگردد كه امر مشورت، و سنّت آن، به مردان، انحصاراً اختصاص نيافته بلكه كليّۀ مسلمين اعم از زن و مرد را در برميگيرد و شامل ميشود.
و در آيهي 233 سورۀ بقره به نحو روشنتري ميبينيم كه خداوند متعال توافق را در رأي بين شوهر و همسر، جهت تصميمگيري درباره فرزندشان ملاك قرار ميدهد، و هيچ برتري يا امتيازي براي مرد (شوهر) قايل نميشود، هم چنين رأي زن (همسر) را به هيچ وجه ناديده يا حتّي كمارزشتر نميبيند، بلكه رأي او را پاياپاي رأي مرد به رسميّت ميشناسد چنانچه در آيه مذكور ميفرمايد : «... پس اگر زن و شوهر به رضايت خاطر و ثواب ديد هم جدايي طفل را اختيار كنند ...».
در مورد بخشي از آيه34 سورهي نساء كه ميفرمايد : « ... الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ ...» نبايد چنين پنداشت كه افزوني يا برتري و تسلّطي كه طبق قرآن، مرد بر زن دارد، به معني پستي زن و نقص در انسانيّت، عقل، ايمان، حقوق و كمال انساني اوست، چون چنين برداشتي با روح تعاليم اسلام ناسازگار است. امّا بايد اذعان نمود كه اقرار به اين برتري، كه در آن حكمتي الهي است، در يك فهم كژ، نادرست و مغرضانه، باعث شده كه نتايج منفي به بار آورد، كه به نفع زن نبوده و نيست، تا حدّي كه انسانيّت او را خدشه دار كرده و به اصل مساوات لطمهي شديدي وارد ساخته، و اسلام را نيز بدنام كرده و بد جلوه داده.
قرآن كريم در آيه 4 سورهي نساء دربارهي مهريه ميفرمايد : « وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلةًَ»
كابين زنان را كه به خود آنان تعلّق دارد عطيه و پيشكشي از جانب شماست به آنان بپردازيد. در اين آيه، قرآن كريم به سه نكته اشاره كرده است:
- از مهريه با نام صدقه ياد كرده كه صدقه از مادّهي صدق است و به آن جهت به مهر صداق گفته ميشود كه نشانهي راستين بودن علاقهي مرد است.
- منظور از ملحق كردن ضمير «هنَّ» به اين حكم دين است كه مهريه به خود زن تعلّق دارد نه به پدر و مادر و صداق مزد بزرگ كردن، شير دادن و نان دادن پدر و مادر به او نيست.
- با كلمهي (نحله) كاملاً تصريح ميكند كه مهر هيچ عنواني به جز تقديمي، پيشكش، عطيه و هديه ندارد.
در مورد مقدار مهريه بايد گفت كه شرع مقدّس اسلام براي آن ميزاني معيّن نكرده، بلكه مقدار آن را بر اساس رضايت زن و شوهر قرار داده است كه ميتواند پول ، خانه ، طلا ، نقره و يا منفعتي باشد و نيز تعليم صنعتي حلال و يا سورهاي از قرآن و يا تمامي قرآن را ميتوان به عنوان مهريه قرار داد.17
3- ديدگاه بزرگان دين در مورد حقوق و مسايل اقتصادي مربوط به زن
امام خميني با بياني قاطع و روشن، و دركي انقلابي، چنين موضع گيري اسلام را از زن اعلام مي دارد: «زن بايد همان حقوق مردان را داشته باشد اسلام برابري بين مرد و زن را تأكيد كرده است. اسلام به هر دوي آنها حق تصميم گرفتن دربارة سرنوشتشان و برخورداري از تمام آزادي ها را اعطاء كرده است. حقّ رأي دادن و انتخاب شدن، حقّ آموزش و كار و نيز حقّ اعمال تمام وظايف اقتصادي ... اسلام زنان را قدرت داده و مقابل مردان قرار داده است، به طوري كه، زنان نسبت به آنان تساوي حقوق دارند ... البتّه يك سلسله احكام خاص به زن است كه مناسب با زن مي باشد نه اين كه اسلام ميان زن و مرد فرقي گذاشته باشد. در حقوق انساني تفاوتي بين زن و مرد نيست زيرا كه هر دو انسانند و زن همچون مرد حقّ دخالت در سرنوشت خويش را دارد».18
امام خميني(ره) نقش زنان و تحوّل ايجاد شده در زنان را از اهمّ موضوعات و بالاترين امور ميدانند و زنان را نه فقط هم قدم و هم دوش مردان در امور سياسي، اجتماعي، بلكه پيشتاز آنها عنوان ميكنند.
زن مسلمان ميتواند نقش سياسي، اجتماعي، نقش و وظايف مادري، تشخّص و منزلت علمی، فرهنگی با تأکید تربیت نفس، نقش دفاعی و اقتصادی را در جامعهي خود را دارا باشد و با حضور مثبت و سازنده و فعّال خود در جامعه، در تكامل جامعهي اسلامي گام بردار. حضور فعّالانه و پيش قدمانهي او در مسائل سياسي، اجتماعي جامعهي اسلامي و سازندگي كشور و هم چنين حضور غير مستقيم او در تمامي زمينهها و در صحنههاي مختلف علم و فرهنگ و تعليم و تربيت، اقتصاد و جنگ همه در جهت و هدف تأمين استقلال و آزادي جامعهي اسلامي و طرفداري از مظلومين به تبعيّت از پيامبر اسلام (ص) و ائمّهي معصومين(ع) و تحقّق ارزشهاي انساني، اسلامي و در نهايت براي حصول مقاصد الله است.19
علّامه طباطبايي در مورد حقوق زن ميگويد :
اسلام زن را جزء حقيقي و عضو كامل جامعهي انسانيّت قرار داد، و از اسارت بيرون آورد، و آزادي اراده و عمل به وي بخشيد. زن مانند مرد در ثروتي كه طبقهي گذشته به ارث ميگذارند، شركت دارد و از پدر و برادر و عمو و خالو و ساير خويشاوندان و همسر ارث ميبرد و هر كار مشروع و زندگي معروف را براي خود انتخاب كند، آزاد است و عمل وي احترام اجتماعي داشته و باارزش ميباشد.
حقوق خود را ميتواند مطالبه كرده و به مراجع صالحه مستقيماً مراجعه كند و در صورت تعدّي اقامه دعوي نمايد و شهادت اقامه كند و در همهي اين مراحل كه كلّيّات زندگي زن با آنها تأمين كامل ميشود، مرد هيچگونه ولايت و قيمومت و تحكّمي نسبت به زن ندارد. « فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما فَعَلْنَ في اَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعرُوفِ » (سوره بقره آيه 234).20
متفكّر شهيد استاد مرتضي مطهّري در مورد حقوق زن در اسلام ميگويد :
قرآن كريم، به اتّفاق دوست و دشمن، احيا كنندهي حقوق زن است.
مخالفان، لااقل اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گامهاي بلند به سود زن و حقوق انساني او برداشت. ولي قرآن هرگز به نام احياي زن به عنوان «انسان» و شريك مرد در انسانيّت و حقوق انساني، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشي نسپرد. به عبارت ديگر، قرآن زن را همان گونه ديد كه در طبيعت هست. از اين رو هماهنگي كامل ميان فرمانهاي قرآن و فرمانهاي طبيعت برقرار است، زن در قرآن همان زن در طبيعت است. اين دو كتاب بزرگ الهي – يكی تكويني و ديگر تدويني – با يكديگر منطبقاند.
اسلام به شكل بيسابقهاي جانب زن را در مسائل مالي و اقتصادي رعايت كرده است، از طرفي به زن استقلال و آزادي كامل اقتصادي داده است و دست مرد را از مال و كار او كوتاه كرده و حقّ قيمومت در معاملات زن را كه در دنياي قديم سابقهي ممتد دارد و در اروپا تا اوايل قرن بيستم رايج بوده از مرد گرفته است، از طرف ديگر با برداشتن مسئوليّت تأمين بودجه خانوادگي از دوش زن، او را از هر نوع اجبار و الزام براي دويدن به دنبال پول معاف كرده است.21
هم چنانكه اسلام و قرآن، زن را يك موجود تمام، يك انسان كامل ميخواهد. اسلام و قرآن بدو آموخته كه موضع خودش را در مسير روبه رشد پديدهها، با تعمّق در جهان هستي و نيازهاي جامعه درك كند، بشناسد و آنگاه از طريق شركت در ساختمان يك جامعۀ صالح با تمام ابعاد وجودش به سوي پروردگارش گام بردارد.
بسيارند كساني كه ميپندارند زن با چند بُعدي شدن و خارج شدن از پوستهي خانهداري و بچّهداري، لطافت روحي و خصوصيات طبيعي خود را از دست ميدهد و براي توجيه بيم خود دائماً به تحريف و تفسير روايات و قرآن ميپردازند. امّا اسلام از ما ميخواهد كه [ عواطف خود را ] به بچّهي خود تمامش نكنيم، نگذاريم كه اين حسّ والا از رشد و گسترش باز ايستد. در پرتو تعاليم اسلام آن را به سطح گستردهي همهي بچّهها و سپس همهي خلق گسترش دهيم. مادر همه باشيم و اين استعداد فيّاض خود را به دلسوزي و رحم و شفقّت براي همه گسترش دهيم.22
آيت الله عبدالله جوادي آملي در مورد حقوق زن در اسلام ميگويد :
سخن در بحث حقوق زن، تكامل زن، و تساوي زن و مرد در مسائل اخلاقي و تربيتي و ... براي این است كه زمينۀ رشدي باشد تا اگر مردها تلاشي و كوششي دارند، زنها هم اهل كوشش و جهاد بـاشند، مـردهاي مـتعـارف به هر مقامي ميرسند، زن هم ميتواند برسد، و اگر همان گونه كه جريان مردان تاريخ بازگو شد، جريان زن تاريخي نيز بازگو ميشد، وضع غير از اين بود كه هست. مرد و زن در آن معيارهاي اصلي همتاي هم هستند و يك سلسله مسئوليّتهاي اجرايي براي مرد است كه اگر انجام ندهد بايد وزر آن را تحمّل كند، بنابراين نتيجه ميگيريم كه اوّلاً : آن تهمتهايي كه به اسلام زده و ميگويند كه : اسلام نيمي از جامعه را از بسياري حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانياً، اين تعصّبات و رسومات جاهلي كه از ديرباز در فرهنگ جوامع اسلامي رواج پيدا كرده است كه زن را به عنوان مظهر ضعف و زبوني ياد ميكنند اين بايد زدوده بشود. ثالثاً، اگر كسي احساس ميكند كه زن نبايد از علوم و مسايل تربيتي و مانند آن كه خدمات قابل عرضهاي به جامعه ارايه ميدهد، استفاده كند، بايد از اين اعتقاد صرفنظر كند و علاقهمند باشد، زن همتاي مرد در اين علوم و معارف بار يابد و به جامعه خدمت كند مگر آنجايي كه به طور استثنا وظيفۀ مرد قرار گرفته است. رابعاً، جملهي (عاشِروهُنَّ بِالْمَعرُوفِ) اختصاصي به مسائل داخل منزل ندارد، بلكه در كلّ جامعه هم جاري است و مسئلۀ پنجم اين است كه زن در مقابل مرد غير از زن در مقابل شوهر است. يعني زن در مقابل شوهر بايد تمكين كند امّا زن در مقابل جامعه مثل فردي از افراد جامعه است و اين چنين نيست كه بايد اطاعت كند و در مسائل خانوادگي هم ميبينيم كه گاهي زن قوام و قيّوم است و مرد بايد اطاعت كند، هم چنانكه پسر بايد از مادر اطاعت كند و لو در حدّ بالايي از تخصّصهاي علمي باشد.23
4- اشتغال زنان در ايران
در سال های اخیر مسایلی که در رشد پدیده اشتغال زنان تأثیر دارند عبارتند از :
1. شرایط فرهنگی و اجتماعی
در اجتماع ما که دارای فرهنگ اسلامی است و در بین تمدّن ها و فرهنگ های موجود در دنیا
ویژگی های ممتازی دارد به نظر می رسد مسائل فرهنگی این ضرورت را به وجود می آورد که بعضی مشاغل زنان، حتماً در صحنه اجتماع قرار بگیرند. اگر شغل را به عنوان وسیله ای برای راه انداختن
چرخ های اجتماعی بدانیم با این مسأله مواجهیم که در بعضی مشاغل زنان حضور جدّی تری داشته باشند. در مشاغل که مربوط به زنان می شود، جامعه هر چه بیشتر مشارکت زنان را می طلبد. مسائل نظیر تعلیم و تربیت، امور درمانی، مددکاری اجتماعی و ... از امور مهمّی هستند که این نیاز جدّی را به وجود آورده اند که زنان به شکل اساسی تری در مشارکت های اجتماعی فعّال باشد.
2. تحصیلات
از جمله مسائل اساسی در رشد اشتغال زنان تحصیلات و مدارک علمی زنان است. در سال های اخیر زنان اجتماعی همراه و همدوش مردان از این موهبت برخوردار شدند که بتوانند در سنگرهای علم و فرهنگ، بیشتر به اجتماع یاری برسانند. افزایش دانشگاه ها و رشته های علمی دانشگاهی، همچنین ایجاد فضای امنی که زنان در پرتو آن می توانند به تحصیل بپردازند باعث شده است که نزدیک به نیمی از
رشته های دانشگاهی را زنان به دست بگیرند. البتّه این مسأله از چند جهت قابل بررسی است. از جمله مسائل دیگر این است که برای کسی که بخشی از عمر خود را برای کسب علم صرف کرده و با زحمات بسیار یک مدرک علمی و دانشگاهی به دست آورده بسیار سخت است که از این مدرک به هیچ عنوان استفاده نکند. نکته دیگری که به رشد اشتغال زنان و اساساً به طرح این مسأله دامن زده است مسأله نیازهای اجتماعی و رشد و توسعه نیازهای اجتماعی است. رشد و توسعه جوامع بر اساس مسائل علمی و تکنولوژیک به تقسیم بندی مشاغل، ضروری به نظر می رسد به عنوان مثال در مشاغلی مانند پرستاری، معلّمی و پزشکی، جامعه به شدّت به زنان تحصیل کرده در این رشته ها نیازمند است.
3. تأمین نیازهای مادّی
مسأله دیگری که باعث گسترش مشاغل زنان شده است مسأله نیازهای مادّی خانواده هاست، به نظر می رسد این نکته اکنون در جامعه ما به شکل جدّی تری مطرح است و خواسته یا ناخواسته به رشد اشتغال زنان دامن زده است. بالا رفتن هزینه های زندگی و همچنین بالا رفتن سطح زندگی مردم باعث شده است که بسیاری از زنان به همراه مردان وارد بازار اشتغال شوند و از این طریق زندگی بهتری برای خانواده خود فراهم آورند. خانواده هایی که در آنان زنان به کار کردن روی می آورند، خانواده هایی هستند که در آن مرد خانواده عموماً کارمند و سطح زندگی در حدود متوسّط است. به خاطر همین زن سعی
می کند وارد مؤسّسه یا اداره ای بشود و یا به مشاغل متناسب با مدرک تحصیلی خود بپردازد تا بخشی از بار زندگی را به دوش گیرد و قدرت خرید خانواده را بالا ببرد.
4. کسب منزلت اجتماعی
به طور کلّی برای اشتغال زنان امکان دخالت چندین نیاز به صورت تلفیقی وجود دارد. زنان با کار و کسب درآمد علاوه بر کمک به درآمد خانواده خلاقیّت و استعدادهای خود را به منصۀ ظهور می رسانند. ایفای نقش های خانوادگی و اقتصادی و کسب موفقیّت در انجام وظایف محوّله احساس خودباوری را در آنان رشد داده و انگیزه های آنان را در ایفای مسؤولیّت ها تقویت می کند. جامعه نیز به زنانی که به موفقیّت های شغلی و اجتماعی دست یابند به دیده تحسین می نگرد. این منزلت موجب تثبیت نگرش زنان نسبت به حفظ موقعیت های شغلی خویش است. به نظر می رسد انگیزه زنان از اشتغال بین دو بخش انگیزه های مادّی و غیر مادّی بر حسب اهداف جامعه و موقعیّت اجتماعی زن تعیین می گردد. هر قدر اهداف جامعه متعالی باشد انگیزه های غیرمادّی غلبه می یابد.
5. افزایش اوقات فراغت
کاهش تعداد موالید و به کارگیری ماشین های ساده برای انجام امور خانه باعث شده زنان امروزی اوقات فراغت بیشتری داشته باشند. این زمان چنانچه به فعالیّت های تفریحی، آموزشی و یا ورزشی سپری شود نیاز به مخارج بیشتر را در برخواهد داشت و اگر زنان بتوانند در این زمان شغلی به دست آورند علاوه بر طیّ اوقات فراغت، صرفه جویی و درآمدزایی را نیز به خانواده خواهند آورد.
آثار مثبت اشتغال زن
1. بهره مندی جامعه از توان و تخصّص زن
پرداختن به کار بیرون از منزل و استفاده از دانش و تخصّص زنان در بخش های مختلف نه تنها موجب بهره وری از منابع نیروی انسانی است، بلکه پاسخ به برخی نیازمندی های افراد جامعه است. بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند برای درمان یا مسائل آموزشی فرزندان خود به متخصّصین زن مراجعه کنند. به ویژه در مشاغلی از این قبیل آموزش و تخصّص و ارائه خدمات نه تنها یک نیاز اجتماعی است بلکه ممکن است ضروری و در حدّ واجب کفایی باشد.
2. ارتقاء سطح فرهنگی خانواده
اشتغال و حضور اجتماعی زن و تعامل و ارتباط با افراد مختلف در محیط کار و کسب تجربیات، بینش وی در مسائل را ارتقاء داده و موجب بالا رفتن قدرت برنامه ریزی، تصمیم گیری و اداره بهتر امور در خانواده می شود. این امر در رشد بینش اجتماعی همه اعضاء خانواده مؤثّر بوده و درک آنان از تحلیل منطقی امور گوناگون را تعمیق می بخشد.
3. افزایش رفاه خانواده
نیاز روز افزون اعضاء به استفاده از وسایل و امکانات موجود فرهنگی، ارتباطی، آموزشی، تفریحی، مستلزم صرف هزینه ی قابل توجّه است. در خانواده هایی که زن و مرد هر دو شاغل هستند امکان تهیّه و برخورداری از این وسایل که در پیشرفت های علمی و تحصیلی فرزندان نیز مؤثّر است، بیشتر وجود دارد.
4. بهبود موقعیت فرزندان
زنان شاغل به دلیل حضور در صحنه های مختلف، روش های برخورد با مسائل مربوط به فرزندان را بیشتر آموخته اند و حساسیت آنان نسبت به وضعیت تحصیلی و تربیتی فرزندانشان بیش از زنان خانه دار است. هر چند حضور آنان در خانه کمتر می باشد. فرزندان زنان شاغل نیز به دلیل موقعیت خاصّ خانه آموخته اند که اتّکای آنان به استفاده از حداکثر آموزش در محیط آموزشگاه باید بیشتر باشد. برخی تحقیقات نیز نشان می دهد موفقیت ها و پیشرفت های تحصیلی فرزندان زنان شاغل بیش از زنان خانه دار است.
5. کاهش نرخ باروری
ازمون های آماری همبستگی قوی اشتغال زنان و میزان باروری و تعداد فرزندان را به اثبات رسانده است. چنانچه در مورد زنان شاغل تعداد فرزندان به نحو محسوسی کمتر از زنان خانه دار است. به زبان جامعه شناسی، مشارکت زنان در بخش های اقتصادی و امور خارج از خانه تأثیر قابل توجّهی بر تصمیمات مربوط به باروری آنها برجای گذاشته است. بدان مفهوم که باروری مطابق با شرایط کاری و اشتغال تنظیم گردیده است. البتّه این بدان معنی نیست که اشتغال به طور مطلق تابع باروری است.
6. رضایت روحی روانی
هر چند در جوّ کارگری با برخی اقشار کم درآمد اولویت شغل زن به علت فشار اقتصادی است لیکن در سایر موارد کسب موقعیت های علمی، تخصّصی و اجتماعی از دیگر عوامل گرایش زنان به بازار کار است طوری که عامل روانی خواستی را نسبت به احتیاجات مالی مرحج می دانند.
اثرات منفی اشتغال زنان
1. کاهش ارتباط با اعضای خانواده
اشتغال زن و صرف ساعات خارج از خانه و فشردگی کارهای خانه در ساعات حضور زن خواه ناخواه ارتباط اعضاء خانواده با یکدیگر را کاهش داده، زمینه تبادل نظر و بررسی مسائل و مشکلات خانواده و همفکری جهت رفع آنها را محدود می کند. به ویژه اگر زمینه های اختلاف در مسائل دیگر نیز در خانواده وجود داشته باشد این امر بر تشدید و تعیین اختلافات و حتّی بروز درگیری ها افزون خواهد شد.
2. مشکلات عاطفی و تحصیلی فرزندان
حضور زنان در بازار کار و سپردن فزندان به مراکز نگهداری کودک و دور بودن از آنان، مشکلات عدیدهای را به دنبال دارد. نامناسب بودن شرایط تغذیه ای بهداشتی و احیاناً عدم کارآزمودگی مربّیان این مراکز برای فرزندان کمبودهایی را ایجاد می کند که با توجّه به ساعات حضور کمتر مادر شاغل در منزل، جبران آن دشوار و حتّی ناممکن است. عدم نظارت بر امور تحصیلی فرزندان را نیز می توان از عوارض منفی اشتغال مادر در خارج از خانه دانست.
3. خستگی به واسطه کار مضاعف خانه و خارج از منزل
اشتغال زن در بیرون از خانه و صرف ساعاتی برای آن، موجب کاستن از وظایف خانه داری او نیست، بلکه همان وظایفی که بر عهده زن خانه دار غیرشاغل است، بعد از پایان کار خارج از منزل، در انتظار زن شاغل است. وی علی رغم خستگی ناشی از کار، در خانه نیز باید به انواع وظایف خانگی خود که تهیّه غذا، پوشاک، امور بهداشتی و غیره است، بپردازد بدون تردید این خستگی جسمی از نظر روحی نیز وی را آسیب پذیر می سازد.
4. نارضایتی شوهران
شاید بتوان گفت در صورت رضایت کامل مرد نسبت به اشتغال زن در خارج از خانه و آگاهی نسبت به تبعات آن این مورد کمتر از موارد دیگر باشد. امّا در صورت عدم رضایت کامل مرد نسبت به اشتغال زن و تن دادن اجباری وی، نسبت به شغل زن به دلیل فشارهای مالی پذیرش تبعات اشتغال زن برای شوهر دشوار بوده و در صورت عدم روحیه تعاون و مشارکت در رسیدگی به امور خانه و اعضای خانواده این مسأله شکل حادتری گرفته و موجب سست شدن روابط عاطفی میان زن و مرد می گردد و در صورت تداوم، چه بسا منجر به از هم گسستنی پیوند زناشویی نیز باشد.
با توجّه به آنچه گفته شد اجتناب ناپذیر بودن اشتغال زنان در جامعه از یک سو و اثرات مثبت اشتغال آنان از سوی دیگر، فراهم آوردن تمهیدات لازم جهت رفع اثرات منفی ناشی از اشتغال زنان را ایجاد نماید. هرچند همکاری و هماهنگی اعضاء خانواده در این رابطه و خصوصاً نقش شوهر در جلوگیری از پیامدهای منفی اشتغال زن تأثیری بسزا دارد.24
نتيجه
اسلام تمام حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی را برای زنان مساوی مردان شناخته است و ادای آن حقوق را به زنان واجب کرده است.
قوانین حقوقی اسلام بیانگر این مطالب است که اسلام بر اساس ساختار جسمی، روحی زنان و مردان احکام وضع نموده تا سعادت جامعۀ اسلامی را تأمین نماید و همواره در قوانین انسان ساز اسلام هر حقّی تکلیفی به وجود آورده و کسی بر دیگری ترجیح داده نشده است.
زن و مرد در سرشت و طبیعت، همسان و برابرند «تنی واحد» آن دو از گوهری یگانه برآمده اند و نیازمندیهای خاص زنان از قبیل بارداری و بچّه داری و برخی اختلافات ارگانیک که بین زن و مرد هست نباید به این تعبییر شود که زن موقعیّتی پائین تر از مرد دارد و در خانواده و در اجتماع باید نقش فرعی و زیردست را ایفا کند.
هدف اسلام ساختن انسان است نه ساختن زن تنها و یا مرد تنها، زن بودن و مرد بودن فرع بر انسان بودن است. آنجا که شخصیّت انسان محترم باشد هیچ زنی به هیچ مردی، و هیچ مردی به هیچ زنی
نمی تواند زور بگوید و ستم کند.
زن و مرد در فرآیند تکامل یابندۀ مسئولیّت سیاسی و اجتماعی سهمی مشترک دارند و وظیفه دارند به اندازۀ توانایی و امکانات جسمی و روحی خود در جهت پیاده کردن و گستراندن ایدئولوژی طاغوت برانداز اقدام کنند.
همۀ زنان و مردانی که در این جهت راه می پویند و برای کسب ارزشهای توحیدی مجاهده می ورزند در نزد خدا مأجورند و واجد صفات «کمال» هستند.
قرآن کریم همان گونه که زنان را مانند مردان انسان و موجود برتر عالم خلقت و دارای اراده و اختیار می داند و برایش شخصیّت حقوقی قائل است، همان طور هم آنان را به طور یکسان مسؤول اعمال و کردار خویش می داند و اگر کار خوب و نیکو انجام داد برایش ثواب و پاداش برابر با ثواب و پاداش مردان، و اگر گناهی مرتکب شد مجازاتی برابر با مجازات مردان در انتظارش خواهد بود و در قرآن نیز به حقوق مدنی زن اشاره شده که به ذکر چند آیه از آیات قرآن اشاره می شود.
« وآتواالنّساءَ صدُقاتِهِنَّ نِحلةً فانْ طِبنَ لکم عن شیٍ منه نفساً فکُلوهُ هنیئاً مریئاً »
مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی به شما بخشیدند برخوردار شوید که آن شما را حلال وگوارا خواهد بود (نساء 4).
و نیز می فرماید :
« لِلرّجالِ نصیبٌ ممّا تَرَک الوالِدانِ والاقربونَ ولِلنِساءِ نصیبٌ ممّا تَرَک الوالِدانِ والاقربونَ مِمّا قَلَّ مِنهُ اَو کَثُرَ نَصیباً مَفروضاً »
برای فرزندان ذکور سهمی از ترکه ابوین و خویشان است و برای فرزندان اناث سهمی از ترکه، چه مال اندک باشد یا که بسیار نصیب هر کس از آن معیّن گردیده است.
از نظر اشتغال زنان این نتایج به دست می آید که ارتقاء سطح تحصیلات زنان، تأسیس دانشگاه ها و گسترش مراکز آموزش عالی در اقصی نقاط کشور و ارتباط ایران با تمدّن صنعتی غرب باعث تحوّلاتی در موقعیّت اجتماعی و اقتصادی زنان و حضور علنی آنان در مراکز صنعتی و خدماتی شد. اشتغال زنان یکی از قدرت های بیرونی است که احساس امنیت و موفّقیت به دنبال دارد. زنان معتقدند که با داشتن شغلی مناسب می توانند حقوق فردی و اجتماعی خود را از جامعه و فرزندان و همسرانشان بگیرند. این طرز فکر باعث شده که زنان نتوانند به واقعیت های اطراف خود توجّه کنند که یکی از آنها تربیت فرزندان است. در بینش جامعه بزرگترین عامل حذف زنان از صحنه کار و تولید، عامل فرهنگی است که مانع اشتغال زنان شده است. زنان هر چه بیشتر وارد عرصه اجتماعی شوند به همان نسبت از افسردگی و بی اعتمادی فردی، اجتماعی و انزوایشان کاسته خواهد شد. آنان بار سنگین خانه داری را در کنار شغل خود بر دوش
می کشند و خود را مسؤول می بینند.
مزایای مادران شاغل بیشتر برای نوجوانان مفید است تا کودکان، چون نوجوانانی مسؤولیت پذیر و مستقل تربیت می کنند. زن در شکل گیری شخصیّت کودک در مراحل اوّلیه زندگی نقش مهمّی دارد. زنان به خاطر این که نقش اجتماعی خودشان از نظر دور مانده احترام به دیگران را فراموش نکرده اند. این احترام گذاشتن دلیل بر قبول سلطه دیگران نیست. از معایب اشتغال زن این است که در تربیت فرزند خلل ایجاد می کند چون که مادران شاغل نمی توانند باید و شاید به کودکان رسیدگی کنند. چون چند ساعتی خواه ناخواه دور از فرزند به سر می برند. وقتی که به خانه می آیند خستگی فکری و ذهنی به آنان اجازه
نمی دهد که رسیدگی کافی و لازم را نمایند. یکی از مهم ترین مسائلی که کمتر مورد توجّه قرار گرفته اشتغال زنان است. از سوی دیگر باور غلط برخی از مردان که نیاز به کار کردن زن نیست، موجب شده که فرهنگ نان آوری مرد در کشورهای توسعه نیافته باقی بماند. نگرش مردان نسبت به اشتغال زنان می تواند ناشی از عدم نیاز مالی نسبت به درآمد همسران باشد. امّا تحصیلات مردان در نوع نگرشی که به اشتغال زنان دارند می تواند بیانگر تأثیر عامل فرهنگی رایج در جامعه در تعیین نگرش مردان باشد.
با توجّه به آنچه گفته شد اجتناب ناپذیر بودن اشتغال زنان در جامعه از یک سو و اثرات مثبت اشتغال آنان از سوی دیگر، فراهم آوردن تمهیدات لازم جهت رفع اثرات منفی ناشی از اشتغال زنان را ایجاد نماید. هرچند همکاری و هماهنگی اعضاء خانواده در این رابطه و خصوصاً نقش شوهر در جلوگیری از پیامدهای منفی اشتغال زن تأثیری بسزا دارد.
بنابراین بر زنان لازم است که نقش اساسی، حسّاس و پیشتاز خود را که بر اساس ارزشهای انسانی و الهی است، در امور سیاسی، اجتماعی حفظ کرده و به وظایف خویش عمل نمایند و با حضور مثبت و سازنده و فعّال خود در جامعه در پیشبرد جامعۀ اسلامی ایران گامهای مؤثّری بردارند.
امّا اگر زنان ما قادر به شناخت ارزشهای انسانی خود نباشند و نتوانند الگوهای زنان متعالی و نمونه را جهت رسیدن به حیات حقیقی بشناسند، در مسیر انحطاط و خواسته های استعماری اروپا و آمریکا قرار
می گیرند و مانند بردگان محکوم اند که از دنیای پیشرفته و مدرن فقط به پیروی از زنان عروسکی و بزک کرده و رقّاصه های کاباره های منحط غرب بپردازند. پیروی از چهره های تحمیلی صادراتی و پست ترین و پلیدترین دشمنان انسانیّت، آنها را به مسیر انحرافی می کشاند و آنان قربانی استعمار نو می شوند.
برای حلّ این معضل بزرگ بیاییم چهرۀ واقعی اسلام، زهرا (س) و زینب (س) را بهتر بشناسیم. مسیرهایی را که آنان در زندگی پویا و پرتحرّک خود پیموده اند، مورد بررسی قرار دهیم و زنان را به سمت و سوی مسیر آنان بکشانیم. امید است این الگوهای بسیار متعالی مقتدا و پیشوای ما زنان قرار گیرند و راه فاطمه (س) و زینب (س) چراغ راهمان باد.
من ا... التّوفیق
زهرا خلفی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
پانوشت ها
1- زن در آيينة تاريخ، ص 102
2- پژوهش زنان، صص 51، 52
3- زن در آيينة تاريخ، صص 106، 107
4- بررسي تاريخي منزلت زن از ديدگاه اسلام و تطبيق الگوي صدر اسلام با جامعه كنوني، صص 224 تا 226
5- زن در آيينة تاريخ، ص 107
6- آية 12 سورة ممتحنه
7- قرآن و مقام زن، ص 26
8- آية 228 سورة بقره
9- زن در آيينة جلال و جمال، صص 394، 395
10- بخشي از آية 71 سورة توبه
11- بخشي از آية 32 سورة نساء
12- زن و عدالت اجتماعي، ص 24
13- ياقوت و مرجان، ص 127
14- نظام حقوق زن در اسلام، صص 256 تا 258
15- بررسي تاريخي منزلت زن از ديدگاه اسلام و تطبيق الگوي صدر اسلام با جامعه كنوني، ص 190
16- روش خوشبختي، صص 80، 81
17- زن در آيينة تاريخ، صص 137 تا 139
18- همان كتاب، ص 102
19- الگوي اجتماعي پايگاه و نقش زن مسلمان در جامعه اسلامي بر اساس ديدگاه امام خميني (ره)، صص 146، 150، 152
20- زن در اسلام، ص 29
21- نظام حقوق زن در اسلام، صص 25، 26، 263
22- طلوع زن مسلمان، بخش هايي از صص 90 تا 94
23- زن در آيينة جلال و جمال، صص 329، 439
24- مجموعه مقالات برگزیده همايش پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در ارتقای وضعیت آموزش فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماع زنان، صص 201 تا 204
منابع و مآخذ
1- الگوي اجتماعي پايگاه و نقش زن مسلمان در جامعهي اسلامي بر اساس ديدگاه حضرت امام خميني (ره)، فاطمه صفري، نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ ششم، 1374
2- بررسي تاريخي منزلت زن از ديدگاه اسلام و تطبيق الگوي صدر اسلام با جامعهي كنوني، دكتر ثريا مكنوز، مريم صانع پور، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اوّل، بهار 1374
3- پژوهش زنان، فصل نامة مركز مطالعات و تحقيقات زنان، دورة اوّل، شمارة 3، بهار 1381
4- روش خوشبختي، به قلم يك بانوي ايراني، انتشارات الزّهرا، چاپ ششم
5- زن در آيينة تاريخ، عباس تيلا، ناشر، مؤلّف، چاپ اوّل 1371
6- زن در آيـينۀ جـلال و جـمال، آيتالله عبدالله جوادي آملي، نشر اسراء، چاپ اوّل، 1375
7- زن در اسلام، علّامه طباطبايي، نشر محمّد (ص)
8- زن و عدالت اجتماعي، آيتالله هاشمي رفسنجاني، انتشارات سفير صبح، چاپ اوّل، 1380
9- طلوع زن مسلمان، زهرا رهنورد، نشر محبوبه، چاپ اوّل
10- قرآن و مقام زن، سيّد علي كمالي، انتشارات اسوه، چاپ چهارم، سال 1375
11- نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهّري، انتشارات صدرا، چاپ بيست و سوم، ارديبهشت 1376
12- ياقوت و مرجان، علوّيه امّ الفخر علّامه، ناشر، نويسنده، چاپ اوّل، 1372
13- مجموعه مقالات برگزیده همايش پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در ارتقای وضعیت آموزش فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماع زنان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر، 1386