💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


اصطلاحات و مفاهیم قرآنی در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف

باسمه تعالی

اصطلاحات و مفاهیم قرآنی در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف

مقدّمه :


آیات ناب قرآن که ره توشه ی راه کمال و سعادت و دستمایه ی صعود انسانها به قُلّه ی رفیع حق می باشد، در مورد اصلاح الگوی مصرف با بیانی مستدل و دلنشین این مسأله را مطرح و در گسترۀ آن سخن رانده است. طریقه ی بصیرت و هدایت از نگاه قرآن همان راه اعتدالی است که از اسرافها و افراطها که سبب سقوط انسانها در گرداب گناه است، جلوگیری کرده و آنان را به سرمنزل حقیقت می رساند. کلام وحی الهی با صراحت اعلام می دارد که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد و آنان را برادر شیطان معرّفی کرده و به عذاب شدید انذار می دهد. آرمان ارزشمند قرآن (خیرُالامورِ أوساطُها) و (جَعَلناکُم اُمّةً وَسَطَاً) است که می تواند توصیه ی ارزشمندی در تمامی زمینه های زندگی مانند گفتار، کردار، زندگی شخصی، مسایل خانوادگی، رفتار اجتماعی، حکومت، سیاست، دوستی و دشمنی، عبادت، کار، کسب درآمد و ... باشد. قرآن اعتدال و میانه روی را حتّی در انفاق و بخشش ضروری دانسته و آن را در حدّ قوام و میانه می ستاید و افراط و تفریط را محکوم می کند. سفارش قرآن به روش اعتدال و رعایت حدّ وسط در اعمال انسان است و نظام اسراف گری را نظامی فرعونی می داند. قرآن هم تحریم نابجا را ممنوع می کند و هم مصرف بی رویّه را و برای کسانی که بُخل می ورزند عذاب خوارکننده مهیّا داشته است.
اسراف کاران و تنگ نظران هر دو از صراط مستقیم اعتدال منحرف شده و در گرداب گمراهی و ضلالت سرگردان شده اند. سرانجامی جز ننگ و شرمگینی برای آنان نخواهد بود و جز پشیمانی و حسرت چیزی حاصل نخواهند کرد
.


 


باسمه تعالی

اصطلاحات و مفاهیم قرآنی در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف

مقدّمه :


اصطلاحات و مفاهیمی که در قرآن کریم در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف بیان شده است بدین گونه مورد بررسی قرار می گیرد.آیات ناب قرآن که ره توشه ی راه کمال و سعادت و دستمایه ی صعود انسانها به قُلّه ی رفیع حق می باشد، در مورد اصلاح الگوی مصرف با بیانی مستدل و دلنشین این مسأله را مطرح و در گسترۀ آن سخن رانده است. طریقه ی بصیرت و هدایت از نگاه قرآن همان راه اعتدالی است که از اسرافها و افراطها که سبب سقوط انسانها در گرداب گناه است، جلوگیری کرده و آنان را به سرمنزل حقیقت می رساند. کلام وحی الهی با صراحت اعلام می دارد که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد و آنان را برادر شیطان معرّفی کرده و به عذاب شدید انذار می دهد. آرمان ارزشمند قرآن (خیرُالامورِ أوساطُها) و (جَعَلناکُم اُمّةً وَسَطَاً) است که می تواند توصیه ی ارزشمندی در تمامی زمینه های زندگی مانند گفتار، کردار، زندگی شخصی، مسایل خانوادگی، رفتار اجتماعی، حکومت، سیاست، دوستی و دشمنی، عبادت، کار، کسب درآمد و ... باشد. قرآن اعتدال و میانه روی را حتّی در انفاق و بخشش ضروری دانسته و آن را در حدّ قوام و میانه می ستاید و افراط و تفریط را محکوم می کند. سفارش قرآن به روش اعتدال و رعایت حدّ وسط در اعمال انسان است و نظام اسراف گری را نظامی فرعونی می داند. قرآن هم تحریم نابجا را ممنوع می کند و هم مصرف بی رویّه را و برای کسانی که بُخل می ورزند عذاب خوارکننده مهیّا داشته است.
اسراف کاران و تنگ نظران هر دو از صراط مستقیم اعتدال منحرف شده و در گرداب گمراهی و ضلالت سرگردان شده اند. سرانجامی جز ننگ و شرمگینی برای آنان نخواهد بود و جز پشیمانی و حسرت چیزی حاصل نخواهند کرد.

 

افراط و تفریط :

آیه ی 45 سورۀ طه در مورد افراط می فرماید :

(موسی و هارون گفتند) : پروردگارا! همانا می ترسیم که او بر ضد ما تعدّی کند یا بر طغیان ادامه دهد (و بر آن بیفزاید).

فرط به معنای سرعت گرفتن و پیش افتادن است و «أن یَفرُط علینا» یعنی ما می ترسیم که فرعون، قبل از بیان استدلال و آوردن معجزات بر ما پیشی گرفته و طغیان خود را نسبت به
بنی اسرائیل افزایش دهد.1

آیه ی 56 سورۀ زُمر در مورد تفریط می فرماید :

تا مبادا (در قیامت) کسی بگوید : «دریغا بر من بر آن چه در (کاری که) جهت الهی (داشته) کوتاهی کرده ام و همانا من از مسخره کنندگان (آیات او) بودم».2

تفریط به معنای کوتاهی کردن است که در این آیه ریشه ی کوتاهی ها، سبک شمردن دستورات الهی و بدتر از آن مسخره کردن آنهاست و نیز تفریط در جهت الهی، ترک انابه و تسلیم و پیروی از وحی است.

قطعاً کسانی که دیدار خداوند (در قیامت) را تکذیب کردند زیانکار شدند، همین که ساعت موعود ناگهان به سراغشان آید، در حالی که بار سنگین گناهان خویش را بر پشتشان می کشند، گویند : دریغا از آن کوتاهی ها که در دنیا کرده ایم، آگاه باشید که چه بد باری است آنچه به دوش می کشند.3

در این آیه از قیامت که در لحظه ای برق آسا ایجاد می شود و از حسرت گناهکاران به سبب کوتاهی در دنیا سخن می راند.

آیه ی 62 سورۀ نحل می فرماید :

و مشرکان، آنچه را برای خود نمی پسندند برای خدا قرار می دهند و زبانشان به دروغ
می گوید که نیکوتر برای آنان است. حقّا که آتش برای آنان است و آنان (به سوی آن) پیشگامانند.

در این آیه مُفرَطون، کسانی هستند که زودتر از دیگران به آتش دوزخ می روند و پیشگامانند.4

آیه ی 28 سورۀ کهف می فرماید :

و با کسانی که پروردگارشان را (همواره و در هر) صبحگاه و شامگاه می خوانند و خشنودی او را می جویند، خود را شکیبا ساز و دیدگانت را از آنان برمگیر که زیور دنیا را بطلبی و از کسانی که دلشان را از یاد خود غافل کرده ایم و در پی هوس خویشند و کارشان بر گزافه و زیاده روی است، پیروی مکن.5

واژه ی فُرُطاً به معنی گزافه و زیاده روی است. در این آیه خداوند به پیامبر امر می کند که از افرادی که کارشان زیاده روی است، پیروی نکند.

تبذیر :

تبذیر از ریشه ی بذر به معنای ریخت و پاش است. در آیه ی 26 سورۀ اسراء آمده است :

حقّ خویشاوند و بیچاره و در راه مانده را ادا کن و هیچ گونه ریخت و پاش و اسرافی نکن.

این آیه، ریخت و پاش و مصرف بی مورد مال را حرام دانسته و به انسان می آموزد که در مصرف مال و ثروت خود به هر شکل آزاد نیست و در انفاق باید اعتدال را رعایت کند و از حد نگذرد.

آیه ی 27 سورۀ اسراء می فرماید :

همانا اسراف کاران برادران شیطان هایند و شیطان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس بود.

در این آیه اسراف کاران برادران مسلکی شیطان معرّفی شده اند و کسانی هستند که در مسیر شیطان همراه اویند.

در قرآن، پیوسته از وسوسه یا ولایت شیطان بر افراد، سخن به میان آمده است، امّا تنها موردی که «اِخوان الشّیاطین» آمده این آیه است، یعنی اسراف کاران همکار شیطانند، نه تحت امر او. پس کار از وسوسه شدن گذشته و به مرحله ی همکاری و معاونت رسیده است. چنانکه در جای دیگر آمده است : «نُقیّض له شیطاناً فهو له قرین».

«تبذیر»، گرچه بیشتر در مسائل مالی است، ولی در مورد نعمت های دیگر نیز وجود دارد، مانند هدر دادن عمر و جوانی، به کار گرفتن فکر، چشم، گوش و زبان در راه ناصحیح، سپردن مسئولیّت ها به افراد ناصالح، پذیرش مسئولیّت بدون داشتن لیاقت و بیش از حدّ توان و ظرفیّت، آموزش و آموختن مطالی غیر ضروری و غیر مفید و امثال اینها.6

بنابراین مصرف مال و دارایی در غیر مورد آن کاری شیطانی و نوعی ناسپاسی است و از نظر قرآن، مبذّر و اهل ریخت و پاش باید تحقیر شود، نه آنکه مورد تقدیر و احترام قرار گیرد و تبذیر، نشانه ی کفران و ناسپاسی است، نه نشانه ی سخاوت و بخشندگی.

ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد

 

زود بینی کِش به شب روغن نباشد در چراغ

 

اسراف :

«اسراف یعنی زیاده روی و تجاوز که متضادّ آن قصد و میانه روی می باشد».

راغب اصفهانی در کتاب مفردات در مورد اسراف می گوید : «هر کار و عملی را که انسان انجام می دهد و از حد و اندازه خود تجاوز و زیاده روی کند آن اسراف است».

بنابراین می توان این گونه بیان داشت که اسراف هر گونه عمل بیهوده و زیاده روی و تجاوز از حدّ طبیعی، چه در کیفیّت و چه در کمیّت می باشد.

از این بیان معلوم می شود که اسراف تنها مربوط به خوردنی ها و نوشیدنی ها و یا در امور اقتصادی نمی باشد، بلکه اسراف معنایی جامع تر و وسیع تر را دربر می گیرد. در حقیقت می توان گفت : «اسراف هرگونه تجاوز از حد یا افراط و تندروی و یا وضعیت نامناسب حالات نفسانی و روحیات و صفات غیرمعتدل اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی افراد در جامعه می باشد». این تعریف تکلیف را بسیار سنگین می کند زیرا اسراف از حوزه اقتصادی و خوردن و نوشیدن به سایر
حوزه های دیگر اعمال انسان نیز کشیده می شود.

پس در اینجا مشکل ما زیاده روی از اندازه است و این یعنی خارج شدن از تعادل و قرار گرفتن در وضعیتی نامناسب که باعث ناهنجاری های اخلاقی و فرهنگی می شود. اگر این تجاوزگری و بی توجّهی به حقوق دیگران از انسان صادر شود، آن گاه انسان پای در وادی گناه و معصیت می نهد و چنین فردی نمی تواند خود را مشمول رحمت خداوند قرار دهد.7

آیه ی 141 سورۀ انعام در مورد اسراف می فرماید :

و اوست کسی که به وجود آورد باغ هایی با داربست و بی داربست، و درخت خرما و کشتزار با خوردنی های گوناگون، و زیتون و انار، (برخی میوه ها) شبیه به همند و برخی شباهتی با هم ندارند. همین که باغ ها ثمر داد، از میوه اش بخورید و روز دروکردن و میوه چیدن حقّ آن (محرومان) را بدهید و اسراف نکنید، چرا که خداوند، اسراف کاران را دوست ندارد.

امام باقر (ع) پس از تلاوت این آیه فرمود : شخصی زراعتی داشت که تمام محصولاتش را صدقه می داد و خود و عیالش بی چیز می ماندند. خداوند این عمل را اسراف خواند.

این آیه، درس خداشناسی را همراه با اجازه مصرف خوراکی ها و رسیدگی به طبقات محروم و انفاق به آنان و اعتدال داشتن و زیاده روی نکردن در مصرف و انفاق را بیان می کند. «أَنشأ، کلوا، آتوا، لا تُسرفوا» چنانکه در جای دیگر نیز می خوانیم : «والّذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً».8

این آیه مردم را به میانه روی در انفاق سفارش می کند و مقدار مصرف را محدود به عدم اسراف و اسراف کاران را مغبوض خداوند می داند.

آیه ی 31 سورۀ اعراف می فرماید :

ای فرزندان آدم! نزد هر مسجد (به هنگام نماز، لباس و) زینت های خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، همانا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد.

اسراف در غذا و پرخوری، منشأ بسیاری از بیماری های جسمی و روحی و مایه ی سنگدلی و محروم شدن از چشیدن مزه ی عبادت است. چنان که پیامبر (ص) فرمودند : «المعدة بیت کلّ داء» معده، کانون هر بیماری است. پزشکی مسیحی پس از شنیدن این آیه و حدیث گفت : تمام علم طب، در این آیه و این سخن پیامبر شما نهفته است.9

آیه ی 12 سورۀ یونس می فرماید :

و هنگامی که ضرری به انسان برسد، در حالی که به پهلو خوابیده یا نشسته و یا ایستاده است، ما را می خواند، ولی چون ضرر را از او برطرف ساختیم، چنان به راه خود می رود که گویی هرگز ما را برای گرفتاری که به وی رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسراف کاران، عملکردشان زیبا جلوه می کند.10

یکی از پیام های این آیه فراموش کردن الطاف خداوند است که نوعی اسراف است و مرفّهان را انسانهای از خود راضی معرّفی می کند.

آیه ی 33 سورۀ اسراء می فرماید :

و کسی را که خداوند، (قتل او را) حرام کرده است نکشید، مگر به حق. و هر کس مظلوم کشته شود، قطعاً برای ولیّ او تسلّط (و اختیار دیه یا قصاص) قرار داده ایم، پس نباید در کشتن (و قصاص) زیاده روی کند، چرا که آن (ستمدیده به طور عادلانه) یاری و حمایت شده است.

حمایت خداوند از مظلوم و سپردن حقّ قصاص به ولیّ دم، هم عامل بازدارنده از آدم کشی است و هم بازدارنده از اسراف در قصاص. «جعلنا لولیّه سلطاناً».11

آیات 150 تا 152 سورۀ الشّعرا در مورد مسرفین می فرماید :

پس از خدا پروا کنید و مرا پیروی نمایید. و از اسراف کاران فرمان نبرید.

آنان که در زمین فساد می کنند و اهل اصلاح نیستند.

اگر مردم دنیا تنها به همین جمله ی «لاتُطیعوا امر المسرفین» عمل کنند، تمام حکومت های طاغوتی اسراف کار، سقوط می کنند.

از پیام هایی که از این آیات می توان دریافت، این است که لازمه ی تقوا، پیروی از انبیا و دوری از اطاعت مسرفان است.

  • اسراف کار، صلاحیّت رهبری جامعه را ندارد.
  • انبیا در مصرف گرایی مردم حسّاس بودند.
  • در برابر سرمایه داران اسرافگر، کرنش نکنید.
  • تولّی و تبرّی باید با هم باشد.
  • اسراف، فساد است و اسراف کار، مفسد.
  • از مرفّهان بی درد، امید اصلاح نداشته باشید که اصلاح تنها در سایه ی مکتب انبیاست.
  • اسراف کاران، کار خود را توجیه می کنند و خود را صالح می دانند.12

آیه ی 28 سورۀ غافر می فرماید :

و مردی با ایمان از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت گفت : «آیا می خواهید مردی را که می گوید : پروردگار من خداوند است بکشید؟! در حالی که او از طرف پروردگارتان با دلایل روشن نزد شما آمده است، اگر او دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست ولی اگر راستگو باشد، بعضی از آنچه را به شما وعده می دهد به شما خواهد رسید، همانا خداوند کسی را که اسراف کار (و) بسیار دروغگو است هدایت نمی کند.

«اسراف» به هر نوع تجاوز از حد گفته می شود، خواه تجاوز در مصرف باشد و خواه تجاوز در برخورد و اخلاق. کسی که دلایل و معجزات انبیا را نادیده بگیرد مسرف است.

یکی از پیام هایی که این آیه برای ما روشن می کند آن است که اسراف و تکذیب دو مانع برای هدایت هستند.

و نیز آیه ی 34 سورۀ غافر می فرماید :

همانا یوسف پیش از این با دلایل روشن نزد شما آمد، امّا شما همواره از آن چه برایتان آورده بود در شک بودید، تا آن گاه که یوسف از دنیا رفت، گفتید : «خداوند پس از او هرگز پیامبری نخواهد فرستاد». این گونه، خداوند هر افراط گر تردید کننده ای را گمراه می سازد.

مراد از «مُسرف» در این آیه کسی است که در مخالفت با حق پافشاری و اصرار می کند.

یکی از پیام هایی که این آیه به آن توصیه می کند آن است که «کسی که راه انبیا را نپذیرد و حرکت نکند، استعدادها و لیاقت ها و الطافی را که حقّ دریافت داشته به هدر داده است».

آیه ی 43 همین سوره نیز می فرماید :

قطعاً آن چه مرا به آن دعوت می کنید، در دنیا و آخرت در خور دعوت نیست، در حالی که بازگشت ما به سوی خداست و مسرفان همدم آتشند.

پیام این آیه در مورد اسراف آن است که اسراف تنها در مال نیست، بلکه هدر دادن استعدادها و نیروهای انسانی به خاطر پایبندی به بت هایی که جمادی بیش نیستند نیز اسراف است.13

آیه ی 5 سورۀ زخرف می فرماید :

آیا به خاطر آن که شما گروهی اسراف کارید ما ذکر (قرآن) را از شما بازگردانیم.

این آیه بی اعتنایی به تذکّرات الهی را نمونه ای از اسراف می داند.14

آیه ی 19 سورۀ یاسین می فرماید :

 (انبیا در پاسخ) گفتند : شومی شما از خود شماست، آیا اگر پند داده شدید (باید فال بد بزنید)؟ بلکه شما قومی اسراف کارید.

در این آیه یکی از جلوه های اسراف، سرکشی و طغیان است.15

کوزه ی چشم حریصان پُر نشد

 

تا صدف قانع نشد، پُر دُر نشد

 

قَوام :

کلمه ی قَوام به معنای حدّ وسط و کلمه ی قِوام به معنای وسیله ی قیام است.

آیه ی 67 سورۀ فرقان در این مورد می فرماید :

آنان که هرگاه انفاق کنند، نه از حد گذرند و نه تنگ گیرند و میان این دو روش اعتدال دارند.

امام رضا (ع) مقدار هزینه و انفاق معتدل را همان مقدار معروفی دانستند که در سورۀ بقره آمده، یعنی توانگر در شأن توانمندی خود و تهیدست در حدّ توان خود مطابق عُرف پسندیده و شأن خود بدهد.

در جای دیگر از قرآن کریم نیز می خوانیم : «لاتجعل یدک مغلولةً الی عنقک و لاتبسطها کل البسط» نه دستت را به گردنت غل و زنجیر کن و بخیل باش و نه کاملاً آن را باز بگذار و ولخرجی و اسراف کن.

امام صادق (ع) مقداری سنگریزه از زمین برداشت و مشت خود را بست و فرمود : این اِقتار (سختگیری و بخل ورزیدن) است، سپس مشت دیگری برداشت و دست خود را چنان گشود که همه ی سنگریزه ها به زمین ریخت، آن گاه فرمود : این اسراف است. بار سوّم مشت دیگری برداشت و دست خود را کمی باز کرد به طوری که مقداری از سنگریزه ها ریخت و مقداری در دستش باقی ماند، سپس فرمود : این قَوام و اعتدال و حدّ وسط است.

پیامی که این آیه در مورد خرج کردن و میانه روی به ما توصیه می کند آن است که :

  • انسان مالک است، ولی در خرج کردن محدودیّت دارد.
  • اسراف جایز نیست، حتّی در انفاق.
  • بندگان خاصّ خداوند، از بخل به دورند.
  • امّت میانه و وسط، باید برنامه های معتدل داشته باشند.
  • میانه روی در عبادت و انفاق، ارزش است.16

میانه گزینی بمانی بجای

 

خردمند خواندت پاکیزه رای

ستوده کسی کو میانه گزید

 

تن خویش را آفرین گسترید

 

اقتصاد :

اقتصاد به معنی میانه روی، میانه کاری، میانه نگاه داشتن، تعادل دخل و خرج را حفظ کردن و ... آمده است. در قرآن کریم این واژه با این معانی مترادف است و واژۀ مقابل آن انحراف از اعتدال و گرایش به فزون تر «افراط» یا «اسراف» و گرایش به کم «تفریط» خوانده می شود.

آیه ی 19 سورۀ لقمان در این مورد می فرماید :

و در راه رفتن (و رفتارت)، میانه رو باش و از صدایت بکاه، زیرا که ناخوش ترین صداها، آواز خران است.

یکی از پیام های این آیه، میانه روی و دوری از فراط و تفریط است که نه فقط در راه رفتن، بلکه باید در همه ی کارها میانه روی را مراعات کنیم.

آیه ی 32 سورۀ لقمان می فرماید :

و هرگاه موجی (خروشان در دریا) همچون ابرها(ی آسمان) آنان را بپوشاند، خدا را با طاعتی خالصانه می خوانند، پس چون خداوند آنان را به خشکی (رساند و) نجات دهد، بعضی راه اعتدال پیش گیرند (و بعضی راه انحراف)، و جز پیمان شکنانِ ناسپاس، آیات ما را انکار نمی کنند.

در این آیه واژۀ مقصد به معنای اعتدال در کار، و وفای به عهد و پیمان است که لازمه ی ایمان است.17

آیه ی 9 سورۀ نحل در مورد قصد می فرماید :

و بر خداست که راه میانه (و مستقیم را به مردم نشان دهد) و برخی از آن (راه ها) منحرف است و اگر خداوند بخواهد همه شما را (به اجبار) هدایت می کند. (ولی اجبار سودی ندارد و سنّت و برنامه خداوند بر آزاد گذاشتن انسان ها است).

کلمه ی «قصد» به معنای اعتدال و میانه روی است و مراد از «قصدالسّبیل» راه میانه، یعنی راه مستقیم است.18  

آیه ی 29 سورۀ اسرا در مورد میانه روی در انفاق می فرماید :

و نه دست خود را به گردنت بسته بدار (که هیچ انفاقی نکنی) و نه آن را کاملاً باز گذار که (چیزی برای خودت نماند و) سرزنش شده وحسرت خورده (به کنجی) نشینی.

از این آیه می توان این پیام ها را دریافت :

  • مؤمن باید از بخل دوری کرده و به دیگران کمک نماید.
  • اسلام مکتب اعتدال و میانه روی حتّی در انفاق است.
  • افراط و تفریط، محکوم و میانه روی شیوه پسندیده است.
  • نتیجه ی ولخرجی و زیاده روی در انفاق، خانه نشینی و ملامت و حسرت است.
  • اسلام، هرگز به ذلّت و خواری مسلمانان راضی نیست و از هر عملی که آنان را به ذلّت کشاند، نهی کرده است.19

میانه کار بباش ای پسر کمال مجوی

 

که مه تمام نشد جز ز بهر نقصان را

 

وَسَط :

آیه ی 143 سورۀ بقره در این مورد می فرماید :

و بدین سان ما شما را امّتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد و ما آن قبله ای را که قبلاً بر آن بودی برنگرداندیم، مگر برای آنکه افرادی را که از پیامبر پیروی می کنند از آنها که به جاهلیّت بازمی گردند، بازشناسیم. و همانا این (تغییر قبله) جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده دشوار بود. و خدا هرگز ایمان شما را (که سابقاً به سوی بیت المقدّس نماز خوانده اید) ضایع نمی گرداند. زیرا خداوند نسبت به مردم رحیم و مهربان است.

مسیحیان در موقع عبادت، رو به محلّ تولّد حضرت عیسی (ع) در بیت المقدّس می ایستادند که نسبت به محلّ سکونت آنان، در مشرق قرار داشت، و یهودیان رو به بیت المقدّس عبادت
می کردند که نسبت به محلّ سکونتشان، در طرف مغرب قرار می گرفت، ولی کعبه نسبت به آن دو در وسط قرار می گیرد و قرآن با اشاره به این موضوع، می فرماید : همان گونه که ما کعبه را در وسط قرار دادیم، شما مسلمانان را نیز امّت میانه قرار دادیم.

مفسّران بحث های گوناگونی را در ذیل این آیه مطرح نموده اند و در تفسیر «امّت وسط» برخی گفته اند : مراد امّتی است که نه اهل افراط باشد نه تفریط، نه طرفدار جبر نه تفویض، نه معتقد به اصالت فرد، نه اصالت جامعه.

ولی با چند مقدّمه، روشن می شود که مراد آیه از امّت وسط، افراد خاصّی هستند. آن مقدّمات عبارتند از :

1-         قرآن، امّت وسط را شاهد بر اعمال معرفی کرده است، پس باید در قیامت بر اعمال مردم گواهی دهد.

2-         گواه شدن، علم و آگاهی و عدالت می خواهد.

3-         همه ی افراد امّت، آگاهی و عدالت ندارند.

به همین دلیل در روایات می خوانیم که مراد از امّت وسط، امامان معصوم هستند.20

در خبر خیرُالامور اوساطُها

 

نافع آمد ز اعتدال اخلاطها

 

 

غلوّ :

غلوّ به معنای درگذشتن از حدّ چیزی، تجاوز و گزافه کاری است و در قرآن کریم نیز به همین مفهوم آمده است.

آیه ی 77 سورۀ مائده می فرماید :

(ای پیامبر!) بگو : ای اهل کتاب! در دین خود به ناحق غلوّ نکنید و از هوس های گروهی که پیش از این گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و (اکنون نیز) از راه حق منحرفند، پیروی نکنید.

پیام هایی که از این آیه می توان دریافت بدین گونه است :

  • در همه ی ادیان، باید مرزهای فکری و عقیدتی حفظ شود و درباره شخصیّت ها غلوّ ممنوع است.
  • غلوّ درباره رهبران الهی، غلوّ در دین است. (با توجّه به آیات قبل که مسیح را خدا
    می دانستند).
  • اگر در دین خدا ونسبت به اولیای الهی غلوّ ممنوع است، درباره دیگران هم مبالغه روا نیست.21

برتر مشو از حد و نه فزون تر

 

هُش دار مقصّر مباش و غالی

 

حرص :

حرص به مفهوم آزمندی و رغبت و اشتیاق ناپسند به چیزی و طلب به دست آوردن نعمت زیاد و یا کوشش زیاده از حد جهت به دست آوردن چیزی است. در قرآن کریم این واژه در مورد پیامبر (ص) که بسیار حریص و مشتاق به هدایت و نجات مردم بود به کار رفته است (آیات 103 سورۀ یوسف، 37 سورۀ نحل، 128 سورۀ توبه) و در آیه ی 129 سورۀ نساء در مورد حرص و رغبت به عدل و راستی میان زنان می باشد. امّا در آیه ی 96 سورۀ بقره این واژه در مورد قوم یهود است که در دنیاگرایی بسیار حریصند و قرآن می فرماید :

(ای پیامبر) هر آینه یهود را حریص ترین مردم، حتّی (حریص تر) از مشرکان، بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت، (تا آنجا که) هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند، در حالی که (اگر) این عمر طولانی به آنان داده شود، آنان را از عذاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بیناست.22

و آیه ی 19 سورۀ معارج می فرماید :

همانا انسان، بی تاب و حریص آفریده شده است. هرگاه بدی به او رسد، نالان است، وهرگاه خیری به او رسد، بخیل است. مگر نمازگزاران. آنان که بر نمازشان مداومت دارند.

«هَلوع» به معنای انسان بی صبر و حریص است.

از این آیات می توان دریافت که :

  • نشانه حریص بودن دو چیز است : جَزَع به هنگام سختی و بُخل به هنگام کامیابی.
  • ریشه بسیاری از ناهنجاری ها، حرص و بخل است.
  • انسان بسیار کم ظرفیّت است، با تماس با سختی یا کامیابی، فریاد می زند یا بخل
    می ورزد.
  • راه نجات از اخلاق ناپسند، مداومت به نماز است.
  • طبع مادّی انسان به سوی حرص و بخل میل دارد و نماز و یاد خدا آن را مهار می کند.23

پیشکار حرص را بر من نبینی دست رس

 

تا شهنشاه قناعت شد مرا فرمانروا

 

بُخل :

بخل به مفهوم تنگ چشمی، گرسنه چشمی و امساک است و در قرآن کریم نیز به همین معانی به کار رفته است. در آیه ی 37 سورۀ نساء آمده است :

(متکبّران خود برتربین) کسانی هستند که (هم خود) بخل می ورزند و (هم) مردم را به بخل فرمان می دهند و آنچه را که خداوند از فضل خود به آنان بخشیده پنهان می دارند و ما برای کفران کنندگان نعمت ها عذابی خوارکننده آماده کرده ایم.

بخل، علاوه بر بخل ورزیدن در اموال و نبخشیدن به دیگران، شامل بخل نسبت به علم، آبرو، قدرت و امکانات نیز می شود.

پیام هایی که از این آیه دریافت می شود این است که :

  • امراض روحی انسان، گسترش یافتنی است. افراد بخیل و مریض، دوست دارند دیگران هم بخیل باشند.
  • بخیل از محبّت خدا محروم است.
  • از نشانه های تکبّر و فخرفروشی، بخل کردن است.
  • اظهار نعمت های الهی نوعی شکر، و کتمان آن یک نوع ناسپاسی و کفران است.
  • بخیل، برای ترک احسان فقرنمایی می کند.
  • نعمت ها فضل خداست، نه تنها نتیجه ی تلاش و تدبیر ما.
  • اگر بدانیم نعمت ها از اوست بخل نمی کنیم.
  • بخل، گاهی می تواند زمینه ساز کفر باشد.24

در آیه ی 38 سورۀ محمّد در مورد بُخل می فرماید :

آگاه باشید! این شمایید که برای انفاق در راه خدا دعوت می شوید، پس بعضی از شما بخل می ورزند و هر کس بخل ورزد، فقط نسبت به خود بخل می ورزد و خداوند غنیّ و بی نیاز است و شمایید نیازمندان و اگر روی بگردانید، قومی غیر شما را جانشین شما می کند که آنان مثل شما (سست ایمان و بخیل) نباشند.

در تفاسیر می خوانیم که پیامبر اکرم (ص) در پاسخ کسی که پرسید : آن قوم دیگر که بخل نمی ورزند کیانند؟ حضرت دستی به شانه سلمان زدند و فرمودند : منظور، قوم سلمان (مردم ایران) است، سوگند به آن کس که جانم به دست اوست، اگر ایمان به ثریّا بسته باشد، گروهی از فارسیان آن را به چنگ می آورند.

 

 

پیام هایی که از این آیه در مورد بخل می توانیم دریافت نماییم این است که :

  • کسی که بخل می ورزد، گمان می کند مردم را از مال خود محروم کرده، در حالی که خودش را از محبوبیّت و عزّت و قرب الهی محروم کرده است.
  • بخل مربوط به روحیه افراد است و لازمه ی آن ثروتمند بودن نیست، چه بسیارند افرادی که سرمایه دارند و بخل ندارند.25

آیه ی 24 سورۀ حدید می فرماید :

آنان که بخل می ورزند و مردم را به بخل ورزیدن فرمان می دهند و هر کس (از انفاق و قرض) روی گرداند، پس بی شک خداوند بی نیاز و ستوده است.

ریشه بخل، حفظ برتری و فخرفروشی است، زیرا اگر نعمت ها در دست دیگران نیز باشد، وسیله فخرفروشی از دست می رود.

از این آیه پیام های زیر را می توان دریافت :

  • بخل کردن و سفارش نمودن به بخل، از نشانه های افراد متکّبر و فخرفروش است.
  • بخیل، محبوب خدا نیست.
  • چون بخیل می داند که اگر دیگران بخشش کنند، بخل او هویدا و سبب رسوایی او
    می شود، به دیگران دستور بخل می دهد.
  • بخل، اعراض و رویگردانی از فرمان خداست.
  • غنی بودن کافی نیست، حمید و محبوب بودن نزد مردم نیز لازم است که این امر با انفاق و وام حاصل می شود. (معمولاً افراد بخیل، غنیّ هستند ولی به خاطر بخل، مورد ستایش مردم نیستند).26

 

شُح :

شُح، بُخل مفرط است که با حرص همراه و به صورت عادت درآمده باشد.

آیه ی 19 سورۀ احزاب در مورد شُح که یکی از صفات منافقان است می فرماید :

در حالی آنان بر یاری شما بخیل هستند، که هرگاه (لحظات) بیم (و جنگ) پیش آید، آنان را می بینی چنان به تو می نگرند که چشمانشان (در حدقه) می چرخد، همچون کسی که مرگ او را فرا گرفته، پس همین که ترس از میان رفت، زبان های تند و خشن (خود را) بر شما می گشایند، در حالی که نسبت به خیر (مال و غنیمت) بخیل هستند، آنان ایمان (واقعی) ندارند و خداوند اعمالشان را محو نموده؛ و این کار بر خداوند آسان است.

کلمه ی «اشحّة» جمع «شحیح» از «شُحّ» به معنای بخلی است که همراه با حرص باشد.27

آیه ی 9 سورۀ حشر می فرماید :

و کسانی که در دارالهجره (مدینه) و ایمان، قبل از مهاجران جای گرفتند و کسانی را که (از مکّه) به سویشان هجرت نمودند دوست می دارند و در دل، نیازی به آنچه (از فیئ) به مهاجران داده شده احساس نمی کنند و اگر چه خود شدیداً در فقر هستند ولی مهاجران را بر خود مقدّم می دارند و کسانی که از بخل نفس محافظت شوند، آنان همان رستگارانند.

در حدیث می خوانیم : امام جواد (ع) از اول شب تا صبح فقط یک دعا می کرد و می فرمود: خدایا مرا از بخل حفظ کن. گفتم : جانم فدایت، من جز یک دعا از شما نشنیدم. امام فرمود : چه چیزی خطرناک تر از بخل است.

در حدیث دیگری می خوانیم : بخل و ایمان در یک دل جا نمی گیرد.

نکته ها و پیام هایی که از این آیه می توان دریافت این است که :

  • نجات از بخل، با کمک و امداد الهی ممکن است. کلمه «یوقَ» مجهول آمده، زیرا بازدارنده خداوند است.
  • بسیاری از کمالات، مربوط به نجات از بخل است. جمله «یوق شح نفسه» به عنوان کلید، در آخر آیه آمده است.
  • رستن از بخل، مایه رستگاری است.
  • بخل با نفس عجین است. اگر کسی از بخل دور شود نه تنها از مال بلکه از جان نیز
    می تواند بگذرد.
  • بخیل، رستگار نمی شود.28

 

زراندوزی و زیاده خواهی :

قرآن تلاش جهت کسب درآمد را ترغیب و زراندوزان و ذخیره کنندگان زر و سیم را نکوهش می کند. کسانی را که در چنگال گنج اندوزی و احتکار گرفتارند به عذاب الیم انذار
می دهد. ثروت اندوزانی که زر و زور و زرق و برق زندگی قلاده اسارت به گردنشان آویخته و زنجیر آزمندی به پایشان بسته است.

آیه ی 34 سورۀ توبه در ا ین مورد می فرماید :

ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری از دانشمندان و راهبان، (با سوء استفاده از موقعیّت خود) اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند. و کسانی که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، پس آنان را به عذابی دردناک، بشارت بده!

پیام های این آیه به ما می گوید که :

  • در اسلام، محدودیّتی برای سرمایه نیست، امّا راه تحصیل آن شروطی دارد و زراندوزی و بد مصرف کردن ثروت حرام است. وقتی زراندوزی حرام باشد، احتکارِ ضروریّات قطعاً حرام است.
  • مال اندوزی یک بلای اجتماعی است و بدتر از آن حرص است و بدتر از آن احتکار و پنهان کردن است. چون مشکلات بسیاری را برای جامعه فراهم می کند.
  • دنیاپرستی علما و زراندوزی ثروتمندان، سبب قهر الهی است.
  • جمع آوری طلا و نقره و پول، و انفاق نکردن و احتکار آن، گناه کبیره است. چون
    وعده ی عذاب به آن داده شده است.

 

آیه ی 35 همین سوره نیز می فرماید :

روزی که آن طلاها و نقره ها، در آتش دوزخ گداخته می شود و با آنها پیشانی ها و پهلوها و پشت های آنان را داغ می نهند. (فرشتگان عذاب به آنان می گویند : ) این است آنچه برای خود اندوختید (و به محرومان ندادید)، پس مزه ی آنچه را که می اندوختید، بچشید!

این آیه به ما هشدار می دهد که :

  • یکی از ابزارهای شکنجه در قیامت، اموال دنیوی است.
  • در قیامت، خداوند شیرینی مال و ثروت را از ذائقه ی زراندوزان درمی آورد.29

آیات 1 تا 4 سورۀ همزه در این مورد می فرماید :

وای بر هر عیب جوی طعنه زن. آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد. او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است. چنین نیست (که می پندارد) قطعاً او در (آتش) شکننده ای افکنده شود.

برخی افراد از شمارش اموال خود، به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذّت می برند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید. قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید : این نگاه به دنیا، انسان را دوزخی می کند وگرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.

از پیام هایی که در این آیات می توان دریافت این است که :

  • یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی، تحقیر دیگران است.
  • مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم.
  • آنان که به جای انفاق مال، در فکر جمع و احتکار اموال هستند، منتظر عذاب خردکننده قیامت باشند.30

بند بگسل، باش آزاد ای پسر

 

چند باشی بندِ سیم و بندِ زر؟

 

 

پُرخوری :

میانه روی در مصرف خوراک به تندرستی می انجامد و هر کس طالب سلامت است باید در خورد و خوراک خود اعتدال را پیشه سازد. شکم بارگی و دم به دم تافتن تنور شکم در سیستم بدن اختلالاتی ایجاد می کند و به سلامتی فرد صدمه می رساند و به فرمایش علی (ع) «من آفریده نشدم که خوردن خوراکی های پاکیزه مرا به خود مشغول دارد؛ همچون حیوان پرواری که تمام همّش، علف است و یا همچون حیوان رها شده ای که شغلش چریدن و پرکردن شکم باشد».31

آیه ی 12 سورۀ محمّد در مورد شکم بارگان می فرماید :

همانا خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند به باغ هایی (از بهشت) که نهرها از زیر (درختان) آن جاری است داخل می کند. و کسانی که کفر ورزیدند (از زندگی دنیا) بهره می گیرند و همان گونه که چهارپایان می خورند، می خورند، و (سرانجام،) آتش جایگاه آنهاست.

در این آیه، خوردن کفّار به خوردن چهارپایان تشبیه شده است و این شباهت می تواند از چند جهت باشد، از جمله :

الف) تمام همّت حیوانات رسیدن به غذاست. چنانکه حضرت علی (ع) می فرماید : «همّها علفها» همّ و غمّ حیوانات رسیدن به خوراک است. کفّار نیز جز کامیابی اراده ای ندارند.

ب) چهارپایان غافلند، کفّار نیز از قیامت و مسئولیّت غافلند.

ج) حیوانات، سرچشمه غذا را که از حلال است یا حرام نمی دانند. بعضی انسان ها نیز فکر حلال و حرام نیستند و به گفته قرآن همین که به ارث و مال بی زحمتی رسیدند، بدون توجّه به حقوق دیگران در آن تصرّف می کنند.

پیام این آیه در مورد خوردن چنین است :

  • بهره گیری و کامیابی در چهارچوب مقرّرات الهی جایز است. (آنچه مورد انتقاد قرآن است، کامیابی های حیوان گونه است).
  • شکم پرستی، برجسته ترین نفسانیّات انسان است. زیرا مقام، مال و شهوت هر چند صباحی به سراغ انسان می آید ولی شکم دائماً مزاحم است. (قرآن در کنار عنوان کامیابی، نامِ خوردن را جداگانه آورده است).32

 

تنور شکم دم به دم تافتن

 

مصیبت بود وقتِ نایافتن

به اندازه خور زاد اگر مردمی

 

چنین پُرشکم، آدمی یا خُمی

شکم بند دست است و زنجیر پای

 

شکم بنده نادر پرستد خدای

شکم بنده بسیار بینی خجل

 

شکم پیش من تنگ بهتر که دل

 

تکلّف :

تکلّف به معنی رنج بر خود نهادن و کاری را به مشقّت انجام دادن است. در قرآن تکلیف به اندازه ی توان است و هر کس تواناتر است، تکلیفش هم سنگین تر است. خداوند هرگز فوق طاقت انسانها امر و نهی نکرده و از هر کس در حدّ توان و امکان تکلیف خواسته است.

آیه ی 152 سورۀ انعام می فرماید :

به مال یتیم نزدیک نشوید (و در آن تصرّفی نکنید) مگر به نیکوترین (طریقه ای که به صلاح او باشد) تا به حدّ بلوغ و رشد خود برسد. (در داد و ستدها) پیمانه و ترازو را با عدالت تمام دهید. ما هیچ کس را جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کنیم. و هرگاه سخن می گویید (چه در قضاوت و چه در شهادت) عدالت را رعایت کنید، هرچند (به زیان) خویشاوندتان باشد و به عهد و پیمان خدا وفا کنید. اینها اموری است که خداوند، شما را به آن سفارش کرده است، باشد که یاد کنید و پند بگیرید.

یکی از پیام های این آیه آن است که بدون داشتن قدرت برای انسان تکلیفی وجود ندارد.33

آیه ی 42 سورۀ اعراف در این مورد می فرماید :

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، (هر اندازه عمل کرده اند
می پذیریم، زیرا هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کنیم. آنان همدم بهشتند، همانا در آن جاودانند.

از این آیه می توان پیامهای زیر را دریافت :

  • گرچه مطلوب، انجام همه ی کارهای شایسته است، امّا در عمل، هر کس به اندازه ی توانش مسئول است.
  • در اسلام، تکلیف، طاقت فرسا نیست. چنان که در جای دیگر می خوانیم : «و ما جعل علیکم فی الدّین من حرج» و «یریدالله بکم الیُسر و لایرید بکم العُسر».34

آیه ی 62 سورۀ مؤمنون نیز در این باره می فرماید :

و ما هیچ کس را جز به مقدار توانش تکلیف نمی کنیم، و نزد ما کتابی است که به حق سخن می گوید (و بر کار مردم گواه است) و به آنان هیچ ستمی نمی شود.

در فقه قاعده ای به نام قاعده ی «نفی عُسر و حَرَج» وجود دارد، که مبنای آن همین آیه است. یعنی هرگاه تکلیفی موجب سختیِ غیرقابل تحمّل گردید، آن تکلیف ساقط می شود.

پیام هایی که از این آیه در مورد تکلیف دریافت می شود بدین قرار است :

  • تکلیف همه ی انسان ها یکسان نیست. هر کس به مقدار توانِ جسمی، فکری و مالیش مکلّف است و خداوند تکلیف غنی را از فقیر نمی خواهد.
  • در جهان بینی الهی، هیچ کس گرفتار عقده و احساس حقارت نمی شود، چون بیش از توانش تکلیفی ندارد. «الّا وسعها» (آری هر کس توانی دارد و وظیفه ای، پس باید آرامش داشته باشیم).

آب دریا را اگر نتوان کشید

 

هم به قدر تشنگی باید چشید

 

پس مؤمن در عمل و سخن و معاشرت، خود و دیگران را به زحمت نمی اندازد و تصنّع و تکلّف و ظاهرسازی را عملی ناپسند و مذموم می داند.35

 

 

کم فروشی :

قرآن در مورد کم فروشان در آیات 1 تا 6 سورۀ مطفّقین می فرماید :

وای بر کم فروشان. کسانی که هرگاه از مردم پیمانه بگیرند کامل می گیرند و هرگاه به ایشان پیمانه دهند یا برایشان (کالایی را) وزن کنند، کم می گذارند. آیا آنان گمان ندارند که برانگیخته خواهند شد؟ برای روزی بزرگ. روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان (برای پاسخ به کارهایشان) خواهند ایستاد.

«طفیف» و قلیل به یک معناست و «تطفیف» به معنای کاستن و کم گذاشتن است و ریشه آن از «طفّ» به معنای کنار است. به فروشنده ای که از کنار اجناس می زند، «مطفّف» گویند. ابن مسعود نقل می کند که هر کس از نمازش بکاهد مشمول این آیه است.

کم فروشی هر صنفی متناسب با خودش می باشد: معلّم، کارگر، نویسند، فروشنده، مهندس، دکتر و دیگر مشاغل، هر کدام در انجام وظیفه خود کوتاهی کنند، کم فروشند.

پیام هایی که از این آیات می توان دریافت بدین گونه است :

  • خطر را با کلماتِ هشدار دهنده اعلام کنید.
  • مال حرام از راه کم فروشی، عامل سقوط انسان است.
  • تفاوت گذاردن در گرفتن و دادن کم فروشی است. آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند.
  • کم فروشی نسبت به هر کس، گرچه مسلمان نباشد، نارواست.
  • بالاتر از گناه، انس گرفتن با گناه است، به گونه ای که کم فروشی شغل انسان شود.
  • برای جلوگیری از مفاسد اقتصادی، باید یاد معاد را در دل ها زنده کنیم.36

 

تَرَفُّه :

ترفّه به معنای غرق در ناز و نعمت بودن و مُترف کسی است که در عیّاشی و خوشگذرانی زیاده روی می کند.

آیه ی 16 سورۀ اِسراء در مورد مُترفین می فرماید :

و هرگاه بخواهیم (مردم) منطقه ای را (به کیفر گناهشان) هلاک کنیم، به خوشگذرانان آنان فرمان می دهیم، پس در آن مخالفت و عصیان می کنند، که مستحقّ عذاب و قهر الهی می شوند، سپس آنجا را به سختی در هم می کوبیم.

پیام هایی که از این آیه می توان دریافت این است که :

  • یکی از شیوه های قهر و کیفر الهی، رفاه زدگی و فرورفتن در نعمت هاست.
  • وجود مترفین در جامعه، زمینه ساز قهر الهی است.
  • مرفّهان بی درد، پیش از دیگران در برابر دعوت انبیا می ایستند، چون رفاه، معمولاً سرچشمه ی فساد است.37

آیه ی 33 سورۀ مؤمنون می فرماید :

و اشرافی از قوم آن پیامبر که کفر ورزیدند و دیدار قیامت را تکذیب نمودند و آنان را در دنیا در ناز و نعمت قرار داده بودیم (در پاسخ رسولشان، به مردم) گفتند : این، جز انسانی مثل شما نیست، از هر چه می خورید،می خورد و از هر چه می نوشید، می نوشد.

پیام هایی که در مورد اشراف می توان دریافت این است که :

  • دعوت انبیا بر اساس آزادسازی مردم از سلطه ی اشراف و ستمگران است و به همین دلیل، اشراف بیش از دیگران با انبیا مخالفت می کنند.
  • اشراف از مسائل معنوی و علمی غافلند.

آیه ی 64 همین سوره نیز می فرماید :

(جهل و انحراف و کارهای ناپسند آنان همچنان ادامه دارد) تا زمانی که مرفّهان (و خوشگذرانان مغرور) را به قهر خود گرفتار سازیم، در این هنگام است که ناله سر می دهند.

تشبیه ناله ی مرفّهان غافل، به زوزه ی سگ، نشانه ی تحقیر و ذلّتی است که در برابر
بدمستی های دنیوی داشته اند.

 

از پیام های این آیه این است که :

  • برای گروه مرفّه و مغرور، جز عذاب الهی، وسیله ی دیگری برای هشیاری نیست.
  • پایان ناز و نعمت های غافلانه، ناله های عاجزانه خواهد بود.

در پس هر خنده گریه ای است

 

مرد آخربین، مبارک بنده ای است38

 

آیات 34 و 35 سورۀ سبأ در مورد مترفین می فرماید :

و ما در هیچ دیاری هشدار دهنده ای نفرستادیم مگر آن که افراد خوشگذر آنان گفتند : حتماً ما به آن چه بدان فرستاده شده اید کافریم.

و گفتند : ما از جهت اموال و اولاد بیش تریم (و این نشانه لطف خداوند به ماست) و ما عذاب نمی شویم.

از این آیات می توان دریافت که :

  • مرفّهان بی درد، در صف اوّل دشمنان انبیا بوده اند.
  • رفاه طلبی، انسان را بی تفاوت و سنگدل نموده و به استکبار می کشاند.
  • سرمایه داران به مال و فرزند خود می نازند.
  • ثروتمندان، خود را تافته ی جدا بافته می دانند.

پس باید گفت که ظلم و عیّاشی و جرم، اضلاع مثلث شوم سقوط و هلاکت اند.39

  

نتیجه :

قرآن کریم مشحون از مفاهیمی است که هرگونه افراط و تفریطی را طرد و انسانها را به صراط اعتدال فرا می خواند. گسترۀ اعتدال را در تمامی زمینه های زندگی مورد توجّه قرار داده و رستگاری و سعادت انسانها را وابسته به آن می داند. امروزه که مصرف گرایی یک فرهنگ وارداتی است و صادرکنندگان آن می خواهند مقاصد خود را از این مسیر دنبال کنند، مردم عزیز ایران می توانند با تکیّه به قرآن کریم و توصیه های ارزشمند آن در مورد اصلاح الگوی مصرف، پایه های هرگونه مصرف گرایی بی رویّه را شکسته و ریشه های این درخت زیانبار زقّوم را بخشکانند. مصرف صحیح را در تمام ابعاد فردی و اجتماعی با الگو گرفتن از سفارشات علمی و عملی قرآن کریم مَلَکه ی وجود و احکام آیات مربوطه را پشتوانه ی پایدار و حبل المتین خود قرار دهند. فرهنگ اعتدال در برنامه های گوناگون زندگی با بهره گیری از ستونهای مستحکم آیاتی که مسیر درست مصرف را نشان می دهند گسترش یابد. قرآن انسانها را از تک بُعدی بودن و پرداختن بیش از حد به بخشی از جوانب یا کم توجّهی به آن شدیداً نهی کرده و هر تندروی و افراط و تفریط را مایه ی فساد و تباهی می داند. خروج از جادّۀ میانه روی به خواری و سرافکندگی می انجامد، چنان که زندگی در مسیر اعتدال سبب سربلندی و عزّت است. انسان غیرمعتدل با از دست دادن فرصت ها و امکانات یا نابودساختن بی رویّه ی نعمت ها سبب فساد در زمین می شود و با غوطه ورشدن در منجلاب افراط و تفریط پای از گلیم خویش فراتر نهاده، سرانجام در ورطه ی سقوط فرو می افتد؛ امّا انسان متعادل به هر آن چه در خور شأن اوست راضی شده و خواسته هایش را با داشته ها هماهنگ نموده و از بلند پروازیهای ناصحیح منصرف و به سعادت استکمال نفس نایل خواهد شد.

 

                                                             من ا... التّوفیق

                                زهرا خلفی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

                                       ندا زرعی کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

پانوشت ها

1-    تفسیر نور، جلد هفتم، ص 349

2-    همان کتاب، جلد دهم، ص 191

3-    همان کتاب، جلد سوّم، ص 237

4-    همان کتاب، جلد ششم، ص 414

5-    همان کتاب، جلد هفتم، ص 162

6-    همان کتاب، جلد هفتم، صص 43، 45، 46

7-    از ریخت و پاش زندگی تا الگوی صحیح مصرف، صص 10 و 11

8-    تفسیر نور، جلد سوّم، صص 365، 366 

9-    همان کتاب، جلد چهارم، صص 52، 53

10- همان کتاب، جلد پنجم، ص 189

11- همان کتاب، جلد هفتم، صص 54، 55

12- همان کتاب، جلد هشتم، صص 353، 354، 355

13- همان کتاب، جلد دهم، صص 243، 244، 250، 251، 259، 260

14- همان کتاب، جلد دهم، ص 435

15- همان کتاب، جلد نهم، ص 530

16- همان کتاب، جلد هشتم، صص 279، 280

17- همان کتاب، جلد نهم، صص 269، 285

18- همان کتاب، جلد ششم، ص 370

19- همان کتاب، جلد هفتم، صص 48، 49

20- همان کتاب، جلد جلد اوّل، صص 220، 221

21- همان کتاب، جلد سوّم، ص 142

22- همان کتاب، جلد اوّل، ص 164

23- همان کتاب، جلد دوازدهم، صص 215، 216

24- همان کتاب، جلد دوّم، صص 289، 290

25- همان کتاب، جلد یازدهم، صص 104، 105

26- همان کتاب، جلد یازدهم، صص 480، 481، 483

27- همان کتاب، جلد نهم، ص 342

28- همان کتاب، جلد یازدهم، صص 544، 545، 547

29- همان کتاب، جلد پنجم، صص 52، 56، 57

30- همان کتاب، جلد دوازدهم، صص 590، 591

31- المعجم المفهرس، نهج البلاغه، نامه 45، بخش 15

32- تفسیر نور، جلد یازدهم، صص 70، 71

33- همان کتاب، جلد سوّم، ص 382

34- همان کتاب، جلد چهارم، ص 67

35- همان کتاب، جلد هشتم، صص 111، 112

36- همان کتاب، جلد دوازدهم، صص 413، 414

37- همان کتاب، جلد هفتم، صص 31، 32

38- همان کتاب، جلد هشتم، صص 98، 113

39- همان کتاب، جلد نهم، صص 448، 449

 

 

 

منابع و مآخذ

1-     از ریخت و پاش زندگی تا الگوی صحیح مصرف، واحد تحقیقاتی گل نرگس، شمیم گل نرگس، چاپ دوّم، خرداد 88

2-     المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، محمّدکاظم محمّدی ـ محمّد دشتی، نشر امام علی (ع)، چاپ چهارم، قم، 1374

3-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد اوّل، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هفدهم، بهار 1386

4-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد دوّم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ چهاردهم، بهار 1386      

5-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد سوّم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ دهم، بهار 1386

6-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد چهارم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، بهار 1386

7-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد پنجم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هیجدهم، بهار 1386

8-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد ششم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ شانزدهم، بهار 1386

9-     تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد هفتم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سیزدهم، بهار 1386

10-  تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد هشتم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، بهار 1386

11-  تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد نهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ دهم، بهار 1386

12-  تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد دهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هشتم، بهار 1386

13-  تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد یازدهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هفدهم، بهار 1386

14-  تفسیر نور، محسن قرائتی، جلد دوازدهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوّم، بهار 1386



نوشته شده توسط زهرا خلفی در دوشنبه 09 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588