💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی

باسمه تعالی

جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی

مقدّمه

جایگاه جلیل جهاد از نظرگاه اسلام جایگاهی گرانپایه و والاست. جهاد جهد و تلاش جانانه ی انسان هایی است جانفشان و از خودگذشته در نبرد با شیفتگان زر و زور و تزویر که آنان از نثار جان در راه جانان بیمی به دل راه نمی دهند. راه آنان راه حق است که حقیقت جویان جز به آن راه گام نمی گذارند و از حق جز حق
نمی خواهند. آنان در مسیر سرخ گل گلستان نبوّت سیر می کنند و از هر چه دلبستنی است جز یار حقیقی دست شسته اند. ذرّه وار به سوی خورشید حق جذب می شوند. سبکبار و سبکبال در آسمان عشق پرواز
می کنند. همه ی هستی خود را در طبق اخلاص گذاشته و به پیشگاه آن سلطان سرمدی تقدیم می دارند. جان آنان سپر دفاع از اسلام است و در برابر امواج حوادث صبورانه ایستادگی می کنند. آنان با چنگ زدن به
عروة الوثقای الهی، سلسله های استکبار، استبداد و استعمار را می گسلند. در برابر سدّ ستم صلای صلابت سر می دهند و با شهامت شگرف حماسه ها می آفرینند و سوداگران سیاهکار را رسوا می کنند. آنان آبروی تاریخ و شرافت بخش شعور و آگاهیند. در مقابله با شقاوت و قساوت، قهرمانانه می کوشند و برای رهایی انسانها از گرداب جهالت و سردرگمی و گمراهی از نثار جان گرانمایه باکی ندارند.

این تحقیق در پی آن است که مشخّص کند دیدگاه قرآن مُبین و اهل بیت در مورد جهاد چگونه است و با چه بیانی در ارزش گذاری به این امر عظیم، پرداخته شده است.


باسمه تعالی

جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی

مقدّمه

جایگاه جلیل جهاد از نظرگاه اسلام جایگاهی گرانپایه و والاست. جهاد جهد و تلاش جانانه ی انسان هایی است جانفشان و از خودگذشته در نبرد با شیفتگان زر و زور و تزویر که آنان از نثار جان در راه جانان بیمی به دل راه نمی دهند. راه آنان راه حق است که حقیقت جویان جز به آن راه گام نمی گذارند و از حق جز حق
نمی خواهند. آنان در مسیر سرخ گل گلستان نبوّت سیر می کنند و از هر چه دلبستنی است جز یار حقیقی دست شسته اند. ذرّه وار به سوی خورشید حق جذب می شوند. سبکبار و سبکبال در آسمان عشق پرواز
می کنند. همه ی هستی خود را در طبق اخلاص گذاشته و به پیشگاه آن سلطان سرمدی تقدیم می دارند. جان آنان سپر دفاع از اسلام است و در برابر امواج حوادث صبورانه ایستادگی می کنند. آنان با چنگ زدن به
عروة الوثقای الهی، سلسله های استکبار، استبداد و استعمار را می گسلند. در برابر سدّ ستم صلای صلابت سر می دهند و با شهامت شگرف حماسه ها می آفرینند و سوداگران سیاهکار را رسوا می کنند. آنان آبروی تاریخ و شرافت بخش شعور و آگاهیند. در مقابله با شقاوت و قساوت، قهرمانانه می کوشند و برای رهایی انسانها از گرداب جهالت و سردرگمی و گمراهی از نثار جان گرانمایه باکی ندارند.

این تحقیق در پی آن است که مشخّص کند دیدگاه قرآن مُبین و اهل بیت در مورد جهاد چگونه است و با چه بیانی در ارزش گذاری به این امر عظیم، پرداخته شده است.

متن

جهاد تجارتی بی نظیر است و جهادگر سوداگری سعادتمند که پیروزمندانه در فروش دنیا در برابر دین بسی سودها برده و کشتی رستگاری خویش را به ساحل نجات رسانده است. او یوسف صدق و صفا را به ثمن بخس نمی فروشد و سره را به ناسره نمی دهد.

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد                   آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

جهاد مبارزه با زراندودهای زندگی است. پیکار با پلیدیهای نفس است و جهادگر تا قفس هوس های فانی را نشکند به بهشت باقی دست نمی یابد. جهادگر جانباز همه چیز را نثار دوست می کند و در اقیانوس عظیم الهی غوطه می خورد تا صدف معرفت به دست آورد و به گوهر مقصود دست یابد.

با روی کرد به حبل المتین هدایت و آموزه های معصومین، جهاد، این حماسه نجات انسانها از حیرت و ضلالت، این کا نون ظلمت زدا، این قلّه ی رفیع آزادگی، این منشور شکوهمند الهی بدین گونه مورد بررسی قرار می گیرد.

1- جایگاه قرآن کریم در تفکّر جهادی

در قرآن آياتي بسيار درباره ي عظمت و جايگاه رفيع جهاد در ميان عبادات به چشم مي خورد که به برخي ازآن ها اشاره مي کنيم.

v      جهاد برتر از خدمتگزاري به حجّاج و کليدداري مسجدالحرام

روزي شيبه و عبّاس، از افتخارات خويش سخن مي گفتند. علي (ع) از کنار آنان گذشت و پرسيد: «به چه افتخار مي کنيد؟» عبّاس گفت: «فضيلتي دارم که احدي ندارد و آن آبرساني به حجّاج خانه ي خداست». شيبه گفت: «من تعمير کننده ي مسجد الحرام [کليددار] هستم. علي (ع) فرمود : با اين که از شما حيا مي کنم. بايد بگويم با اين سن کم، افتخاري دارم که شما نداريد. پرسيدند: «کدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد کردم تا شما به خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آوريد.» عبّاس خشمناک برخاست و دامن کشان به سراغ
پيامبر (ص) رفت و گفت: «آيا مي بيني علي چگونه با من سخن مي گويد؟!»

پيامبر (ص) علي را خواند و به او فرمود : «چه چيزي موجب شد با عمويت اين گونه برخورد کني؟!»
علي (ع) گفت: «اي رسول خدا! من حقيقتي را باز گفتم. در برابر حق هر کس مي خواهد ناراحت شود و هر کس مي خواهد خشنود!»1

آن گاه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد :

آیه 19 سوره توبه می فرماید : آيا سيراب کردن حجّاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] کسي مي دانيد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! [اين دو] نزد خدا مساوي نيستند!

v      جهاد؛ تجارتي بي نظير

در فضيلت جهاد همين بس که خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را مي خرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزاني مي دارد. قرآن در آیه 111 سوره توبه مي فرمايد :

«خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را مي خرد که [در برابرش] بهشت براي آنان باشد. [به اين گونه که] در راه خدا پيکار مي کنند، مي کشند و کشته مي شوند. اين، وعده ي حقي است بر او که در تورات و انجيل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدي که با خدا کرده ايد و اين است آن پيروزي بزرگ!»

نکته :

دنیا، بازار است و مردم در آن معامله گر. فروشنده، مردم اند و خریدار خداوند. متاعِ معامله، مال و جان است و بهای معامله بهشت. اگر به خدا بفروشند، سراسر سود و اگر به دیگری بفروشند، یکسره خسارت است.

پیام ها :

  1. با داشتن خریداری همچون خدا، چرا به سراغ دیگران برویم؟
  2. خداوند، تنها از مؤمن خریدار است، نه منافق و کافر.
  3. در پذیرش الهی، جهاد با جان بر جهاد مالی مقدّم است.
  4. بهشت، در سایه ی جهاد و شمشیر و تقدیم جان و مال به خداوند است.
  5. اگر هدف از جهاد، خدا باشد، کشته شدن یا نشدن، تفاوتی نمی کند.
  6. مؤمن همواره آماده ی رفتن به جبهه است.
  7. هدف مؤمن از جنگ، ابتدا نابود کردن باطل و اهل آن و سرانجام شهادت است.
  8. در معامله با خدا، سود یقینی و قطعی است. در مزایده با خداوند هر چه هست حقّ و به سود انسان است، برخلاف دیگران که یا قصد جدّی نیست یا بی انگیزه و دروغ است، یا غلّو، یا از روی هوس و یا برای طرد کردن رقیب است.
  9. ارزش جهاد، مجاهدان و شهیدان، مخصوص اسلام نیست، در تورات و انجیل هم مطرح است و اگر امروزه در آن کتاب ها نیست، نشان تحریف آنهاست.
  10. گرچه ما بر خدا حقّی نداریم، امّا خداوند برای ما بر عهده ی خودش حقوقی قرار داده است.
  11. معامله یک عقد لازم است که وفا به آن واجب است.
  12. خداوند مجاهدان مخلص را طرف معامله ی خود قرار داده است.
  13. بهترین بشارت، تبدیل فانی به باقی و دنیا به آخرت است و غیر آن خسارت و حسرت است.
  14. در کنار انتقاد از منافقانِ جهادگریز، باید از مؤمنانِ مجاهد تقدیر و تشکّر شود.
  15. بالاترین رستگاری تنها در سایه ی معامله با خداست.2

قرآن در آیه 95 سوره نساء می فرماید : «مؤمنانی که بدون عذر و ضرر (مثل بیماری و معلولیّت) از جهاد بازنشسته اند، با مجاهدانی که با اموال وجانهای خویش در راه خدا جهاد می کنند، یکسان نیستند. خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجه ای برتری داده است. خداوند همه مؤمنان را وعده ی (پاداش) نیک تر داده است، ولی خداوند مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگی برتری داده است.

 

نکته ها :

- کسانی که به جبهه ی جهاد نمی روند، چند گروهند : منافقان بی ایمان، مسلمانان ترسو، رفاه طلبان، شکّاکان، بی همّتان که می گویند : با مال و بیان و قلم و دعا، رزمندگان را دعا و حمایت می کنیم، و جهاد، برای ما واجب عینی نیست. این آیه، به این گروه آخر مربوط می شود و از آنان  انتقاد می کند. زیرا گروه های دیگر در موارد متعدّد به شدّت مورد انتقاد قرار گرفته اند و هیچ گونه مقام و درجه ای ندارند تا مجاهدان یک درجه بالاتر از آنان باشند.

- در روایات آمده است، کسانی که به خاطر بیماری نمی توانند بجنگند ولی دلشان همراه رزمندگان است، با آنان در ثواب جهاد برابرند.

- آیه مربوط به واجب کفایی است و اگر جهاد واجب عینی بود، از قاعدان به عنوان متخلّف یاد می شد.

پیام ها :

  1. با هر کس باید به نحوی سخن گفت : قرآن با مؤمنان جبهه نرفته و منافقان و ترسوها و رفاه طلبان برخورد متفاوت دارد. تنها با کلمه «قاعدین» از مؤمنان جبهه نرفته یاد کرده است.
  2. آنان که مشکلات جسمی دارند از جهاد معافند.
  3. جهاد مالی در کنار جهاد با جان مطرح است، چون بدون پشتوانه ی مالی، جبهه ضعیف می شود.
  4. کمک های داوطلبانه ی مردم، از جمله منابع تأمین بودجه های دفاعی است.
  5. هر کجا خطر ناباوری مردم محتمل است، اصرار و تکرار لازم است.
  6. خدمات و تلاش هر کس محترم است و به خاطر شرکت کسانی در جبهه، نباید ارزش های دیگران نادیده گرفته شود. برتری مجاهدان آری، امّا طرد دیگران هرگز.
  7. هر کس در هر موقعیّت و مقام و خدمتی که باشد، باید بداند مقام رزمندگان مخلص از او بالاتر است.
  8. اگر خداوند به رزمندگان فضیلت داده است، پس جامعه هم باید برای مجاهدان و شهدا در اجتماع، گزینش ها و برخوردها حساب خاصّی باز کند.3

آیه 146 سوره آل عمران می فرماید : «و چه بسیار پیامبرانی که همراه آنان خداپرستان بسیاری جنگیدند، پس برای آنچه در راه خدا به آنان رسید، نه سستی کردند و نه ناتوان شدند و تن به ذلّت ندادند و خداوند صابران را دوست دارد».

پیام ها :

  1. تاریخ انبیا همراه با مبارزه است.
  2. هنگام احساس ضعف، از زندگی رادمردان تاریخ و مقاومت آنان درس بگیرید.
  3. جنگ و جهادی حقّ است که زیر نظر رهبر الهی باشد.
  4. تعداد مجاهدان عالم و عارف در تاریخ بسیار است.
  5. گر چه همه ی مجاهدان عزیزند، ولی رزمندگان عارف و عالم حساب دیگری دارند.
  6. ایمان به خدا، سرچشمه ی مقاومت است.
  7. فشارها، مردان خدا را وادار به تسلیم نمی کند.
  8. هر چند در بدر پیروز شدید، ولی راه آینده ی شما مسلمانان، راه جهاد و مبارزه است، پس باید صبور و مقاوم باشید.
  9. رزمندگانِ بصیر، نه از درون روحیّه خود را می بازند؛ و نه توان رزمی خود را از دست می دهند؛ و نه در اثر فشارها تسلیم می شوند.

10.انجام وظیفه و پایداری بر حقّ مهم است، پیروز بشویم یا نشویم.4

آیه 193 سوره بقره می فرماید : «و با آنها بجنگید تا فتنه (بت پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین، تنها از آنِ خدا شود. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید. زیرا) تعدّی جز بر ستمکاران روا نیست.

نکته :

- هدف اسلام از جنگ، کشورگشایی و کسب غنائم یا انتقام گیری نیست، بلکه غرض از جنگ و جهاد در اسلام، برچیده شدن بساط شرک و کفر است. فتنه به معنای شرک، کفر، آزمایش و شکنجه آمده است. در این آیه می فرماید : اگر مشرکان دست از فتنه و قتال برداشتند، دیگر با آنها دشمنی و جنگ نخواهد شد. زیرا برخورد نظامی تنها با ستمکاران و متجاوزان است.

پیام ها :

  1. هدف از جنگ در اسلام، برچیدن شرک و فتنه و استقرار دین و قانون خداست.
  2. پاکسازی، قبل از بازسازی است. ابتدا فتنه برداشته شود تا بعد دین الهی مستقر گردد. اوّل کفر به طاغوت، بعد ایمان به خدا.5

آیه 83 سوره قصص می فرماید : «اين، سراي آخرت را [تنها] براي کساني قرار مي دهيم که اراده ي برتري جويي در زمين و فساد ندارند؛ و عاقبت نيک براي پرهيزگاران است».

آیه 94 سوره نساء می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه در راه خدا (برای جهاد) گام برداشتید پس (در کار دشمن) تحقیق کنید و به کسی که نزد شما (با کلامی یا عملی یا سلامی یا پیشنهادی) اظهار اسلام و صلح می کند، نگویید : تو مؤمن نیستی، تا بدین بهانه کالای زندگی دنیا و غنائم به دست آورید. زیرا که غنائم بسیار، نزد خداوند است. شما نیز خودتان قبلاً این گونه بودید، پس خداوند بر شما منّت نهاد (تا ایمان در جانتان نفوذ کرد) پس تحقیق کنید (و زود دست به اسلحه نبرید) که خداوند همواره به آنچه انجام می دهید، به خوبی آگاه است».

نکته ها :

- پس از نبرد خبیر، رسول خدا (ص) «اُسامة بن زید» را همراه گروهی از مسلمانان به سوی یهودیان در یکی از روستاهای فدک اعزام کرد تا آنان را به اسلام یا قبول شرایط ذمّه دعوت کنند. یکی از یهودیان به نام «مرداس» با آگاه شدن از آمدن سپاه اسلام، اموال و خانواده ی خود را در پناه کوهی قرار داد و در حالی که به توحید و نبوّت پیامبر گواهی می داد، به استقبال مسلمانان آمد. اُسامه به خیال آنکه او از روی ترس اظهار اسلام می کند، او را کشت و اموالش را به غنیمت گرفت. پیامبر خدا از این رفتار که به کشتن یک مسلمان انجامید، ناراحت شد.

- انگیزه ی مادّی و کسب غنائم در جهاد، چیزی است که اسلام آ ن را نکوهش کرده و از اقدام شتاب زده و کشتن بی تحقیق، زیر عنوان حرکت انقلابی و قاطعیّت، انتقاد نموده است.

- جمله ی «کذلک کنتم من قبل» هم می تواند اشاره به این باشد که شما خودتان هم در آغاز، به ظاهر ادّعای اسلام می کردید و هم می تواند (آن گونه که در المیزان آمده است) اشاره به این باشد که خود شما نیز در جاهلیّت با انگیزه های مادّی و برای رسیدن به غنائم می جنگیدید و اسلام آن  انگیزه ها را از میان برد.

- ممکن است مراد از «القی الیکم السّلام» اظهار اسلام و گفتن شهادتین باشد که با شأن نزول موافق است و یا مراد از القاء سلام، پیشنهاد آتش بس و ترک جنگ و تسلیم باشد نه اسلام آوردن، که معنای آیه این
می شود : به کسی که پیشنهاد عدم تعرّض می کند و اظهار تسلیم و ترک جنگ دارد، نگویید : تو به حرفت ایمان نداری و دروغ می گویی تا بتوانید او را بکشید و غنائمی به دست آوردی.

- البتّه ممکن است مراد از جمله «تبیّنوا» در آخر آیه، تحقیق در تاریخ جاهلیّت باشد. یعنی شما قبل از اسلام برای دنیا جنگ می کردید پس تحقیق کنید یعنی تاریخ را بررسی کنید که چگونه اسلام به شما رشد داد، پس از تازه مسلمانان توقّع بالا نداشته باشید.

پیام ها :

  1. جهاد باید بر اساس اطّلاعات و آگاهی از وضعیّت و اهداف دشمن باشد.
  2. کسانی را که اظهار اسلام می کنند، با آغوش باز بپذیرید.
  3. در جبهه ی جهاد، از قدرت خود سوء استفاده نکنید.
  4. در جنگ ها، اهداف مادّی را کنار بگذارید و قداست جهاد را با غنیمت طلبی نشکنید.
  5. جاذبه ی دنیا، رزمندگان جان بر کف را هم رها نمی کند.
  6. هدف از جهاد، پیوستن دیگران به اسلام است، نه کسب غنائم. پس به خاطر غنائم، دیگران را متّهم به بی دینی نکنیم.
  7. خطر عوض شدن انگیزه ها در جهاد، بسیار مهم است.
  8. زهد و بی اعتنایی به دنیا، باید اخلاق رزمنده ی مؤمن باشد.
  9. در حوادث جنگ که زمینه و بهانه برای قتل بی گناهان است، با عقل و حوصله برخورد کنید، نه با احساسات، که خداوند، آگاه و بیناست.6

قرآن در سورة‌ آل عمران آیات 139 و 140 مي‌فرمايد : «شما مسلمانان هرگز در كار دين سستي نكنيد و نه از فوت غنيمت و متاع دنيا اندوهناك باشيد، زيرا شما فاتح و پيروزمندترين و بلند مرتبه‌ترين ملل دنيا هستيد. اگر در ايمان ثابت و استوار باشيد‌،‌ اگر به شما (در جنگ احد) آسيبي رسيد به دشمنان شما نيز (در بدر) شكست و آسيب سخت رسيد چنانكه آنها مقاومت كردند شما نيز بايد مقاومت كنيد، اين روزگار را به اختلاف احوال (گاهي فتح و غلبه و گاه شكست و مغلوبيّت)‌ ميان خلايق مي‌گردانيم كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود تا از شما مؤمنان آن را كه ثابت در دين است گواه ديگران كند.»

 آيات مباركة ‌فوق در پي غزوة ‌احد نازل شده و در اين آيه به مؤمنين خطاب مي‌كند : نبايد شما سستي و ضعف در عزم و اراده به خود راه دهيد و اگر موقّتاً پيروزي بر دشمن را از دست داديد، نبايد اندوهناك باشيد، زيرا اگر داراي ايمان استوار باشيد براي هميشه برتريد،‌ چون همانند تمام موجودات عبوديّت خدا را مي‌نماييد و روش شما با نظام جهان هماهنگ است، و جهان و ذرات هستي ياوران شمايند. شما شاهدان و رهبران بر همة ‌بشر هستيد، ‌موقعيّت شما در جهان و در كرة‌ خاكي برتر و بالاتر است. شما وارثان زمين هستيد و دشمنان شما گمراه و به وادي نيستي و فراموشي رهسپارند و اين سنّت جارية‌ الهي است كه هم غالب و هم مغلوب باشيد، ولي در نهايت پيروزي نهايي از آن شماست اگر بر شما مصيبت مرگ عزيزان و زخم و جراحتها وارد شد بر دشمنان نيز مثل آن بلا نازل شد و اين اشاره به غزوة‌ احد است كه مسلمانان در آغاز جنگ غالب شدند و لشکر كفر پا به فرار گذاشتند و بسياري به هلاكت رسيدند و پرچمشان بر زمين افتاد و ديگر كسي از آنان نتوانست آن را حمل كند، تا آنكه از ميان آنها زني پرچم را برداشت و فراريها دور او گرد آمدند و هنگامي كه ميان سپاه اسلام اختلاف افتاد و عدّه‌اي سنگرها را رها كردند و به سوي غنايم شتافتند و فرمان رسول خدا (ص) را نقض كردند، مشركين فرصت را غنيمت شمرده به لشکر اسلام يورش آوردند و به دنبال آن مصايب سنگيني براي سپاه اسلام پيش آمد.

 آري، خداوند پيروزي را نصيب كساني مي‌كند كه فقط براي او و به انگيزة‌ الهي جنگ و جهاد كنند و هيچ‌گونه توجّهي به اين دنيا نداشته باشند و چنانچه خالص نباشند خدا نيز آنان را ياري نمي‌كند و اين سنّت جارية ‌الهي است كه حوادث روزگار را به سود و زيان مردم مي‌گردانيم تا نيّتها و انگيزه‌هاي مردم و ضعف و قدرت آنان آشكار شود، زيرا خوشي و گشايش بعد از سختيها و ناخوشي و مصايب بعد از گشايشها و راحتيها، فلز نيك و بد انسانها را محك مي‌زند و ميزان خلوص و ناخالصي و مراتب تسليم و سرپيچي و حالات يأس و اميد و اطمينان را نمودار مي‌سازد، و براستي تحوّل و گردش روزگار محك و معيار دقيق و خطاناپذير است كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود : «در تحوّلات زندگي جوهر و ذات انسانها بروز مي‌كند».

 چه بسيارند انسانهايي كه در مواقع سختيها و مشكلات نيرومند و صبورند، ولي در روزگاران رفاه و نعمت سست و ضعيف و يا بالعكس، ليكن فقط انساني مي‌تواند هم در دوران بلا و دشواريها و هم در زمان آسايش و خوشيها شخصيّتي ثابت و استوار داشته باشد كه فلز وجودش را با گوهر ايمان عجين كند و داراي نفس مطمئنّه شود.

 چنين انساني درك مي‌كند كه هر خير و شري به اذن خدا مي‌رسد و او منبع هر خير و رحمت و جبران كننده هر نقص و شرّي مي‌باشد. بنابراين، خداوند عليم و حكيم از باطن و نيّت و انگيزه و انديشة‌ هر انساني آگاه است و با گرداندن حوادث گوناگون روزگار نهان آنان را آشكار مي‌سازد،‌ زيرا خداوند مطابق علم خود آنان را به محاسبه نمي‌كشد، بلكه محاسبه و حكم او بر مبناي آنچه كه آشكار و واقع شده خواهد بود و آيات مزبور انسانها را از همين سنّت الهي آگاه مي‌سازد. بر اساس مفاد آية شريفه خداوند «شهدا» را از ميان مجاهدان في سبيل‌الله انتخاب مي‌كند و آنان را براي تقرّب به درگاهش خالص مي‌گرداند و همين شهدا را نيز شاهد و حجّت بر حقّانيّت دين خود در ميان مردم قرار مي‌دهد و از آنان طلب مي‌كند كه بر حقّانيّت آيين او اداي شهادت كنند؛ و گواهي خواستن خداوند از شهدا همين جهاد و كشته شدن در راه اوست، زيرا كسي كه كلمة‌ شهادتين را به زبان آورد او را گواه و شاهد نمي‌گويد مگر آنكه مفهوم و مقتضاي كلمه را ادا كند. مفهوم شهادتين نيز همين است كه غير خداوند يكتا خدايي را نپذيرد و شريعت و قانون زندگي را تنها از خدا و به وسيلة پيامبرش دريافت كند و به هيچ حكمي تن در ندهد مگر حكم رسول خدا و اهل بيت معصوم او را. و مقتضاي چنين شهادتي اين است كه در راه خدا جهاد كند و اگر لازم باشد جان بازد تا شهيد محسوب شود، يعني شاهد درستي آيين خدا باشد و آنگاه خداوند او را گواه گيرد و او هم با تمام وجود، حق شهادت را ادا كند.

قرآن در سورة توبه آیه 16 مي‌فرمايد: «چنين مي‌پنداريد كه شما را بدون آزمايش به حال خود رها مي‌كنند در صورتي كه هنوز خدا در علم طاعت و مجاهده معلوم نگردانيده كه از شما (مدّعيان ايمان) چه كس به حقيقت مؤمن است؟ كه جز خدا و رسول او و مؤمنان را هرگز دوست خود و همراز خويش نخواهند گزيد و خدا از همة‌كردار شما آگاه است.»

 آية شريفه ضمن تأكيد بر جنگ و جهاد با دشمنان، اين واقعيّت را يادآور مي‌شود كه زندگي دنيا توأم با آزمايش و امتحان است، و نيز نفوس انسانها در ابتداي آفرينش پاك و قابليت گرايش به خير و شر و سعادت و شقاوت را دارد، و اين خود انسان است كه با اعمال و رفتار خود رنگ و فعليّت خاصّي به خود مي‌بخشد و بديهي است كه مراتب خلوص يا عدم خلوص، و ايمان و كفر و نفاق هنگامي آشكار مي‌شود كه به مرحلة آزمايش عملي گذاشته شود تا پاكان از ناپاكان جدا و مدّعيان ايمان از مؤمنين باصفا و راستگو ممتاز گردند. بنابراين، ضرورت امتحان و آزمايش روشن است و جنگ و قتال با دشمنان بهترين محك تا راستگو از دروغگو متمايز شود، و به ثبوت رسد كه محبّت و ارتباط انسان فقط با خداست و از دشمنان خدا بكلّي بريده است و دلش در گرو دوستي و مودّت دشمنان نيست. لذا بر مؤمنين لازم است كه از فرمان جنگ اطاعت كنند و در اين راه از هم گوي سبقت بربايند و در مرحلة عمل صفاي جوهرو صدق ايمان و ارتباط با خدا را آشكار سازند.

 آري بايد اثبات كنند كه جز خداوند تكيه گاهي براي خود برنگزيده‌اند،‌ عزّت را فقط از آن خدا و اطاعت از فرامينش مي‌دانند، يار و اعواني جز خدا و رسول او و اهل ايمان نمي‌شناسند. از دشمنان براي خود يار و ياور نمي‌گيرند. پس، ميدان نبرد در راه خدا يكي از بهترين صحنه‌هاي ‌آزمايش مدّعيان ايمان است.

قرآن در سورة‌ آل عمران آیات 169 تا 171 مي‌فرمايد: «مپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده‌اند، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد پروردگارشان متنعّم خواهند بود. آنان به فضل و رحمتي كه از خدا نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان، كه هنوز به آنها نپيوسته‌اند و بعداً در پي آنها به راه آخرت خواهند شتافت،‌ مژده دهند كه از مردن هيچ نترسيد و از فوت متاع دنيا هيچ غم نخوريد و آنها را به فضل و نعمت خدا بشارت مي‌دهند و اينكه خداوند اجر اهل ايمان را ضايع نگذارد»

 آيات مزبور از ويژگيهاي «شهدا» پرده برداشته كه آنان زنده‌اند و تمام خصوصيّات حيات را دارا مي‌باشند. از آثار حيات روزي خوردن و ارتزاق است كه شهدا به نحو احسن برخوردارند،‌ و نيز فرج و شادي است كه در حد اعلي دارا مي‌باشند،‌ آنها از احوال خود اطّلاع مي‌دهند و بر آنچه كه بر ياران و دوستانشان مي‌گذرد آگاهند. از مرگ و جدايي آنان اظهار تأسّف و تأثّر بي‌معني است، زير ا آنها زنده‌اند و رابطه‌شان با پشت سر خود برقرار است. قرآن كريم به طور كلي مرگ را تحوّل در كيفيت زندگي مي‌داند كه بر اثر آن حركت تكويني و طبيعي حيات در شكل و وضعيّت خود تنوّع مي‌يابد، همچنانكه وضع انسان پس از تولّد از رحم مادر تحوّل پيدا مي‌كند و اصولاً مرگ نيز تولّد ديگري مي‌باشد كه پس از آن زندگي به صورت ديگري ادامه مي‌يابد و انديشه‌هايي كه مرگ را به عنوان خاتمة زندگي بشر، و حيات انساني را پوچ و بي‌معني جلوه مي‌دهد از ديدگاه قرآني مردود به شمار آمده است. قرآن كريم با ذكر ويژگيها و فضايل «شهدا» مي‌كوشند تا مؤمنين را به آنچه كه اعتقاد دارند و ممكن است در لحظات اضطراب و ناراحتي مورد غفلت آنان قرار گيرد متنبّه و متوجّه كند و با ذكر اين واقعيّت كه «شهدا» از حيات بس عالي تر برخورداند و از نعمت دايمي و كرامت و رضوان الهي بهره‌ورند هرگونه شبهه و پندار نادرستي را مي‌زدايد. 

در قرآن کریم، در آیات مختلفی سخن از جهاد و وصف مجاهدان و پاداش آنان به میان آمده است. در آیات 1 تا 5 سوره عادیات خداوند به جهادگران بیدار سوگند یاد کرده است و فرموده : «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان پیش می رفتند، سوگند به افروزندگان جرقّه آتش(در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)، سوگند به هجوم آورندگان سپیده دم، (که آنچنان بر دشمن هجوم سریع می برند) که گرد و غبار به هر سو پراکنند، (ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند».  

از اینجا روشن می شود که جهاد آنچنان عظمتی دارد که حتی نفسهای اسبهای مجاهدان، شایسته سوگند است. و همچنین جرقّه های ناشی از برخورد سمشان به سنگها و گرد و غباری که در فضا پخش می شود. آری گرد و غبار صحنه جهاد هم پرارزش است.

سورۀ عادیات به روایت اهل بیت (ع) دربارۀ فتح حضرت امیرالمؤمنین (ع) در غزوه معروف به ذات السَّلاسل که مجملش بر وفق نقل شیخ مفید در ارشاد و علّامه حلّی در نهج الحق و در روایت کتاب محمّدبن عبّاس ذکر شده که حضرت رسول (ص) یکی از اصحاب را سرکردۀ جمعی گردانید، و بر سر بنی سلیم که قصد شبیخون زدن به مدینه را داشتند فرستاد ولی او منهزم گشته و بعد از او عمر و عاص نیز بر حسب استدعای خود برفت و فرار کرد پس حضرت امیر مؤمنان، مأمور این نبرد گردید و آن حضرت به ناگاه بر کفّار تاختن کرد و با پیروزی و همراه اسیرانِ به سلاسل بسته بازگشت.

قرآن کریم در آیه 29 سوره فتح یکی از خصوصیات یاران پیامبر(ص) را چنین بر می شمرد که: «در برابر کفّار شدید و دلسختند». آری مؤمنان در میدان جهاد آنچنان می غرّند که نمی توان تصوّر کرد، آنها همان
کسانی اند که در خلوت شبانه شان با معبود گریه سر می دهند.

خداوند در آیه 71 سوره نساء فرمان آماده باش دائمی به مسلمانان می دهد و برای حفظ موجودیّت اجتماعشان می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید، با کمال دقّت مراقب دشمن باشید، مبادا غافلگیر شوید و از ناحیه آنها خطری به شما برسد.» سپس دستور می دهد که برای مقابله با دشمن از روشها و تاکتیکهای مختلف استفاده کنید و «در دسته های متعدّد یا به صورت اجتماع، برای دفع دشمن حرکت کنید.» این آیه دستور جامع و همه جانبه ای به تمام مسلمانان، در همه قرون و اعصار می دهد که برای حفظ امنیّت خود و دفاع از مرزهای خویش دائماً مراقب باشند و یک نوع آماده باش مادّی و معنوی بطور دائم بر اجتماع آنها حکومت کند و حتی خداوند در آیه 102 سوره نساء برای آنکه مسلمانان در میدان جنگ، موقع نماز از دشمن غفلت نکنند دستور نماز خوف را تشریع می کند و این چیزی جز توجّه دادن مسلمانان به دشمن و لزوم هوشیاری و بیداری در همه مکانها و زمانها نیست.

و از طرفی خداوند به لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان تأکید کرده و در آیه 60 سوره انفال
می فرماید :«در برابر دشمنان هرچقدر توانایی دارید از نیرو و قدرت و اسبهای ورزیده برای میدان آماده سازید. با این وسایل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید» در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حدّ کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید. تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی تطبیق می کند و باید به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبلیغ شود. تأکیدات قرآن بر امر جهاد باعث شده است که مسلمانان در طول تاریخ این میدان را خالی نگذارند و در صحنه های مختلف حتّی با نفرات کمتر، در میدان جنگ پیروز شوند.

مسلمانان با این شعار در میدانها حضور پیدا می کردند که ما در هر حال به (یکی از دو نیکی) می رسیم، یا پیروز می شویم و یا در راه خدا و اعتقاد خود شهید می شویم که این خود نوعی پیروزی است. در هر حال برای مسلمانی که در میدان جهاد حاضر می شود شکست معنا ندارد که این خود علاوه بر تقویّت اراده و دادن انگیزه، دشمنان را نیز متحیّر و مرعوب می کند. در عصر حاضر نیز استعمارگران از این تعالیم قرآن به شدّت وحشت دارند و سعی بر دور کردن مسلمانان از مفاهیمی چون جهاد و شهادت دارند.

در مورد ابعاد جهاد و مرور شخصیّت مجاهدان از دیدگاه قرآن کریم دستور اجازۀ جهاد بدین گونه مورد بررسی قرار می گیرد :

هنگامی که مسلمانان در مکّه بودند مشرکان پیوسته آنها را آزار می دادند. مسلمانانی که مورد شکنجه و اذیّت قرار می گرفتند مرتّباً خدمت پیامبر می رسیدند و شکایت می کردند و اذن جهاد می خواستند. امّا پیامبر به آنها می فرمود : صبر کنید، هنوز دستور جهاد به من داده نشده است. تا اینکه پیامبر از مکّه به مدینه هجرت نمود. خداوند آیه 39 سوره حج را نازل فرمود. این آیه که متضمّن اذن جهاد است، نخستین آیه ای است که درباره جهاد نازل شده است. خداوند در این آیه می فرماید: «خداوند به کسانی که از طرف دشمنان بر آنها جنگ تحمیل شده است اجازه جهاد داده است، چرا که آنها مورد ستم قرار گرفته اند». سپس این اجازه را با وعده پیروزی از سوی خداوند تکمیل کرده، می فرماید: «و خداوند قدرت بر یاری کردن آنها را داراست». مسلمانان باید آنچه در توان دارند در عالم اسباب بکار گیرند و در انتظار یاری خداوند نیز باشند، این همان برنامه ای بود که پیامبر اسلام در تمام مبارزاتش بکار می گرفت و پیروز می شد. در آیه 190 سوره بقره نیز خداوند دستور مقاتله و مبارزه با کسانی را که با مسلمانان می جنگند صادر کرده و می فرماید: «با کسانی که با شما می جنگند در راه خدا پیکار کنید» تعبیر به «فی سبیل اللّه» هدف اصلی جنگهای اسلامی را روشن
می سازد که جنگ در منطق اسلام هرگز بخاطر انتقام جویی یا جاه طلبی یا کشورگشایی نیست. بلکه تمام حرکات و رفتار هنگام و بعد از جنگ رنگ خدایی دارد. قرآن کریم در ادامه توصیه به رعایت عدالت، حتّی در میدان جنگ و در برابر دشمنان کرده، می فرماید: «از حدّ تجاوز نکنید، چرا که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد». خداوند در آیه بعد با صراحت بیشتری دستور جهاد را بیان کرده و می فرماید : «آنها (همان مشرکانی که از هیچ گونه ضربه زدن به مسلمین خودداری نمی کنند) را هر کجا بیابید به قتل برسانید و از آنجا که شما را (از مکّه) بیرون کردند، آنها را بیرون کنید»

چرا که این یک نوع دفاع عادلانه و مقابله به مثل منطقی است. خداوند در آیه 192 همین سوره با اشاره به هدف جهاد در اسلام می فرماید : «با آنها پیکار کنید تا فتنه از میان برود و دین مخصوص خدا باشد» و بعد اضافه می کند: «اگر آنها (از اعتقاد نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنها نشوید زیرا) تعدّی جز بر ستمکاران روا نیست». نظیر این تعبیر در آیه 39 سوره انفال نیز آمده است: «و قاتلوهم حتّی لاتکون فتنه و یکون الدّین کلّه للّه فان انتهوا فانّ اللّه بما یعملون بصیر».

در آیه 144 سوره بقره خداوند می فرماید: «در راه خدا پیکار کنید و بدانید خداوند شنوا و دانا است».

یکی دیگر از آیاتی که در آن به جهاد امر شده است آیه 75 سوره نساء است. در این آیه دعوت به جهاد بر اساس تحریک عواطف انسانی می باشد. در این آیه خداوند می فرماید: «چرا شما در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکان مظلوم و بی دفاعی که در چنگال ستمگران گرفتار شده اند مبارزه نمی کنید؟ (آیا عواطف انسانی شما اجازه می دهد که خاموش باشید و این صحنه های رقّت بار را تماشا کنید؟».

در این آیه شریفه ضمن دعوت به جهاد به یکی از اهداف متعالی جهاد در اسلام نیز اشاره شده است. رهایی و نجات مظلومین در هر جای عالم یکی از وظایف مردان مسلمانی است که قرآن را آویزه گوش خود کرده اند و اگر به این آیه نجات بخش قرآن به معنای واقعی عمل شده بود، در دنیای امروز انسانها اینگونه به استضعاف کشیده نشده بودند. خداوند در آیه بعد برای تشجیع مجاهدان و ترغیب آنها به مبارزه با دشمن و نیز مشخّص ساختن صفوف و اهداف مجاهدان می فرماید: «افراد با ایمان در راه خدا و آنچه به سود بندگان خدا است پیکار می کنند ولی افراد بی ایمان در راه طاغوت و قدرتهای ویرانگر» این آیه نیز تأکیدی دیگر بر
 انگیزه های مجاهدان است. آنگاه که انگیزه جهاد الهی باشد، مجاهدان اجازه هرگونه برخورد و رفتار حتّی در میدان جهاد را ندارند. در هر حال زندگی خالی از مبارزه نیست، منتهی جمعی در مسیر حق و عدّه ای در راه باطل و شیطان پیکار می کنند. خداوند در ادامه آیه با تأکید بر جهاد می فرماید: «با یاران شیطان پیکار کنید و از آنها وحشت نداشته باشید».

یکی دیگر از آیاتی که در آن خداوند فرمان به جهاد داده است. آیه 78 سوره حج است، «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید».

در آیه 73 سوره توبه خداوند به پیامبر دستور شدّت عمل در برابر کفار و منافقین را داده و می فرماید: «ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و در برابر آنها روش سخت و خشن در پیش گیر».

البتّه طرز جهاد در برابر کفّار جهاد همه جانبه و مخصوصاً جهاد مسلّحانه است و منظور از جهاد با منافقان انواع و اشکال دیگر مبارزه، غیر از مبارزه مسلّحانه است مانند مذّمت، توبیخ، تهدید و رسوا ساختن. خداوند علاوه بر آنکه به پیامبرش فرمان جهاد می دهد، یکی از وظایف او را تشویق و ترغیب مسلمانان و مؤمنین به جهاد بر می شمارد و در آیه 65 سوره انفال می فرماید: «ای پیامبر مؤمنان را به جنگ با دشمن تشویق کن». این آیه بیانگر اهمیّت تقویت هرچه بیشتر روحیّه سربازان می باشد و نیز یک دستور اسلامی به رهبر جامعه اسلامی است. خداوند در ادامه برای تشویق مسلمانان، خود نیز وعده نصرت و یاری داده، می فرماید: «اگر از شما بیست نفر سرباز با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه خواهند کرد و اگر از شما صدنفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می کنند». به این ترتیب مسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساوی قرار گیرند، بلکه حتّی اگر عدد آنها یک دهم دشمن باشد باز وظیفه جهاد بر آنها فرض است. امّا به دنبال دستور سنگین فوق خداوند آن را چند درجه تخفیف می دهد و می گوید: «هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست در میان شما افرادی ضعیف و سست هستند، در این حال اگر از شما صد نفر سرباز با استقامت باشد بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر هزار نفر باشند بر دوهزار نفر به فرمان خدا پیروز
 می شوند.» یعنی هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی شوند و در میان آنها افراد تازه کار و ناآزموده باشند مقیاس سنجش همان نسبت دو برابر است. واقعیّت این است که در هیچ کدام از جنگهای صدر اسلام عدّه و تجهیزات مسلمین برتری بر عدّه و تجهیزات کفّار نداشت و عامل پیروزی آنها، اعتقاد و عزم راسخ مسلمین و نصرت خداوند بود. و این مسأله در مورد جنگ عراق با ایران نیز صادق بود و ایرانیان در هشت سال در حالی در برابر عراق و تجاوز او ایستادند که تمام ابرقدرتها و دنیا پشت سر عراق بود و نیروی ایمان و امداد الهی بود که ایرانیان را در آخر سربلند کرد.

این همان وعده خداوند است که در آیه 7 سوره محمّد می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می کند و گامهایتان را استوار می سازد.» و این است وعده نصرت خداوند.

نکته ای که به آن باید توجّه داشت این است که برای انسانهای معمولی یک امر طبیعی است که جنگ ولو با دشمن و در راه خدا خوشایند نیست. در جنگ هم اموال و انسانها تلف می شوند و هم جراحتها و مشقّات وجود دارد، البتّه برای عاشقان راه حق و کسانی که در سطح بالایی از معرفت قرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارایی است که آنان همچون تشنه کامان به دنبال آن می روند و مسلّماً حساب آنها از حساب توده مردم جدا است. خداوند در آیه 216 سوره بقره می فرماید : «جنگ (با دشمن) بر شما مقرّر شده است، در حالی که از آن اکراه دارید» و سپس به عنوان یک قانون کلّی و اصل اساسی که حاکم بر قوانین تکوینی و تشریعی خداوند است اشاره کرده و می فرماید: «چه بسا از چیزی اکراه داشته باشید، در حالی که برای شما خیر است و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن برای شما شرّ است».

در آیه 31 سوره محمّد خداوند برای تأکید بیشتر می فرماید: «ما قطعاً همه شما را می آزمائیم، تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند (و مجاهد نماها و منافقان چه کسانی)».

در آیه 20 سوره محمد موضع گیریهای مختلف «مؤمنان» و «منافقان» در برابر فرمان جهاد روشن می شود. «کسانی که ایمان آورده اند می گویند چرا سوره ای نازل نمی شود» سوره ای که در آن فرمان جهاد باشد و تکلیف ما را در برابر دشمنان سنگدل روشن سازد. این وضع حال مؤمنان راستین است. امّا (منافقان هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل می گردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیمار دل را می بینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته است (با نگاهی مات و مبهوت و چشمانی که حدقه آنها از کار ایستاده) به تو نگاه می کنند».

میدان جهاد برای مؤمنان، میدان اظهار عشق به محبوب و میدان پایداری و مقاومت و پیروزی است. و در چنین میدانی ترس معنی ندارد. اما برای منافقان میدان مرگ و نابودی و بدبختی است، میدان شکست و جدایی از لذّات دنیا است. میدانی است تاریک و ظلمانی با آینده ای وحشتناک و مبهم!

خداوند در آیه 77 سوره نساء ضمن نکوهش کسانی که ابتدا منتظر فرمان جهاد بودند ولی بعد از نزول آیات جهاد، برای شرکت در میدان جهاد مسامحه کردند می فرماید: «راستی شگفت انگیز است (حال جمعیّتی که در یک موقعیّت نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا می کردند به آنها اجازه جهاد داده شود) و به آنها دستور داده شد که فعلاً خودداری کنید و به خود سازی و انجام نماز و تقویّت نفرات خود و ادای زکات بپردازید، اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و دستور جهاد نازل گردید، ترس و وحشت یکباره وجود آنها را را فرا گرفت و زبان به اعتراض در برابر این دستور گشودند و صریحاً گفتند: خدایا چرا به این زودی دستور جهاد را نازل کردی؟ چه خوب بود مدّتی این دستور به تأخیر می افتاد».

و در پی آن خداوند به پیامبر می فرماید : به آنها بگو که زندگانی دنیا متاعی اندک است و جهان آخرت ابدی برای هر کس که خداترس باشد بسیار بهتر از دنیاست و آنجا کمترین ستم دربارۀ کسی نخواهد شد.7

 

2- جایگاه آموزه های پیامبر اسلام (ص) در تفکّر جهادی

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند : «همه ي خوبي ها در شمشير و زير سايه ي آن است».8
 ابوذر غفاري از پيامبر اکرم (ص) پرسيد: «کدام يک از اعمال نزد خداوند دوست داشتني تر است»؟

آن حضرت فرمود: «ايمان به خدا و جهاد در راه او».

پرسيدند: «کدامين جهاد از همه ي جهادها بهتر است»؟

فرمود: «جهاد کسي که اسبش پي شود و خونش در راه خدا بر زمين ريزد».

پيامبر اکرم (ص) گروهي مجاهد را به مأموريت اعزام فرمود. نيروهاي اسلام، سحرگاهان به سوي محلّ مأموريت حرکت کردند. يکي از صحابه، به نام ابن رواحه، ماند تا نماز صبح را با پيامبر (ص) بخواند. پس از نماز، رسول خدا (ص) او را ديد و فرمود : «مگر در سپاه نبودي»؟!

عرض کرد: «آري بودم، ولي دوست داشتم نماز جماعت را با شما بخوانم و سپس به سپاه ملحق شوم».

پيامبر اکرم (ص) فرمود : «به خدايي که جان محمّد (ص) دست اوست سوگند، اگر آنچه را در زمين است انفاق کني، فضيلت حرکت بامدادي آنان را درک نخواهي کرد».9

پيامبر خدا (ص) فرمود :

- «كسى‏كه‏ جهاد نكرده ‏يا آرزوى جهاد نداشته باشد و بميرد به نوعى نفاق مرده‏است».10

- «به درستى كه جنگجویان و رزمندگان، وقتى كه قصد جنگ كنند، خداوند براى آنها برائت از آتش
مى نویسد».11

- و هر كس در راه خدا، در حالت جهاد، خارج شود، پس براى او به ازاى هر قدمى، هفت هزار حسنه نوشته مى شود، و هفتصد هزار گناه از او پاك مى شود، و هفتصد هزار درجه به او رفعت دهند، و او در كفالت خدا خواهد بود، به هر مرگى كه بمیرد، شهید خواهد بود، و اگر (سالم) برگردد، در حالتى برمى گردد كه گناهان او بخشیده شده، دعاهاى او مستجاب گردیده باشد».12

- جبرئیل مرا خبری داد که چشمم از آن روشن و دلم از آن شاد شد. او گفت: ای محمّد! هر که از امّت تو در راه خدا به جنگی برود، هیچ قطره ای از آسمان بر او نبارد و دچار هیچ سردردی نشود، مگر آن که در روز قیامت به نفع او گواهی باشد.13

به پیامبر (ص) عرضه داشتند که چرا شهید (مانند دیگران) در قبر خود مورد آزمایش و سؤال قرار
نمی گیرد؟! ایشان در پاسخ فرمودند: شمشیرهایی که گرداگرد سر او می درخشیدند، برای آزمایش او کافی است.14

پیامبر (ص) فرمودند : بهشت دری به نام درِ مجاهدان دارد که آنان به سمتش رهسپار می شوند و در حالی که شمشیر مجاهدان بر گردنشان آویخته شده و جمعیّت در انتظار حسابرسی اند، آن در بر آنان گشوده می شود و فرشتگان به ایشان خوش آمد می گویند. پس هر که جهاد را رها کند، پروردگار او را دچار خودکم بینی، فقر و بی دینی خواهد کرد.15

جابر از ابی جعفر (ع) روایت می کند که : «مردی نزد پیامبر (ص) آمد و عرضه داشت که من بسیار شور و شوق رفتن به جهاد را دارم! ایشان پاسخ فرمود: پس به جهاد برو؛ زیرا اگر کشته شوی، زنده خواهی بود و نزد خدا روزی خواهی داشت و اگر در این راه به صورت طبیعی بمیری، پاداش تو بر عهدۀ پروردگار خواهد بود و اگر زنده برگردی، گناهانت پاک خواهد شد.»16

رسول اكرم (ص) می فرماید : «يك شب نگهبانى در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز كه شبهايش به عبادت و روزهايش به روزه‏دارى سپرى شود». 17
و نیز فرمود : «برترين جهاد آن است كه انسان روز خود را آغاز كند در حالى كه در انديشه ستم كردن به احدى نباشد».18

همچنین می فرماید :

- «بهترين صدقه، سايه خيمه اي است كه در جهاد براي خدا بر پا مي شود.»19

- «همانا مؤمن، با شمشير وزبان خود جهاد مي كند».20

-       «اوج مسلمانی جهاد در راه خدا است که جز مسلمانان برجسته بدان نرسند».

-       «نزدیک ترین مردم به مقام و مرتبت نبوّت، دانشمندان و مجاهدان راه حق می باشند».21

-       «بهترین کارها در نزد خدا نماز بوقت است، آن گاه نیکی با پدر و مادر، آن گاه جنگ در راه خدا».

-       «درهای بهشت زیر سایه شمشیرهاست».

-   «سه کسند که یاری خدا بر آنها لازم است؛ آن که در راه خدا جهاد کند، و بنده ای که برای آزادی خود قرارداد بسته و می خواهد قیمت آن را بپردازد و کسی که به منظور عفّت زن می گیرد».

-   «سه کسند که خدا آنها را دوست می دارد؛ کسی که شب برخیزد و کتاب خدا را بخواند و کسی که با دست راست خود صدقه دهد و آن را از دست چپ خود مخفی دارد و کسی که با گروهی به جنگ رود و یارانش بگریزند و او به سوی دشمن رود».

-   «دو وقت است که درهای آسمان در اثنای آن گشوده می شود و کمتر ممکن است دعای دعاکننده ای رد شود؛ هنگام نماز و صف آرائی در راه خدا».22

 

3- جایگاه آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی

الف) تفکّر جهادی از منظر علی (ع)

اميرمؤمنان عليه السّلام درباره ي جهاد مي فرمايد :

- برای پیکارکنندگان در راه خدا درهای آسمان گشوده می شود.23

- خداوند عزّوجلّ جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و ياري و ياورش قرار داده است. به خدا سوگند که دنيا و دين جز با جهاد اصلاح نمي شود.24

اميرمؤمنان عليه السّلام با اشاره به هدف پيامبر (ص) در جنگ با مشرکان مي فرمايد:

«اما بعد... (پيامبر) براي اسلام با ياري کساني که سر به فرمانش بودند، به پيکار با مخالفين خود برخاسته و آنان را به محل رستگاريشان سوق مي داد و براي رهاندن ايشان از جهالت و ناداني مبادرت مي فرمود.»25
و در بيان ديگر مي فرمايد :

«پس (پيامبر (ص) ) در راه خدا با کساني که از خدا اعراض و دوري گزيده و مثل و مانند برايش قرار
مي دادند، جهاد کرد».26

اميرمؤمنان عليه السّلام در نبرد صفّين بارها جنگ را به تأخير انداخت تا شايد فريب خوردگان به راه نجات راه يابند و هدايت شوند و مي فرمود : «سوگند به خدا یک روز جنگ کردن را به تأخیر نینداختم مگر برای آن که می خواهم گروهی از ایشان به من ملحق گردیده و هدایت شوند.»27

اميرمؤمنان عليه السّلام درباره ي خوارج که با تأويل حقايق در انديشه ي فتنه جويي بودند، مي فرمايد :

«با کساني که در اسلام با ما برادرند، به دليل لغزش و انحراف و کجي و اشتباه و تأويل حقايق، ناگزير از جنگ شده ايم.»28

اميرمؤمنان عليه السّلام در مورد جهاد با کساني که نظام و ارزش هاي الهي را مورد هجوم قرار دادند
مي فرمايد :

«به هوش باشيد که اينک شيطان حزب خويش را برانگيخته است و هوادارانش را فراهم خوانده است، تا ديگر بار جور را به پايگاههاي ديرينش باز گرداند و باطل را بر اريکه ي قدرت بنشاند، ... به جان خويشم سوگند، که در پيکار و سرکوبي آنها که با حق ستيز کنند و در ماندن در گمراهي همچنان پاي بفشارند، کم ترين نرمش و سازشي نخواهم داشت».29

اميرمؤمنان (ع) به مردم عراق که مرزهايشان مورد تجاوز و تاخت و تاز شايان قرار گرفته بود فرمود: «و در جهاد با دشمن پيشدستي کنيد».30 و در مورد اين که متجاوز جز پاسخ دندان شکن نمي فهمد فرمود: «پاره ي سنگ را به مبدأش باز گردانيد، که شر را تنها شر دفع مي کند».31

امام علي (ع) درباره سلطه طلبي و کسب قدرت خطاب به خداي بزرگ عرضه مي دارد :

«بار خدايا! خود آگاهي که آنچه ما [در جنگ ها و زد و خوردها] کرده ايم، براي ميل و رغبت به سلطنت نبوده است».32

تاريخ گواه است که هرجا لشکريان اسلام با پيروزي قدم بر سرزميني گذاشتند، مردم را آزاد نهاده و
ارزش هاي انساني - الهي را به آنان ارزاني کرده اند؛ برخلاف جنگ هايي که از سوي کفّار و قدرتمندان در دنيا انجام مي گيرد که با اشغال کشوري، در آن جا حکومت نظامي اعلام مي شود، حاکم تعيين مي گردد، بساط ستمکاري پهن مي شود و مردم در بند و زنجير به اسارت مي روند.

- جهاد ستون دين و راه روشن نيكبختان است.33

- خداوند جهاد را واجــب گـردانيد و آن را بزرگ داشت و مايه پيروزى‏ و ياور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنيا و دين جز با جهاد درست نمى‏شود.34

- رونده به سوى خدا (جهاد كننده) مانند تشنه اى است كه به آب مى رسد.35

- جهاد درى از درهاى بهشت است که خدا آن را براى دوستان ویژه خویش گشوده است و آن، پوشش تقوا و زره محکم خدا و سپر مطمئن او است. پس هر که آن را از روی بی اعتنایی ترک کند، پروردگار جامه ذلّت بر او بپوشاند، و گرفتار بلا شود، و بر سر او خوارى و زبونى فرو بارد، و نور خرد از دل او رخت کشد، و با بی اعتنایی به جهاد، حق از او رویگردان شود، و خوارى به او روى آورد، و  کسى به فریاد او نرسد.36

- مرگ به دنبال برخی بوده و برخی دیگر خود به استقبال مرگ می روند! آن که در خانه نشسته نمی تواند مرگ را به زانو درآورد و گریزندۀ از جنگ نیز نمی تواند خود را از او پنهان کند. پس بشتابید و منتظر یکدیگر نباشید؛ زیرا راه فراری از مرگ نیست. اگر کشته نشوید، خواهید مرد و سوگند به خدایی که جان علی به دست او است، هزار ضربه شمشیر بر سرم، آسان تر از جان دادن در بستر است.37

- براستى كه خداوند براى گروهى كشته شدن را مقدّر فرموده و براى ديگران مردن را. هر گروهى با همان سرنوشت كه خداوند مقدّر كرده است مى‏رسد. پس، خوشا به سعادت مجاهدان در راه خدا و كشته شدگان در راه طاعت او.38

- در راه خدا با دستهاى خود جهاد كنيد، اگر نتوانستيد با زبانهاى خود و اگر باز هم نتوانستيد با قلب خود جهاد كنيد.39

- يك شب نگهبانى در راه خدا برتر است از هزار شبانه روز كه شبهايش به عبادت و روزهايش به روزه‏دارى سپرى شود.40

- با هوا و هوس خود جهاد كن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بد خود مخالفت كن تا نفست پاكيزه شود، عقلت به كمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره كامل ببرى.41

- بر شما باد به تلاش و سختكوشى و مهيّا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سراى توشه (دنيا). مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد چنان كه ملّتهاى گذشته و اقوام پيشين را فريفت.

- خداوند... جهاد را براى عزّت و سربلندى اسلام واجب فرمود.42

- همانا جهاد شريفترين كارها بعد از اسلام است. جهاد مايه پايدارى دين است و علاوه بر آن كه عزّت و اقتدار مى‏آورد اجرى بزرگ دارد. جهاد، يورش آوردن است. در آن نيكيها و ثوابهاست و نويد به بهشت است بعد از رسيدن به شهادت.43

- جهاد چهار شاخه دارد : امر به معروف، نهى از منكر، پايدارى در جبهه هاى جنگ و دشمنى با تبهكاران.44

- نخستين جهادي كه درباره آن وارسي مي شويد جهاد با دستهايتان است، سپس جهاد با زبانهايتان وزان پس جهاد با دلهايتان. پس كسي كه در دل از معروفي حمايت نكند و منكري را زشت نشمارد، واژگونه شده است.45

- واي بر شما... هنگامي كه شما را به جنگ به دشمنان مي خوانم چشمانتان به دَوَران مي افتد گويي در مرگ فرو رفته واز سكرات آن دست و پا مي زنيد و در نسيان و بيخبري وسرمستي هستيد.46

 

ب) تفکّر جهادی از منظر امام محمّد باقر (ع)

امام باقر (ع) در حديثي گرانمايه خطاب به سليمان بن خالد مي فرمايد : «آيا مي خواهي از اصل، فرع و قلّه ي اسلام برايت بگويم؟» عرض مي کند: «آري، اي فرزند رسول خدا.» امام (ع) مي فرمايد : «اصل و عمود [خيمه ي] اسلام، نماز و فرع آن زکات و قلّه و اوج عظمتش جهاد است».47

امام محمّد باقر (ع) در در پاسخ به كسى كه عرض كرد: من در عمل ناتوانم و نماز و روزه كم به جا مى‏آورم اما سعى مى‏كنم جز حلال نخورم و جز با حلال نزديكى نكنم فرمودند: چه جهادى برتر از پاك نگهداشتن شكم و شرمگاه؟!»48

- فضیلتی چون جهاد نیست، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست.49

 

ج) تفکّر جهادی از منظر امام صادق (ع)

امام صادق عليه‏السّلام می فرمایند :

- جهاد برترين كارها بعد از فرايض است.50

- هرکه در راه خدا کشته شود، پروردگار گناهانش را به او یادآور نخواهد شد.51

 

نتیجه

جهاد جلوه ای از حماسه و شرف و عشق است که عظمت حریّت و حلاوت سعادت را می توان در آن تفسیر نمود. جهاد معیار و میزانی است برای مشخّص کردن سره از ناسره که در بوتۀ آزمایش آن، عیارها آشکار می گردند و مجاهدان ایثارگر از منافقین فراری بازشناخته می شوند. جهاد میدان آزمونی است که شیردلان عشق و شهادت شتابان به روی آن آغوش می گشایند و بزدلان ذلّت و ضلالت از آن گریزانند. منزجران جهاد دین به دنیافروش و شیدایان آن دنیا به دین فروشند. در جبهه جهاد انسانهایی که پای خود را به زنجیر زمین بند کرده اند و با آسمان بیگانه شده اند از آنهایی که شیفته عزّت و آزادگیند متمایز می گردند. تشنگان دریای الهی در کام امواج طوفانی جهاد غوّاص وار فرو می روند تا مروارید رخشنده ی شهادت را به چنگ آورند و آزمندان زر و زیور مرداب دونِ دنیایی در لاک خویش فرو می روند تا به زعم هوسناک خود از خوف مرگ در امان باشند. مشتاقان جهاد مفتخرانه خون پاک خود را به پای نهال تشنه حق می ریزند تا درخت دین را سیراب و بارور سازند. برای آنان شهادت شیرین تر از شهد نوشین و انگبین گواراست. تیرهای بلا را به جان می خرند تا اسطوره ها بیافرینند و صدای ستم ستیزشان را به گوشهای نیوشا برسانند. زمزمه های تنزیل عزیز و
آموزه های عصمت و طهارت در مورد جهاد و جهادگران سند سدیدی است در اجرای وظیفه انسانها در برابر این دستور سترگ الهی.

 

من ا... التّوفیق

زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

 

 

 

 

پانوشت ها

  1. تفسیر نمونه، ج 7، ص 321، برگرفته از اینترنت
  2. تفسیر نور، ج 5، صص 148 تا 150
  3. تفسیر نور، ج 2، صص 360 و 361
  4. همان کتاب، صص 169، 170
  5. تفسیر نور، ج 1، ص 306
  6. تفسیر نور، ج 2، صص 356 تا 359
  7. توضیح بعضی آیات برگرفته از اینترنت است.
  8. بحار الانوار، ج 100، ص 9، برگرفته از اینترنت
  9. سنن ترمذی، ج 2، ص 20، دارالاتّحاد العربی، برگرفته از اینترنت

10. صحیح مسلم : 3/1517/1910 منتخب میزان الحکمة : 114، برگرفته از اینترنت

11. بحارالانوار، ج 100، ص 12- صحیفۀ الامام الرّضا، ص 116، برگرفته از اینترنت

12. وسائل الشّیعه، ج 11، ص 12- کتاب الاعمال، ص 51، برگرفته از اینترنت

13. کافی، ج 5، ص 8، ح 8

14. همان کتاب، ج 5، ص 54، ح 5

15. همان، ج 5، ص 2، ح 2

16. تفسیر العیاشی، ج 1، ص 206، ح 152

17. کنزالعمال، ج 4، ص 326، ح 10730

18. محاسن، ج 1، ص 292، ح 1449، برگرفته از اینترنت

19. میزان الحکمة 6، ص 225، برگرفته از اینترنت

20. میزان الحکمة 2، ص 315، برگرفته از اینترنت

21. در پرتو کلام معصوم، صص 23، 36

22. نهج الفصاحه، صص 167، 269، 401، 411، 518

23. در پرتو کلام معصوم، ص 27

24. فروع کافی، ج 5، ص 8، ح 11، برگرفته از اینترنت

25. فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1914، خطبه 103

26. همان، ص 1915، خطبه 132

27. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 143، خطبه 54

28. همان، ص 378، خطبه 121 قسمت 9

29. فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1915-1916

30. همان، ج 4، ص 1917

31. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 306، ص 1235

32. همان، ص 406، خطبه 131 قسمت 3

33. غررالحکم، شماره 1392، ص 49

34. وسائل الشّیعه، 11/9/15، منتخب میزان الحکمة : 114، برگرفته از اینترنت

35. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 124 قسمت 11، ص 383

36. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 27، ص 94

37. الامالی، ج 1، ص 216، ح 378

38. شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 184، برگرفته از اینترنت

39. بحارالانوار، ج 100، ص 49، ح 23، برگرفته از اینترنت

40. کنزالعمال، ج 4، ص 326، ح 10730، برگرفته از اینترنت

41. غررالحکم، فصل 26، قسمت 44، ص 371

42. نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 244 قسمت 6

43. نورالثقلین، 1/408/429، منتخب میزان الحکمة : 114، برگرفته از اینترنت

44.الخصال، 232/74، منتخب میزان الحکمة: 114، برگرفته از اینترنت

45. میزان الحکمة، 2، ص 315، برگرفته از اینترنت

46. میزان الحکمة، 5، ص 333، برگرفته از اینترنت

47. بحارالانوار، ج 69، ص 392، ح 70، برگرفته از اینترنت

48. محاسن، ج 1، ص 292، ح 448، برگرفته از اینترنت

49. تحف العقول، ص 286، برگرفته از اینترنت

50. مشکات الانوار، 154، منتخب میزان الحکمة : 114، برگرفته از اینترنت

51. کافی، ج 5، ص 54، ح 6

منابع و مآخذ

  1. قرآن مجید
  2. الامالی، اباجعفر طوسی، انتشارات دارالثقافة، قم 1414 هـ.ق
  3. تفسیر العیاشی، محمّدبین مسعود عیاشی، چاپخانۀ علمیه تهران، 1380 هـ.ق
  4. تفسیر نور، جلد اوّل، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هفدهم، بهار 1386
  5. تفسیر نور، جلد پنجم، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ هیجدهم، بهار 1386
  6. تفسیر نور، جلد دوّم، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ چهاردهم، بهار 1386
  7. در پرتو کلام معصوم، با راهنمایی علی عراقچی همدانی، رسالت قلم، 1370
  8. غررالحکم، جلد اوّل و دوّم، مترجم و نگارش : محمّدعلی انصاری قمی
  9. فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه
  10. کافی، محمّدبن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365 هـ.ش
  11. نهج البلاغه، فیض الاسلام، چاپ دوّم، فروردین 1351 هـ.ش
  12. نهج الفصاحه، مترجم و فراهم آورنده : ابوالقاسم پاینده، جاویدان، چاپ اوّل، 1374


نوشته شده توسط زهرا خلفی در دوشنبه 16 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588