💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )

باسمه تعالي

مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )

زهرا خلفي ـ عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي - واحد دزفول

                                                                                         

چكيده

در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند .

از ديدگاه امام سجّاد (‌ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سوي سوءظن و ضعف يقين مي كشاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .

بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . پس هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .

به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست

                                              عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست


 

 

 

 

 

 

چاپ شده در چکیده مقالات دوّمین جشنواره ی سراسری صحیفه ی سجّادیه، 27/2/85 ، تهران

 

باسمه تعالي

مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )

زهرا خلفي ـ عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي - واحد دزفول

                                                                                         

چكيده

در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند .

از ديدگاه امام سجّاد (‌ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سوي سوءظن و ضعف يقين مي كشاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .

بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . پس هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .

به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست

                                              عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست

باسمه تعالي

مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )

واژة شرّ در لغت نامه دهخدا به معاني بدي ، ضرر ، بليّه و فتنه ، بد ، شيطان ، تب و حاجت و فقر به كار رفته است . اين واژه در قرآن مجيد به مفاهيمي چون بد ، بدي ، ضرر ، بدتر و بدترين اشاره مي كند و علّت آن را موارد مختلفي ذكر مي نمايد . از جمله در آية 180 سورة‏ي آل عمران بخل را براي انسانها شرّ مي داند .[1]

     در آية 22 سورة انفال بدترين جنبندگان از انواع حيوانات در روي زمين را كر و لالهايي معرّفي مي كند كه تعقّل نمي كنند و اين تعقّل نكردن براي اين است كه راهي به سوي تلقّي حق و قبول آن ندارند ، چون زبان و گوش ندارند ، پس در حقيقت كر و لالند .[2]

در آية 55 سورة انفال بدترين جنبندگان را نزد خداوند كافران معرّفي مي كند . در آية 77 سورة يوسف ( ع ) ، حضرت يوسف ( ع ) در پاسخ برادران خود كه گفتند : « اگر اين ( بنيامين ) دزدي مي كند پس برادرش ( يوسف ) نيز از اين پيش دزدي كرده بود . » مي گويد : « شما مردم بدي هستيد . » و علّت بدي آنان را تناقض گفتار و حسد در دل آنان مي داند و نيز به خاطر جرأتي كه نسبت به ارتكاب دروغ در برابر عزيز مصر مي ورزند ، آنهم بعد از آن همه احسان و اكرام كه نسبت به آنان نمود . [3] 

در آية 20 سورة‏ معارج ، شرّ واقعي را نافرماني خداي تعالي و در آية 6 سورة بيّنه بدترين خلق را كساني از اهل كتاب و مشركين به اين بيّنه معرفي مي كند .

در آية 3 سورة فلق ، بعد از ذكر شرّ عام به خصوصِ سه شرّ اهتمام شده است ، يكي شرّ شب وقتي داخل مي شود ، و دوّم شرّ حاسدان ، و سوّم شرّ حاسد ، كه مشغول توطئه مي گردد ، و اهتمام بيشتر نسبت به اين سه نوع شرّ به خاطر اين است كه انسان از اين سه شرّ غافل است ، يعني اين سه نوع شرّ در حال غفلت آدمي حمله مي آورند . [4]

در آية 4 سورة‏ فلق ، شرّ را از سوي زنان جادوگر ساحر كه در عقده‏ها و گره‏ها عليه محسور مي دمند ، و به اين وسيله مسحور را جادو مي كنند ، مي داند و در آية 5 همين سورة شرّ را از سوي حسود مي داند ، وقتي كه مبتلا به حسد گشته ، و مشغول اعمال حسد دروني خود شود و عليه محسود دست به كار گردد . بعضي از مفسّرين گفته اند : اين آية شامل چشم زدن اشخاص شور چشم مي شود . چون چشم زدن هم ناشي از نوعي حسد دروني مي گردد ، شخص حسود وقتي چيزي را ببيند كه در نظرش بسيار شگفت آور و بسيار زيبا باشد ، حسدش تحريك شده با همان نگاه زهر خود را مي ريزد . [5]

در آية 4 سورة ناس شرّ را از سوي وسوسه هاي خنّاس مي داند . در مجمع البيان آمده ، كلمة ( وسواس ) به معناي حديث نفس است و كلمه‏ي خنّاس صيغة مبالغه از مصدر ( خنوس ) است كه به معني اختفاء بعد از ظهور است ، بعضي گفته اند : شيطان را از اين جهت خنّاس خوانده كه لايزال آدمي را وسوسه مي كند ، و به محض اين كه انسان به ياد خدا مي افتد پنهان مي شود ، و عقب مي رود ، باز همين كه انسان از ياد خدا غافل مي شود ، جلو مي آيد و به وسوسه مي پردازد .[6]

در آية 7 سورة دهر ( انسان ) منظور از استطارة شرّ آن روز ، شرّ روز قيامت است ، كه روز به نهايت رسيدن شدايد و اهوال و عذابهاست .[7]

در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند و به طور كلّي علّت شرّ در دعاهاي امام سجّاد ( ع ) بدين گونه مورد بررسي قرار گرفته است :

در بخشي از دعاي يكم صحيفه ، امام سجّاد ( ع ) رتبة مردم غافل و ناشكر را از رتبة حيوانات هم پايين‏تر مي‏داند و مي‏فرمايد : . . . فَلَمْ يَشْكُرُوهُ و لَوْكانو كَذلك لَخَرَجوا منْ حُدود الْاِنْساﻧﯿّﮥِ اِلي حَدِّ اﻟﺒَﻬﯿﻤﯿَّﮥِ . . . [8] كه در اين قسمت امـام سجّاد ( ع ) يكي از علّت هاي شرّ را كه دامنگير انسان مي گردد غافل شـدن او از منعم (‌خـدا ) مي داند كـه اگر خـدا معـرفتش را به قـلب ما افاضه نمي فرمود و به عيّاشي در نعم گوناگون و پي در پي او عمر صرف نمي كرديم ، نوع بشر از حيوانات و سباع گمراه تر و پست تر مي شدند .

در دعاي چهارم ، امام ( ع ) راه اصحاب و تابعين را معرفي مي كند كه آنان هرگز شك و شبهه در پيروي از پيامبر ( ص ) در دل پاكشان راه نمي‏دهند . پس از نظر امام ( ع ) خلجان شكوك و شبهات در دل انسانها يكي از علل شرّ در وجود آنهاست . در اين مورد مي فرمايد : . . . لَمْ يَثْنِهِمْ رَيبُ في بَصيرَتِهِمْ وَ لَمْ يَخْتَلِجِهُمْ شَكٌ في قَفْوِ اثارِهِمْ . . . [9] هيچ شك و ريبي ، بصيرت و معرفت آنها را از راه توحيد خدا منحرف نگردانيد .

امام ( ع ) در همين دعا در بخشي ديگر ، توجّه و طمع و اميد و بيم به خلق را موجب شرّ براي بندگان مي‏داند و دعا مي‏كند كه بندگان خدا جز به خدا به كسي ديگر اميدوار نباشند و جز از او از هيچكس نترسند كه مي‏فرمايد : . . . لَتَرُدَّهُمْ اِلَي الرَّغْبَةِ اِلَيكَ و الرَّهْبَةِ مِنْكَ . . . [10]  

 در دعاي پنجم ، امام ( ع ) از خدا مي خواهد كه بندگان را از الحاد و عناد در بزرگي و عظمت حق دور سازد . اين دعا بيان‏گر آن است كه يكي از عوامل شرّ در وجود انسانها شرك و جدال است . در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ احجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ في عَظَمَتِكَ . . . .[11] در همين دعا امام ( ع ) از خدا مي خواهد كه انسانها را از شرّ و آسيب دام هاي شيطان ( انس و جن ) محفوظ دارد . امام ( ‌ع ) در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ شَرَّ مَصآئِدِ الشَّيطانِ . . .[12]

در دعاي ششم ، امام سجّاد ( ع ) بدعت هاي اهل باطل و آراي اهل ضلالت را موجب لغزش و شرّ براي انسانها مي‏داند و دعا مي‏كند كه خداوند بندگان خود را از شرّ اين بدعت ها حفظ نمايد ، در اين مـورد مي‏فـرمايد : . . . وَ مُجـانَبَةِ الْبَـدَعِ . . . و انْتِقاصِ الباطِلِ . . . . [13]و در هميـن دعـا ، امام ( ع ) ، مناهي و محرّمات و اعمال شرّ و گناه را موجب خشم و غضب خداوند و شقاوت و عذاب بندگان مي‏ داند و دعا مي‏كند كه دورترين كس ( موفّق ترين كس برترك محرّمات ) باشد  . در اين مورد مي‏فرمايد : . . . وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ . . .[14]

در دعاي هشتم ، امام عواملي را كه موجب هلاكت و بدبختي بندگان است ذكر مي كند و از شرّ آنان به خدا پنـاه مي بـرد . اين عوامل عبارتند از : حرص و آز ( حبّ دنياي فاني و لذّات حيواني ) ، تسلّط قوّة غضب و خشم ( بر قوّة عقل و ايمان ) ، كم صبري ( در امور دين و دنيا ) ، كمي قناعت بر حلال ( به زيادي حرص بر شهوات و لذّات دنيوي ) ، خُلق سخت گيري ( بر امور عالم ) ، اصرار بر شهوت نفس امّاره ؛ حمّيّت جاهليّت ( غرور و كبر و نخوت ) ، پيروي هواي نفس ، مخالفت با طريق هدايت ، خواب غفلت ، اتّخاذ طريق تكلّف ( راه نامستقيم ) ، مقدّم داشتن باطل بر حق ، اصرار بر معصيّت و گناهان ، حقير و كوچك شمردن معصيّت ، بزرگ و بسيار شمردن طاعت خود ، فخر و مباهات ( از بسياري مال و جاه دنيا ) به معاشرت ثروتمندان ، حقير شمردن بينوايان ( و فقراي اهل ايمان ) ، ظلم و ستمكاري به زير دستان ، معاونت ظالم در ظلم ، واگذاشتن فرياد خواهي مظلوم ، انجام كاري كه در خور اهل ايمان و شايستة مقام انسانيّت نباشد ، سخن در علمي كه بدان دانا نيستيم ، مكر و فريب ديگران ، اعمال عُجب و خودبيني ، زشتي باطن و حسن ظاهر مردم فريب و اسراف مال ( عيّاشي در دنيا ) . در اين دعا ، امام ( ع ) اصول اخلاق زشت و صفات رذيله را بيان مي كند كه عامل گمراهي و بدبختي بندگان مي شود و جز تباهي و شرّ نتيجه اي براي او نخواهد داشت .

در دعـاي نهـم ، امام ( ‌ع ) دعا مي كند ك هرگز عنان بندگان در اختيار نفس امّاره قرار نگيرد ، زيرا نفس امّاره به باطل و زشتي و گناه مي گرايد مگر توفيق ترك گناه از سوي حق عطا گردد . در اين مورد امام مي فرمايد : . . . و لا تُخَلِّ في ذلك بَينَ نُفُرسِنا وَ اخْتيارِها . . . [15]

در دعاي دوازدهم ، امام ( ع ) مي فرمايد : آنچه را كه موجب حجاب و دوري بندگان از خداوند است ، سه چيز است . يكي آنكه در انجام اوامر و اطاعت فرمان خدا كُندي كنيم . دوّم آنكه در ترك معاصي و مناهي سستي كنيم . سوّم آنكه نعمت هايش را كفران كنيم و شكر و سپاس او را بجا نياوريم . پس كسي كه از خدا فاصله گرفت و از الطاف رحمت و ساية عنايت او محروم گرديد ، شرّ و بدي حاصل اعمال اوست و سرانجامي جز ناكامي نخواهد داشت .

در دعاي سيزدهم ، امام ( ع ) از نفس امّاره كه براي رفع نيازهايش او را از درگاه حق به درگاه مخلوق مي كشاند ، به خدا پناه مي برد . امام ( ع ) مي فرمايد : چگونه بندة‌ محتاجي درخواست حاجتش را از بندة محتاجي ديگر مي كند و گدايي عور چگونه از گدايي عور مانند خود طلب حاجت مي كند .[16] پس از نظر امام سجّاد ( ع ) در خواست از درگاهي جز درگاه حق ، ماية شرّ و شقاوت ب راي بنده است .

در دعاي هفدهم ، امام (‌ ع ) از شرّ وسوسه هاي شيطان به حضرت حق پناه مي برد . اين دعا در مورد دامهاي شيطان و وعده هاي دروغ و فريب انگيزش مي باشد كه انسان را با حيله و مكر و آرزوي باطل و فاسد مي خواهد به دام بيندازد و آن ديو رجيم چيزي را از اعمال زشت پيش ما نيكو به نظر مي آورد ، در صورتي كه زشت را وسوسة او نيكو به نظر ما گردانيده است . نفس خبيث آن ديو در طمع مي آيد كه ما را از راه طاعت حق گمراه كند و به ذلّت و خواري معصيت پيرو خود سازد و حضرت دعا مي كند كه خداوند آن ديو رجيم را مخذول و ذليل ما گرداند و بين ما و او پـرده اي و حجابي مقرّر دارد كه هرگز آن پرده دريده و شكافته نگردد . اين دعا مشخّص مي كند كه امام سجّاد با ديدة بصيرت و انديشة خردمندانة خود ، اصل و ريشة شرور و گمراهي ها را وسوسه هاي شيطان مي داند . در سرتاسر اين دعا از خدا مي خواهد كه تمامي مؤمنان را از شرّ آن ديو ( پليد رجيم ) در امان خود و حصار محكم خويش و پناهگاه ايمن حضرتش محفوظ بدارد و بر تن آنان لباس (‌جوشن و زره ) و سپر نگهبان كامل از شرّ لشكر شيطان بپوشاند و به اهل ايمان شمشير برّنده اي بر دفاع از شرّ ديوان (‌جن و انس ) عطا فرمايد . حضرت از خدا مي خواهد كه هر دري كه ( ‌از خيرات و حسنات )‌ شيطان بر روي ما مي بندد ، خداوند ( از كرم )‌ بگشايد و هر روزنه كه شيطان (‌ از شرّ و فساد بر روي ما )‌ باز مي كند ، خداوند آن را ببندد و هر تدبير (‌و سياست و فكر و مكر ) كه مي انديشد خداوند همه را منفسخ و نابود سازد . اين دعا ديدگاه منطقي و خردورزانة امام سجّاد را روشن مي سازد كه چگونه مي توان وسوسه هاي ديو رجيم را نه تنها از قلب بلكه از تمامي اعضا و قواي ظاهر و باطن از چشم و گوش و فكر و خيال دور سازيم و جهت نيل به اين مقصود با پناه جستن به درگاه حق و خواستار نصرت و توفيق از جانب او موفّق گرديم .

در دعاي بيستم ، كه دعاي مكارم الاخلاق نام دارد در مورد طلب اخلاق ستوده و اوصاف پسنديده و دوري از اخلاق ذميمه و صفات رذيله است . امام (‌ع ) در اين دعا از خدا مي خواهد كه هرگز به مرض تكبّر و غرور كه عبادات را باطل مي سازد ، مبتلا نگردد و هر عزّت كه در ظاهر به او عطا مي فرمايد ، همان قدر ذلّت و حقارت به باطن ذاتش كرامت فرمايد . در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع ) غرور و تكبّر يكي از مآية هاي اصلي شرّ و گمراهي انسان و مانع انديشيدن منطقي و صراط مستقيم مي گردد . امام ( ع ) در اين دعا ، معاصي زبان را فحش و لغو و بدگويي و ريختن آبروي مـردم و يا شهـادت دادن باطل ، غيبـت از مـؤمني غـايب و يا بـدگويي به مؤمني حاضر مي خواند  و از خدا مسألت مي نمايد كه از شرّ اين آفات رهايي يابد . در اين دعا ، امام (‌ع ) باز هم از خدا تقاضا دارد كه او را از شرّ نفس امّاره محافظت نمايد و مي فرمايد : نفس امّارة ‌مرا تا تو نگه نداري و محافظت نكني هالك ( ‌و باطل بالذّات ) است . . . فَاِنَّ نَفْسي هالِكَة اَوتَعْصِمَها . . .[17] و نيز امام ( ‌ع ) از خدا مي خواهد كه هرگز او را به مردم شرّير نيازمند نكند تا به ستايش آنكه به او چيزي عطا كرده و مذمّت آنكه منع از عطا نموده ، مبتلا گردد . در اين دعا امام (‌ع ) تقاضا از دونان بهر دونان را باعث خواري و بي آبرويي مي‏داند كه نتيجه اي جز شرّ و بدي براي انسان نخواهد داشت .

دست طمع چو پيش كسان مي‏كني دراز            پل بسته‏اي كه بگذري از آبروي خويش

*****

طمـــع مــي بــــرد از رُخ مـــرد آب              سيــه روي شــد تا گــرفت آفتــاب

در دعاي بيست و دوّم، امام (‌ ع ) از خدا درخواست مي كند كه دلش را از حسد پاك گرداند و مي فرمايد : . . . خَلّصْني مِن الحَسَدِ . . . [18]

بمير تا برهي اي حسود كين رنجيست            كه از مشقّت آن جز به مرگ نتوان رَست

*****

حســـد آنجـــا كــه آتــش افـروزد              خـــرمـن عقـــل و عـافيـت ســــوزد

و نيز در اين دعا ، امام ( ع ) از درگاه حق درخواست مي كند كه او را از كار حرام ناشايسته ، ورع و دوري عطا نمايد .

در دعاي بيست و سوّم، امام ( ع ) مواردي را كه علّت شر‏ّ براي انسانهاست ذكر مي كند و از خدا مي خواهد كه او و ذرّيّه و فرزندانش را از آن مكروهات در پناه خويش قرار دهد . آن عوامل فساد و تبـاهي ها بدين قـرارند : وسـاوس و اضلال ديو رجيم ، شـر‏ّ هر گزنـده ( و درّنده ) از مخلـوقات ( مانند عقرب و رتيل و مار و مردم بد زبان كه از نيش عقرب گزنده ترند ) ، هر امر مولم و مخوف ، هر خويش و بيگانه و بخيل و پست و ناكس مردم آزار ، شيطان انسي و جنّي ، اهل فتنه و فساد ، شر‏ّ هر سلطان ظالم و بيدادگر ، شرّ هر عياش شهوت ران مسرف مغرور ناز و نعمت ، شرّ هر موجود ضعيف و ناتوان ( كه به مكر و حيله بسيار زياد ممكن است سخت ترين آزار و ستم ها را برساند كه دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد ) .

دشمن چو بيني ناتوان لاف از بُروت خود مزن   

                                                       مغزيست در هر استخوان ، مرديست در هر پيرهن

و شرّ هر قوي پنجة نيرومند ( كه بر ضعيفان دست ظلم و طغيان گشايد . )

ضعيفــان را مكـن بر دل گـزنـدي                        كــه در مـاني بـه جــور زورمنـدي

*****

مكـن تا تـوانـي دل خلــق ريـش                         كه گر مي كُني مي كَني بيخ خويش

*****

پادشــاهي كـه طـرح ظلم افكنـد                          پــاي ديـوار مـلك خـويش بكَنـد

و شرّ هر شرافت مند مقتدر و هر پست ناقابل ، شرّ هر كوچك و بزرگ ، شرّ هر نزديك و دور ، شرّ هر كس از جنّ و انس كه عليه رسول و آل رسول به جنگ و محاربه قيام كند ، شرّ هر كس كه قصد سويي كند و بد گويي شتم و غيبت و تهمت و حسد و رشك عداوت او و دام و فسون صيّادي او و قشون و لشكر و خيل سپاه او .

در دعاي بيست و پنجم ، امام سجّاد ( ‌ع ) از دشمني بيگانگان ( از شيطان انس و جن ) نام مي برد كه با ما مكر و حيله و در قلب ما منزل مي كند و مانند خون در عروق و جوارح ما جاري مي شود . اگر ما از او غفلت كنيم ، هيچ آن دشمن از ما غافل نخواهد شد . آن دشمن ما را از عقاب نافرماني ايمن مي كند و از (‌عقاب و عذاب ) غير خدا مي ترساند . اگر به كار زشتي توجّه و اهتمام كنيم ، سخت ما را تشجيع مي كند و بي باك مي سازد آن دشمن ، شهوت هاي نفس را در نظر ما جلوه گر مي سازد و امور باطل شبيه به حق را بر ما نصب مي كند ، وعده هاي او همه كذب و دروغ  است .

نفس خود را بكش نبرد اين اسـت                         منتهـاي كمـال مـرد ايـن اسـت

در دعاي سي و يكم ، امام ( ‌ع ) زوال محبّت نسبت به خدا را خطرات قلب و نگاه چشم و گفتار و زبان مي داند و از شرّ اين خطرات به درگاه حق توبه مي نمايد . در اين مورد مي فرمايد :  . . . وَ اِنّي اَتوبُ اِلَيكَ مِن كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ عَنْ مَحَبَّتِكَ مِنْ خَطَراتِ قَلْبي و لَحَظاتِ عَيني وَ حِكاياتِ لِساني . . . [19]

پس خواطر شيطاني و انديشه هاي كج و فكر و خيالات باطل ، نگاههاي خيانت و حسد و شهوت و خشم و غضب يا خلق و تهمت و غيبت و دروغ و بدگويي و دشنام مردم ، همگي شرّهايي هستند كه دامنگير انسان مي گردند و او را به سمت و سوي ورطة نابودي مي كشانند و مانع اداي حقوق نسبت به خدا و خلق مي گردند .

در دعاي سي و نهم ، امام ( ع ) از خدا در هم شكستن قواي شهواني را از كار حرام درخواست مي نمايد . سپس از خدا مي خواهد كه او را از ظلم و جور به خلق بيزار و منزجر سازد و از جور و آزار هر مرد و زن اهل ايمان و اهل اسلام باز دارد . در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ امْنعي اَذي كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ . . . [20]

چون دور فلك يكسره بر منهج عدل است            خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل

*****

بــه نــزد كِهـــان و بـه نـــزد مِهـــان              بـــه آزار مـــوري نيــرزد جهــان

در اين دعا ، امام ( ع ) از خدا درخواست مي كند كه اگر در مورد كار بنده اي پرده دري كرده و با عيب جويي و غيبت آبروي آن بنده را به خاك ريخته و حال آنكه اين عمل به حكم الهي ممنوع بوده است ، و آن بنده را كه از او جور و آزار ديده و از دنيا رحلت كرده و يا هنوز در دنيا است ، ببخشايد و بيامرزد .

عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است         كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم

*****

مـــريــــز آبــــروي بــــرادر به كـــوي          كــه دهــرت نـريـزد به شهــر آبــروي

در دعاي جهل و دوّم، امام ( ع ) از خدا مي خواهدكه هيچ شك و ريبي ( در ايمان به قرآن )‌ در دل نداشته باشيم و هرگز خلجان و لغزش ( به وسوسة شيطان انس و جن ) از حسن طريقت اين دفتر آسماني بر قلب ما وارد نشود . و نيز امام ( ع ) در اين دعا از خدا درخواست مي نمايد كه ما را از خطرهاي وساوس شيطان محفوظ دارد و از قدم نهادن به راه گناه منع فرمايد و از گفتگو به سخنان باطل بدون آفت ( بدون آنكه لال شويم ) بر زبان ما مهر خاموشي زند و اعضاء و جوارح ما را از ارتكاب گناهان منزجر و ممنوع دارد ( قلب ما را از خيال بد و زبان و گوش ما را از كذب و تهمت و غيبت خلق و دست و بازوي ما را از ظلم و ستم به خلق و پاي ما را از راه باطل پيمودن نگاه دارد  ) .

چـــو تــو در دســت نفس خـود زبوني         منـــــال از دســت شيطــان درونـــي

امام ( ع ) در اين دعا از اخلاق رذيله و خوي پستي و لئامت و سيه چال كفر و نفاق و دورنگي و تعــدّي و تجاوز از حــدود احكام حق ( كه منشأ هر ظلم و جرم و گناه است ) به خداوند پناه مي جويد .

خوش بود گر محك تجـربه آيد به ميان         تا سيـه روي شـود هر كه در او غش باشد

در دعاي چهل و چهارم ، درخواست امام ( ع ) از خدا اينست كه هرگز شكم را غير از لقمه اي كه حلال است پُر نسازيم ( زيرا خوردن حرام منشأ هر طغيان و عصيان است و موجب سلب حضور قلب در عبادت و عدم توفيق بر اعمال خير و طاعت است و سبب غلبة نفس امّاره بر عقل قدسي مي شـود و كشور دين و ايمان را تاراج مي كند و سرماية ابد را نابود مي گرداند ) . و نيز در اين دعا ، امام ( ع ) از خدا توفيق پاك و خالص كردن اموال خود را از آلودگي ها ( شبهه و حرام و ربا و رشوه و گران فروشي و هر غل و غش و خلط به حرام ) مي جويد زيرا مالي كه پاك و خالص نباشد ، موجب شرّي است كه گريبان گير انسانها مي شود .

در دعاي چهل و پنجم ، امام ( ع ) مي فرمايد : پروردگارا دلهاي ما را از خوف عقاب و وعدة عذاب و شوق ثواب و وعدة اجر و رحمت دائمأ نصيب گردان (‌كه هميشه از معصيت بترسيم و به طاعتت مشتاق باشيم و لحظه اي دل ما را از يادت غافل مگردان كه اگر ترس و شوق تو از دل ما بيرون رود ، دل خانة‌شيطان مي شود و غرق دوزخ عصيان مي گردد و از درجات عالي بهشتي به قصر دركات جهنم سقوط خواهد كرد ) .

در اين بخش از دعا ، امام ( ع ) دو چشمة خوف و شوق در دل را عامل ياد خدا مي داند كه دل انسانها بدون اين دو چشمه ، جايگاه شيطان و ماية شرّ و گمراهي مي شود .

در دعاي چهل و ششم ، امام ( ع ) كساني را كه از خدا به ديگري روي مي نمايند و از عطاي حق محروم و از او غافلند ، افراد ناكام و اهل حسرت و حرمان و شقاوت مي خواند و از نگاه امام سجّاد (‌ ع ) شرّ و خذلاني كه به آنان روي مي آورد ، بواسطة نزول آنان به درگاهي غير از درگاه حق است كه موجب محروميّت و انقطاع آنان از درگاه خير و سعادت خداوند گرديده است . در اين مورد مي فرمايد : . . . فَالْوَيْلُ الدّائمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنكَ وَ الْخَيْبَةُ الْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ وَ الشَّقاءُ الْاَشْقي لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ . . . [21]

نا اميـد از در لطف تو كجـا شـايد رفت           تو ببخشـاي كـه درگاه تو را ثاني نيست

در دعاي چهل و هفتم ، امام (‌ ع ) از غلبة هواي نفس سخن به ميان مي آورد كه كه به انجام آنچـه كه خـداوند منع فرموده و تخـذير و بيم داده دعـوت مي كنـد و دشمن خـدا و دشمن بنده ( شيطان و ديو رجيم ) ‌را بر مخالفت با حق كمك و ياري مي دهد ( ‌و به وسوسه و نويدهاي دروغ و شبهات واهي باطل ، بنده را به مخالفت با حق برمي گمارد ) .

ديدگاه امام سجّاد در اين دعا نيز نشان مي دهد كه عامل شرّ و بدي براي انسان ، غلبة نفس امّاره و هواهاي نفساني است .

از اوّل نفـس خـود را كـن مسلمـان              پـس آنگـه لعن كـن بر كفـر شيطـان

بكُش مگـذار كاين سگ پيـر گـردد               كـه چـون شـد پير غافـل گيـر گردد

در دعاي چهل و نهم ، امام ( ‌ع ) يكي از موجبات شرّ در بندگان را غفلت و پرداختن به لهو و لعب مي داند و در اين مورد مي فرمايد : . . . اِلهي هَدَيْتَني فَلَهَوْتُ وَ عَظْتَ فَقَسَوْتُ . . . [22]

دريغـا كـه فصـل جـوانـي بـرفـت                به لهـــو لعــب زنـــدگـانــي برفـت

دريغـا كـه مشغـول باطل شــديم                زحـق دور مـانـديـم و غـافـل شـديـم

و نيز در اين دعا ، امام سجّاد ( ‌ع ) در مورد بندگاني سخن مي گويد كه از ارتكاب عملي كه موجب سخط و غضب خداوند است ، خودداري نمي كنند . از نظر امام (‌ع ) هر آنچه موجب خشم خدا مي گردد ، عامل شرّ براي كسي است كه مرتكب آن عمل گشته است و امام (‌ ع ) از خدا درخواست مي كند كه هرگز كاري نكند كه مورد خشم و غضب خدا قرار گيرد .

امام (‌ ع ) در اين دعا با توسّل به حضرت محمّد و علي مرتضي (‌ ع ) به درگاه حضرت حق تقرّب مي جويد و به واسطة اين دو بزرگوار از خدا مسألت دارد كه او را از شرّ اين و آن ( ‌و از شرّ نفس و شيطان و فساد و فتنة آخر زمان و ظلم و حسد و كينة شرار خلق ) در امان خود پناه بخشد .

در دعاي پنجاهم ، امام ( ع ) از بندگاني كه به نفس خود ستم كرده و به راه اسـراف شتافتند ( و از هر هواپرستي و عصيان كه موجب حرمان از رحمت الهي است به نفس قدسيّة خويش ظلم كردند و به لهو و لعب دنيا مشغول شدند و از حظّ معرفت و لذّت طاعت خدا ، روح قدسي خود را محروم ساختند ) سخن به ميان مي آورد . عبارت . . . اَسْرَفُوا علي اَنْفُسِهِمْ . . . [23] ، ديدگاه امام سجّاد ( ع ) را نشان مي دهد كه يكي از موجبات شرّ براي انسان اسراف نفس است كه او را به گمراهي مي كشاند .

در دعاي پنجاه و دوّم، امام (‌ ع ) در مورد اسراف و ظلم به نفس كه موجب خواري و ذلّت انسان مي گردد ، و هواي نفس و شهوتهاي ناروا كه مرتبة انسان را در نزد حق پست مي كند و موجب محروميّت لطف و عنايت حق مي گردد ، سخناني بيان مي كند . امام (‌ ع ) از آمال و آرزوهاي دور و دراز و گذراندن عمر به لهو و لعب كه باعث غفلت از خداوند مي گردد و قلب بنده را به واسطة كثرت فراواني نعمتها ، مفتون و مغرور مي گرداند ، سخن رانده و از اين بلاها و شرّها ، ملجأ و پناهي از درگاه كرم حق درخواست مي نمايد .

در دعاي پنجاه و سوّم، امام ( ع ) از اينكه مقصد اصلي وجود و جهان ابدي و آخرت را فراموش كرده و به كار دنياي دو روزة فاني پرداخته و به لهو و لعب و نقش زرد و سرخ عالم طبيعت دل باخته است ، با مولاي خود سخن مي گويد . مقصود امام ( ع ) افرادي است كه زرق و برق دنيا آنان را از ياد آخرت غافل نموده و با اين غفلت ، شرّ و شقاوت و بدبختي براي خود اندوخته اند . در اين قسمت از دعا ، نظر امام سجّاد ( ع ) بر اين است كه شيريني هاي دنيا ، تلخ كامي هاي آخرت است كه حاصلي جز بدي و بدبختي براي انسان نخواهد داشت .

  در دعــاي پنجاه و چهـارم ، امام ( ع ) از خداوند مي خواهد كه از فتنه هاي گمراه كننده ، (‌ روزگار غدّار ) به لطف و رحمت حق نجات يابد . منظور امام سجّاد ( ‌ع ) از فتنه هاي گمراه كننده ، اعمال نكوهيده و ناپسندي است كه موجب شرّ و بدي براي انسان مي باشند و انسان را به گرداب هلاك مي افكنند .

با توجّه به بررسي هاي ذكر شده ، نظر امام سجّاد ( ع ) در مورد شرّ اينست كه افعال رذيله و نكوهيـده كـه موجب شرّ و بـدي در انسـان مي باشنـد ، از نفس انسـان صـادر مي شـود و انسان با هـدايت و تربيت مي توانـد بر نفس امّاره غلبـه كنـد و به سـاحل نجات دست يابد . پيامبر اسلام ( ص ) در مورد نفس مي فرمايد : « اَعْدي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الّتي بَيْنَ جَنَبَيْكَ » خطرناك ترين دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوي تو است[24] . و نيز پيامبر اسلام ( ص ) راه تسلّط بر نفس را مبارزه با هوسها مي داند و در اين مورد مي فرمايد : « جاهِدوا اَهْوائَكُمْ تَمْلِكوا اَنْفُسَكُم »[25]

حضرت علي ( ع ) مي فرمايد : « أيُّهَا النّاس ، تَوَلَّوا مِنْ اَنْفُسِكُمْ تَأديبَها ، وَ اَعْدِلُوا بِها عَنْ ضَراوَةِ عاداتِها » اي مردم خود عهده دار تربيت نفس خويش باشيد و آن را از كشش عادتها باز داريد .[26]

و نيز پيامبر اكرم ( ص ) كسي را نيرومند مي داند كه بر خويشتن مسلّط شود « ألشَّديدُ مَنْ غَلَبَ نَفْسَهُ [27]» . و مبارزه با نفس را جهاد اكبر مي خواند . امام سجّاد ( ع ) هم در جاي جاي صحيفه از خدا درخواست سركوبي نفس امّاره را مي نمايد . از ديدگاه امام سجّاد (‌ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سـوي سـوءظن و ضعف يقيـن مي كشـاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .

بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . [28]

از نظر امام سجّاد ( ع ) ، حرص دنيا منشأ اخلاق رذيلة بسيار و موجب افعال زشت بي شمار است . حرص دنيا موجب غفلت از خدا و آخرت است . حرص دنيا منشأ بخل و حسد با بندگان خداست . حرص دنيا منشأ غيبت و تهمت برادر ديني است . حرص دنيا منشأ نزاع و جدل و ظلم و جور و بيداد است . حرص دنيا منشأ جنگ و قتل و خون ريزي و فتنه و فسادهاي عالم است . و نيز از نظر امام ( ع ) غضب منشأ هر گونه عداوت و خصومت و آزار است و نيز حسد و كم صبري و قناعت نكردن و متابعت هواي نفس و مقدّم داشتن باطل بر حق و كوچك شمردن گناه و بي باكانه و بدون پشيماني گناه كردن و ظلم به زيردستان و ناسپاسي محسنان و نصرت و ياري ظالمان در ظلم و بدون علم و دانش دعوي علم كردن و مكر و حيله با خلق و غش و غل در كارها و عُجب به اعمال نيك و طول امل و آرزوهاي باطل و محكوم شيطان و فتنه و فساد زمان شدن و احتياج مبرم كه انسان را ذليل و خوار خلق مي كند ، همگي اين صفات رذيله موجب شرّ و بدي براي انسانهاست . [29]

ديدگاه امام سجّاد (‌ ع ) نسبت به حكمت در نظام آفرينش ، همان مرتبة اعلا و اتمّ و اشرف است كه از ناحية ذات فيّاض مطلق معيّن گرديده و هيچ سببي نمي تواند اين نظام احسن را تغيير و تبديل دهد و ابداً بندگان را چون و چرا در آن روا نباشد . بلكه معرفت به احسن و اشرفيّت آن بايد تحصيل كنند و از وظايف خلق تسليم و رضا به قضا و قدر الهي است و تصديق و ايمان به اينكه آنچه خدا در نظم عالم خواسته است همه نيكو و در كمال حسن و شرف است و از آن بهتر نظمي نخواهد بود و اگر به وسوسة شيطان چون و چرا در امور عالم كند از جهل به حكمت بالغه و سرّ قدر الهي است . بايد بندگان با معرفت و ايمان به وساوس شيطان گوش ندهند و بدانند به برهان لمّ كه ( در عالم و عالم آفريدن ـ به زمين نتوان رقم كشيدن ) عالم در منتهاي حسن نظام و اشرف انتظام است زيرا صنع آن ذات كامل تام فوق التّمام الهي است كه حسنش نامتناهي و فوق نامتناهي است . هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .[30]

به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست

                                              عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست

 

                                                                                    

پانوشت ها



    1 - جلد هفتم الميزان ، ص 137

    2 -  جلد هفدهم الميزان ، ص 67

   3 - جلد بيست و دوّم الميزان ، ص 74

   4 - جلد چهارم الميزان ، ص 458

   5 -  همان كتاب ، بخشي از صفحات 458 و 459

  6 -  همان كتاب ، بخشي از ص 467

  7 - جلد 39 الميزان ، ص 355

  8 - ص 30 ، صحيفة سجّاديّه

  9 -  همان كتاب ، ص 60

10 - همان كتاب ، ص 61

11 -  همان كتاب ، ص 68

12 - همان كتاب ، ص 73

13 -  همان كتاب ، ص 78

14 - همان كتاب ، ص 78

15 -  همان كتاب ، ص 101

16 -  همان كتاب ، ص 126

17 - همان كتاب ، ص 185

18 -  همان كتاب ، ص 207

19 -   همان كتاب ، ص 295

20 -   همان كتاب ، ص 362

21 -   همان كتاب ، ص 454

22 -  همان كتاب ، ص 533

23 -  همان كتاب ، ص 541

24 -  شماره 338 ، نهج الفصاحه

25 -  همان كتاب شماره 1302

26 -  حكمت شمارة 359 ، المعجم المفهرس نهج البلاغه

27 -  شمارة 1795 ، نهج الفصاحه

28 -   شرح دعاي سي و پنجم صحيفة سجّاديّه ، ص 341

29 -  همان كتاب بخشي از شرح دعاي هشتم ، ص 99

30 -  بخشي از شرح دعاي سيزدهم ، ص 133 و 134

 

­منابع و مآخذ

 

1 -  صحيفة سجّاديّه ، مجموعة راز و نيازهاي سعادت آموز امام بر حق ، سيّد السّاجدين علي بن حسين ( ع ) ، شرح و ترجمه محيي الدّين مهدي الهي قمشه اي ، 1378 قمري .

 

2 - السّيّد محمّد الطّباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن ترجمة دانشمند محترم آقاي سيّد محمّد باقر موسوي همداني ، انتشارات محمّدي ، چاپ سوم ، 1363

 

3 – نهج الفصاحه ، مجموعة كلمات قصار حضرت رسول اكرم ( ص ) با ترجمة فارسي ، مترجم و فراهم آورنده ، ابوالقاسم پاينده ، سازمان انتشارات جاويدان ، چاپ اوّل ، 1374

 

4 – المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه ، محمّـد كاظـم محمّدي ، محمّد دشتي ، نشر امام علي ( ع ) ، چاپ چهارم آذر ماه 1374

 



نوشته شده توسط زهرا خلفی در شنبه 07 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588