💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن

باسمه تعالی

دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن

چکیده :

علی (ع) آگاه به اسرار آیات الهی است. علم او از وحی و الهام حق سرچشمه گرفته و آموزگار نخستین عالم بشریّت، شأن نزول و تأویل و تفسیر آیات را به او آموخته است. حامل وحی و هادی هُدا، همۀ علوم اوّلین و آخرین را به علی (ع) آموزش داده است. قرآن در قلب علی (ع) است همان گونه که بر قلب پیامبر بشیر و نذیر نازل گردید، تفسیر سر برافراشته علی (ع) از صحیفه ی نور، ثمین و ثاقب و پُرثمر است. علی (ع) قرآن ناطقی است که مفسّر و مبیّن و مدرّس علوم قرآنی است. علی (ع) همچون غوّاصی در دریای بی کران کتاب خدا سباحت می کند و گوهرهای گرانقدر تأویل آیات را برای هدایت انسانها به ارمغان می آورد. او می داند که آیات قرآن درباره کی و چه مقدار و به چه شأن نزول با چه شرایط و چه مکان و برای چه موضوع و در حضور چه کسی و با چه شرایطی نازل شده است. او قادر است برای اهل تورات به تورات آنها و برای اهل انجیل به انجیل آنها و برای اهل زبور به زبور آنها و برای اهل قرآن به قرآن حکم دهد و قضاوت کند و ذرّه ای از  حقیقت علمی و حکمی تجاوز ننماید. او با شعاع دانش خود با تأویل آیات الهی دلهای افراد مشتاق را رخشان و آنان را شیفته و شیدای شهد تفسیرات و تشریحات خود می کند.

اهل بیت (ع) که از انوار علم الهی بهره مندند، در تفسیر کلام کریم صباوار مصداق راستین و صادقی از نافه گشایان گیسوی گرانقدر قرآنند. آنان با شگفتی شورآفرینِ سخن، شمیم شامّه نواز معارف عالمتاب کتاب کامل کردگار توانا را از بطن آن بیرون کشیده و به اطراف و اکناف جهان می پراکنند. آنان حقایق نقلی، عقلی و حقیقی فرقان قایم را موی شکافانه تفسیر و تشریح می کنند و دروازه های درک و فهم سعادت و رستگاری انسانها را
می گشایند. از میان اهل بیت (ع)، دیدگاه حضرت علی (ع) را که درگاه دانش نبوّت و مُبیّن امّت است، در تأویل تنزیل ذوالجلال موردنظر قرار می دهیم، زیرا پیامبر جهان پناه اسلام بارها بیان داشته که «من بر تنزیل قرآن و علی بر تأویل آن با کفّار می جنگیم». پیکار علی (ع) با سردمداران سودجوی مسندطلبی است که صحیفه حکیم را به میل و دلخواه خود تأویل و تفسیر به رأی می کنند و هر جا که عشقشان کشید، مناسب با شهوت و شیفتگی و مطابق با شرایط تمایلات خویش به تأویل بلاغ مُبین می پردازند.

هدف از این تحقیق بررسی دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر حبل حکمت است که خود قرآن ناطق و سیراب شده ی سرچشمۀ وحی و الهام می باشد. علی (ع) از آبشخور علم پیامبر (ص) نوشید و خداوند قرآن را در قلب او جمع نمود، همان گونه که به قلب پیامبر (ص) نازل کرد. او دانشمندترین بشر پس از منجی بشریّت است. اگر علی (ع) نبود شاید برای همیشه معارف منیع کتاب عدل الهی بدون تفسیر می ماند.

پس علی (ع) قافله سالار رستگاران و نگهبان دین و قرآن از تحریف و تأویل گمگشتگان است.

 

         من ا... التّوفیق

1- زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

2- ندا زرعی کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول


باسمه تعالی

دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن

مقدّمه

اهل بیت (ع) که از انوار علم الهی بهره مندند، در تفسیر کلام کریم صباوار مصداق راستین و صادقی از نافه گشایان گیسوی گرانقدر قرآنند. آنان با شگفتی شورآفرینِ سخن، شمیم شامّه نواز معارف عالمتاب کتاب کامل کردگار توانا را از بطن آن بیرون کشیده و به اطراف و اکناف جهان می پراکنند. آنان حقایق نقلی، عقلی و حقیقی فرقان قایم را موی شکافانه تفسیر و تشریح می کنند و دروازه های درک و فهم سعادت و رستگاری انسانها را
می گشایند. از میان اهل بیت (ع)، دیدگاه حضرت علی (ع) را که درگاه دانش نبوّت و مُبیّن امّت است، در تأویل تنزیل ذوالجلال موردنظر قرار می دهیم، زیرا پیامبر جهان پناه اسلام بارها بیان داشته که «من بر تنزیل قرآن و علی بر تأویل آن با کفّار می جنگیم». پیکار علی (ع) با سردمداران سودجوی مسندطلبی است که صحیفه حکیم را به میل و دلخواه خود تأویل و تفسیر به رأی می کنند و هر جا که عشقشان کشید، مناسب با شهوت و شیفتگی و مطابق با شرایط تمایلات خویش به تأویل بلاغ مُبین می پردازند.

هدف از این تحقیق بررسی دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر حبل حکمت است که خود قرآن ناطق و سیراب شده ی سرچشمۀ وحی و الهام می باشد. علی (ع) از آبشخور علم پیامبر (ص) نوشید و خداوند قرآن را در قلب او جمع نمود، همان گونه که به قلب پیامبر (ص) نازل کرد. او دانشمندترین بشر پس از منجی بشریّت است. اگر علی (ع) نبود شاید برای همیشه معارف منیع کتاب عدل الهی بدون تفسیر می ماند.

از نهج البلاغه که تراوشات اندیشمندانه تأویل های علی (ع) از قرآن است، بهره می جوییم و از آن آب حیات بر دلهای تشنه و عطش زده ی خود قطراتی چند می افشانیم تا شاید لطف حق یاریمان نماید و زنگار را از ضمیر ظلمت خود با صفای سخنان سترگ علی (ع) بزداییم.

 

متن

علی (ع) قرآن ناطق است و دُرج نهج البلاغه جایگاه جواهرات کلام اوست. این کتاب اگر چه کتاب تفسیر نیست ولی در جای جای آن چشمۀ آیات الهی می جوشد. پس از قرآن مجید که صراط مستقیم هدایت است،
نهج البلاغه این صحیفه سرمدی اخُ القرآن و شمس رخشان ارشاد بشریّت می باشد.

به جرأت می توان گفت که نهج البلاغه نه تنها بطن قرآن است، که یک کتاب تفسیری ناب برای آن به حساب می آید. این مطلب هم خبر از «علیٌ مع القرآن» می دهد که تراوشات قرآن را از کلام علوی می توان برچید و هم جایگاه «القرآن مع علی» را به منصّۀ ظهور می رساند که برای رسیدن به ظهر و بطن قرآن بایستی از کلام مولا (ع) یاری جست.1

آیات الهی در فرمایشات حضرت علی (ع) در نهج البلاغه منعکس و قرآن در ابعاد گوناگون از دیدگاه
علی (ع) مشهود است و پرتو سخنان سربرافراشته علی (ع) از قندیل قرآن نورفشانی می کند.

استنباط های علی (ع) از آیات، بسیار دقیق و آموزنده و هشداردهنده است و درک عمیق و ژرف علی (ع) از آیات الهی، هر خواننده ای را به شگفتی وا می دارد و تحت تأثیر قرار داده، مسحور و مجذوب می کند، زیرا به آن معانی عالی و کبریائی کسانی به غیر از مطهّرون دسترسی ندارند. باب مدینه علم پیامبر اسلام (ص) از ظاهر آیات گذشته و به باطن ها و حقایق آنها دست می یابد و از ابعاد مختلف نگریسته و آنها را با مصادیق فرد و اجتماع مطابقت می دهد.2

سخن علی (ع) قریب به حد اعجاز است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند : «فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق».3

ابوالطّفیل روایت می کند که شاهد بودم علی (ع) در خطبه خود می گفت : «سَلونی عَن کِتابِ اللهِ فَوَاللهِ ما مِن آیةٍ اِلّا وَ اَنَا اَعلَمُ بِلَیلٍ أَم بِنَهارٍ فی سَهلٍ اَم فی جَبَلٍ وَلَو شِئتُ اَوقَرتُ سَبعینَ بَعیراً مِن تَفسیرِ فاتِحَةِ الکِتابِ ؛ بپرسید از من از کتاب خدا، سوگند به حق پروردگار نیست آیه ای مگر آن که من می دانم در شب نازل شده یا در روز، در صحرا بوده یا کوه و اگر بخواهم تفسیر آن را بنویسم هفتاد شتر تنها تفسیر حمد را باید نقل کنند».

مر نهفته دختر تنزیل را                معنی و تأویل حیدر زیور است

سیّد رضی به اسناد خود روایت کرده که علی (ع) فرمود : من در علوم اسلامی که سرچشمۀ همۀ آن از قرآن است بر همه کس برتری دارم. هیچ مردی از قریش نیست که مانند من بداند آیات قرآن درباره کی و چه مقدار و به چه شأن نزول، یک یا دو یا چند آیه با چه شرایط و در چه زمان و مکان در کوه یا دشت، در خانه و شهر یا بیرون شهر چگونه نازل شده است. من می دانم هر آیه در کجا و برای چه موضوع و در حضور کی و با چه شرایط نازل شده است. فقط من هستم که می توانم بین مردم جهان برای اهل تورات به تورات آنها و برای اهل انجیل به انجیل آنها و برای اهل زبور به زبور آنها و برای اهل قرآن به قرآن حکومت و قضاوت کنم و ذرّه ای از حقیقت علمی و حکمی تجاوز ننمایم.

در کلام گوهرین حضرت علی (ع) آیات قرآن مجید درج گردید و اشارات و تلمیحاتی به کلام الهی دارد و برای اثبات این سخن فرازهایی از نهج البلاغه را می توان به عنوان دلیل بیان نمود.4

پس برای نیل به ظهر و بطن قرآن به بخش هایی از عروة الوثقای نهج البلاغه و دیوان گران مایه علی (ع) تمسّک جُسته و سیمای قرآن را از نقطه نظرات فرزند راستین وحی جویا می شویم.

بخش هایی از خطبه الاشباح :

و بدان که راسخین و استواران در علم و دانش کسانی هستند که اقرار و اعتراف به آنچه که پوشیده و در پرده است و تفسیر آن را نمی دانند، بی نیازشان کرده از داخل شدن در اسرار نهانی. پس خداوند تعالی اقرار و اعتراف ایشان را به عجز و ناتوانی از رسیدن به آنچه که در علم و دانش آنها به آن احاطه ندارد، مدح کرد و ترک بحث و تعمّق در آنچه خداوند به عهده آنان نگذاشته است رسوخ در علم نامیده و آنان را از راسخان در علم خوانده. پس تو نیز اکتفا کن به آنچه قرآن کریم راهنمائیت می کند و عظمت و بزرگی خداوند سبحان را به اندازه عقل خود نسنج که هلاک و تباه خواهی شد. این فرمایشات امام علی (ع) اشاره دارد به آیه 7 سوره 3 که می فرماید :

«یعنی او است خداوندی که قرآن را بر تو فرستاد که بعضی از آن، آیات محکمات و نشانه های روشن یعنی آیاتی است دارای معنی واضح و آشکار و دیگر متشابهات است یعنی آیاتی که به حسب ظاهر دانسته نشده که مراد و معنی آنها چیست. پس کسانی که قلباً مایلند دست از حق بردارند از متشابهات آن پیروی می کرده تا فتنه برپا نموده و در شک و تردید افتاده، تأویل و تفسیر آن را بر طبق ادّعای خود بنمایند، و تأویل و تفسیر آن متشابهات را کسی نمی داند مگر خدا و راسخین در علم، در حالی که راسخین عالم به تأویل هستند می گویند : به محکم و متشابه که از جانب پروردگار است ایمان آورده ایم و تناقض و مخالفتی در کلام او یافت نمی شود و اندیشه
نمی کنند در آیات خدا مگر خردمندان».

در بخش دیگری از این خطبه می فرماید : و گواهی می دهم کسی که تو را به چیزی که آفریده ای مساوی دانست از تو برگشته و کسی که از تو برگشت کافر است. که این فرمایش امام علی (ع) اشاره دارد به آیه 9 سوره 41 که می فرماید : «یعنی بگو آیا شما کافر می شوید به خدایی که زمین را در مقدار دو روز آفرید و برای او مانندها قرار می دهید در صورتی که اوست پروردگار عالمیان».

و در بخش دیگر همین خطبه چنین آمده است که : پس طبق فرمانش تمام گشت خلقت و آفرینش او و طاعت او را قبول کرده دعوتش را پذیرفتند، آفریده ای نبوده که در امرش درنگ و سستی نموده، انجام فرمانش را به تأخیر اندازد. این بخش اشاره دارد به آیه 117 سوره 2 قرآن مجید که می فرماید : «یعنی او است پدید آورنده آسمانها و زمین که هرگاه آفریدن چیزی را اراده کند و بفرماید موجود شو، بی درنگ موجود می گردد».

بخش دیگر این خطبه در بیان کیفیّت و چگونگی آسمان چنین است : و چون آسمان دود و بخار بود فرمان داد تا قطعات آن که با هم فاصله بسیار داشتند بهم پیوسته و گرد آمدند. این قسمت اشاره دارد به آیه 11 سوره 41 که می فرماید : «پس از آنکه کوههای بزرگ را بر روی زمین آفرید حکمت و مصلحتش بر آفریدن آسمان قرار گرفت که در حالتی که دود و بخار بود...» .

در بخش دیگر این خطبه چنین آمده است که : و درهای بسته شدۀ آن را بعد از جمع شدن (برای نزول رحمت و باران) گشود. که اشاره دارد به آیه 30 سوره 21 که می فرماید : «آیا ندیده و ندانستند که آسمانها و زمین برای آمدن باران و روییدن نباتات بسته بود، پس آنها را گشودیم». در پی این سخنان شگفت آور امام می فرماید : و به قوّت و توانایی خود آن را در شکاف هوا (فضای گشوده) از اضطراب و بهم خوردگی نگاهداشت. که اشاره دارد به آیه 65 سوره 22 قرآن که می فرماید : «آیا ندیده و ندانسته ای که خداوند متعال آسمان را از افتادن بر زمین نگاه می دارد مگر به اذن و فرمان او».

امام (ع) در این خطبه جلیل از خورشید بیناکننده، ماه که در پاره ای از شبها نورش محو می شود، علّت شب و روز، فلک، ستارگان، شهاب ها، عرش و سماوات هفتگانه سخن می راند که به ترتیب به آیه های 38، 39 سوره 36، آیه 12 سوره 17، آیه های 16، 17، 18 و 54 سوره 7 اشاره دارد.

در پی این کلام شگفت آور، حضرت علی (ع) در وصف ملایکه می فرماید : خداوند سبحان پس از ایجاد آسمانها که از جمله ملکوت او هستند برای ساکن کردن در آنها و معمور ساختن قسمت اعلای آن جمعی از ملایکه را که مخلوق بدیع و شگفت می باشند، آفرید و آنان را در راههای وسیع میانه آسمانها و گشادیهای فضای آنها جای داد و بین آن راههای گشاده، آواز تسبیح کنندگان ایشان در مکانهای پاک و پاکیزه و در پشت پرده های عظمت و بلندقدری بلند است، و پشت آن آواز مضطرب و نگران کننده که گوشها از آن کر می گردد، درخشندگیهای نور و روشنایی است که دیده های آنها طاقت دیدار آن را ندارند، پس در جاهای خود حیران و سرگردان می ایستند. خدای تعالی آنان را به صورتها و شکلهای گوناگون دارای بالها آفرید که تسبیح کنان بزرگی و ارجمندی او را می ستایند.

این تعابیر اشاره دارد به خلقت ملایکه در قرآن کریم که در آیه 1 سوره 35 می فرماید : «سپاس خدایی را سزاست که پدیدآورندۀ آسمانها و زمین است. فرشتگان را رسولان و پیغام آورندگان به سوی انبیاء قرار داد، و آنها دارای بالهای متعددّی هستند. دو، دو، سه، سه، چهار، چهار و در آفرینش خود زیاد می کند آنچه که بخواهد زیرا بر همه چیز قادر و تواناست».5

بخش هایی از خطبه 133 :

امام علی (ع) در مورد عظمت قرآن کریم می فرماید : کتاب خدا که در میان شما است گویایی است که زبانش خسته نمی شود (در هر باب و راجع به هر چیز دنیا و آخرت راه می نماید) و خانه ای است که ارکان آن خراب نمی شود (همیشه باقی و برقرار بوده و از بین رفتنی نیست) و غالب است که یارانش شکست نمی خورند.

در پی این خطبه حضرت علی (ع) در تمسّک به کتاب خدا می فرماید : (قرآن) به منزله حکمت است که آن برای دل مرده حیات و زندگی و برای چشم کور بینایی و برای گوش کر شنوایی و برای تشنه (رحمت الهی) سیرآبی است. در آن بی نیازی کامل (از دنیا) و سلامتی است. کتاب خداست که به وسیله آن (حق را) می بینید و می گویید و می شنوید و بعضی از آن به بعضی دیگر گویا و بعضی از آن بر بعضی دیگر گواه است. قرآن در معارف و احکام الهی اختلاف ندارد و پیرو و مؤمن به خود را از خدا جدا نمی گرداند.6

بخش هایی از خطبه 155 :

حضرت علی (ع) در بخشی از این خطبه خطاب به اهل بصره، در مورد عایشه و یاغی شدن او و از پیشامدهای سخت خبر می دهد و می فرماید : (یاغی شدن) آن زن (عایشه بر من از جهت این است که او) را سستی اندیشۀ زنان دریافته و کینه و دشمنی در سینه اش به جوش آمده مانند (جوشیدن) دیگ آهنگر و اگر او را وادار می کردند به اینکه آنچه با من کرد با دیگری انجام دهد، بدان اقدام نمی نمود و بعد از این هم با همۀ کارهای زشت، یاغی شدن، فتنه انگیختن و خون مسلمانان ریختن، حرمت و بزرگی پیش از این (زمان رسول خدا) برای او باقی است (به جهت همسری با پیامبر اکرم و چون از جملۀ امّهات مؤمنین است، کردار او را کیفر نمی دهیم) و (امّا در آخرت) حساب و بازپرسی با خداوند است که سخنان حضرت علی (ع) اشاره دارد به آیه 30 سوره 33 که می فرماید : «از زنان پیغمبر هر که از شما کار ناشایستۀ آشکاری انجام دهد عذاب او افزون و دو برابر دیگران
می شود و این کار بر خدا آسان است».7

بخش هایی از خطبه 156 :

امام علی (ع) در این خطبه در مورد تهیّۀ توشۀ آخرت و روزی که نتیجه امتحان هر کسی به او داده می شود می فرماید : بندگان خدا بدانید، دیده بانانی از خودتان و جاسوس هایی از اندامتان بر شما هست. که این فرمایش امام اشاره دارد به آیه 24 سوره 24 که می فرماید : «روز رستاخیز زبانها و دستها و پاهای ایشان بر آنها گواهی دهند به آنچه که بجا می آورند». و به دنبال این خطبه امام می فرماید : و (از فرشتگان) نگاه دارنده هایی هستند که از روی راستی، کردار و شماره نفس هایتان را ضبط می کنند. که این کلام امام (ع) تلمیحی است به آیه های 16، 17، 18 سوره 50 که می فرماید : «ما با انسان از رگ گردن نزدیکتریم، هنگامی که دو فرشته فرا می گیرند و همیشه یکی از راست و دیگری از چپ با او است، هیچ سخنی نمی گوید مگر اینکه نزد او است نگهبان آماده».8

ابیاتی از دیوان امیرالمؤمنین (ع) :

امام علی (ع) در بیتی که به ایشان منسوب است کلمه (کُن) به معنی باش را که در قرآن مجید به مفهوم اراده حق است برای صادر شدن و موجود شدن هر چیز، چنین وصف می نماید :

وَاستَرزِقِ اللهِ ممّا فی خَزایِنهِ          فَاِنّما الاَمرُ بَینَ الکافِ وَالنّونِ

از آنچه در خزائن خداست رزق بخواه، زیرا موضوع به یک (ک) و (ن) (کُن) بسته است. و این نکته ایست که در قرآن کریم هشت مرتبه آمده است (در آیه 117 سوره بقره و آیه های 59-47 سوره آل عمران و آیه 73 سوره انعام و آیه 40 سوره نحل و آیه 35 سوره مریم و آیه 82 سوره یاسین و آیه 68 سوره غافر).9

امام علی (ع) در بیتی زیبا درباره خلقت مجدّد بشر در قیامت از همان استخوانهای پوسیده که به آیه 78 سوره یاسین اشاره دارد، چنین می سراید :

وَ یا فائِقَ الصِّفاتِ و یا مُخرِجَ النّباتِ                   و یا جامِعَ الشَّتاتِ و یا مُنشِیءَ الرُّفاتِ

ای برترین صفت ها! ای بیرون آورنده گیاه از دل خاک! ای جمع آورندۀ پراکنده ها! ای خالق ریزه ریزه های استخوان های پوسیده.10

و در بیتی دیگر امام (ع) می فرماید :

اَینَ الکُنوزُ الّتی کانَت مَفاتِحُها                  تَنوءُ بِالعُصبَةِ المُقوینَ لَو حَمَلوا

آن گنج هایی که اگر نیرومندان کلیدهای آن را می خواستند انتقال دهند به سختی می افتادند چه شد؟ که اشاره دارد به آیه 76 سوره قصص که می فرماید : «قارون از قوم موسی بود. بر قوم موسی افزونی جست و از
گنج ها چندان به او عطا کردیم که بی شک کلیدهایش بر گروه نیرومند گرانباری می کرد...».11

در قرآن کریم آیه 32 سوره توبه و نیز آیه 8 سوره صف چنین آمده است که : «می خواهند که نور خدا را با دهن های خود خاموش کنند و خدا جز آنکه نور خود را تمام گرداند نمی خواهد و اگر چه کافران اکراه دارند». و حضرت علی (ع)  در این مورد می فرماید :

قُرَیشُ بَدَّتنا بِالعَداوةِ اوَلاً              وَ جآئَت لِتُطفی نورَ رَبِّ مُحَمَّدٍ

اوّل قریش دشمنی را با ما آغاز کردند و تصمیم داشتند که نور خدای محمّد (ص) را خاموش گردانند.12

هر که بر شمع خدا آرد پفو

 

شمع کی میرد بسوزد پوز او

چراغی را که ایزد برفروزد

 

هر آن کس پف کند ریشش بسوزد

سوره تغابن آیه 14 می فرماید : «ای کسانی که ایمان آورده اید برخی از همسرانتان و فرزندانتان شما را دشمن اند، پس از ایشان حذر کنید...» و حضرت علی (ع) در این مورد می فرماید :

وَ ساعٍ یَجمَعُ الاَموالَ جَمعاً           لِیورِثَه اَعادِیَه شَقآءً

چه بسیار تلاش گران که ثروت را جمع می کنند و از روی شقاوتی که دارند برای دشمنان خود (زن و فرزند) به ارث می گذارند.13

سوره دخان آیه 25 قرآن اشاره دارد به مال اندوزی و ثروت های بی کران که همه را باید گذاشت و رفت و در این مورد می فرماید : «چه بسیار بوستانها و چشمه سارهایی به جا گذاشتند.»

پرویز کنون گم شد زان گم شده کمتر گو

 

زرین تره کو بر خوان؟ رو کم ترکوا بر خوان

کسری و ترنج زر، پرویز و به زرین

 

بر باد شده یکسر با خاک شده یکسان

حضرت علی (ع) در این مورد می فرماید :

اَینَ المُلوکُ وَ اَبناءَ المُلوکِ وَ مَن

 

قادَالجُیوشُ اَلا یا بِئسَ ما عَمِلوا

با توا علی قُلَلِ الاَجبالِ تَحرِسُهُم

 

غُلُبُ الرِّجالِ فَلَم یَنفَعهُمُ القُلَلُ

پادشاهان و شاهزادگان و فرماندهان لشکر آنها کجا رفتند؟

آگاه باشید که خیلی بد عمل کردند. بر فراز کاخهای آسمان خراش و قلّه های کوهها می خوابیدند و نیرومندان از آنها پاسداری می کردند، امّا نه کاخها فایده برای آنان داشت و نه نگهبانان.14

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

 

گو چه حاجت که به افلاک بری ایوان را

بخشی از خطبه 18 :

حضرت علی (ع) در بخشی از خطبه 18 در مورد قرآن می فرماید : قرآن دارای ظاهری زیبا و شگفت انگیز و باطنی پرمایه و عمیق است، نکات شگفت آور آن فانی نگردد و اسرار نهفته آن پایان نپذیرد. هرگز تاریکی های جهل و نادانی جز به آن رفع نخواهد شد.15

بخشی از خطبه 87 :

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه از قرآن به (ثَقَلِ اکبر) نام می برد و می فرماید :

اَلَم أَعمَل فیکُم بِالثَّقَلِ الاَکبَرِ ؛ مگر من در بین شما به ثَقَل (قرآن) عمل نکردم؟16

بخشی از خطبه 110 :

حضرت علی (ع) در این خطبه در مورد فضل قرآن چنین می فرماید : قرآن را فرا گیرید که بهترین
گفته هاست و در آن بیندیشید که بهار قلبها است. از نور آن شفا بجویید که شفای دلهای بیمار است، آن را به نیکوترین وجه تلاوت کنید که سودبخش ترین سرگذشت هاست. دانشمندی که به غیر علمش عمل کند همچون جاهل سرگردانی است که هرگز از جهل به هوش نمی آید، بلکه حجّت بر آن دانشمند عظیم تر و حسرت برای او ثابت تر است و در پیشگاه خدا سزاوار سرزنش بیشتر.17

 

بخش هایی از خطبه 198 :

حضرت علی (ع) در بخشی از خطبه 198 در مورد قرآن چنین می فرماید : سپس کتاب آسمانی یعنی قرآن را بر او نازل فرمود، نوری که خاموشی ندارد. چراغی که افروختگی آن زوال نپذیرد. دریایی که اعماقش را درک نتوان نمود، راهی که گمراهی در آن وجود ندارد، شعاعی که روشنی آن تیرگی نگیرد، فرقان و جداکننده حق از باطلی که درخشش دلیلش به خاموشی نگراید، بنیانی که ارکان آن منهدم نگردد، بهبودی بخشی که با وجود آن بیماریها وحشت نیاورد، قدرتی که یاورانش شکست ندارند و حقّی که مددکارانش خذلان نبینند. قرآن معدن ایمان است و مرکز آن، چشمه های دانش است و دریاهای آن منابع عدالت است و غدیرهای آن پایه های اسلام است و بنیان آن، نهرهای زلال حق است و سرزمین های مطمئن آن دریایی است که بهره گیران تشنه کام، آبش را تمام نتوانند کشید و چشمه هایی است که از آن کم نتواند کرد، محل برداشت آبی است که هر چه از آن برگیرند از آن کم نمی شود، منازلی است که مسافران، راه آن را گم نمی کنند. نشانه هایی است که از چشم سیرکنندگان پنهان نمی ماند و کوهساری است که (دیده رهگذران را به خود متوجّه ساخته) از آن نمی گذرند.

خداوند این قرآن را فرو نشاننده عطش دانشمندان، باران بهاری برای قلب درک کنندگان، و جاده وسیع برای صالحان قرار داده است. قرآن دارویی است که پس از آن بیماری باقی نمی ماند، نوری است که بعد آن ظلمتی یافت نمی شود، ریسمانی است که دستگیره آن مطمئن، پناهگاهی است که قلّه بلند آن مانع دشمنان، نیرو و قدرتی است برای کسی که به آن چنگ زند، محلّ امنی است برای هر کس که به آن وارد شود، راهنمایی است برای آنکه به آن اقتدا کند، انجام وظیفه ای است برای آن کس که مذهب خویش گرداند، برهانی است برای کسی که به
گفته هایش استدلال کند، شاهد و گواهی است برای آنکه سخن بگوید، پیروزی و غلبه است برای افرادی که با آن استدلال نمایند، نجات دهنده ای است برای کسی که حامل آن باشد و به آن عمل کند، مرکب راهواری است برای کسی که به کار گیرد، نشانه ای است برای کسی که با آن علامت گذاری کند، سپری است برای آن کس که لباس رزم بپوشد، دانشی است برای کسی که حفظ کند، گفتار پرارزشی است برای آنکه روایت کند و حکم و فرمانی است برای کسی که قضاوت به عهده گیرد.18

بخشی از حکمت 90 :

از جمله سخنان شگفت آور امام علی (ع) فرمایشات آن حضرت در بیان آیه شریفه 28 سوره 8 که خداوند سبحان می فرماید : «بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه هستند» می باشد. حضرت در تفسیر این آیه چنین
می فرمایند : معنی این فرمایش این است که خداوند سبحان آنان را به دارایی ها و فرزندان آزمایش می نماید تا آنکه خشمگین از روزی، و راضی به بهره خود هویدا گردد و اگر چه خداوند سبحان از خودِ آنها به آنها داناتر است، ولی آزمایش برای آن است که کردارهایی که شایسته پاداش و کیفر است به خود ایشان آشکار گردد. زیرا برخی از ایشان فرزندان پسر را دوست دارند و از دختر برنجند و بعضی از آنها بسیار نمودن مال و دارایی را دوست داشته و از کم شدن آن برنجند.19

 

بخشی از خطبه 214 :

حضرت علی (ع) هنگام خواندن آیه 6 سوره 82 «یا اَیُّها الاِنسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الکَریم؛ یعنی ای انسان چه چیز تو را فریب داد به پروردگار کریم خود (که به دستورش رفتار نکرده نافرمانی نمودی)» آن را چنین تفسیر
می کند : دلیل و برهان گناهکار مخاطب به آیه ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الکَریم نادرست ترین برهانها است زیرا اگر بگوید غَرَّنی کَرَمُکَ درست نیست چون مقتضی کرم کوشش نمودن در اطاعت و سپاسگزاری است نه معصیت و کفران و اینکه نفرموده ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ المُنتَقِم یعنی چه چیزی تو را مغرور نمود به پروردگاری که انتقام می کشد، برای دانستن این است که پروردگار کریم را نبایستی نافرمانی نمود و اگر بگوید : غَرَّنی الشَّیطانُ یعنی شیطان مرا مغرور گردانید به او پاسخ داده می شود : آیا در قرآن کریم نگفتیم از شیطان پیروی ننمایید که او دشمن آشکار شما است و اگر بگوید : غَرَّنی جَهلی یعنی نادانی مرا مغرور کرد در جواب گفته می شود : مگر پیغمبران را نفرستادیم تا احکام ما را به شما یاد دهند. خلاصه راه عذر بسته است و فریب خورده ای است که عذر او ناپذیرفته ترین عذرها است به تحقیق برای نادان ماندن خود اصرار نموده است.20

بخشی از نامه ی شماره 27 :

امام در مورد تفسیر آیه 78 سوره 4 که می فرماید (هر جا باشید مرگ شما را دریابد اگر چه در قلعه ها و حصارهای بلند استوار باشید) چنین بیان می کند : شما رانده های مرگ هستید، اگر بایستید شما را می گیرد و اگر از آن بگریزید شما را می یابد. مرگ از سایه شما به شما همراه تر است. مرگ به موهای پیشانی شما بسته شده.21

بخشی از خطبه اَلغَرّاء، خطبه 82 :

امام علی (ع) در بخشی از خطبه معروف الغَرّاء در مورد آیه 168 سوره 2 قرآن کریم که می فرماید (جای پاهای شیطان گام ننهید و از او پیروی نکنید زیرا او برای شما دشمن آشکار است) چنین بیان می فرماید : شیطان در سینه، پنهانی نفوذ می کند و به صورت خیرخواهی (برای گمراه نمودن) در گوشها سخن می گوید پس پیرو خود را گمراه کرده و تباه می سازد و جرمهای بد را در نظر او آرایش می دهد، گناهان بزرگ را هلاک کننده را آسان جلوه می دهد تا به تدریج پیرو خویش را فریب داده مانند رهن و گرو در قید و بند اطاعت خود درآورد.22

بخشی از خطبه 164 :

امام علی (ع) در خطبه ای از شگفتی آفرینش طاووس یاد می کند و می فرماید : بر پا داشت چیزی را که آفرید از صورت های گوناگون مرغانی که آنها را در شکافهای زمین و درّه های گشاد و بر سر کوهها جای داد و آنها دارای بالهای جورجور و شکلهای گوناگون هستند در حالی که مهار فرمانبرداری بر گردن آنها افکنده شده و در شکافهای هوای گشاده و فضای وسیع پر و بال می زنند. آنها را با استخوانهای محکم، مفصل ها که در گوشت و پوست پنهان شده اند ترکیب فرموده و بهم پیوست و بعضی از آنها را به جهت سنگینی جثّه (مانند شترمرغ و لک لک) برای تندروی و آسانی در پریدن منع نمود از اینکه در هوای بلند پرواز کند و آن طوری آفرید که نزدیک زمین می پرد و مرغان گوناگون را به سبب توانایی و آفرینش خود که از روی حکمت و مصلحت است در رنگهایی ترتیب داد.

کلام مولا علی (ع) به آیه 79 سوره 16 اشاره دارد که قرآن می فرماید : «آیا پرندگان رام شده را در هوای آسمان ندیدند؟ آنها را در هوا نگاه نمی دارد جز خدا. به تحقیق در این پروازشان برای اثبات قدرت حق تعالی نشانه هایی است برای گروهی که به خدا و رسول ایمان می آورند».23

حکمت شماره 134 :

امام علی (ع) در ترغیب به میانه روی می فرماید : ما عالَ امرُؤٌ اقتَصَدَ ؛ تنگدست نشد کسی که در زندگی میانه روی پیشه نمود. اشاره دارد به آیه 29 سوره 17 که می فرماید : «دست خود را به گردنت مبند (در صرف مال سخت گیر مباش) و نه بسیار باز و گشاده دار که به نکوهش و حسرت و اندوه بنشینی».24

حکمت شماره 95 :

امام در تفسیر آیه 156 سوره 2 که می فرماید : «اِنّا لِلّه و اِنّا اِلَیهِ راجِعون» فرمود : گفتار (اِنّا لِلّه) اعتراف ما به پادشاهی خدا و اینکه ما مملوک و بنده او هستیم و گفتار (و اِنّا اِلَیهِ راجِعون) اعتراف ما است به تباه شدن و مردن خودمان و حاضر شدن در قیامت و روز رستاخیز.25

حکمت شماره 309 : 

امام علی (ع) در گفتگویی با یکی از یهودیان برای اثبات سخنان خود دلایلی از قرآن مجید بیان می دارد.

یکی از یهودیان به مولا (ع) گفت : شما هنوز پیغمبر خود را به خاک نسپرده، درباره او اختلاف نمودید. حضرت علی (ع) به او فرمود : ما اختلاف نمودیم از او (درباره جانشینی در امّت او) نه درباره او. در پیغمبری او و یگانگی خدا و آنچه فرموده بود اختلاف نداشتیم. اما شما هنوز پاهایتان از آب دریا خشک نشده به پیغمبر خود گفتید : «یا موسَی اجعَل لَنا اِلهاً کَما لَهُم اِلهَةٌ...؛ چنانکه بت پرستان خدایان دارند ما را نیز خدایی معیّن کن...» (آیه 138 سوره اعراف). موسی گفت : (إِنَّکُم قَومٌ تَجهَلونَ ؛ شما سخت مردم نادانی هستید).26

بخشی از خطبه 90 :

حضرت علی (ع) در مورد توکّل می فرماید : مَن تَوَکَّلَ عَلیهِ کَفاهُ، وَ مَن سَأَلَهُ أَعطاهُ؛ هر کس بر او توکّل کند پشتیبان او است و هر کس از او درخواست نماید به او عطا می کند. 27

خدا در حدود پنجاه آیه در قرآن مجید راجع به توکّل بحث نموده است از جمله در بخشی از آیه 3 سوره طلاق می فرماید : «وَمَن یَتَوَکَّلُ عَلی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ ؛ هر که به خدا توکّل کند پس خدا او را بس است.» و نیز در بخشی از آیه 159 سوره آل عمران می فرماید : «فَاِذا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ ؛ آن گاه که آهنگ کاری می کنی بر خدا توکّل کن زیرا خداوند توکّل کنندگان را دوست دارد.»

حکمت 314 :

حضرت علی (ع) در برابر متجاوز می ایستد و اسلحه را با اسلحه پاسخ می دهد و در هنگام از دست رفتن حقوق افراد فریاد می زند و مبارزه می کند و در این حکمت زیبا می فرماید : سنگ را به همان جایی که آمده باز گردانید زیرا فتنه را فتنه از بین می برد. در همین مورد قرآن کریم در آیه 39 سوره حج می فرماید : «به مهاجران که کافران با ایشان پیکار می کنند، به خاطر ستمی که دیده اند دستور کارزار کردن داده شد و البتّه خدا به یاری دادن مؤمنان تواناست.»28

بخشی از نامه شماره 45 :

حضرت علی (ع) در مورد افرادی که مانند حیوانات تمام همّشان علف است این چنین می فرماید : من آفریده نشدم که خوردن خوراکیهای پاکیزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حیوان پرواری که تمام همّش علف است و یا همچون حیوان رها شده ای که شغلش چریدن و خوردن و پرکردن شکم می باشد و از سرنوشتی که در انتظار او است بی خبر است.29

این کلام مولا اشاره به آیه 3 سوره حجر دارد که می فرماید : «(ای پیامبر) ناگرویدگان را واگذار که بخورند و برخورداری یابند و آرزو سرگرمشان کند که به زودی خواهند دانست».

خورش مرد را از پی زندگیست               نه خود زندگی بهر چرندگیست

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت

 



حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

     

حکمت 351 :

حضرت علی (ع) در مورد اینکه از پی سختی، آسانی است می فرماید : چون سختی ها به آخرین درجه شدّت برسد فرج نزدیک است و در آن هنگام که حلقه های بلا تنگ شود نوبت راحتی و آسایش فرا می رسد.30 قرآن کریم در آیه 5 و6 سوره انشراح می فرماید : «پس بی گمان با هر دشواری و تنگی آسانی است و البتّه با هر دشواری آسانی است.»

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

 

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست

 

گنج و مار و گل و خار و غم و شادی بهم اند

حکمت شماره 439 :

حضرت علی (ع) زهد را با توجّه به قرآن بدین گونه بیان می فرماید : تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است. خداوند در آیه 23 سوره حدید می فرماید : «زینهار بر گذشته تأسّف مخورید و نسبت به آینده شاد و دلبند نباشید.» بنابراین آن کس که غم گذشته نمی خورد و نسبت به آینده شاد و دلبند نیست هر دو جانب زهد را در اختیار گرفته است.31

ز آمده تنگدل نباید بود                وز گذشته نکرد باید یاد

حکمت شماره 454 :

 امام علی (ع) در مورد نخوت و تکبّر می فرماید : انسان را با تکبّر چه کار؟ در آغاز نطفه بود و سرانجام مرداری است. نه می تواند به خود روزی دهد نه مرگ را از خود براند.32

قرآن در مورد این مضمون در بخشی از آیه 23 سوره حدید می فرماید : «... وَاللهُ لایُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخورٍ؛ ... خدا هر متکبّر فخرکننده را دوست ندارد.»

تکبّر عزازیل را خوار کرد             به زندان لعنت گرفتار کرد

حکمت شماره 145 :

امیرالمؤمنین (ع) درباره افراد متظاهر می فرماید : چه بسا روزه دارانی که از روزه خود جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نمی برند و چه بسیار شب زنده دارانی که از قیام شبانه خود جز بی خوابی و خستگی ثمره ای نمی گیرند، خوشا به خواب هوشمندان و افطارشان!33

قرآن در آیه 142 سوره نساء در مورد همین افراد می فرماید : «منافقین به خدا حیله می زنند خدا هم آنان را فریب می دهد. وقتی به نماز می ایستند کسل هستند. کارهایشان از روی ریا است. کمتر توجّه به خدا دارند».

حکمت شماره 215 :

حضرت علی (ع) در مورد تفرقه و اختلاف بین مسلمانان می فرماید : اَلخِلافُ یَهدِمُ الرَّأیَ. اختلاف
تصمیم گیری را نابود می کند.34 قرآن در مورد وحدت و جلوگیری از تفرقه در بخشی از آیه 103 سوره آل عمران می فرماید : «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقوا؛ به رشته خدا در آن حال که مجتمع باشید چنگ بزنید و پراکنده مشوید.»

حکمت شماره 217 :

در مورد شناخت شخصیّت افراد حضرت می فرماید : در دگرگونی احوال جوهر مردان شناخته می شود.35 این حکمت اشاره دارد به بخشی از آیه 35 سوره انبیاء که می فرماید : «وَ نَبلُوُکُم بِالشَّرِّ وَالخَیرِ فِتنَةً ؛ شما را به بدی و نیکی می آزماییم آزمودنی».

بخشی از خطبه 166 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

علی (ع) می فرماید : همانند جفاکاران زمان جاهلیّت نباشید که نه در دین تفقّه و تحصیل علم نمایید و نه در آثار و نعمتهای الهی تعقّل کنید، مانند پوست روی تخم شترمرغ که در لابه لای شن ها و یا در آشیانه و زیر بال پرندگان برای جوجه شدن نهفته است، که شکستن آن زیان آور، و نگهداری آن موجب شرّ و فساد است!.

توضیح : امیرالمؤمنین تشبیه می فرمایند مردم نادان و خدانشناس را به تخمی که انسان نمی داند آیا از پرنده حلال گوشت است که شکستن آن خسارت و سبب نابودی جوجه ایست که در آن قرار دارد، و یا نگهداریش موجب زیان و مفسده باشد مانند اینکه تخم اژدها باشد و نگهداری آن موجب اژدهاپروری گردد، و همچنین مردم نااهل اگر آنها را نگه دارند شیاطینی در جامعه می شوند و مردم را به گمراهی می کشانند، و نمی توان آنان را هم از بین برد چون متظاهر به اسلامند و در لباس اسلام چه ضربه هایی که به پیکر اسلام می زنند و به نام دین و روحانیّت درصدد از بین بردن دین و روحانیّت اند!.36

که این بخش اشاره دارد به آیه 179 سوره اعراف که می فرماید : «و محقّقاً بسیاری از جنّ و انس را برای جهنّم واگذاردیم چه آنکه آنها را دلهایی است بی ادراک و دیده هایی بی نور و بصیرت و گوشهایی ناشنوا به حقیقت، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند زیرا قوّه ادراک داشتند و عمل نکردند. آنها مردمی هستند که غافل شدند.»

حکمت 457 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

دو گرسنه اند که ولع دارند و هیچ وقت سیر نمی شوند : دانشجو و دنیاطلب.

توضیح : کسی که به چیزی علاقه مند باشد و به آن عشق ورزد، سرانجام جان خود را روی آن می گذارد، علاقه به علم و دانش در نهاد هر کس جای گرفت برای به دست آوردن آن ناراحتی ها می کشد، همچنان که عشق و علاقۀ به دنیا هم در قلب هر کس جای گرفت خواه ناخواه همه چیز خود را روی آن می گذارد. عشق به علم بود که حضرت موسی را فرسنگها راه در جستجوی خضر کشاند (آیه 66 سوره کهف) و عشق و علاقه مندی به ثروت بود که قارون را سرنگون ساخت. (آیه 81 سوره قصص).37

حکمت 320 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

امیرالمؤمنین امام علی (ع) به شخصی که از وی در مسأله مغلق و مشکلی سؤال کرده بود فرمود : برای دانستن سؤال کن، نه برای مغلوب ساختن دیگران، زیرا نادانی که دانش آموز است مانند دانشمندان است، و دانشمندی که برای مغلوب ساختن دیگران فعّالیّت می کند همانند نادانها است!.

توضیح : سؤال از مطالبی که انسان می داند یک امر طبیعی است، امّا آن گاه که سؤال برای به زحمت انداختن و به دست و پا افکندن سخنگو باشد کاری است زشت و یک نوع مجادله است که قرآن در موارد متعدّدی از آن نکوهش کرده است، از جمله : هر ملّتی تصمیم داشته بر پیامبر خود مسلّط باشد، با حرفهای نامربوط می خواسته بر او پیروز گردد، و خدا به آنان مهلت نداده و عقابی سخت گریبانشان را گرفته است.38

اشاره دارد به آیه 5 سوره غافر (مؤمن) : (غم مدار) پیش از اینان هم قوم نوح و طوایف بعد نیز پیغمبران را تکذیب کردند و هر امّتی همّت می گماشت که پیغمبر خود را دستگیر (و هلاک) گرداند و با جدل و گفتار باطل برهان حق را پایمال سازد ما آنها را به کیفر کفر گرفتیم و چگونه عقوبت سخت کردیم.

حکمت 284 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

امام علی (ع) فرمود : دانش عذر بهانه جویان را ریشه کن کرده است!.

توضیح : کسانی که با این وسائل صنعتی از زیر بار مسؤولیّتها شانه خالی می کنند، عذرشان پذیرفته نیست، هر کس باید به وظیفه ی خود آشنا باشد و به آن عمل کند، خدا برای کسی ظلم دیدن و بار ظلم کشیدن مقرّر نفرموده (سوره ق/آیه 29) و روز قیامت آنچنان دقیق به حساب می رسد که چشم ها خیره می شود (سوره ابراهیم/ آیه 42).39

حکمت 73 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

حضرت علی (ع) فرمود : کسی که می خواهد خود را پیشوای مردم معرّفی کند باید قبل از اینکه به تعلیم دیگران بپردازد خود را تعلیم دهد، چنین فردی قبل از اینکه با زبان مردم تعلیم دهد با اخلاق و روش خود آنان را هدایت کند، کسی که خود را تعلیم دهد و تربیت کند از نظر احترام از آموزگار و تربیت کننده مردم سزاوارتر است.

توضیح : تعلیم اخلاق و احکام هم مانند تعلیم سایر صنایع و شغل ها است، کسی که صنعتگری نمی داند، نمی تواند به کسی صنعتگری بیاموزد، مقام پیشوایی مقامی است که هر قدر پیروان زیاد باشند، خطر و مسؤولیّت زیادتر است، از این رو مقام پیشوایی مردم بسیار مهم است و در انتخاب آن حداکثر دقّت لازم است، زیرا فردی را انتخاب می کنیم که روز قیامت با او محشور می شویم و از طرفی سرنوشت خود و جامعه را به دست او
می سپاریم.40 این سخن علی (ع) اشاره دارد به آیه 71 سوره اسراء که می فرماید : «به یاد آر روزی را که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایانشان دعوت می کنیم، پس هر کس نامه عملش را به دست راست دهند آنها نامه خود را قرائت کنند و کمترین ستمی نخواهد رسید».

حکمت 92 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

حضرت علی (ع) فرمود : بی ارزش ترین علمها دانشی است که زبانی باشد، و محترم ترین علمها علمی است که آثار آن در اعضای بدن آشکار گردد.

توضیح : علم و دانش وقتی در جامعه اثر دارد و منشأ خیر و برکت و تحوّل می گردد که دانشمند به آن عمل کند، وقتی عالم به دانش خویش عمل نکرد، نه تنها پیش خدا بی ارزش می گردد، بلکه مردم هم برای او احترام قائل نخواهند شد.

خدای عزیز در قرآن مجید این گروه را سرزنش کرده و می فرماید : «اینکه بگویید و عمل نکنید از نظر خدا عذابی سخت دارید». (سوره صف/ آیه3)41

البحار، ج 2، ص 59-60 :

شخصی از امیرالمؤمنین (ع) سؤالی کرد. امام به مجرّد شنیدن سؤال شتابان وارد منزل شدند و خارج گردیدند، سپس پرسیدند کجا است سؤال کننده؟ عرض کرد من هستم فرمود : مسأله تو چیست؟ عرض کرد : چنین و چنان حضرت پاسخ سؤالش را دادند، شخصی در آن میان پرسید ما چنین می پنداشتیم که شما در جواب مسائل مانند میخ گداخته آتشینی هستی که به هر کجا بیفتد می سوزاند و شما هیچ گاه در جواب درنگ نداشتید، چه شده که امروز جواب سؤال این شخص را به تأخیر انداختید؟ حضرت فرمودند : محصور و افسرده بودم و رأیی برای افسرده و محصور نیست، و فرمود : سه نفرند که رأیشان صحیح نیست : محصور و افسرده، کسی که محصور بول و غائط باشد و حالش در هنگام سخن گفتن خوب نباشد.42

این سخن اشاره دارد به آیه 73 سوره کهف که می فرماید : «موسی گفت : بر من مگیر که شرط خود را فراموش کردم و مرا تکلیف سخت طاقت فرسا مفرما».

حکمت 478 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

حضرت علی (ع) فرمود : خدا قبل از اینکه با نادانان پیمان و معاهده ی آموختن علم ببندد، تعلیم آن را با دانشمندان پیمان بست.

توضیح : یک برنامه طبیعی جهانی است که نادان را به نداشتن علم و رشد فکری نکوهش می کنند، و از وی مذمت و انتقاد، و در این برنامه دیگری را مسؤول نمی دانند، امّا امام علی (ع) مسؤولیّت را به عهده ی دانایان گذاشته است، بدین ترتیب در محیط هایی که رشد فکری وجود ندارد، مردم به وظایف خود آشنا نیستند، و دانشمندان و دانایان مسؤلند، زیرا نادان ارزش و لذّت علم را نمی داند و احساس مسؤولیّت هم نمی کند، باید اوّل مسؤولیّتش را نشانش داد بعد احساس آن را در نهادش به وجود آورد، سپس از او توقّع داشت.

ابن أبی الحدید می نویسد : واصل بن عطا را دیدند نشسته و حدیثی را از کودکی می شنود و آن را
می نویسد، به او گفتند : از مثل شما تعجّب است که از این کودک علم می آموزی! واصل پاسخ داد : من این مطلب را بهتر از او می دانم، ولی می خواهم لذّت علم و ریاست را به او بچشانم تا بیشتر تحصیل کند.

خدا در مقام ستایش از علم، قضاوت را از خواننده قرآن مجید خواسته است : «آیا دانشمند و نادان مساوی هستند؟!» (سوره زُمر/ آیه 9).43

حکمت 265 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

علی (ع) فرمود : گفتار دانشمندان هرگاه صحیح باشد دوای جامعه است، و هرگاه خطا باشد درد جامعه!

توضیح : رهبران فکری جامعه ها و روحانیونی که در جامعه نفوذ دارند حرف آنها مانند «وحی خدا» مورد توجّه و عمل قرار می گیرد، به همین جهت مسؤولیّت آنان شدید، و چه بسا یک لحظه غفلت آنان، سرنوشت ملّتی را عوض کند و عواقب وخیم آن غفلت دامن همه را بگیرد.

با توجّه به اهمیّت موضوع خدا سفارش کرده که مطالب را از اهل اطّلاع بپرسید و از آنان تبعیّت نمایید (سوره نحل/ آیه 43) در نتیجه سعی کنید افراد شایسته و شناخته شده را برای ریاست خود برگزینید. نکته دیگری که باید مورد توجّه قرار گیرد این است که مرجع تقلید در مسائلی که اظهار نظر درباره ی آن (از طرف خداوند عزیز و رسول گرامی اسلام و خاندان رسالت) به وی واگذار شده است طبق آن فتوا می دهد، این فتوا هرگاه مطابق با واقع و صحیح باشد دو پاداش دارد، ولی اگر اشتباه کرده و به واقع نرسید یک پاداش، چون رنج دیده و می خواسته واقع را به دست آورد و در این راه هم کوتاهی نکرده امّا نتوانسته است. با توجّه به این نکته، آنجا که رفتار و گفتار مرجعی به نظر فردی دردآور، و موجب شکست جامعه تصوّر شد، وظیفه فرد است که مرجع را آگاه سازد و او را به وظیفه خودش و خدا واگذار نماید چون در حدیث آمده است کسی که اهمیّت به شئون مسلمانان ندهد مسلمان کامل نیست.44

البحار، ج 2، ص 129، باب 17 :

امام رضا از آباء گرامش و از امیرالمؤمنین (ع) نقل می کند که فرمود : خدا لعنت نموده کسانی را که در دین خدا جدال و بگومگوی انکارآمیز می دارند، آنان نیز از زبان رسول گرامی اسلام، ملعون و مطرود هستند. (اشاره دارد به آیه 35 سوره شورا که می فرماید : «و آنان که در آیات ما راه جدال می پیمایند، نمی دانند که بر آنها از قهر و عذاب ما هیچ مفرّ و نجاتی نیست».)

توضیح : جدال و مِراء دو کلمه ای هستند که اگر در مقام تکبّر و فخرفروشی و ترویج باطل و غلبه بر طرف مقابل بدون دلیل و برهان به کار برده شود، این جدال مذموم است و جدال کننده به عواقب گناهش کیفر می شود، و اخباری که در بدی و مذمت این گونه مجادله ها وارد شده فراوان است که به گوشه ای از آن در این باب از سخنان امیرالمؤمنین (ع) اشاره می شود، ولی اگر مجادله به حق باشد و برای اثبات حقیقت با برهان و حجّت برای هدایت به کار برده شود ممدوح و چه بسا واجب می گردد، همچنان که خداوند متعال خطاب به پیامبر فرموده : «ای رسول ما، خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق مناظره کن و وظیفه تو بیش از این نیست، که البتّه خدا حال کسی که از راه او گمراه شده و آنکه هدایت یافته بهتر می داند». (سوره نحل/ آیه 125)45

حکمت 188 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

امام علی (ع) فرمود : کسی که در برابر حق عرض اندام کند نابود می گردد.

توضیح : مسلّماً کسی که در مقابل حق بایستد و یا دست از یاری حق بکشد حتّی در بین مردم نادان از بین می رود و نابود می شود گرچه به ظاهر پیروزنما باشد مانند نمرود در مقابل حضرت ابراهیم خلیل الرّحمن (ع) اگر خدا هستی خورشید را از مغرب بیرون آور، زیرا خدا از مشرق بیرون می آورد. تو بر خلاف خدا عمل کن. (اشاره دارد به آیه 258 سوره بقره)

نمرود در مقابل این حق گویی مبهوت شد و تسلیم گردید و سرانجام هم پشه ریزی او را از پای درآورد و این است قدرت نمائی خدا، با ضعیف ترین موجودات خود به جنگ نمرود رفت و او را از پای درآورد این است نمونه کامل فرمایش امام علی (ع). و یا در داستان کربلا امام حسین (ع) و چند نفر محدود در مقابل سیل جمعیّت یزیدی تا مرز شهادت به پیش می روند، امّا با این رشادت و شهادت ریشه و اساس بنی امیّه را از بیخ و بن
برمی کنند که جز افتخار پیروزی حق بر باطل و لعنت و نفرین به ستمگران چیز دیگری به جای نمانده و چون حق همیشه ماندنی است دلباختگان راه حق هم همیشه جاویدند.46

البحار، ج 2، ص 145

امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) نقل می کند که فرمود : یاد و ذکر ما اهل بیت پیغمبر شفاء است از تب شدید و تمام امراض و وسوسه های شک برانگیز و دوستی با ما موجب خوشنودی پروردگار عالم است.

توضیح : یکی از وسایل قرب به خدا تمسّک به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است که «وابتغوا الیه الوسیلة» (اشاره دارد به آیه 35 سوره مائده) یعنی رسول الله و ائمّه هدی هستند که در دعای توسل خطاب به تک تک آن بزرگواران با جمله «یا وَجیهاً عندالله إشفَع لنا عندَالله» آمده است.47

بخشی از نامه 69 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه)، ص186 :

امام علی (ع)- در ضمن نامه ای که به حارث همدانی نوشت چنین آمده- : هرچه از دیگران می شنوی برای دیگران مگو که نقل آن، در دروغ گو بودن شما کافی است و یا هر چه دیگران برای تو نقل می کنند مخالفت مکن که برای نادان ماندنت همین تکذیب کافی است.

توضیح : گاهی انسان از روی نادانی و بی ایمانی و یا منافع شخصی دروغ می گوید، کاری که در اسلام مورد نفرت قرار گرفته و برای آن عذاب در نظر گرفته شده است. تأسّف وقتی است که به نفع دیگران دروغ گفته شود یعنی ما عذاب شویم و دیگران سود آن را ببرند، تأسّف بالاتر اینکه انسان، گناه دروغ در نامه ی عملش ثبت گردد و خودش سودی نبرد که هیچ، بلکه اطّلاع هم نداشته باشد دروغ گفته و نامه عملش سیاه و سنگین گردیده است. و امام (ع) این مورد را که کمتر به فکر مردم می رسد توضیح می دهد، همین که انسان هرچه می شنود نقل کند کافی است که در ردیف دروغگویان باشد، زیرا تمام آنچه نقل می شود تهمت است که طبق فرمایش امام (ع) نقل دروغ، دروغ گفتن است و نقل تهمت، تهمت است.

امام (ع) نقل فاحشه را فاحشه دانسته و این برداشتی است از آیه 19 سوره نور که می فرماید : «کسانی که دوست می دارند فحشا را در میان مؤمنان شایع سازند عذابی دردناک در دنیا و آخرت مخصوص آنان خواهد بود». از این آیه بهره گیری دیگری هم گرفته می شود، و آن بهره این است که نقل دروغ و تهمت نکبت دنیوی هم دارد و انسان در دنیا هم عذاب می کشد. با توجّه به این نکته رمز خیلی از ناراحتی های شخصی را باید در اعمال خودمان جستجو کنیم و همه ضربه ها و مشکلات خود را به پای دیگران نبندیم و آنان را عامل شکست خویش ندانیم.48

خطبه 201 (المعجم المفهرس، نهج البلاغه) :

در این خطبه علی (ع) می فرماید : ای مردم! در راه هدایت از کم بودن پیروان حق وحشت مکنید، زیرا مردم بر سر سفره ای جمع شده اند که سیر بودنش محدود و گرسنگی آن طولانی و زیاد است و باید از خدا کمک جست. آی مردم! خوشنودی و عصبانیت رمز اتّحاد است، آی مردم! مادّه شتر حضرت صالح را فقط یک نفر به قتل رسانید امّا عذاب به علّت راضی شدن به قتل شتر، همه را فرا گرفت و علامت  آن گفتار خداوند متعال است که می فرماید : «آن قوم (شقّی) صاحب (و رئیس) خود را خواندند تا مجهّز شد و ناقه را پی کرد، پس باز بنگرید که عذاب و تنبیه ما چگونه سخت بود» (اشاره دارد به آیات 29 و 30 سوره قمر)

و باز خداوند عزیز فرمود : «ناقه را پی کردند و خدا هم آنان را به کیفر گناهشان هلاک ساخت و شهرشان را با خاک یکسان نمود، و هیچ باک از هلاک آنها نداشت (یا آنها هیچ از عاقبت بدِ گناه خود نترسیدند)» و فرمود : «شتر را به قتل رسانیدند سپس پشیمان شدند». (اشاره دارد به آیات 14 و 15 سوره شمس)

نتیجه عمل آنان این شد که سرزمین آنان همانند مواد مذابی که در زمین نرم ریخته می شود و فریاد می کنند و فرو می رود، فریاد کرد و به زمین فرو رفت.

زنهار کسی که درباره قاتل من سؤال کند و چنین پندارد که مؤمن است مانند این است که مرا کشته باشد.

آی مردم! هر کس راه معلوم را بپیماید به مقصود می رسد، و کسی که بیراهه رود در گمراهی می افتد.

توضیح : امام (ع) در این قسمت از خطبه به این نکته توجّه می دهد که هیچ گاه نباید فریب اکثریّت را خورد، و از اقلیّت مأیوس بود، زیرا چه بسا اکثریّتی که در ردیف اقلیّت قرار گرفته و چه بسا اقلیّت هایی که اکثریّت پیدا کرده اند. بنابراین هر کس وظیفه دارد حق را درک کند و آن را تعقیب نماید، راه راست را انتخاب کند و آن را بپیماید تا گمراه نشود، کم و زیاد بودن یک گروه او را تحت تأثیر قرار ندهد. امام (ع) برای تأیید مطلب خود به داستان شتر صالح اشاره می کند : قاتل شتر یک نفر بود ولی چون مردم کارش را تأیید کردند و از گوشت شتر خوردند خدا همه را عذاب کرد.49

جامع احادیث شیعه، ج 1، ص 196 :

امیرالمؤمنین (ع) فرمود : ای مردم! خداوند متعال پیامبرش حضرت محمّد (ص) را برای هدایت شما برانگیخت و بر او کتاب برحق فرستاد، و شما بیسواد مادرزاد بودید، و نه شما شناختی نسبت به کتاب داشتید و نه به کسی که کتاب را فرستاد، و نه شناختی به پیامبر داشتید و نه به فرستندۀ آن که وی را پس از مدّتی دراز که پیامبری برایشان نفرستاده بود فرستاد و آن زمانی بود که جهل و نادانی، فتنه و فساد، غفلت از دین و جنگ و خونریزی و نابینایی از حقایق و ستمگری چنان گسترش یافته بود که از اثر آن بی بند و باری همه درختان باغهای دنیا به زردی و پژمردگی گراییده و از میوه دادن آن مأیوس شده و آبهای روی زمین به زمین فرو رفته و نشانهای هدایت کهنه گردیده و علائم گمراهی همه جا را فرا گرفته، و دنیا در پیش روی اهل دنیا سرکشی نموده و به عقب بازگشته و روی به آنها نیاورده، و ثمره دنیا فتنه و آشوبگری و طعام آن مردار گندیده و شعار آن ترس و لازمه آن شمشیر و خونریزی، در آن هنگامی که تمام دنیا از هم پاشیده شده بود، و چشمانشان از دیدن حق نابینا شده، و پرده تاریکی همه جا فرا گرفته که روز روشن را بر آنان تاریک ساخته بود.

آن هنگام که پیوند خویشاوندی به کلّی از هم گسیخته شده بود، و خونریزی در بین آنها جای صله رحم را گرفته، و دختران معصوم خود را بی جرم و گناه به خاطر زندگی بهتر با دست خود زنده به گور می کردند، آن هنگام که مفهوم امیدواری از خدا به کلّی از بین رفته، و ترسی از خدا در قلبهای آنها وجود نداشت، در گاهی که افراد زنده آنها نابینا و نجس و مردگانشان در لباس آتش می سوخت! آری در چنین وضعی بود که خداوند متعال پیامبر رحمتش را با نسخه ای از صحف «و کتابهای» با تصدیق نمودن پیامبران پیشین برای هدایت آنان فرستاد ،تا تفصیل و بیان کننده حلال از  شبه های حرام نماید و آن قرآن است. از او بخواهید که برایتان احکام خود را بیان کند، من به شما خبر می دهم به آنچه در اوست، در قرآن علوم و دانشهای پیشینیان و آیندگان تا روز رستاخیز نهفته است، در قرآن مسائل روز و موردنیاز شما و آنچه در آن اختلاف دارید وجود دارد، از من بپرسید تا به شما خبر دهم، زیرا من از همه شما به قرآن داناترم.

رسول خدا (ص) در آخرین سفر حج خود «حجّة الوداع» در مسجد خبف فرمود : من پیش از شما به سفر آخرت می روم و شما بر من بر لب حوض وارد خواهید شد، حوضی که عرض به مسافت بصره و صنعاء (دو شهر عراق و یمن) است و در اطراف این حوض به عدد ستارگان آسمان کاسه هایی از نقره می باشد، و من در آ ن هنگام از شما درباره این دو چیز ارزشمند «قرآن و عترت» پرسش خواهم نمود! حضار عرض کردند : ای رسول خدا این  «دو ثِقل» چیست؟! فرمود : کتاب خدا «قرآن ثِقلِ اکبر» که گرانبهاتر است که یک طرف آن به دست قدرت خداست و طرف دیگرش به دست شما سپرده شده، پس به او تمسّک جویید تا نه گمراه شوید و نه تزلزلی برایتان رخ دهد، و «ثِقل اصغر» که کوچکتر از «ثقل اکبر» است عترت و اهل بیت من هستند و خداوند لطیف خبیر به من خبر داده که این دو از یکدیگر جدا نشوند تا آنکه در قیامت بر لب حوض کوثر بر من وارد گردند، همانند این دو انگشتان دستم، و دو انگشت سبّابه و انگشت پس از آن را با یکدیگر متّصل نمود، و فرمود : نه مانند این دو، و جمع نمود بین دو انگشت سبّابه خود و انگشت وسط که یکی بر دیگری برتریت داشته باشد!

پس قرآن بسیار ارزشمند و شرافتش آشکار است، کسی که به آن تمسّک جوید به هدایت و رستگاری خواهد رسید، و کسانی که از او روی گردان شوند به گمراهی و خواری خواهند افتاد، و بهترین دلیل بر وجوب عمل به قرآن گفتار خداست به پیامبر گرامش : «ای رسول، ما بر تو این قرآن عظیم را که دربر دارنده همه حقایق است فرستادیم تا حقیقت هرچیز را روشن کند (و راه دین حق را از راه های باطل بنمایاند) و برای مسلمین هدایت و رحمت و بشارت باشد». (اشاره دارد به آیات 89 و 44 سوره نحل)

پس خدا بر پیامبر خویش واجب گردانید تا برای مردم آنچه در قرآن از احکام شرعیه و روشهای نیکو است بیان فرماید، و بر مردم هم واجب گردانید تا تفقّه کنند، یاد بگیرند و به آن عمل نمایند، تا هیچ کس عذری در جهالت از فرامین قرآن نداشته باشد (و امیرالمؤمنین علی (ع) و در پایان حدیث می فرماید) : ماییم یاد دهندگان و خبر دهندگان به چیزی که به ما منتهی می شود (مقصود علوم قرآن است که در بیت آنان نازل شده).50

سلمان فارسی و ابوذر درباره ی معرفت علی (ع) به نورانیّت سؤال کردند و حضرت علی (ع) فرمود :

«شناختن من به نورانیّت، در حقیقت شناختن خداست، و شناخت خدا در حقیقت، معرفت من به نورانیّت است». و این دین خالص است که خدای تبارک و تعالی فرموده است. «و بندگان امر نشدند مگر به اینکه خدا را خالصانه و در حالیکه دین خود را خالص کرده اند، عبادت کنند و نماز را به پا دارند و زکات را بپردازند و این دینی است که از افراط و تفریط به دور و در حدّ اعتدال است» (آیه 5 سوره بیّنه). فرموده است : امر نشدید مگر به نبوّت محمّد (ص) و این دین سهل و آسان محمّدیّه است.

بعد در تفسیر «ویقیمواالصّلاة» فرمود : هر کس ولایت مرا به پا داشت نماز را برپا داشته است، و برپا داشتن ولایت من سخت و دشوار است که آن را تحمّل نمی کند و طاقت پذیرش آن را ندارد مگر فرشته مقرّب یا پیغمبر مرسل و یا بنده مؤمنی که خدا قلب او را برای ایمان امتحان کرده است.

سلمان می گوید : عرض کردم ای برادرِ رسول خدا! کسی نماز را برپا داشته که ولایت شما را برپا داشته باشد؟ فرمود : بلی ای سلمان؛ شاهد آن و تصدیق این مطلب؛ فرمایش خداوند است که در کتاب مجیدش فرموده است : «از خدا به صبر و نماز یاری جویید که نماز در دین امری بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان» (آیه 45 سوره بقره). که مراد از صبر در این آیه شریفه، رسول خدا (ص) است و مقصود از «نماز» برپاداشتن ولایت من است، لذا فرموده است : «وإنّها لَکبیرة» ضمیر را مفرد آورده و نفرموده «وإنّهما لَکبیرة» که ضمیر تثنیه بیاورد، زیرا ولایت است که تحمّل آن سخت است و فقط خاشعین می توانند آن را بپذیرند و خاشعین، شیعیان عارف و آگاه هستند. در خارج می بینیم که گروه های مختلف از مرجثه، قدریّه، خوارج، نواصب و غیر اینها همگی به محمّد (ص) اقرار و اعتراف دارند و در آن اختلافی ندارند و فقط درباره ولایت من است که اختلاف کرده اند، آن را اکثراً انکار کرده اند و جز عدّه کمی نپذیرفته اند که این آیه به آنها اشاره فرموده است «وإنّها لَکبیرةٌ إلّا عَلَی الخاشِعین».

و در جای دیگری از قرآن؛ نبوّت محمّد (ص) و ولایت مرا این گونه بیان می کند : «چاهی که معطّل مانده و قصری که پابرجا و استوار است» (بخشی از آیه 45 سوره حج). مراد از «قصر» محمّد (ص) است و «بئر معطّله» یعنی آن چاهی که تعطیل شده ولایت من است، آن را تعطیل کردند و انکار کردند و از آن بهره برداری نکردند. و کسی که اقرار به ولایت من نداشته باشد اقرار او به نبوّت محمّد (ص) سودی برایش نمی بخشد، زیرا این دو قرین یکدیگرند.

ای سلمان؛ محمّد (ص) بیم دهنده گردید و من هدایت کننده و این فرمایش خداوند است : «إنَّما أنتَ مُنذِر و لِکُلِّ قَوم هاد» (بخشی از ایه 7 سوره رعد). مراد از «منذر» در این آیه رسول خدا (ص) و مقصود از «هادی» من هستم. بعد از آن امیرالمؤمنین (ع) دست خود را بر دیگری زد و فرمود : محمّد (ص) جمع کننده گردید و من نشردهنده، محمّد (ص) اختیاردار بهشت گردید و من اختیاردار دوزخ، به آن می گویم : این را بگیر و آن را رها کن،  محمّد (ص) اختیاردار لرزاندن زمین و زلزله گردید و من اختیاردار صداهای شدید و رعد و غرّش شدم، و من صاحب لوح محفوظم، و خداوند علومی که در آن است به من الهام نموده است. ای سلمان و ای جندب؛ درباره محمّد (ص) این آیات نازل گشته است :

«یس* وَالقُرآن الحَکیم» (آیات 1و 2 سوره یاسین) مراد از «یاسین» وجود نازنین محمّد (ص) است و بعد خداوند به قرآن قسم یاد می کند. «ن وَالقَلَم» (آیه 1 سوره قلم) که مقصود از «ن» آن حضرت است بعد به قلم قسم یاد می کند. «طه ما أنزَلنا عَلَیکَ القُرآن لِتَشقی» (آیات 1و2 سوره طه)، در این آیه مقصود از «طاها» پیامبر
اکرم (ص) است، می فرماید : ای رسول ما؛ قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را در رنج و سختی بیندازی.

محمّد (ص) صاحب دلالت ها و راهنمایی ها شد و من صاحب معجزات، نشانه ها و علامات شدم. محمّد (ص) خاتم انبیاء گردید و من خاتم اوصیاء، و در آیه مبارکه «...الصِراطُ المُستَقیم» (بخشی از آیه 6 سوره فاتحه) من مقصود از صراط مستقیم هستم و من نبأ عظیم هستم، و آن خبر مهمّی که در آن اختلاف کردند در آیه شریفه «النَّبَأ العَظیم* الَّذی هُم فیهِ مُختَلِفون» (آیات 2و3 سوره نبأ) منم، و کسی جز در ولایت من اختلاف نکرد. محمّد (ص) صاحب دعوت گردید که مردم را به طرف خدا بخواند و من صاحب شمشیر که سرکشان آنها را نابود کنم. محمّد (ص) پیغمبر مرسل گردید و من صاحب امر آن حضرت.

خداوند تبارک و تعالی فرموده است : «روح را به امر خود بر هر کس بخواهد القاء می کند» (بخشی از آیه 15 سوره مؤمن) و آن روح خداست که آن را عطا نمی کند و القاء نمی کند مگر بر فرشته مقرّب یا پیغمبر مرسل و یا جانشین بزرگوار او، و هر که این روح را خدا به او عنایت کند او را امتیاز داده و از بقیّه مردم جدا نموده است، و به او قدرتی واگذار کرده است که مرده را زنده می کند، و آنچه را که واقع شده و یا واقع خواهد شد به سبب آن می داند، و مشرق به مغرب یا مغرب به مشرق را در یک لحظه سیر می کند، و از آنچه در نیّت ها و دل ها خطور می کند با خبر می گردد، و آنچه را در آسمان ها و زمین است می داند.

ای سلمان و ای جندب؛ محمّد (ص) «ذِکر» یعنی یادآوری کننده گردید که در قرآن کریم می فرماید : «خدا به سوی شما ذکر یعنی رسولش را فرستاد تا آیات الهی را بر شما بخواند». (بخش هایی از آیات 10و11 سوره طلاق). ای سلمان و ای جندب؛ من محمّدم و او من است، من از محمّدم و محمّد از من است، خداوند تبارک و تعالی فرموده است : «او است که دو دریای علم و عصمت را بهم درآمیخت و میان آن دو فاصله ای قرار داد که تجاوز نمی کنند». (آیات 19و20 سوره الرّحمان).

ما نشانه های خدا و راهنمایان و حجّت ها و جانشینان و امینان و پیشوایان از طرف او هستیم، ما چهره زیبای خدا و چشم بینای او و زبان گویای او هستیم، به سبب ما خداوند بندگانش را عذاب می کند و به سبب ما پاداش می دهد، و ما را از میان خلق خود برگزیده و اختیار کرده و طاهر گردانیده است و اگر کسی چون و چرا کند و اعتراض به گزینش پروردگار نماید به خداوند کافر گشته و مشرک گردیده است، زیرا «از آنچه خدا انجام می دهد سؤال نمی شود، او مورد بازجوئی قرار نمی گیرد بلکه بندگان هستند که بازخواست می شوند». (آیه 23 سوره انبیاء)

ای سلمان و ای جندب؛ این است پاسخ شما که از معرفت من به نورانیّت پرسش نمودید، آن را حفظ کنید و نگهدارید که باعث رشد و کمال است، و همانا هیچ یک از شیعیان ما به حدّ بصیرت نمی رسند تا مرا به نورانیّت بشناسند، و وقتی چنین معرفتی پیدا کردند به حدّ بصیرت و بلوغ و کمال رسیده و در میان دریایی از علم فرو رفته و درجه ای از فضل و برتری را پیموده اند و بر سرّی از اسرار پروردگار و گنجینه های پوشیده او آگاهی
یافته اند.51

مقداد می گوید از زبان پیامبر (ص) شنیدم که در مورد علی (ع) فرمود : او چشم بینای خداوند و گوش شنوای اوست، او زبان گویای خداوند در خلقش و دستِ باز او به رحمت بر بندگانش است، او وجه خدا در آسمانها و زمین است، او جنب راست و آشکار اوست. او ریسمان قوی و محکم خداوند و دستگیره ی محکم اوست که هرگز از هم گسیختگی ندارد، او باب خداوند است که بایستی از آن وارد شد، و خانه خداست که هر کس واردش شود در امان خواهد بود.52

پس علی (ع) قافله سالار رستگاران و نگهبان دین و قرآن از تحریف و تأویل گمگشتگان است.

 

نتیجه

علی (ع) آگاه به اسرار آیات الهی است. علم او از وحی و الهام حق سرچشمه گرفته و آموزگار نخستین عالم بشریّت، شأن نزول و تأویل و تفسیر آیات را به او آموخته است. حامل وحی و هادی هُدا، همۀ علوم اوّلین و آخرین را به علی (ع) آموزش داده است. قرآن در قلب علی (ع) است همان گونه که بر قلب پیامبر بشیر و نذیر نازل گردید، تفسیر سر برافراشته علی (ع) از صحیفه ی نور، ثمین و ثاقب و پُرثمر است. علی (ع) قرآن ناطقی است که مفسّر و مبیّن و مدرّس علوم قرآنی است. علی (ع) همچون غوّاصی در دریای بی کران کتاب خدا سباحت می کند و گوهرهای گرانقدر تأویل آیات را برای هدایت انسانها به ارمغان می آورد. او می داند که آیات قرآن درباره کی و چه مقدار و به چه شأن نزول با چه شرایط و چه مکان و برای چه موضوع و در حضور چه کسی و با چه شرایطی نازل شده است. او قادر است برای اهل تورات به تورات آنها و برای اهل انجیل به انجیل آنها و برای اهل زبور به زبور آنها و برای اهل قرآن به قرآن حکم دهد و قضاوت کند و ذرّه ای از  حقیقت علمی و حکمی تجاوز ننماید. او با شعاع دانش خود با تأویل آیات الهی دلهای افراد مشتاق را رخشان و آنان را شیفته و شیدای شهد تفسیرات و تشریحات خود می کند. تفسیر راستین عروة الوثقای سخنان حق در سینه ی علی (ع) است و تشنگان شراب حقیقت بر شریعۀ او وارد شده، سیراب می گردند. علی (ع) امیر سخن است و رگهای سخن به او پیوسته و شاخه های درخت برومند سخن به او آویخته و از او ریشه گرفته است. علی (ع) مخزن و منبع علوم و درگاه دانشگاه دانش و فضیلت است و هرگز کسی وارد شهر علم و کمال و دانش و بینش نمی تواند بشود مگر آنکه از درب شهر علم علی (ع) وارد شود.

 

  من ا... التّوفیق

  1- زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

                                                                               دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

     2- ندا زرعی کارمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پانوشت ها

 

  1. چکیده آثار برگزیده نخستین جشنواره نهج البلاغه دانشگاهیان کشور، جلد دوّم، صص 222، 223
  2. همان، ص 68
  3. سیری در نهج البلاغه، ص 7
  4. زندگانی امیرالمؤمنین علی (ع)، جلد دوّم، ص 96
  5. بخشی از خطبه 90 نهج البلاغه، فیض الاسلام، صص 237 تا 253
  6. بخشی از خطبه 133، همان کتاب، صص 412، 414،
  7. بخشی از خطبه 155، همان کتاب، صص 487، 488
  8. بخشی از خطبه 156، همان کتاب، ص 498
  9. دیوان امیرالمؤمنین امام علی (ع)، بیت 1691

10.همان کتاب، بیت 1427

11.همان کتاب، بیت 1170

12.همان کتاب، بیت 568

13.همان کتاب، بیت 28

14.همان کتاب، ابیات 1159، 1160

15.بخشی از خطبه 18، المعجم المفهرس، نهج البلاغه، ص 11

16.بخشی از خطبه 87 ، همان کتاب، ص 37

17.بخشی از خطبه 110، همان کتاب، ص 57

18.بخشی از خطبه 198، همان کتاب، ص 125

19.بخشی از حکمت شماره 90، نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1128

20.بخشی از خطبه 214، همان کتاب، ص 710

21.بخشی از نامه 27، همان کتاب، ص 889

22.بخشی از خطبه 82، همان کتاب، ص 194

23.بخشی از خطبه 164، همان کتاب، صص 530، 531

24.حکمت شماره 134، همان کتاب، ص 1153

25.حکمت شماره 95، همان کتاب، ص 1131

26.حکمت شماره 309، همان کتاب، ص 1237

27.بخشی از خطبه 90، المعجم المفهرس، نهج البلاغه، ص 39

28.حکمت شماره 314، همان کتاب، ص 216

29.بخشی از نامه 45، همان کتاب، ص 168

30.حکمت شماره 351، همان کتاب، ص 218

31.حکمت شماره 439، همان کتاب، ص 226

32.حکمت شماره 454، همان کتاب، ص 227

33.حکمت شماره 145، همان کتاب، ص 201

34.حکمت شماره 215، همان کتاب، ص 207

35.حکمت شماره 217، همان کتاب، ص 207

36.علیٌ مع القرآن و القرآن مع علی، ص 99

37.همان کتاب، ص 70

38.همان کتاب، ص 102

39.همان کتاب، ص 133

40.همان کتاب، صص 157، 158

41.همان کتاب، صص 158، 159

42.همان کتاب، ص 170

43.همان کتاب، ص 188

44.همان کتاب، ص 198

45.همان کتاب، صص 242، 243

46.همان کتاب، ص 250

47.همان کتاب، ص 254

48.همان کتاب، صص 265، 266

49.همان کتاب، صص 331 تا 333

50.همان کتاب، صص 417 تا 419

51.قطره ای از دریای فضایل اهل بیت (ع)، جلد اوّل، صص 201 تا 211

52.قطره ای از دریای فضایل اهل بیت (ع)، جلد دوّم، صص 291، 292

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

 

  1. قرآن مجید، مترجم : مُحیی الدّین مهدی الهی قمشه ای، انتشارات هجرت، چاپ چهارم، رمضان 1415 هـ.ق
  2. المعجم المفهرس، نهج البلاغه، مؤلّفین : محمّدکاظم محمّدی، محمّد دشتی، نشر امام علی (ع)، چاپ چهارم، آذرماه 1372
  3. چکیده آثار برگزیده نخستین جشنواره نهج البلاغه دانشگاهیان کشور (ویژه استادان)، جلد دوّم، دفتر نشر و پخش معارف، مهر 1380
  4. دیوان امیرالمؤمنین امام علی (ع)، ترجمه مصطفی زمانی، انتشارات پیام اسلام، قم، تابستان 1362
  5. زندگانی امیرالمؤمنین علی (ع)، اقتباس و نگارش : حسین عماد زاده، مکتب قرآن، جلد اوّل و دوّم، چاپ بیستم، ماه محرّم 1401
  6. سیری در نهج البلاغه، مرتضی مطهّری، انتشارات صدرا، چاپ دهم، تابستان 1373
  7. علیٌ مع القرآن و القرآن مع علی «لایفترقان»، جلد اوّل، تألیف و ترجمه و توضیح : العلّامه الحجّه الشّیخ یحیی الفلسفی الشیرازی (دارابی)، مؤسّسه و مدرسه علمی و تحقیقاتی مهدی موعود (عج)، نوید شیراز، چاپ اوّل، 1385
  8. قطره ای از دریای فضایل اهل بیت (ع) (ترجمه کتاب نفیس القطره)، مؤلّف : سیّد احمد مستبط، مقدّمه : سیّد مرتضی مجتهدی سیستانی، مترجم : محمّد ظریف، نشر حاذق، قم، چاپ پنجم، شهریور 1384
  9. نهج البلاغه، ترجمه و شرح : فیض الاسلام، مجلّد 1-6، چاپ دوّم، فروردین 1351


نوشته شده توسط زهرا خلفی در دوشنبه 16 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588