باسمه تعالي
مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
زهرا خلفي ـ عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي - واحد دزفول
چكيده
در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند .
از ديدگاه امام سجّاد (ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سوي سوءظن و ضعف يقين مي كشاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .
بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . پس هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست
عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست
چاپ شده در چکیده مقالات دوّمین جشنواره ی سراسری صحیفه ی سجّادیه، 27/2/85 ، تهران
باسمه تعالي
مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
زهرا خلفي ـ عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي - واحد دزفول
چكيده
در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند .
از ديدگاه امام سجّاد (ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سوي سوءظن و ضعف يقين مي كشاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .
بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . پس هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست
عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست
باسمه تعالي
مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
واژة شرّ در لغت نامه دهخدا به معاني بدي ، ضرر ، بليّه و فتنه ، بد ، شيطان ، تب و حاجت و فقر به كار رفته است . اين واژه در قرآن مجيد به مفاهيمي چون بد ، بدي ، ضرر ، بدتر و بدترين اشاره مي كند و علّت آن را موارد مختلفي ذكر مي نمايد . از جمله در آية 180 سورةي آل عمران بخل را براي انسانها شرّ مي داند .[1]
در آية 22 سورة انفال بدترين جنبندگان از انواع حيوانات در روي زمين را كر و لالهايي معرّفي مي كند كه تعقّل نمي كنند و اين تعقّل نكردن براي اين است كه راهي به سوي تلقّي حق و قبول آن ندارند ، چون زبان و گوش ندارند ، پس در حقيقت كر و لالند .[2]
در آية 55 سورة انفال بدترين جنبندگان را نزد خداوند كافران معرّفي مي كند . در آية 77 سورة يوسف ( ع ) ، حضرت يوسف ( ع ) در پاسخ برادران خود كه گفتند : « اگر اين ( بنيامين ) دزدي مي كند پس برادرش ( يوسف ) نيز از اين پيش دزدي كرده بود . » مي گويد : « شما مردم بدي هستيد . » و علّت بدي آنان را تناقض گفتار و حسد در دل آنان مي داند و نيز به خاطر جرأتي كه نسبت به ارتكاب دروغ در برابر عزيز مصر مي ورزند ، آنهم بعد از آن همه احسان و اكرام كه نسبت به آنان نمود . [3]
در آية 20 سورة معارج ، شرّ واقعي را نافرماني خداي تعالي و در آية 6 سورة بيّنه بدترين خلق را كساني از اهل كتاب و مشركين به اين بيّنه معرفي مي كند .
در آية 3 سورة فلق ، بعد از ذكر شرّ عام به خصوصِ سه شرّ اهتمام شده است ، يكي شرّ شب وقتي داخل مي شود ، و دوّم شرّ حاسدان ، و سوّم شرّ حاسد ، كه مشغول توطئه مي گردد ، و اهتمام بيشتر نسبت به اين سه نوع شرّ به خاطر اين است كه انسان از اين سه شرّ غافل است ، يعني اين سه نوع شرّ در حال غفلت آدمي حمله مي آورند . [4]
در آية 4 سورة فلق ، شرّ را از سوي زنان جادوگر ساحر كه در عقدهها و گرهها عليه محسور مي دمند ، و به اين وسيله مسحور را جادو مي كنند ، مي داند و در آية 5 همين سورة شرّ را از سوي حسود مي داند ، وقتي كه مبتلا به حسد گشته ، و مشغول اعمال حسد دروني خود شود و عليه محسود دست به كار گردد . بعضي از مفسّرين گفته اند : اين آية شامل چشم زدن اشخاص شور چشم مي شود . چون چشم زدن هم ناشي از نوعي حسد دروني مي گردد ، شخص حسود وقتي چيزي را ببيند كه در نظرش بسيار شگفت آور و بسيار زيبا باشد ، حسدش تحريك شده با همان نگاه زهر خود را مي ريزد . [5]
در آية 4 سورة ناس شرّ را از سوي وسوسه هاي خنّاس مي داند . در مجمع البيان آمده ، كلمة ( وسواس ) به معناي حديث نفس است و كلمهي خنّاس صيغة مبالغه از مصدر ( خنوس ) است كه به معني اختفاء بعد از ظهور است ، بعضي گفته اند : شيطان را از اين جهت خنّاس خوانده كه لايزال آدمي را وسوسه مي كند ، و به محض اين كه انسان به ياد خدا مي افتد پنهان مي شود ، و عقب مي رود ، باز همين كه انسان از ياد خدا غافل مي شود ، جلو مي آيد و به وسوسه مي پردازد .[6]
در آية 7 سورة دهر ( انسان ) منظور از استطارة شرّ آن روز ، شرّ روز قيامت است ، كه روز به نهايت رسيدن شدايد و اهوال و عذابهاست .[7]
در صحيفة سجّاديّه ، امام سجّاد ( ع ) ، علّت بيشتر شرّها را از سوي شيطان و نفس امّاره و حرص دنيا و اميد به غير حق مي داند و به طور كلّي علّت شرّ در دعاهاي امام سجّاد ( ع ) بدين گونه مورد بررسي قرار گرفته است :
در بخشي از دعاي يكم صحيفه ، امام سجّاد ( ع ) رتبة مردم غافل و ناشكر را از رتبة حيوانات هم پايينتر ميداند و ميفرمايد : . . . فَلَمْ يَشْكُرُوهُ و لَوْكانو كَذلك لَخَرَجوا منْ حُدود الْاِنْساﻧﯿّﮥِ اِلي حَدِّ اﻟﺒَﻬﯿﻤﯿَّﮥِ . . . [8] كه در اين قسمت امـام سجّاد ( ع ) يكي از علّت هاي شرّ را كه دامنگير انسان مي گردد غافل شـدن او از منعم (خـدا ) مي داند كـه اگر خـدا معـرفتش را به قـلب ما افاضه نمي فرمود و به عيّاشي در نعم گوناگون و پي در پي او عمر صرف نمي كرديم ، نوع بشر از حيوانات و سباع گمراه تر و پست تر مي شدند .
در دعاي چهارم ، امام ( ع ) راه اصحاب و تابعين را معرفي مي كند كه آنان هرگز شك و شبهه در پيروي از پيامبر ( ص ) در دل پاكشان راه نميدهند . پس از نظر امام ( ع ) خلجان شكوك و شبهات در دل انسانها يكي از علل شرّ در وجود آنهاست . در اين مورد مي فرمايد : . . . لَمْ يَثْنِهِمْ رَيبُ في بَصيرَتِهِمْ وَ لَمْ يَخْتَلِجِهُمْ شَكٌ في قَفْوِ اثارِهِمْ . . . [9] هيچ شك و ريبي ، بصيرت و معرفت آنها را از راه توحيد خدا منحرف نگردانيد .
امام ( ع ) در همين دعا در بخشي ديگر ، توجّه و طمع و اميد و بيم به خلق را موجب شرّ براي بندگان ميداند و دعا ميكند كه بندگان خدا جز به خدا به كسي ديگر اميدوار نباشند و جز از او از هيچكس نترسند كه ميفرمايد : . . . لَتَرُدَّهُمْ اِلَي الرَّغْبَةِ اِلَيكَ و الرَّهْبَةِ مِنْكَ . . . [10]
در دعاي پنجم ، امام ( ع ) از خدا مي خواهد كه بندگان را از الحاد و عناد در بزرگي و عظمت حق دور سازد . اين دعا بيانگر آن است كه يكي از عوامل شرّ در وجود انسانها شرك و جدال است . در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ احجُبْنا عَنِ الْاِلْحادِ في عَظَمَتِكَ . . . .[11] در همين دعا امام ( ع ) از خدا مي خواهد كه انسانها را از شرّ و آسيب دام هاي شيطان ( انس و جن ) محفوظ دارد . امام ( ع ) در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ شَرَّ مَصآئِدِ الشَّيطانِ . . .[12]
در دعاي ششم ، امام سجّاد ( ع ) بدعت هاي اهل باطل و آراي اهل ضلالت را موجب لغزش و شرّ براي انسانها ميداند و دعا ميكند كه خداوند بندگان خود را از شرّ اين بدعت ها حفظ نمايد ، در اين مـورد ميفـرمايد : . . . وَ مُجـانَبَةِ الْبَـدَعِ . . . و انْتِقاصِ الباطِلِ . . . . [13]و در هميـن دعـا ، امام ( ع ) ، مناهي و محرّمات و اعمال شرّ و گناه را موجب خشم و غضب خداوند و شقاوت و عذاب بندگان مي داند و دعا ميكند كه دورترين كس ( موفّق ترين كس برترك محرّمات ) باشد . در اين مورد ميفرمايد : . . . وَ اَوْقَفَهُمْ عَمّا حَذَّرْتَ مِنْ نَهْيِكَ . . .[14]
در دعاي هشتم ، امام عواملي را كه موجب هلاكت و بدبختي بندگان است ذكر مي كند و از شرّ آنان به خدا پنـاه مي بـرد . اين عوامل عبارتند از : حرص و آز ( حبّ دنياي فاني و لذّات حيواني ) ، تسلّط قوّة غضب و خشم ( بر قوّة عقل و ايمان ) ، كم صبري ( در امور دين و دنيا ) ، كمي قناعت بر حلال ( به زيادي حرص بر شهوات و لذّات دنيوي ) ، خُلق سخت گيري ( بر امور عالم ) ، اصرار بر شهوت نفس امّاره ؛ حمّيّت جاهليّت ( غرور و كبر و نخوت ) ، پيروي هواي نفس ، مخالفت با طريق هدايت ، خواب غفلت ، اتّخاذ طريق تكلّف ( راه نامستقيم ) ، مقدّم داشتن باطل بر حق ، اصرار بر معصيّت و گناهان ، حقير و كوچك شمردن معصيّت ، بزرگ و بسيار شمردن طاعت خود ، فخر و مباهات ( از بسياري مال و جاه دنيا ) به معاشرت ثروتمندان ، حقير شمردن بينوايان ( و فقراي اهل ايمان ) ، ظلم و ستمكاري به زير دستان ، معاونت ظالم در ظلم ، واگذاشتن فرياد خواهي مظلوم ، انجام كاري كه در خور اهل ايمان و شايستة مقام انسانيّت نباشد ، سخن در علمي كه بدان دانا نيستيم ، مكر و فريب ديگران ، اعمال عُجب و خودبيني ، زشتي باطن و حسن ظاهر مردم فريب و اسراف مال ( عيّاشي در دنيا ) . در اين دعا ، امام ( ع ) اصول اخلاق زشت و صفات رذيله را بيان مي كند كه عامل گمراهي و بدبختي بندگان مي شود و جز تباهي و شرّ نتيجه اي براي او نخواهد داشت .
در دعـاي نهـم ، امام ( ع ) دعا مي كند ك هرگز عنان بندگان در اختيار نفس امّاره قرار نگيرد ، زيرا نفس امّاره به باطل و زشتي و گناه مي گرايد مگر توفيق ترك گناه از سوي حق عطا گردد . در اين مورد امام مي فرمايد : . . . و لا تُخَلِّ في ذلك بَينَ نُفُرسِنا وَ اخْتيارِها . . . [15]
در دعاي دوازدهم ، امام ( ع ) مي فرمايد : آنچه را كه موجب حجاب و دوري بندگان از خداوند است ، سه چيز است . يكي آنكه در انجام اوامر و اطاعت فرمان خدا كُندي كنيم . دوّم آنكه در ترك معاصي و مناهي سستي كنيم . سوّم آنكه نعمت هايش را كفران كنيم و شكر و سپاس او را بجا نياوريم . پس كسي كه از خدا فاصله گرفت و از الطاف رحمت و ساية عنايت او محروم گرديد ، شرّ و بدي حاصل اعمال اوست و سرانجامي جز ناكامي نخواهد داشت .
در دعاي سيزدهم ، امام ( ع ) از نفس امّاره كه براي رفع نيازهايش او را از درگاه حق به درگاه مخلوق مي كشاند ، به خدا پناه مي برد . امام ( ع ) مي فرمايد : چگونه بندة محتاجي درخواست حاجتش را از بندة محتاجي ديگر مي كند و گدايي عور چگونه از گدايي عور مانند خود طلب حاجت مي كند .[16] پس از نظر امام سجّاد ( ع ) در خواست از درگاهي جز درگاه حق ، ماية شرّ و شقاوت ب راي بنده است .
در دعاي هفدهم ، امام ( ع ) از شرّ وسوسه هاي شيطان به حضرت حق پناه مي برد . اين دعا در مورد دامهاي شيطان و وعده هاي دروغ و فريب انگيزش مي باشد كه انسان را با حيله و مكر و آرزوي باطل و فاسد مي خواهد به دام بيندازد و آن ديو رجيم چيزي را از اعمال زشت پيش ما نيكو به نظر مي آورد ، در صورتي كه زشت را وسوسة او نيكو به نظر ما گردانيده است . نفس خبيث آن ديو در طمع مي آيد كه ما را از راه طاعت حق گمراه كند و به ذلّت و خواري معصيت پيرو خود سازد و حضرت دعا مي كند كه خداوند آن ديو رجيم را مخذول و ذليل ما گرداند و بين ما و او پـرده اي و حجابي مقرّر دارد كه هرگز آن پرده دريده و شكافته نگردد . اين دعا مشخّص مي كند كه امام سجّاد با ديدة بصيرت و انديشة خردمندانة خود ، اصل و ريشة شرور و گمراهي ها را وسوسه هاي شيطان مي داند . در سرتاسر اين دعا از خدا مي خواهد كه تمامي مؤمنان را از شرّ آن ديو ( پليد رجيم ) در امان خود و حصار محكم خويش و پناهگاه ايمن حضرتش محفوظ بدارد و بر تن آنان لباس (جوشن و زره ) و سپر نگهبان كامل از شرّ لشكر شيطان بپوشاند و به اهل ايمان شمشير برّنده اي بر دفاع از شرّ ديوان (جن و انس ) عطا فرمايد . حضرت از خدا مي خواهد كه هر دري كه ( از خيرات و حسنات ) شيطان بر روي ما مي بندد ، خداوند ( از كرم ) بگشايد و هر روزنه كه شيطان ( از شرّ و فساد بر روي ما ) باز مي كند ، خداوند آن را ببندد و هر تدبير (و سياست و فكر و مكر ) كه مي انديشد خداوند همه را منفسخ و نابود سازد . اين دعا ديدگاه منطقي و خردورزانة امام سجّاد را روشن مي سازد كه چگونه مي توان وسوسه هاي ديو رجيم را نه تنها از قلب بلكه از تمامي اعضا و قواي ظاهر و باطن از چشم و گوش و فكر و خيال دور سازيم و جهت نيل به اين مقصود با پناه جستن به درگاه حق و خواستار نصرت و توفيق از جانب او موفّق گرديم .
در دعاي بيستم ، كه دعاي مكارم الاخلاق نام دارد در مورد طلب اخلاق ستوده و اوصاف پسنديده و دوري از اخلاق ذميمه و صفات رذيله است . امام (ع ) در اين دعا از خدا مي خواهد كه هرگز به مرض تكبّر و غرور كه عبادات را باطل مي سازد ، مبتلا نگردد و هر عزّت كه در ظاهر به او عطا مي فرمايد ، همان قدر ذلّت و حقارت به باطن ذاتش كرامت فرمايد . در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع ) غرور و تكبّر يكي از مآية هاي اصلي شرّ و گمراهي انسان و مانع انديشيدن منطقي و صراط مستقيم مي گردد . امام ( ع ) در اين دعا ، معاصي زبان را فحش و لغو و بدگويي و ريختن آبروي مـردم و يا شهـادت دادن باطل ، غيبـت از مـؤمني غـايب و يا بـدگويي به مؤمني حاضر مي خواند و از خدا مسألت مي نمايد كه از شرّ اين آفات رهايي يابد . در اين دعا ، امام (ع ) باز هم از خدا تقاضا دارد كه او را از شرّ نفس امّاره محافظت نمايد و مي فرمايد : نفس امّارة مرا تا تو نگه نداري و محافظت نكني هالك ( و باطل بالذّات ) است . . . فَاِنَّ نَفْسي هالِكَة اَوتَعْصِمَها . . .[17] و نيز امام ( ع ) از خدا مي خواهد كه هرگز او را به مردم شرّير نيازمند نكند تا به ستايش آنكه به او چيزي عطا كرده و مذمّت آنكه منع از عطا نموده ، مبتلا گردد . در اين دعا امام (ع ) تقاضا از دونان بهر دونان را باعث خواري و بي آبرويي ميداند كه نتيجه اي جز شرّ و بدي براي انسان نخواهد داشت .
دست طمع چو پيش كسان ميكني دراز پل بستهاي كه بگذري از آبروي خويش
*****
طمـــع مــي بــــرد از رُخ مـــرد آب سيــه روي شــد تا گــرفت آفتــاب
در دعاي بيست و دوّم، امام ( ع ) از خدا درخواست مي كند كه دلش را از حسد پاك گرداند و مي فرمايد : . . . خَلّصْني مِن الحَسَدِ . . . [18]
بمير تا برهي اي حسود كين رنجيست كه از مشقّت آن جز به مرگ نتوان رَست
*****
حســـد آنجـــا كــه آتــش افـروزد خـــرمـن عقـــل و عـافيـت ســــوزد
و نيز در اين دعا ، امام ( ع ) از درگاه حق درخواست مي كند كه او را از كار حرام ناشايسته ، ورع و دوري عطا نمايد .
در دعاي بيست و سوّم، امام ( ع ) مواردي را كه علّت شرّ براي انسانهاست ذكر مي كند و از خدا مي خواهد كه او و ذرّيّه و فرزندانش را از آن مكروهات در پناه خويش قرار دهد . آن عوامل فساد و تبـاهي ها بدين قـرارند : وسـاوس و اضلال ديو رجيم ، شـرّ هر گزنـده ( و درّنده ) از مخلـوقات ( مانند عقرب و رتيل و مار و مردم بد زبان كه از نيش عقرب گزنده ترند ) ، هر امر مولم و مخوف ، هر خويش و بيگانه و بخيل و پست و ناكس مردم آزار ، شيطان انسي و جنّي ، اهل فتنه و فساد ، شرّ هر سلطان ظالم و بيدادگر ، شرّ هر عياش شهوت ران مسرف مغرور ناز و نعمت ، شرّ هر موجود ضعيف و ناتوان ( كه به مكر و حيله بسيار زياد ممكن است سخت ترين آزار و ستم ها را برساند كه دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد ) .
دشمن چو بيني ناتوان لاف از بُروت خود مزن
مغزيست در هر استخوان ، مرديست در هر پيرهن
و شرّ هر قوي پنجة نيرومند ( كه بر ضعيفان دست ظلم و طغيان گشايد . )
ضعيفــان را مكـن بر دل گـزنـدي كــه در مـاني بـه جــور زورمنـدي
*****
مكـن تا تـوانـي دل خلــق ريـش كه گر مي كُني مي كَني بيخ خويش
*****
پادشــاهي كـه طـرح ظلم افكنـد پــاي ديـوار مـلك خـويش بكَنـد
و شرّ هر شرافت مند مقتدر و هر پست ناقابل ، شرّ هر كوچك و بزرگ ، شرّ هر نزديك و دور ، شرّ هر كس از جنّ و انس كه عليه رسول و آل رسول به جنگ و محاربه قيام كند ، شرّ هر كس كه قصد سويي كند و بد گويي شتم و غيبت و تهمت و حسد و رشك عداوت او و دام و فسون صيّادي او و قشون و لشكر و خيل سپاه او .
در دعاي بيست و پنجم ، امام سجّاد ( ع ) از دشمني بيگانگان ( از شيطان انس و جن ) نام مي برد كه با ما مكر و حيله و در قلب ما منزل مي كند و مانند خون در عروق و جوارح ما جاري مي شود . اگر ما از او غفلت كنيم ، هيچ آن دشمن از ما غافل نخواهد شد . آن دشمن ما را از عقاب نافرماني ايمن مي كند و از (عقاب و عذاب ) غير خدا مي ترساند . اگر به كار زشتي توجّه و اهتمام كنيم ، سخت ما را تشجيع مي كند و بي باك مي سازد آن دشمن ، شهوت هاي نفس را در نظر ما جلوه گر مي سازد و امور باطل شبيه به حق را بر ما نصب مي كند ، وعده هاي او همه كذب و دروغ است .
نفس خود را بكش نبرد اين اسـت منتهـاي كمـال مـرد ايـن اسـت
در دعاي سي و يكم ، امام ( ع ) زوال محبّت نسبت به خدا را خطرات قلب و نگاه چشم و گفتار و زبان مي داند و از شرّ اين خطرات به درگاه حق توبه مي نمايد . در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ اِنّي اَتوبُ اِلَيكَ مِن كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ عَنْ مَحَبَّتِكَ مِنْ خَطَراتِ قَلْبي و لَحَظاتِ عَيني وَ حِكاياتِ لِساني . . . [19]
پس خواطر شيطاني و انديشه هاي كج و فكر و خيالات باطل ، نگاههاي خيانت و حسد و شهوت و خشم و غضب يا خلق و تهمت و غيبت و دروغ و بدگويي و دشنام مردم ، همگي شرّهايي هستند كه دامنگير انسان مي گردند و او را به سمت و سوي ورطة نابودي مي كشانند و مانع اداي حقوق نسبت به خدا و خلق مي گردند .
در دعاي سي و نهم ، امام ( ع ) از خدا در هم شكستن قواي شهواني را از كار حرام درخواست مي نمايد . سپس از خدا مي خواهد كه او را از ظلم و جور به خلق بيزار و منزجر سازد و از جور و آزار هر مرد و زن اهل ايمان و اهل اسلام باز دارد . در اين مورد مي فرمايد : . . . وَ امْنعي اَذي كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ . . . [20]
چون دور فلك يكسره بر منهج عدل است خوش باش كه ظالم نبرد راه به منزل
*****
بــه نــزد كِهـــان و بـه نـــزد مِهـــان بـــه آزار مـــوري نيــرزد جهــان
در اين دعا ، امام ( ع ) از خدا درخواست مي كند كه اگر در مورد كار بنده اي پرده دري كرده و با عيب جويي و غيبت آبروي آن بنده را به خاك ريخته و حال آنكه اين عمل به حكم الهي ممنوع بوده است ، و آن بنده را كه از او جور و آزار ديده و از دنيا رحلت كرده و يا هنوز در دنيا است ، ببخشايد و بيامرزد .
عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است كار بد مصلحت آن است كه مطلق نكنيم
*****
مـــريــــز آبــــروي بــــرادر به كـــوي كــه دهــرت نـريـزد به شهــر آبــروي
در دعاي جهل و دوّم، امام ( ع ) از خدا مي خواهدكه هيچ شك و ريبي ( در ايمان به قرآن ) در دل نداشته باشيم و هرگز خلجان و لغزش ( به وسوسة شيطان انس و جن ) از حسن طريقت اين دفتر آسماني بر قلب ما وارد نشود . و نيز امام ( ع ) در اين دعا از خدا درخواست مي نمايد كه ما را از خطرهاي وساوس شيطان محفوظ دارد و از قدم نهادن به راه گناه منع فرمايد و از گفتگو به سخنان باطل بدون آفت ( بدون آنكه لال شويم ) بر زبان ما مهر خاموشي زند و اعضاء و جوارح ما را از ارتكاب گناهان منزجر و ممنوع دارد ( قلب ما را از خيال بد و زبان و گوش ما را از كذب و تهمت و غيبت خلق و دست و بازوي ما را از ظلم و ستم به خلق و پاي ما را از راه باطل پيمودن نگاه دارد ) .
چـــو تــو در دســت نفس خـود زبوني منـــــال از دســت شيطــان درونـــي
امام ( ع ) در اين دعا از اخلاق رذيله و خوي پستي و لئامت و سيه چال كفر و نفاق و دورنگي و تعــدّي و تجاوز از حــدود احكام حق ( كه منشأ هر ظلم و جرم و گناه است ) به خداوند پناه مي جويد .
خوش بود گر محك تجـربه آيد به ميان تا سيـه روي شـود هر كه در او غش باشد
در دعاي چهل و چهارم ، درخواست امام ( ع ) از خدا اينست كه هرگز شكم را غير از لقمه اي كه حلال است پُر نسازيم ( زيرا خوردن حرام منشأ هر طغيان و عصيان است و موجب سلب حضور قلب در عبادت و عدم توفيق بر اعمال خير و طاعت است و سبب غلبة نفس امّاره بر عقل قدسي مي شـود و كشور دين و ايمان را تاراج مي كند و سرماية ابد را نابود مي گرداند ) . و نيز در اين دعا ، امام ( ع ) از خدا توفيق پاك و خالص كردن اموال خود را از آلودگي ها ( شبهه و حرام و ربا و رشوه و گران فروشي و هر غل و غش و خلط به حرام ) مي جويد زيرا مالي كه پاك و خالص نباشد ، موجب شرّي است كه گريبان گير انسانها مي شود .
در دعاي چهل و پنجم ، امام ( ع ) مي فرمايد : پروردگارا دلهاي ما را از خوف عقاب و وعدة عذاب و شوق ثواب و وعدة اجر و رحمت دائمأ نصيب گردان (كه هميشه از معصيت بترسيم و به طاعتت مشتاق باشيم و لحظه اي دل ما را از يادت غافل مگردان كه اگر ترس و شوق تو از دل ما بيرون رود ، دل خانةشيطان مي شود و غرق دوزخ عصيان مي گردد و از درجات عالي بهشتي به قصر دركات جهنم سقوط خواهد كرد ) .
در اين بخش از دعا ، امام ( ع ) دو چشمة خوف و شوق در دل را عامل ياد خدا مي داند كه دل انسانها بدون اين دو چشمه ، جايگاه شيطان و ماية شرّ و گمراهي مي شود .
در دعاي چهل و ششم ، امام ( ع ) كساني را كه از خدا به ديگري روي مي نمايند و از عطاي حق محروم و از او غافلند ، افراد ناكام و اهل حسرت و حرمان و شقاوت مي خواند و از نگاه امام سجّاد ( ع ) شرّ و خذلاني كه به آنان روي مي آورد ، بواسطة نزول آنان به درگاهي غير از درگاه حق است كه موجب محروميّت و انقطاع آنان از درگاه خير و سعادت خداوند گرديده است . در اين مورد مي فرمايد : . . . فَالْوَيْلُ الدّائمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنكَ وَ الْخَيْبَةُ الْخاذِلَةُ لِمَنْ خابَ مِنْكَ وَ الشَّقاءُ الْاَشْقي لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ . . . [21]
نا اميـد از در لطف تو كجـا شـايد رفت تو ببخشـاي كـه درگاه تو را ثاني نيست
در دعاي چهل و هفتم ، امام ( ع ) از غلبة هواي نفس سخن به ميان مي آورد كه كه به انجام آنچـه كه خـداوند منع فرموده و تخـذير و بيم داده دعـوت مي كنـد و دشمن خـدا و دشمن بنده ( شيطان و ديو رجيم ) را بر مخالفت با حق كمك و ياري مي دهد ( و به وسوسه و نويدهاي دروغ و شبهات واهي باطل ، بنده را به مخالفت با حق برمي گمارد ) .
ديدگاه امام سجّاد در اين دعا نيز نشان مي دهد كه عامل شرّ و بدي براي انسان ، غلبة نفس امّاره و هواهاي نفساني است .
از اوّل نفـس خـود را كـن مسلمـان پـس آنگـه لعن كـن بر كفـر شيطـان
بكُش مگـذار كاين سگ پيـر گـردد كـه چـون شـد پير غافـل گيـر گردد
در دعاي چهل و نهم ، امام ( ع ) يكي از موجبات شرّ در بندگان را غفلت و پرداختن به لهو و لعب مي داند و در اين مورد مي فرمايد : . . . اِلهي هَدَيْتَني فَلَهَوْتُ وَ عَظْتَ فَقَسَوْتُ . . . [22]
دريغـا كـه فصـل جـوانـي بـرفـت به لهـــو لعــب زنـــدگـانــي برفـت
دريغـا كـه مشغـول باطل شــديم زحـق دور مـانـديـم و غـافـل شـديـم
و نيز در اين دعا ، امام سجّاد ( ع ) در مورد بندگاني سخن مي گويد كه از ارتكاب عملي كه موجب سخط و غضب خداوند است ، خودداري نمي كنند . از نظر امام (ع ) هر آنچه موجب خشم خدا مي گردد ، عامل شرّ براي كسي است كه مرتكب آن عمل گشته است و امام ( ع ) از خدا درخواست مي كند كه هرگز كاري نكند كه مورد خشم و غضب خدا قرار گيرد .
امام ( ع ) در اين دعا با توسّل به حضرت محمّد و علي مرتضي ( ع ) به درگاه حضرت حق تقرّب مي جويد و به واسطة اين دو بزرگوار از خدا مسألت دارد كه او را از شرّ اين و آن ( و از شرّ نفس و شيطان و فساد و فتنة آخر زمان و ظلم و حسد و كينة شرار خلق ) در امان خود پناه بخشد .
در دعاي پنجاهم ، امام ( ع ) از بندگاني كه به نفس خود ستم كرده و به راه اسـراف شتافتند ( و از هر هواپرستي و عصيان كه موجب حرمان از رحمت الهي است به نفس قدسيّة خويش ظلم كردند و به لهو و لعب دنيا مشغول شدند و از حظّ معرفت و لذّت طاعت خدا ، روح قدسي خود را محروم ساختند ) سخن به ميان مي آورد . عبارت . . . اَسْرَفُوا علي اَنْفُسِهِمْ . . . [23] ، ديدگاه امام سجّاد ( ع ) را نشان مي دهد كه يكي از موجبات شرّ براي انسان اسراف نفس است كه او را به گمراهي مي كشاند .
در دعاي پنجاه و دوّم، امام ( ع ) در مورد اسراف و ظلم به نفس كه موجب خواري و ذلّت انسان مي گردد ، و هواي نفس و شهوتهاي ناروا كه مرتبة انسان را در نزد حق پست مي كند و موجب محروميّت لطف و عنايت حق مي گردد ، سخناني بيان مي كند . امام ( ع ) از آمال و آرزوهاي دور و دراز و گذراندن عمر به لهو و لعب كه باعث غفلت از خداوند مي گردد و قلب بنده را به واسطة كثرت فراواني نعمتها ، مفتون و مغرور مي گرداند ، سخن رانده و از اين بلاها و شرّها ، ملجأ و پناهي از درگاه كرم حق درخواست مي نمايد .
در دعاي پنجاه و سوّم، امام ( ع ) از اينكه مقصد اصلي وجود و جهان ابدي و آخرت را فراموش كرده و به كار دنياي دو روزة فاني پرداخته و به لهو و لعب و نقش زرد و سرخ عالم طبيعت دل باخته است ، با مولاي خود سخن مي گويد . مقصود امام ( ع ) افرادي است كه زرق و برق دنيا آنان را از ياد آخرت غافل نموده و با اين غفلت ، شرّ و شقاوت و بدبختي براي خود اندوخته اند . در اين قسمت از دعا ، نظر امام سجّاد ( ع ) بر اين است كه شيريني هاي دنيا ، تلخ كامي هاي آخرت است كه حاصلي جز بدي و بدبختي براي انسان نخواهد داشت .
در دعــاي پنجاه و چهـارم ، امام ( ع ) از خداوند مي خواهد كه از فتنه هاي گمراه كننده ، ( روزگار غدّار ) به لطف و رحمت حق نجات يابد . منظور امام سجّاد ( ع ) از فتنه هاي گمراه كننده ، اعمال نكوهيده و ناپسندي است كه موجب شرّ و بدي براي انسان مي باشند و انسان را به گرداب هلاك مي افكنند .
با توجّه به بررسي هاي ذكر شده ، نظر امام سجّاد ( ع ) در مورد شرّ اينست كه افعال رذيله و نكوهيـده كـه موجب شرّ و بـدي در انسـان مي باشنـد ، از نفس انسـان صـادر مي شـود و انسان با هـدايت و تربيت مي توانـد بر نفس امّاره غلبـه كنـد و به سـاحل نجات دست يابد . پيامبر اسلام ( ص ) در مورد نفس مي فرمايد : « اَعْدي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الّتي بَيْنَ جَنَبَيْكَ » خطرناك ترين دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوي تو است[24] . و نيز پيامبر اسلام ( ص ) راه تسلّط بر نفس را مبارزه با هوسها مي داند و در اين مورد مي فرمايد : « جاهِدوا اَهْوائَكُمْ تَمْلِكوا اَنْفُسَكُم »[25]
حضرت علي ( ع ) مي فرمايد : « أيُّهَا النّاس ، تَوَلَّوا مِنْ اَنْفُسِكُمْ تَأديبَها ، وَ اَعْدِلُوا بِها عَنْ ضَراوَةِ عاداتِها » اي مردم خود عهده دار تربيت نفس خويش باشيد و آن را از كشش عادتها باز داريد .[26]
و نيز پيامبر اكرم ( ص ) كسي را نيرومند مي داند كه بر خويشتن مسلّط شود « ألشَّديدُ مَنْ غَلَبَ نَفْسَهُ [27]» . و مبارزه با نفس را جهاد اكبر مي خواند . امام سجّاد ( ع ) هم در جاي جاي صحيفه از خدا درخواست سركوبي نفس امّاره را مي نمايد . از ديدگاه امام سجّاد (ع ) اطاعت از هواي نفس و پيروي شيطان جن و انس ، انسان را از بهشت سعادت محروم و به دوزخ شقاوت محكوم مي گرداند . بنابراين سرچشمة شرّها و بنياد بديها از نفس انسان زاييده مي شود كه او را به پرتگاه فنا و نابودي سوق مي دهد . اطاعت از شيطان نفس ، عنان اختيار را از دست انسان ربوده و او را به سـوي سـوءظن و ضعف يقيـن مي كشـاند . از نظر امام سجّاد ( ع ) بندگان بايد به هر چه مشيّت و رضـاي الهي است در نظام عالم راضي و خشنود باشند و حتّي در دل چيزي جز آنچه مي خواهد ، نخواهند و بدانند خير خلق عالم و حسن نظام آفرينش در آن است كه سلطان ملك وجود در ملك هستي به حكم قضا و قدر كامل خود و علم و حكمت شامل خويش تعيين فرموده است .
بندة خدا جون به وساوس شيطان و اوهام و خيالات باطل چيزي را در عالم بهتر از آنچه خدا خواهد ، پندارد حمل بر جهالت خود كند و يقين بداند كه علم ناقص انسان عاجزتر از آن است كه در مجموعة نظام هستي و خير و شرّ نظام كل حكم تواند كرد . پس به برهان لمّ مي تواند اين مطلب را درك كند كه علم و حكمت بي نهايت ازلي الهي كه طبق عنايت و لطف جهان را آفريده و هر چه از خير و شرّ ( مانند روز و شب و سرد و گرم ، طاووس و مار و گرگ و گوسفند ، راحت و عنا و فقر و غنا ، صحّت و مرض ، صلح و جنگ ، زشت و زيبا ) هر آنچه هست همه خير محض است و شرّ آنهم خير است و ما از جهل حكم بشريّت آن مي كنيم و الّا شرّي در عالم آفرينش نيست . همة كار خلقت عدل و احسان و عهد و سنّت الهي ، لطف و كرم است و از خدا جز خير و جود و عطا بر خلق به وجود نيايد تا بواسطة اين دانش و معرفت هر چه در نظم خلق و لوازم حيات بندگان خدا خواسته و پسند مشيّت اوست ، آن را پسندد . [28]
از نظر امام سجّاد ( ع ) ، حرص دنيا منشأ اخلاق رذيلة بسيار و موجب افعال زشت بي شمار است . حرص دنيا موجب غفلت از خدا و آخرت است . حرص دنيا منشأ بخل و حسد با بندگان خداست . حرص دنيا منشأ غيبت و تهمت برادر ديني است . حرص دنيا منشأ نزاع و جدل و ظلم و جور و بيداد است . حرص دنيا منشأ جنگ و قتل و خون ريزي و فتنه و فسادهاي عالم است . و نيز از نظر امام ( ع ) غضب منشأ هر گونه عداوت و خصومت و آزار است و نيز حسد و كم صبري و قناعت نكردن و متابعت هواي نفس و مقدّم داشتن باطل بر حق و كوچك شمردن گناه و بي باكانه و بدون پشيماني گناه كردن و ظلم به زيردستان و ناسپاسي محسنان و نصرت و ياري ظالمان در ظلم و بدون علم و دانش دعوي علم كردن و مكر و حيله با خلق و غش و غل در كارها و عُجب به اعمال نيك و طول امل و آرزوهاي باطل و محكوم شيطان و فتنه و فساد زمان شدن و احتياج مبرم كه انسان را ذليل و خوار خلق مي كند ، همگي اين صفات رذيله موجب شرّ و بدي براي انسانهاست . [29]
ديدگاه امام سجّاد ( ع ) نسبت به حكمت در نظام آفرينش ، همان مرتبة اعلا و اتمّ و اشرف است كه از ناحية ذات فيّاض مطلق معيّن گرديده و هيچ سببي نمي تواند اين نظام احسن را تغيير و تبديل دهد و ابداً بندگان را چون و چرا در آن روا نباشد . بلكه معرفت به احسن و اشرفيّت آن بايد تحصيل كنند و از وظايف خلق تسليم و رضا به قضا و قدر الهي است و تصديق و ايمان به اينكه آنچه خدا در نظم عالم خواسته است همه نيكو و در كمال حسن و شرف است و از آن بهتر نظمي نخواهد بود و اگر به وسوسة شيطان چون و چرا در امور عالم كند از جهل به حكمت بالغه و سرّ قدر الهي است . بايد بندگان با معرفت و ايمان به وساوس شيطان گوش ندهند و بدانند به برهان لمّ كه ( در عالم و عالم آفريدن ـ به زمين نتوان رقم كشيدن ) عالم در منتهاي حسن نظام و اشرف انتظام است زيرا صنع آن ذات كامل تام فوق التّمام الهي است كه حسنش نامتناهي و فوق نامتناهي است . هر كه با تحقيق به اين نتيجه رسيد ، از هر وسوسه و غم و اندوه عالم نجات يافت و عالم را آيينة خدا و ظلّ خدا و نمايندة خدا مي داند و آن را در منتهاي حسن و زيبايي و در حدّ اعلاي حسن و جمال و فرّ و شكوه ( تهي از شرّ كه امري عدمي است ) مي بيند .[30]
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست
عـاشقم بر همـه عـالم كـه همـه عـالم از اوست
پانوشت ها
1 - جلد هفتم الميزان ، ص 137
2 - جلد هفدهم الميزان ، ص 67
3 - جلد بيست و دوّم الميزان ، ص 74
4 - جلد چهارم الميزان ، ص 458
5 - همان كتاب ، بخشي از صفحات 458 و 459
6 - همان كتاب ، بخشي از ص 467
7 - جلد 39 الميزان ، ص 355
8 - ص 30 ، صحيفة سجّاديّه
24 - شماره 338 ، نهج الفصاحه
25 - همان كتاب شماره 1302
26 - حكمت شمارة 359 ، المعجم المفهرس نهج البلاغه
27 - شمارة 1795 ، نهج الفصاحه
28 - شرح دعاي سي و پنجم صحيفة سجّاديّه ، ص 341
29 - همان كتاب بخشي از شرح دعاي هشتم ، ص 99
30 - بخشي از شرح دعاي سيزدهم ، ص 133 و 134
منابع و مآخذ
1 - صحيفة سجّاديّه ، مجموعة راز و نيازهاي سعادت آموز امام بر حق ، سيّد السّاجدين علي بن حسين ( ع ) ، شرح و ترجمه محيي الدّين مهدي الهي قمشه اي ، 1378 قمري .
2 - السّيّد محمّد الطّباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن ترجمة دانشمند محترم آقاي سيّد محمّد باقر موسوي همداني ، انتشارات محمّدي ، چاپ سوم ، 1363
3 – نهج الفصاحه ، مجموعة كلمات قصار حضرت رسول اكرم ( ص ) با ترجمة فارسي ، مترجم و فراهم آورنده ، ابوالقاسم پاينده ، سازمان انتشارات جاويدان ، چاپ اوّل ، 1374
4 – المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه ، محمّـد كاظـم محمّدي ، محمّد دشتي ، نشر امام علي ( ع ) ، چاپ چهارم آذر ماه 1374