باسمه تعالی
مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
چکیده :
آن هنگام که دل انسانها پوسیده و فرسوده گشته و زنگ می زند، آن هنگام که خمود و جمود سراسر وجود انسان را فرا می گیرد، زمانی که ملالت زندگی، خستگی و کهنگی از تکرارها و تکدّرات به او روی می کنند، تلاوت قرآن، طراوت و تپش و شکفتگی به روح او می بخشد. تازگی و بداعت در دریای ژرف قرآن موج می زند. نوباوگان آیاتش بر چهرۀ جان نضارت و بشاشت می افشانند. جان داروی عبارات قرآن برای روح های بیمار و گمراه شربت شفابخش است. عباراتی که هرگز بوی کهنگی و فرسودگی را در آنها راهی نیست. آیاتی که واپس گرایی ناآگاهانه را گرداب گمراهی می داند که تنها دلیل گرایش های قشری نگرانه ی قومی و قبیله ای، حمیّت های جاهلانه ی بدون هیچ گونه تدبّر و تفحّص است و قرآن تقویمی است که قدیمی نمی شود و تا قیامت ارقام آیاتش باقی و برقرار است.
برای سوره های قرآن سررسیدی نیست و در هر عصر و زمانه تازه و باطراوت
می نماید. خام اندیشانی که اقیانوس سترگ قرآن را غور نکرده، مغز را رها و قشر را بهانه ساخته اند، بوی تازگی و شکفتگی آن را نچشیده و از درک جان داروی قرآن درمانده اند. قرآن انجماد اندیشه را برنمی تابد و در جای جای آیاتش به خامدان و جامدان فکری هشدار
می دهد که «اَفلا تعقلون؟»، «لا یُبصِرون»، «لعلّکم تعقلون»، «اِن کنتم تعقلون»، «لایفقهون»، «اَفلا یَتَدَبّرون»، «علی قلوبٍ اقفالُها»، «بَل رانَ علی قلوبِهم»، «قلوبُنا غُلفٌ» و ... .
امّا پویندگی، تپندگی، جستجو و جنبش و جوشش در سراسر قرآن موج می زند. انسانها را به تکاپو، حرکت، تأمّل و تفکّر برانگیخته، تحریض و تشویق می نماید.
خدایی که خود پیوسته در کار است «کلَّ یومٍ هو فی شأنٍ» و «بدیع»، «خلّاق»، «مصوّر»، «بارِئ»، «مُبدِئ»، «مُنزِل»، «جاعل»، «فاطر» و ... انسانها را برمی انگیزد که : «سیروا»، «فانظُروا»، «أَبصِر»، «اَرَأیتَ»، «اَلَم نَزَ» و ... .
و آنها را به سیر و صیروریت، کاوش و تلاش، تحوّل و تکامل سوق می دهد.
مِن ا... التّوفیق
زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
باسمه تعالی
مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
مقدّمه :
قرآن، چشمه ی زلال و جوشان هدایت، سرشار از طراوت آیاتی سترگ و گران سنگ است که نسیم شکوفه های بدیع و بی بدیل را در گستره ی هستی نثار می کند. انوار آیات شکوهمند و بی نظیر قرآن روح های تیره را روشنی و سینه های بسته را انبساط می بخشد. قرآنی که در نوزایی و شکفتگی در انشاء آن از آفت تحریف و دستبردِ تغییر مصون و
آسیب ناپذیر است. تپش و طنین آیات هرگز در طیّ دوران متمادی ملالت زا و نوزدا نخواهد بود. هر لحظه راز و رمز تازه ای از دریای بی کران و شگفت انگیز قرآن گشوده می شود و تازه تر از تازه تری از راه می رسد. مگر نه اینست که گوینده اش این چنین می گوید : «اِنّا نحنُ نزّلنا الذّکرَ و انّا له لَحافظون» (آیه ی 9 سوره ی حجر)، پس صاحب صُحُف خود پاسدار و پاسبان آن از تباهی و فرسودگی است و بوی کهنگی، خمود و جمود را در آن راهی نیست. قرآنی که از «بدیع»، «فاطر»، «خلّاق»، «بارِئ»، «مُبدِئ»، و ... سخن می راند و کاربرد همگی این واژه ها نشانگر نشأت و آفرینشی نو و ابتکاری در زمینه ی خلقت عالم هستی است. وارسی تمامی ابداعات و نوآوریهای قران از توش و توان انسانی که به صفت ضعف موصوف شده ـ خُلِق الانسانُ ضعيفاً ـ خارج است و تا آنجایی که این عقل قاصر اجازه ی
تُرک تازی می دهد مصادیقی چند به عنوان نمونه ارایه می گردد.
1- مصادیق نوآوری در آفرینش آسمان و زمین :
با توجّه به آیه ی 117 سوره ی بقره که می فرماید : «بدیعُ السّماواتِ والارضِ ...» از ایجاد ابتکاری آسمان و زمین سخن می راند و ابداع آن است که بدون سابقه و بدون پیروی از دیگران پدید آید و هر لحظه پروردگار در آفرینش پدیده ای اراده نماید بی درنگ آن پدیده ایجاد می شود.
علّامه طباطبایی در مورد کلمه ی (بدیع) می فرماید که صفت مشبّهه از مصدر بداعت است و بداعت هر چیز، به معنای بی مانندی آن است، البتّه مانندیکه ذهن بدان آشنا باشد.
در کتاب کافی و کتاب بصائر از سدیر صیرفی، روایت کرده اند که گفت : من از عمران بن اعین شنیدم : که از امام محمّد باقر (ع) از آیه ی «بدیعُ السّماواتِ والارضِ ...»
می پرسید، و آن جناب در پاسخ فرمود : خدای عزّوجلّ همه ی اشیاء را به علم خود و بدون الگوی قبلی آفرید، آسمانها و زمین را خلق کرد، بدون اینکه از آسمان و زمین قبل از آن الگو گرفته باشد.
علّامه طباطبایی در بحث علمی و فلسفی می گوید :
هر موجودی از نظر ذات مغایر با موجودی دیگر است، و چون چنین است پس هر موجودی بدیع الوجود است، یعنی بدون اینکه قبل از خودش نظیری داشته باشد، و یا مانندی از آن معهود در نظر صانعش باشد وجود یافته، در نتیجه خدای سبحان مبتدع و بدیع السّماوات و الارض است.
در کتاب تفسیر نور در مورد این آیه آمده است :
او نه تنها مالک همه ی موجودات است، بلکه خالق آنهاست، آن هم به طور بدیع و بدون نقشه ی قبلی و به تعبیر حضرت رضا (ع) : خداوند در کار خویش حتّی نیازمند گفتن کلمه ی «کُن» نیست، اراده ی او همان و آفریدن همان.
«... خَلَقَ لکم ما فی الارضِ جمیعاً ... فَسَوّاهُنَّ سَبعَ سماواتٍ ...» (آیه ی 29 سوره ی بقره) که سخن در مورد خلقت تمامی موجودات روی زمین و برافراشتن هفت آسمان است که دارای اعتدال و بدون کمترین اعوجاج و ناهماهنگی است.
«وَ لقد جعلنا فی السّماءِ بروجاً و زَیّنّاها لِلنّاظرین» (آیه ی 16 سوره ی حجر)
در این آیه از ایجاد کاخهای بلند در آسمان و آراستن آنان به زینت و زیور سخن به میان آمده است. برج هایی که نبودند و اراده ی خدا بر وجود آنان قرار گرفت.
«الحمدلِلّه فاطِرِ السّماواتِ و الارضِ جاعِلِ الملائِکَةِ ...» (آیه ی 1 سوره ی فاطر)
فاطر به معنی آفرینش چیزی که قبلاً مشابه نداشته است و این آیه نظر به این دارد که آفرینش جهان امری بدیع و مبتکرانه است و نیز قرار دادن فرشتگان به منزله ی رسول او دلیل بر آن است که خداوند نظام آفرینش را بر اساس اسباب و مسبّباب قرار داده است با آنکه او قدیر و تواناست.
«اِنّ فی خلق السّماوات والارض ...» (آیه ی 164 سوره ی بقره)
در این آیه می فرماید : همانا در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز و کشتی هایی که برای سودرسانی به مردم در دریا در حرکتند و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین مرده را زنده نموده و انواع جنبدگان را در آن گسترده و (هم چنین) در مسیر بادها و ابرهایی که میان آسمان و زمین معلّقند، برای مردمی که می اندیشند،
نشانه هایی گویاست.
هماهنگی میان عناصر طبیعت و اجزای هستی و قوانین حاکم بر آنها، همه نشان
دهنده ی حاکمیّت و قدرت و اراده خدای یگانه است. آفرینش آسمانها و توسعه ی دائمی آنها که دست انسان تاکنون فقط به قسمتی از اوّلین آسمان رسیده و استحکام و طبقات هفت گانه و نظام و تناسبات و ارتباطات میان هر یک و بی ستون بودن و حفاظت آنها و حرکات ستارگان در مدارهای خود و فاصله ی هر یک از آنها، همه نشانه های قدرت خداوند یکتای حکیم است.
پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز ماه و خورشید، مسخّر کند و لیل و نهار
«اَلم نَجعلِ الارض کِفاتاً»، «أَحیاءً و أَمواتاً»، «وَ جَعَلنا فیها رواسی شامخاتٍ و اَسقَیناکم ماءً فُراتاً» (آیات 25، 26 و 27 سوره ی مرسلات)
آیا زمین را محلّ اجتماع زنده ها و مرده ها قرار ندادیم؟ و در آن کوههایی استوار و بلند قرار دادیم و آبی گوارا به شما نوشاندیم.
خداوند زمین را از نظر وسعت، نحوه ی حرکت، تأمین امنیّت از طریق کوهها، تأمین آب مورد نیاز انسانها، گیاهان و حیوانات، به مناسب ترین شکل آفرید و خاک را بهترین وسیله برای از بین بردن زباله، آبهای آلوده و دفن مردگان قرار داد و در آن نوعی تصفیه خانه با داشتن خاصیّت میکروب کشی قرار داد به نحوی که زمین آب آلوده را می گیرد و آب زلال تحویل می دهد. این تصفیه خانه، طبیعی، مجّانی، دائمی، عمومی و بدون داشتن نقص فنّی است. راستی اگر زمین وجود نداشت، بوی بد و تعفّن همه را آزار می داد.
زمین از تب لرزه آمد ستوه فروکوفت بر دامنش میخ کوه
2- مصادیق نوآوری در آفرینش انسان :
«... وَ صَوَّرکم فأَحسَن صُوَرَکم ...» (آیه ی 3 سوره ی تغابن)
و شما را (در رحم مادر) صورت گری کرد و صورت شما را نیکو قرار داد.
منظور از حُسن صورت آن است که خداوند انسان را به چیزهایی مجهّز نمود که در راه رسیدن به هدف او را کمک می کند. خداوند با آفریدن انسان طرحی نو در عالم طبیعت افکند به طوری که اعضای بدن انسان هر کدام در جای مناسب قرار گرفته و ترکیب و تناسب آنها موجب زیبایی اندام انسان و به ویژه صورت او گردیده است. مژه، پلک و ابرو که وظیفه ی حفاظت از چشم را به عهده دارند، زیبایی خاصّی به چهره انسان بخشیده اند. لب ها که دربان دهان و نگهبان زبان و دندان هستند، تنها به هنگام خوردن یا گفتن، آن هم به مقدار مورد نیاز باز و بسته می شوند و در کودکی که حیات نوزاد به شیر مادر وابسته است، کار مکیدن را به عهده دارند و در بزرگ سالی، احساسات عاطفی را با بوسیدن اظهار می دارند.
دهد نطفه را صورتی چون پری که کرده است بر آب صورتگری؟
«هُوَالّذی یُصَوِّرُکم فی الارحامِ ...» (آیه ی 6 سوره ی آل عمران)
از نشانه های ابداع در آفرینش انسان، شکل گیری جنین و صورت گری او در رحم مادر است که تنها به دست هنرمندانه ی اوست. صورت های گوناگون افراد بشر، نشانه ی قدرت و حکمت اوست.
ز ابر افکند قطره ای سوی یم زصُلب او فتد نطفه ای در شکم
از آن قطـره لـولـوی لالا کنـد وزاین، صورتـی سـرو بالا کنـد
«اَلَم نخلُقکم مِن مآءٍ مَهین» (آیه ی 20 سوره ی مرسلات)
آیا شما را از آبی پست خلق نکردیم؟
شاهکار خلقت آن است که خداوند آفرینش انسان را با آن همه پیچیدگی بر روی یک قطره آب طرّاحی کرده است که هیچ هنرمندی توان طرّاحی بر روی آن را ندارد.
نه در ابتدا بودی آب مَنیّ؟ اگر مردی از سر به درکن مَنی
«وَلَقَد خَلَقنا الانسانَ مِن سُلالةٍ مِن طینٍ»، «ثُمّ جَعَلناهُ نُطفةً فی قرارٍ مکین»، «ثُمّ خَلَقنا النّطفةَ عَلَقةً ... فَتبارکَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقینَ» (آیات 12، 13 و 14 سوره ی مؤمنون)
و همانا انسان را از عصاره ای از گِل آفریدیم، سپس او را به صورت نطفه در جایگاهی استوار قرار دادیم. سپس از نطفه، لخته خونی آفریدیم، آن گاه لخته خون را پارۀ گوشتی ساختیم و پاره گوشت را به صورت استخوان هایی درآوردیم، و استخوان ها را با گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم، پس شایسته ی تکریم و تعظیم است خداوندی که بهترین آفرینندگان است.
دلایل بهترین خالق بودن خداوند بسیار است از جمله : خالقیّت او دائمی است. محدودیّت به اشیای خاصّی ندارد. تنوّع در آن نامحدود است. از ساده ترین چیز مهم ترین را می سازد. مواد اولیّه اش از خودش می باشد. در ساختن تقلید نمی کند. پشیمانی و تردید در او راه ندارد. بر اساس رحمت می آفریند و تمام ساخته هایش هدف دار است. ساخته ی او با نظام هستی هماهنگی است.
|
بدیعی که شخص آفریند ز گِل
|
|
روان و خرد بخشد و هوش و دل
|
|
زپشت پدر تا به پایان شیب
|
|
نگر تا چه تشریف دادت ز غیب
|
|
دو صد مهره در یکدگر ساخته ست
|
|
که گِل مهره ای چون تو پرداخته ست
|
|
رگت بر تن است ای پسندیده خوی
|
|
زمینی در او سی صد و شصت جوی
|
|
بَصَر در سر و فکر و رای و تمیز
|
|
جوارح به دل، دل به دانش عزیز
|
«انّا خلقنا الانسانَ مِن نطفةٍ اَمشاجٍ ...» (آیه ی 2 سوره ی انسان)
همانا انسان را از نطفه ای آمیخته (از نطفه ی مرد و زن) آفریدیم.
قرآن 12 مرتبه از آفرینش انسان از نطفه یاد کرده است تا با صورت گری روی آب، قدرت نمایی و ابتکار و نوآفرینی خدا را نمایان سازد.
«الّذی اَحسَنَ کُلَّ شئٍ خَلَقَهُ و بَدَأَ خَلقَ الانسانِ مِن طینٍ»، «ثمَّ جَعَل نسلَهُ مِن سُلالَةٍ مِن ماءٍ مَهینٍ»، «ثمَّ سواهُ و نَفَخَ فیه مِن روحِهِ و جَعَل لکم السّمعَ والابصارَ والأَفئِدَةَ قلیلاً ما تشکُرونَ» (آیات 7، 8 و 9 سوره ی سجده)
کسی که هر چه را آفرید نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد. سپس بقای نسل او را از عصاره ای از آب پست و بی مقدار مقرّر فرمود. سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید و برای شما گوش و چشم و دل ها قرار داد. (ولی) اندکی از شما سپاس می گزارید.
همۀ آفریده های خدا نیکوست و او خداوند هنرمند و مبتکری است که از قطره ای آب ناچیز، موجودی شریف و ارزشمند می سازد. آفرینش حضرت آدم از خاک بود ولی نسل او از نطفه و آب (یک سلّول و اسپرم) آفریده شدند. از نشانه های پدیده های بدیعی که خداوند به وجود آورده، اندام موزون و دمیدن روح الهی در انسان است. آنگاه وسیله ی شناخت و معرفت به انسانها داد. از گوش و چشم و دل نام برده است که خلقت تمامی اینها از دست هنرمندی قدرتمند و لایزال ساخته است که نظیر و شبیهی ندارد.
|
گذرگاه قرآن و پندست گوش
|
|
به بُهتان و باطل شنیدن مکوش
|
|
دو چشم از پی صُنع باری نکوست
|
|
زعیب برادر فرو گیر و دوست
|
3- مصادیق نوآوری در آفرینش گیاهان و میوه ها :
«فیها فاکِهَةً والنَّخلُ ذاتُ الاَکمامِ»، «والحَبُّ ذوالعَصفِ والرَّیحانُ» (آیات 11و12
سوره ی الرَّحمان)
در آن (زمین) از هرگونه میوه و خرمای غلاف دار و دانه پوست دار و گیاه خوشبوست.
شاهکارهای خلقت بی نظیر است. در میان میوه ها، از خرما سخن رفته و آفریدن
دانه ها و گیاهان خوشبو برای بهره برداری موجودات زمینی از شگفتی های خلقت است.
|
بندهای رطب از نخل فرو آویزند
|
|
نخل بندان قضا و قدر شیرین کار
|
|
سیب را هر طرفی داده طبیعت رنگی
|
|
هم بدان گونه که گلگونه کند روی، نگار
|
|
شکل اَمرود تو گویی که زشیرینی و لطف
|
|
کوزه ای چند نبات است معلّق بر بار
|
«... وَ جَنّاتٍ مِن اعنابٍ والزَّیتونَ وَ الرُّمانَ ...» (آیه ی 99 سوره ی انعام)
و او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد. پس به وسیله ی آن هرگونه گیاه برآوردیم و از آن سبزه ها خارج ساختیم. از آن (سبزه ها) دانه های برهم نشسته و چیده شده بیرون آوردیم. و از شکوفه های خرما، خوشه هایی نزدیک به هم (پدید آوردیم) و نیز باغ هایی از (انواع) انگورها و زیتون و انار(پرورش دهیم) که برخی شبیه به هم و برخی غیرمتشابهند. به میوه های آن، آنگاه که بار دهد و آنگاه که میوه می رسد، بنگرید همانا در آن، نشانه هایی برای گروه با ایمان است.
همه ی گیاهان و درختان و میوه ها که پدیده های زیبای خلقتند از یک سرچشمه که آب باران است، می نوشند. در این آیه از شباهت ظاهری بعضی درختان مثل زیتون و انار و یا میوه هایی که شبیه یکدیگرند، سخن به میان آمده. از گوناگونی و تنوّع و نوآوری آفرینش
میوه های سوار برهم و دانه های درهم فشرده و خوشه های به هم نزدیک و یا نزدیک زمین به سبب سنگینی بار آنان باید هم از بهره ی مادّی و هم معنوی آنها برخوردار شد.
عقل حیران شود از خوشه ی زرّین عِنب فهم عاجز شود از حُقّه ی یاقوت انار
«وَ اَوحی رَبُّکَ اِلَی النّحل ...»، «ثُمّ کُلی مِن کُلّ الثّمراتِ ... یَخرُجُ مِن بُطونِها شرابٌ مختلفٌ اَلوانُه فیهِ شفاءٌ لِلنّاسِ ...» (آیات 68 و69 سوره ی نحل)
و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقف های رفیع خانه هایی بساز. سپس از میوه های شیرین (و حلاوت گلهای خوشبو) تغذیه کن و راه پروردگارت را خاضعانه طی کن. از شکم های آنها نوشیدنی رنگارنگ بیرون می آید که در آن شفای مردم است. البتّه در این (زندگی زنبور) برای کسانی که فکر می کنند، قطعاً عبرتی است.
اعجاز خلقت یک کارخانه ی عسل سازی در شکم حیوانی کوچک قرار داده که عسل طبیعی به رنگهای مختلف ساخته می شود که خواص درمانی دارد و شِفای دردها می گردد. این از شاهکارهای خلقت است که خانه سازی، موم سازی و عسل سازی در کنار زهرسازی توسّط حیوان کوچکی مثل زنبور جهت عبرت اندیشمندان به هنرمندی و قدرت حق، انجام
می گیرد. وگرنه افرادی هستند که در تمام عمر از عسل استفاده می کنند ولی حاضر به چند لحظه اندیشه در این باره نیستند.
عسل دادت از نحل و مَنّ از هوا رُطب دادت از نخل و نخل از نوی
«... نُسقیکم ممّا فی بطونِهِ مِن بَینِ فَرثٍ و دَمٍ لبناً خالصاً سائِغاً لِلشّاربین» (آیه ی 66 سوره ی نحل)
و بی گمان برای شما در (آفرینش) چهارپایان عبرتی است. ما شما را از آنچه در درون آنهاست، از میان غذاهای هضم شده و خون، شیر خالص که برای نوشندگان گواراست سیراب می کنیم.
خداوند نه تنها از لابه لای ابر آسمانها، آبی که مایه ی حیات است نازل می کند، بلکه از لابه لای درون حیوانات، شیری که مایه ی حیات است، خارج می کند. تبدیل علف به شیر، نیاز به دستگاه پالایش، میکروب زدایی، حذف مواد مضّر، امکانات شیرین کننده، گرم کننده، چرب کننده و رنگ کننده و لوله کشی در بدن چهارپایان دارد و این از شگفتی های خلقت است و سیستم تولید شیر در حیوانات و خروج آن از میان خون و فضولات، درس عبرتی برای انسان است.
تو کز خون شیرو، نوش از نیش و گل از خار می سازی
بـه چشم خلـق شیرین سـاز تلـخ افسـانـه ی مـا را
4- مصادیق نوآوری در مقابله با حمیّت جاهلی :
«ما جَعَل اللهُ مِن بحیرَةٍ ولا سائِبةٍ ولا وَصیلَةٍ ولا حامٍ و لکِنَّ الّذین کفروا یَفترونَ علی الله الکَذِبَ و اکثرُهم لایعقلون» (آیه ی 103 سوره ی مائده)
خداوند دربارۀ هیچ بحیره (حیوان گوش شکافته) و هیچ سائبه (حیوانی که به خاطر زاد و ولد زیاد او را آزاد کرده اند) و هیچ وصیله (حیوان نری که متّصل به مادّه، دو قلو به دنیا آمده باشد و هیچ حام (شتر نری که ده بار برای جفت گیری از آن استفاده شده باشد) حکمی نکرده است (و شما را از استفاده گوشت و بارکشی آن منع نفرموده است و این ممنوعیّت ها خرافات زمان جاهلی است)، ولی کافران بر خدا دروغ می بندند و بیشتر آنان اهل تعقّل نیستند.
مردم جاهلی می پنداشتند با رها کردن حیوانات یاد شده به خدا یا بتان نزدیک می شوند. نظیر این احترام به حیوانات را هنوز در کشور هند درباره ی گاو مشاهده می کنیم. قرآن در این آیه با افکار خرافی و بدعت های جاهلی مخالفت نموده و حلال بودن گوشت حیوانات نامبرده را اعلام کرده است و ریشه ی خرافات را در جهل و بی عقلی و بدعت در دین را کفر می داند. قرآن با سخنان تازه کسانی را که به خدا افترا می بندند کافر می خواند.
مقابله ی قرآن در برابر چهار انحراف مشرکان که عبارت بود از : 1- ممنوع شمردن خوردن گوشت بعضی از چهارپایان (مگر خادمین بت کده ها) 2- ممنوع شمردن خوردن بعضی از محصولات کشاورزی (مگر برای خادمین بت کده ها) 3- ممنوع کردن سواری برخی از چهارپایان 4- نبردن نام خدا به هنگام ذبح حیوانات، در آیه ی 138 سوره ی انعام بیان گردیده است. قرآن هدف آفرینش چهارپایان را سوارشدن بر آنها و مصرف از گوشت آنها می داند و تحریم بهره برداری از چهارپایان را از بدعت های جاهلی می شمرد.
در آیه ی 136 سوره ی انعام می فرماید : بت پرستان از آنچه خداوند از کِشت و چهارپایان آفریده است سهمی را برای خدا قرار می دادند و به پندار خود می گفتند : این قسمت برای خداست و این قسمت برای (بت ها که هم) شریکان (خدایند، هم شریک اموال) ما. پس آنچه سهم شرکا و بت ها بود به خدا نمی رسید، ولی هرچه سهم خدا بود به شرکا می رسید. چه بد است آنچه داوری می کنند!
قرآن با این عقاید خرافی مشرکان که سهم خدا و بت ها از کشاورزی و چهارپایان مطرح است، مخالفت می ورزد و قلم بطلان بر افکار باطل و متحجّرانه ی آنان می کشد.
در آیه ی 137 سوره ی انعام بینش غلط و خرافی مشرکان بیان می شود که کشتن فرزند را به عنوان قربانی برای بت ها زیبا می پندارند و انجماد فکری سبب می شود که انسان، فرزند خود را به پای بت سنگی و چوبی قربانی کرده و به آن افتخار نماید. قرآن خرافه گرایی را عامل سقوط و هلاکت انسانها و سبب التقاط و آمیختگی دین با شبهات
می داند.
«و إِذَا المَوؤُدَةُ سُئِلَت»، «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت» (آیات 9و10 سوره ی تکویر)
آن هنگام که از دختر زنده به گور شده پرسیده شود که به کدامین گناه کشته شده است.
یکی از عادات بسیار بد جاهلیّت این بود که به خاطر فقر یا احساس ننگ، گاهی دختران خود را زنده به گور می کردند. قرآن با بیاناتی نوگرایانه به دفاع از حقوق زنان می پردازد.
اوّلين مكتبي كه زن را به عنوان كامل كنندهي حيات انساني در مسايل اجتماعي و اخلاقي و قانوني قرار داده است، مكتب اسلام است. در بيش از ده سوره از قرآن مجيد مسايلي مربوط به حقوق و مقام زنان هست.
دين اسلام ديني است كه به پيامبرش فرمان بيعت با زنان را ميدهد و ميفرمايد: . . . . فَبايِعْهُنَّ . . . . و اين نشانگر آن است كه در اين شريعت زنان حق دارند كه در سرنوشت جامعهي خود شريك و در چرخاندن پايههاي اجتماع خود سهيم شوند.
هنگامي كه قرآن ميفرمايد: « . . . . و لَهُنَّ مِثْلُ الَّذي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْروفِ . . . . » و براي زنان است حقّي از معروف و خوبي همانند آنچه براي مردان هست، پس چگونه ميتوان ارج نهادن به حفظ كرامت و حقوق زن را در اسلام ناديده گرفت؟ اين آيه ميفهماند زنان هم بهرهي خاص خود را دارند و اگر منصفانه انديشه كنند، كمبودي ندارد. هر كمبودي كه خيال كنند، با بهرهي خاص ديگر جبران شده است.
در بخش مسائل اجتماعي ، قرآن ما را متوجّه كرده و ميفرمايد: با زنها معاشرت نيك داشته باشيد و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهيد و اگر خوش آيندتان نيست كه در مجامعتان شركت كنند، اين كار ناخوشايند را بـكنيد چـرا كه ممكن است خير فـراواني در كار بـاشد و شـما نـدانـيد. ( وَ عاشِروهُنَّ بِالمَعروف ).
قرآن كريم در اين زمينه ميفرمايد، اين گونه از تعصّبات رسومات جاهلي را كه فرهنگ باطل است بزداييد.
قرآن در آيۀ 7 سوره ی نساء حق ارث بردن زن را تثبيت كرده است و ميفرمايد: «مردان را از مالي كه پدر و مادر و يا خويشاوندان بعد از مردن خود باقي ميگذارند، بهرهاي است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود باقي ميگذارند، بهرهاي است».
اين در حالي است كه عرب جاهليّت حاضر نبود به زن ارث بدهد.
آيهي ديگري كه دلالت صريح دارد كه زن و مرد در انسانيّت شريكند. در سوره ی حجرات آيهي 13 بيان شده است كه ميفرمايد: اي مردم ما شما را از مرد و زن خلق كرديم و آنگاه شعبههاي بسيار و فرقههاي مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد، بزرگوارترين شما نزد خدا باتقواترين مردم است و خدا كاملاً آگاه است.
5- مصادیق نوآوری در مقابله با تقلید از گذشتگان :
«وَ إِذا قیلَ لهم اتَّبِعوا ما أَنزلَ اللهُ قالوا بل نتَّبِعُ ما اَلفَینا علیه اباءَنا أَوَلَو کانَ اباؤُهم لایعقِلون شیئاً ولایهتدونَ» (آیه ی 170 سوره ی بقره)
و هنگامی که به آنها (مشرکان) گفته شود : آنچه را خدا نازل کرده است پیروی کنید، گویند : بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می نماییم. آیا (از آنان پیروی
می کنند) هرچند پدرانشان چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافته بودند؟ این آیه یکی از مصادیق راه شیطان را که تقلید کورکورانه است بیان می کند. پیروی و اطاعت عقلانی مانعی ندارد، مورد انتقاد قرآن، تقلید از کسانی است که نه خود دارای تعقّل بوده اند و نه هدایت انبیاء را پذیرفته اند.
چون قرآن با سخنان تازه و نوگرایانه ی خود مورد پذیرش مرتجعین و متحجّرین که بدون استدلال و تعقّل، از سنّت گذشتگان و نیاکان خود پیروی می کردند، قرار نگرفت، قرآن از تعصّبات نژادی و قبیله ای آنان در زمینه های نپذیرفتن حق انتقاد نمود و با نگرشی نو از افکار و رسم و رسومات خرافی آنان ایراد گرفت و در برابر رفتار قشری نگرانه ی آنان به پا خاست. البتّه باید اذعان نمود که نه سنّت گرایی اصل است و نه نوگرایی، اصل علم و هدایت و تعقّل و استدلال است و تقلید کورکورانه نشانه ی بی عقلی است.
خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
«وَ إِذا فَعَلوا فاحِشتاً قالوا وَجَدنا علیها اباءَنا ...» (آیه ی 28 سوره ی اعراف)
و هرگاه کار زشتی کنند (در توجیه آن) گویند : ما پدران خود را بر این کار یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است. بگو : خداوند هرگز به کارهای زشت فرمان نمی دهد. آیا چیزی را که نمی دانید به خدا نسبت می دهید؟
این آیه مربوط به برهنگی مشرکان در حا ل طواف است که در جاهلیّت مرسوم بوده است. آنان این کار را به تقلید از نیاکان خود انجام می دادند. امّا مدّعی می شدند که خداوند دستور داده این چنین طواف کنند.
پای بندی به روش زشت وغلط نیاکان و بدعت در دین، نشانۀ ولایت شیطان و عدم ایمان است. افراد مرتجع و واپس گرا با چشم بسته به تقلید نابجا از رفتار گذشتگان می پردازند و چون دیده ی بصیرت آنان کور گشته، قبح و زشتی رفتاری در نظر آنان آراسته و نیکو جلوه می کند و در انجام آن پای می فشارند و به آن سخت پای بندند.
مپذیر قول جاهل تقلیدی گرچه به نام شهره دنیا شد
«فَلَمّا جاءَهُم موسی بِایاتِنا بیّناتٍ قالوا ما هذا اِلّا سحرٌ مُفتَریَ و ما سَمِعنا بِهذا فی ابائِنا الأَوّلین» (آیه ی 36 سوره ی قصص)
پس هنگامی که موسی با (معجزات و) آیات روشن ما به سراغ آنان آمد گفتند : این چیزی جز سحر ساختگی نیست و ما چنین چیزی را در (میان) نیاکان خود نشنیده ایم.
برخی انسانها ، منطق روشن را فدای گذشته ی تاریک می کنند و بزرگترین حربه ی آنان تهمت زدن به مصلحان است. پای بندی بی چون و چرا به سنّت ها و آداب ملّی و قومی سبب تخدیر جامعه و سدّ راه فکر و نوآوری و مانع شناخت حقیقت است.
کانکه رَست از رسم و عادت گوید او را سنّتش
کای قفس بشکستـه اینک شـاخ طوبـا مرحبـا
«بل قالوا اِنّا وَجَدنا اباءَنا علی أُمّةٍ و انّا علی اثارِهم مهتدونَ» (آیه ی 23 سوره ی زخرف)
(چنین نیست) بلکه گویند : ما پدران خود را بر آیین یافتیم و با پیروی از آنان هدایت یافته ایم.
تعصّب کورکورانه بر رفتار نیاکان مذموم و ممنوع است زیرا جلوه رشد در مبارزه با خرافات و تعصّب های جاهلانه است. نباید به نام حفظ میراث فرهنگی هر کار غلطی را گسترش بدهیم زیرا پیروی از آداب و رسوم و عقاید نیاکان اگر مستند به عقل و کتاب آسمانی نباشد، محکوم است.
از خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیّت از آن زلف پریشان کردم
6- مصادیق نوآوری در آداب معاشرت و رفتارهای اجتماعی :
در آیه ی 53 سوره ی احزاب آمده است :
«ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه ی پیامبر وارد نشوید مگر آن که به شما اجازه داده شود برای خوردن غذا، (به شرط آنکه قبل از موعد نیایید) و در انتظار وقت غذا نباشید؛ ولی هرگاه دعوت شدید پس داخل شوید، و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و (بعد از خوردن غذا) به گفتگو نپردازید؛ همانا این (گفتگوهای پس از غذا) پیامبر را آزار می دهد، امّا او از شما شرم می کند (و چیزی نمی گوید) ولی خداوند از (گفتن) حق شرم ندارد ...»
اجازه گرفتن برای ورود به خانه ی دیگران، مخصوص خانه ی پیامبر اکرم (ص) نیست. از آداب مهمانی آن است که بعد از خوردن غذا خانه را ترک کنید و منزل میزبان را محلّ گفت و شنود قرار ندهید و صاحب خانه را در بن بست و رودربایستی قرار ندهید.
آیه ی 27 سوره ی نور می فرماید :
«ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه هایی که منزل شما نیست پیش از آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید، وارد نشوید. این دستور به نفع شماست، شاید پند گیرید»
مراعات ادب و حقّ دیگران، سرچشمه ی سعادت بشر است. وارد شونده باید سلام کند و او هر که می خواهد باشد. در روایات آمده است که پیامبر اکرم (ص) هرگاه می خواست وارد منزلی شود، برای اجازه گرفتن، روبروی در خانه نمی ایستاد بلکه سمت راست یا چپ
می ایستاد تا نگاه مبارکشان به داخل خانه نیفتد.
در آیه ی 31 سوره ی نور می فرماید :
«و به زنان با ایمان بگو : از بعضی نگاههای خود (نگاههای غیرمجاز) چشم پوشی کنند و دامن های خود را حفظ نمایند و جز آنچه (به طور طبیعی) ظاهر است زینت های خود را آشکار نکنند ...»
در آیه های 83 سوره ی بقره، 36 سوره ی نساء، 151 سوره ی انعام و 23 سوره ی اسراء در رابطه با احسان به والدین سفارش شده و در آیه ی 14 سوره ی لقمان، احسان به والدین به صورت وصیّت الهی مطرح شده است.
در آیه ی 18 سوره ی لقمان می فرماید : «و روی خود را از مردم (به تکبّر) برمگردان و در زمین مغرورانه راه مرو، زیرا خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد.
به طور کلّی در سفارش های لقمان، نُه امر و سه نهی آمده است :
نه امر : 1- نیکی به والدین 2- تشکّر از خدا و والدین 3- مصاحبت همراه با نیکی به والدین 4- پیروی از راه مؤمنان و تائبان 5- برپا داشتن نماز 6- امر به معروف
7- نهی از منکر 8- اعتدال در حرکت 9- پایین آوردن صدا در سخن گفتن.
امّا سه نهی : 1- نهی از شرک 2- نهی از روی گردانی از مردم 3- نهی از رفتن با تکبّر.
تمامی این اندرزها و گفتارها، دستور و برنامه ی زندگی برای انسانهاست. سخنان ارزشمندی است که روش زندگی در اجتماع را آموزش می دهد و سرچشمه ی این دستورها که هر یک در جای خود بدیع و بی نظیر است از زبان وحی بیان شده و رشته ی مستحکمی است جهت نیل به کمال انسانیّت.
نتیجه :
والاترین اعجاز جاودانی ی آخرین پیام آور الهی قرآن است که انوار جان فزای آیاتش تا قیام رستاخیز درخشان و رایحه ی روح بخش آن عطرافشان است. با گذشت زمان غبار کهنگی و فرسودگی بر آن نخواهد نشست و چشمه ی زلال و جوشان آن خشک نخواهد شد. درخشش آیات صیقل خورده ی قرآن کلید قلبهای غُلف و جلای دلهای زنگار خورده است.
اندیشه ی پویا و پرتپش قرآن با انجماد فکری و حمیّت های جاهلی به مبارزه
برمی خیزد و به قشری نگران متحجّر و فسیل شده می تازد و تقلید کورکورانه ی آنان را سبب تخدیر جامعه و سدّ راه ابتکار و نوآوری و شکوفایی انسانها می داند.
در میان اسامی حُسنی، اسم هایی چون بدیع، بارئ، فاطر، مصوّر، مبدئ و خلّاق از مبتکری سخن می رانند که با آفرینش ابتکاری خود بدون الگوی قبلی همه چیز را می آفریند.
بلوغ اندیشه ی قرآن رویش و شگفتی و شاهکار است و جلوه ی رشد و تعالی را در مبارزه با خرافات و تعصّب های کورکورانه می نمایاند. پویش و تکاپو و تلاش و کاوش، آرمان قرآن است در مقابله با رکود و رخوت و وهن، چرا که آفریننده ی آن خود همه روزش در کاری است که «کَُلَّ یومٍ هو فی شأنٍ».
مِن ا... التّوفیق
زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
منابع و مآخذ
1- بوستان سعدی، به تصحیح غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ دوّم، بهمن 1363
2- ترجمه تفسیر المیزان، جلد دوّم، سیّد محمّد حسین طباطبایی، به قلم سیّد محمّد موسوی همدانی، مؤسّسه ی مطبوعات دارالعلم
3- تفسیر نور، جلد 1 تا 12، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپهای مختلف، بهار 1386
4- دانستنی های قرآن، مصطفی اسرار، مؤسّسه ی فرهنگی محیا، چاپ دوّم، بهمن 1373
5- غزلیّات و قصاید سعدی، حسن انوری، دانشگاه پیام نور، چاپ دوّم، مهر 1373
6- مجموعه مقالات زن در قرآن، انتشارات سخن گستر و مقاومت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، چاپ اوّل، دی ماه 1386