💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی

باسمه تعالی

کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی

مقدّمه

یکی از انواع تمثیل، پارابل « Parable » یا مَثَل گویی و مَثَل گذراندن است. پارابل روایت کوتاهی است که در آن شباهت های ضمنی امّا مفصّل و دقیق و جزء به جزء با اجزای یک عقیده یا آموزه وجود داشته باشد. یعنی همین که روایت را می خوانیم خود به خود متوجّه ی یک اصل یا عقیده ی اخلاقی
می شویم. پارابل در قرآن مجید و آثار صوفیان (مثلاً در مثنوی) فراوان است. ساختمان پارابل تشبیه است. مشبّه امر معقول یعنی اصل و شعاری است که به امری محسوس که جنبه ی روایتی بسیار کوتاهی دارد تشبیه می شود و بدین لحاظ غرض از تشبیه تقریر و تحکیم حکم مشبّه است


 

 

 

 

چاپ شده در مجموعه مقالات همایش نقش قرآن در شکوفایی شعر و ادب فارسی و عربی در تاریخ 5/10/87، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان

 

باسمه تعالی

کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی

مقدّمه

یکی از انواع تمثیل، پارابل « Parable » یا مَثَل گویی و مَثَل گذراندن است. پارابل روایت کوتاهی است که در آن شباهت های ضمنی امّا مفصّل و دقیق و جزء به جزء با اجزای یک عقیده یا آموزه وجود داشته باشد. یعنی همین که روایت را می خوانیم خود به خود متوجّه ی یک اصل یا عقیده ی اخلاقی
می شویم. پارابل در قرآن مجید و آثار صوفیان (مثلاً در مثنوی) فراوان است. ساختمان پارابل تشبیه است. مشبّه امر معقول یعنی اصل و شعاری است که به امری محسوس که جنبه ی روایتی بسیار کوتاهی دارد تشبیه می شود و بدین لحاظ غرض از تشبیه تقریر و تحکیم حکم مشبّه است.1

در لغت نامه ی دهخدا «امثال» به مفهوم مَثَل ها و داستانها آمده است و قول سائر و مشهوری که حالتی یا کاری را به آن تشبیه کنند.

امثال و حکم که بخشی عمده از ادب عامّه است و از قدیم الایام از طریق ادب شفاهی در ادب مکتوب هم آمده است، دامنه ای وسیع دارد. امثال و حکم از کهن ترین تراوشهای ذهن و اندیشه افرادی گمنام است که از دوردستهای تاریخ به یادگار مانده است و به همین سبب مانند کتیبه ها و سنگ نبشته های باستان اعتبار و سندیّت بی گفتگو و خدشه ناپذیر دارد. در روزگاری که مردم نوشتن و خواندن
نمی دانستند، بر اثر حوادثی که بر آنها گذشته، به تفکّر پرداخته، آنها را در یک جمله یا عبارت می گنجاندند تا به آسانی در یادها بماند و سینه به سینه از هر نسل و دوره به نسل و دوره ی بعدی منتقل شود. از همین روست که امثال و حکم را چکیده افکار و عقاید ملّتها می دانند و ا فکار و عقاید را نیز متأثّر از اوضاع و احوال اجتماعی. به اعتقاد مردم شناسان، امثال و حکم کامل تر از سایر ادبیّات عامه و بیان کننده خلقیّات اقوام و جوامع است. معانی و مفاهیم مجازی و استعاره ای که در امثال و حکم به کار رفته در واقع به
منزله ی صحنه های نمایش می ماند که گویی اقوام و ملل تمام خلقیّات خویش اعم از غم و شادی، پندارها و خرافات، عقاید و سنن و به طور کلّی همه ی این مسایل را در آن به روی صحنه می آورند. امثال و حکم در حقیقت همان چیزی است که در تمادی قرون و اعصار از حوادث و اتّفاقات گذشته و فراموش کردن آن حوادث و اتّفاقات، در افواه و اذهان مردم بر جای میماند. به اعتقاد بسیاری از قدما که بر روی امثال و حکم کار کرده اند، از آنجا که جایگاه امثال در سینه ی آدمیان بوده است، از این رو در مقابل عوامل نابودکننده مقاومت یا مخالفتهایی سخت دارد. از همین رو، در حالی که در گذشته بیگانگان دو یا سه بار با تغییر خط، ادب، تاریخ و علوم گذشته ما را یکباره از روی زمین محو کرده اند، تنها این قسمت را نتوانستند از میان بردارند. به اعتقاد مرحوم دهخدا «مَثَل» حکمت توده است یعنی آن قدر که عامّه به ایجاد آن می کوشند، اهل ادب و شعر و نثر در آن سهمی ندارند. به همین دلیل، امثال هر ملّتی نمایانگر خلقیّات، روحیّات، سعه ی صدر یا محدودیت افکار مردم آن کشور خواهد بود.

مرحوم بهمنیار نیز مَثَل را قدیمی ترین ادبیات بشر می داند. او می نویسد : انسان بیش از آنکه شعر بگوید و قبل از آنکه خط بنویسد، اختراع امثال نموده و در محاورات خود به کار برده است. وی معتقد است که درجه ی عظمت و وسعت هر زبان و علّو فکر ادبی اهل آن زبان از شماره ی امثال سائره آن معلوم می شود. زیرا امثال عبارتند از جمله ای حکیمانه که به قدری فصیح و در عین فصاحت ساده و لطیف و دارای استعارات، کنایات و تشبیهات خالی از تکلّفند که عامّه آنها را پسندیده، با کمال میل حفظ و در محاورات خود استعمال می نمایند.

از لحاظ وفور ضرب المثل، زبان فارسی یکی از دو سه زبان اوّل جهان است، به گونه ای که از همین مثلها می شود به بررسی تاریخ اجتماعی، جامعه شناسی، روانشناسی، جامعه شناسی سیاسی، اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران و مردم ایران پرداخت. به اعتقاد دکتر ندوشن اگر شیوه ی اندیشیدن یک قوم کمتر به جانب منطق و اصول ثابت و بیشتر بر مبنای تجربه فردی و درک اشراقی باشد به این سو می گرود که از یک امر جزیی ـ اگر چند بار تکرار شد ـ یک نتجیه گیری کلّی بکند. از همین رو، از امثال و حکمی که در طی قرون به ما رسیده، نباید سرسری گذشت. چه آنکه هر یک جمله و عبارت یا بیت کوتاه، عصاره ی تجارب و تاریخ یک دوره حیات اجتماعی ـ سیاسی مردم ایران بوده است. به همین دلیل هر بررسی عمیق و ریشه ای و هر اثر بزرگ مستلزم آن است که از اندیشه های نشت کرده از لایه های زیرین اجتماع بهره بگیرد و به بررسی بنیادین آنها بپردازد.

لرد روسل از معاریف انگلیس (1878-1792) در تعریف مثل می گوید : «مثل نتیجه عقل یک جمع و نادره گویی یک فرد است». و آبه دوسن پیر نویسنده فرانسوی (1743-1658) می گوید «مثل صدایی است که از تجربه منعکس شده» در این نوشته، ما تعریف مرحوم بهمنیار را پیرامون مثل مبنا قرار می دهیم و منظورمان از ضرب المثلهای فارسی عبارت است از جمله ای مختصر مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به واسطه ی روانی الفاظ، روشنی معنی و لطافت ترکیب بین عامّه مشهور شده و آن را بدون تغییر یا با تغییر جزیی در محاورات خود به کار می برند.2

در این مقاله کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم فارسی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

بحث :

در قرآن مجید مطالب و مفاهیم فراوانی وجود دارد که می توان مَثَل هایی به زبان فارسی برای آنها بیان کرد. با توجّه به این نکته پس از آیه یا بخشی از آیه، مَثَل یا حکمت مربوط به آن ذکر شده است.

... وَ جَعلنا مِن الماءِ کُلَّ شَیٍ ...              (سوره ی انبیاء، آیه ی 30)

*آب آبادانی است.

 

الخبیثات لِلخبیثین ...                         (سوره ی نور، آیه ی 26)

1

*آب گرمابه پارگین را شاید.    * به مردار کرکسان اولی تر باشند.                 

* خاشاک به گاله ارزانی، شنبه به یهود.            * تیغ کج را نیام کج باشد.

واتقوا فتنةً لا تُصیبَنَّ الذّین ظلموا منکم خاصّةً ...              (سوره ی انفال، آیه ی 25)

* آتش که بیشه افتاد تر و خشک نپرسد (یا نه خشک گذارد نه تر)

وَ ما اُبَرِّئُ نفسی اِنّ النّفسَ لَاَمّارَةٌ بِالسّوُءٍ ...          (سوره ی یوسف، آیه ی 53)

* آدمی از چهار چیز ناگزیر بود : اول نانی، دویم خُلقانی، سیم ویرانی، چهارم جانانی.

کلُّ مَن علیها فانٍ.                  (سوره ی الرّحمن، آیه ی 26)

* آدمی را از مرگ چاره نیست.           * مرگ شتری است که به در هر خانه می خوابد.

* همه قافله ی پس و پیشیم.

یا بَنی آدم لایَفتِنَنّکم الشّیطانُ کما اخرج اَبَوَیکم من الجَنّة ...            (سوره ی اعراف، آیه ی 27)

* آدمی را به رسن دیو فرا چاه نباید رفت.

یریدون لیُطفِئوا نورَالله بافواههم واللهُ مُتِمُّ نورِهِ ولو کَرِهَ الکافرونَ.               (سوره ی صف، آیه ی 8)

* آفتاب را به گل نتوان اندود.

* چراغی را که ایزد برفروزد    هرآن کش پف کند ریشش بسوزد.

* آنکه بر شمع خدا آرد پفو     شمع کی سوزد بسوزد پوز او. (مولوی)

* هر که در سر چراغ دین افروخت      سبلت پف کنانش پاک بسوخت. (سنائی)

1

... لاتُبطِلوا صَدَقاتِکم بالمنّ و الاَذی ...               (سوره ی بقره، آیه ی 264)

* آهوی مردمی و جوانمردی سرا کوفت و به چشم کشیدن آنست.

* بده و منّت منه.                 * بهشت به سرزنش نیرزد.

و اَنّهم یقولون مالا یفعلون                   (سوره ی شعراء، آیه ی 226)

* آنچه گویند شاعران نکنند.

لایُکلِّفُ اللهُ نفساً اِلّا وسعَها...                (سوره ی بقره، آیه ی 286)

* آنقدر بار کن که بکشد نه آنقدر که بکُشد.

لایُسمِنُ و لایُغنی مِن جوعٍ                  (سوره ی غاشیه، آیه ی 7)

* آنقدر نبود یا آنقدر نداد که کور بگوید شفا.             

ْ

... ولا یَغتَب بعضُکم بعضاً اَیُحِبُّ احدُکم اَن یأکلَ لحمَ اخیهِ ...           (سوره ی حجرات، آیه ی 12)

* آن کس که لوای غیبت افراخته است            او از تن مردگان غذا ساخته است

1

تِلک اذًا قِسمةٌ ضیزی              (سوره ی نجم، آیه ی 22)

* آن گربه مصاحب بابا از آن تو          و آن قاطر چموش لگدزن از آن من

اَتأمُرون النّاسَ بالبِرّ و تنسَون انفسَکم ...             (سوره ی بقره، آیه ی 44)

* کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.       * اگر لالائی می دانی چرا خوابت نمی برد.

* کور خود مباش و بینای مردم.          * کوری نگر عصاکش کور دگر شده.

1

* کلاغ روده اش بیرون آمده بود می گفت من جرّاحم.   * خود را فضیحت دیگران را نصیحت.

1

اِنّک لاتُسمِعُ الموتی ولاتُسمِعُ الصُّمَّ  الدُّعاءَ اذا ولَّوا مُدبرین            (سوره ی نمل، آیه ی 80)

* یک گوشش در است یک گوشش دروازه.      * چه به من گو چه به در گو چه به خر گو.

* شتر نقاره خانه است.           * شتر زنبورک خانه است.        * اسب نقارچیست.

* گوشش پر است.               * بیدی نیست که از این بادها بلرزد.

وَالکاظِمین الغَیظَ والعافینَ عن النّاس                 (سوره ی آل عمران، آیه ی 134)

* از بزرگان عفو بوده است از فرودستان گناه.              * در عفو لذّتی است که در انتقام نیست.

* کم مباش از درخت سایه فکن                   هر که سنگت زند ثمر بخشش

1

1

و کذالک ما ارسلنا من قبلِک من نذیرٍ الّا قال مترَفوها انّا وَجَدنا آباءَنا علی امّةٍ و اِنّا علی آثارِهم مقتدون

(سوره ی زخرف، آیه ی 23)

* خلق را تقلیدشان بر باد داد             ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.

1

قل کلٌّ یعمَل علی شاکِلَتِه ...                 (سوره ی اسراء، آیه ی 84)

* از خم سرکه سرکه پالاید.               * از کوزه همان برون تراود که در اوست.

* کار هر بز نیست خرمن کوفتن                   گاو نر می خواهد و مرد کهن

* هر خاتونی آشی پزد.          * هر مردی و هرکاری.

* کاسه چینی که صدا می کند             راز دل خویش ادا می کند.

* کار را به کاردان باید سپرد.             * از شیر حمله خوش بود و از غزال رَم.

1

... و یؤثِرون علی انفسِهم ولو کان بهم خَصاصةٌ ...            (سوره ی حشر، آیه ی 9)

* از گدایان ظریف تر ایثار.               * بهترین جودهاست جود مُقِل.

... کلوا واشرَبوا ولاتُسرفوا ...               (سوره ی اعراف، آیه ی 31)

* شکم هیچ وقت به زبان نمی آید.      * شکم خالی صفای دل است.

* گرسنگی عمارت باطن کند و سیرخوردگی عمارت بطون.

* سیرخوردگی کار ستورانست.           * شکم پرست خداپرست نبود.

* شکم زیر دست است به هر چه دهیش مست است.              * کمترکی نترکی.

* کم بخور همیشه بخور.                  * از گلو بنده خواجگی دور است.

وَ مَن یُضلِلِ اللهُ فما له من هادٍ               (سوره ی زُمر، آیه ی 23)

* از مار نزاید جز مار بچّه.                * مار پوست می گذارد امّا خوی نمی گذارد.

* گرگ را گرفتند که پندش دهند، گفت سرم دهید، گلّه رفت.

* نباشد مار را بچّه بجز مار                نیارد شاخ بد جز تخم بد بار

اِنّ اللهَ لا یُغَیِّر ما بقومٍ حتّی یُغَیِّروا ما بأنفسِهم                   (سوره ی رعد، آیه ی 11)

* از ماست بر ما بد آسمان.                 * آنچه بر ما می رسد آنهم ز ماست.

ما علی الرّسولِ الّا البَلاغُ ...                  (سوره ی مائده، آیه ی 99)

* از ما گفتن است (یا) ز ما گفتن بود.

فمَن یعمل مثقال ذرّةٍ خیراً یره و مَن یعمل مثقال ذرّةٍ شرّاً یره            (سوره ی زلزله، آیه ی 7و8)

* ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار          تا باز کجا کشته شود آنکه تو را کشت

* از مکافات عمل غافل مشو.              * گندم از گندم بروید جو ز جو.

* هر عمل اجری هر کرده جزائی دارد.             * چه مکن که خود افتی بد مکن که بد افتی.

* هر چه کاری همان بدروی.              * انگشت به در کسی مزن تا در تو به مشت نکوبند.

* هرچه عوض دارد گله ندارد.            * دست دست را می شوید دست هم برمی گردد رو را می شوید.

* کاسه جایی رود که باز آرد قدح.                 * کاسه داریم آرک و ارک تو پرکنی من پر پرترک.

* کاسه همسایه دو پا دارد.                 * هر چه کنی به خود کنی ور همه نیک و بد کنی.

* چاه کن ته چاه است.           * با هر دست دادی پس می گیری.       * دنیا مکافات خانه است.

 

ْ

ْ

ْ

ولا تجعل یدک مغلولةً الی عُنُقِک ولا تَبسُطها کلَّ البسط ...            (سوره ی اسراء، آیه ی 29)

* اسب راه آنست کو نه فربه و نه لاغر است.               * اندازه نگهدار.

* نه چندان بخور کز دهانت برآید                   نه چندان که از ضعف جانت برآید

و سیعلم الذّین ظلموا اَیَّ منقلَبٍ ینقلِبون                (سوره ی شعراء، آیه ی 227)

* ظلم امروز ظلم فرداست.                 * ظالم همیشه خانه خرابست.

* اصل مردمی کم آزاریست.            * سگ از مردم مردم آزار به                     * ماران کنند رودان کشند

* ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم می رود.              * ریشه ی بیداد بر خاکستر است.

* می بخور منبر بسوزان آتش اندر خرقه زن       ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن

* میازار موری که دانه کش است          که جان دارد و جان شیرین خوش است

... امَنوا اجتنِبوا کثیراً من الظّنّ انّ بعض الضّنّ اثمٌ ...              (سوره ی حجرات، آیه ی 12)

* کور پندارد هر چه در توبره دارد دیگران نیز دارند.

1

* بد کردار بد اندیش بود.                  * کافر همه را به کیش خود پندارد.

الآن وقد عصیتَ قبلُ و کنتَ من المفسدین            (سوره ی یونس، آیه ی 91)

* روباه تا ته چاه است کرباس خیر می کند.

* ای ناتوان شده به تن و برگزیده زهد             زاهد شدی کنون که شدی سست و ناتوان

* از دنبه چون بماند نومید و بی نصیب             خرسند می شود سگ بیچاره بستخوان

اَلاعرابُ اشدُّ کفراً و نفاقاً ...                 (سوره ی توبه، آیه ی 97)

* نه شیر شتر نه دیدار عرب.

* ز شیر شتر خوردن و سوسمار           عرب را به جایی رسیده است کار

* که تاج کیان را کنند آرزو                 تفو بر تو ای چرخ گردان تفو

لکلّ اجلٍ کتابٌ ...                   (سوره ی رعد، آیه ی 38)

* مرغ بی وقتی سرت باید برید.           * هر کاری وقتی دارد.

1

* این مثل در زمانه معروف است                   که عمل ها به وقت موقوف است

... لقدَا بلغتُکم رسالةَ ربی و نصحتُ لکم و لکن لاتحبّون النّاصحین               (سوره ی اعراف، آیه ی 79)

* حرف حق تلخ است.           * حرف حق مزن سرت را می بُرند.

السّابقون السّابقون اولئک المقرَّبون          (سوره ی واقعه، آیه ی 10و11)

* آسیا به نوبت.          * آسیا وپستا.            

ما علی الرّسولِ الّا البَلاغُ ...                  (سوره ی مائده، آیه ی 99)

* مأمور معذور.

... اِنَّ کَید کُنَّ عظیمٌ                 (سوره ی یوسف، آیه ی 28)

* زنان پایدامهای دیو باشند.                * مکر زن ابلیس دید و بر زمین بینی کشید.

1

1

... اَمرُهم شوری بَینهم ...            (سوره ی شوری، آیه ی 38)

* دو به بیند ز چشمی روشنایی.           * بیست مصباح از یکی روشن تر است.

* هر سری عقلی دارد.            * اوفتد بر گردن آن کاندیشه ی تنها کند.

* مشورت ادراک و هشیاری دهد                   عقلها را عقلها یاری دهد

1

ْ

* عقل را با عقل دیگر یار کن             امر شوری بینهم را کار کن

1

1

انّ الانسانَ لَیطغی ان رآه استغنی             (سوره ی علق، آیه ی 6و7)

* گر به دولت برسی مست نگردی مردی                   * هستی می آرد مستی.

* چو نو نیاز به دولت رسید شور برآرد             چو آب دید خروشد سفال آب ندیده

... انّ اللهَ مع الصّابرین               (سوره ی بقره، آیه ی 153)

* صبر تلخ است و لیکن بر شیرین دارد.           * عجله کار شیطان است.

اِنّ ربَّک لَبالمرصادِ                  (سوره ی فجر، آیه ی 14)

* محتسب در بازار است.                  * صاحب راه کنار راه.

اِنّ مع العُسر یُسراً                   (سوره ی انشراح، آیه ی 6)

* از پی هر گریه آخر خنده است.                   * هر سرازیری یک سربالایی دارد.       

* در دنیا همیشه به یک پاشنه نمی گردد.          * در دنیا را نبسته اند، خدا وسیله ساز است.

* هر پستی یک بلندی دارد.               * خدا کس بی کسانست

... اِنّه لیس من اَهلک اِنّه عملٌ غیرُ صالحٍ ...           (سوره ی هود، آیه ی 46)

* هنر بهتر از گوهر نامدار

* آنجا که بزرگ بایدت بود                فرزندی کس نداردت سود

* چون شیر بخود سپه شکن باش                   فرزند خصال خویشتن باش

* گیرم پدر تو بود فاضل                   از فضل پدر تو را چه حاصل

... کالّذی یُنفِق مالَه رئاءَ النّاس ...            (سوره ی بقره، آیه ی 264)

* پرده ی هفت رنگ در مگذار            تو که در خانه بوریا داری

ْ

قالواادعُ لنا ربَّک یُبَیِّن لنا ما هیَ ...                    (سوره ی بقره، آیه ی 68)

* مثل علی بهانه گیر.              * ایراد بنی اسرائیلی گرفتن.

 

مثلُ الذّین حُمِّلوالتوراةَ ثمّ لم یحمِلوها کَمَثلِ الحمارِ یحمِل اسفاراًً                   (سوره ی جمعه، آیه ی 5)

* عالم بی عمل زنبور بی عسل است.               * عالم بی عمل درخت بی ثمر است.

* با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری.

1

... وَلا تزِر وازِرةٌ وِزرَ اُخری ...             (سوره ی انعام، آیه ی 164)

* خر خرابی می رساند گوش گاو را می بُرند.              * شاه خانم می زاید ماه خانم درد می کشد.

* گنه کنند گاوان کدخدا دهد تاوان.                * ببخشید چوب شما را خیاط خورد.

* خر خرابی می رساند از چشم گاو می بینند.              * دستش به خر نمی رسد پالان را می زند.

... عفا اللهُ عمّا سلف ...              (سوره ی مائده، آیه ی 95)

* رفت آنچه رفت.                * گذشت آنچه گذشت.           * از گذشته یاد ناور.

... انّ انکَرَالاصواتِ لَصوتُ الحمیر           (سوره ی لقمان، آیه ی 19)

1

ْ

* بلبلان خاموش و خر در عرعر است.             * حیف از بابات که مرد آواز تو را نشنید.

... اذا لَقیتم فئةً فاثبتُوا ...            (سوره ی انفال، آیه ی 47)

* به یک بانگ عَلَم منه.           * به یک حمله سپر میفکن.

تاهم فیها خالدون.         * هم فیها خالدون جمله آخر آیة الکرسی است و چون این آیه طویل و مفصّل است، از تاهم فیها خالدون، تا پایان چیزی طویل را اراده کنند.

قال هذا فراقُ بَینی و بینِک ...                (سوره ی کهف، آیه ی 78)

* تو به خیر ما به سلامت.                  * دیدار به قیامت افتادن.

1

وَ جَزاؤُُا سَیّئةٍ سَیّئةٌ مثلُها ...                   (سوره ی شوری، آیه ی 40)

* با بدان بد باش و با نیکان نکو.          * جای گل گل باش و جای خار خار

... حتّی یَلِج الجَمَلُ فی سَمّ الخِیاط ...                  (سوره ی اعراف، آیه ی 40)

* شتر از سوراخ سوزن برآمدن.

1

* در این پیدا نهانی را چو دیدی          برون رفت اشترت از چشم سوزن

فَجَعلناهم سَلَفاً و مَثَلاً للاخِرین                (سوره ی زخرف، آیه ی 56)

1

* خر پیشین خر پسین را پل بود.

خَسِرَ الدّنیا والاخرة                 (سوره ی حج، آیه ی11)

* مثل گدای ارمنی ها.             * گدای جهودهاست نه دنیا دارد نه آخرت.

ْ

* چوب دو سر نجس.                      * از آنجا مانده از اینجا رانده.

کَم مِن فِئةٍ قلیلةٍٍ غلبت فئةً کثیرةً باذن اللهِ              (سوره ی بقره، آیه ی 249)

* دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد.                * دشمن خرد است بلای بزرگ

* هست سرمایه ی احراق جهانی شرری.

فَوقَ کلِّ ذی علمٍ علیمٌ               (سوره ی یوسف، آیه ی 76)

* دست بالای دست بسیار است.          * در جهان پیل مست بسیار است.

1

ْ

اِنّ الله یامرُکم اَن تُؤَدّواالاماناتِ الی اهلِها              (سوره ی نساء، آیه ی 58)

* دست دست را می شناسد.

یَومَ یفِرّالمرءُ من اخیه               (سوره ی عبس، آیه ی 34)

* روز وانفسی است.

کلُّ حزبٍ بما لدیهم فرِحون                   (سوره ی مؤمنون، آیه ی 53)

* زی هر کس آئین شهرش نکوست.

1

اتی امرُالله فلا تَستَعجِلوه            (سوره ی نحل، آیه ی 1)

ْ

* سر داروغه شکسته.             * سر کوتوال شکسته.              * معصوم خان پان خورده.

قل سیروا فی لارض ثمّ انظروا کیف کان عاقبة الذّین من قبلُ          (سوره ی روم، آیه ی 42)

* جهان دیدن به از جهان خوردن است.            * کباب پخته نگردد مگر بگردیدن.                 

* چون آب یکجا ماند گنده شود.

* بسیار سفر باید تا پخته شود خامی                صوفی نشود صفی تا درنکشد جامی

... وَالسِّنَّ بالسِّنِّ والجُروحَ قِصاصٌ           (سوره ی مائده، آیه ی 45)

* چیزی که عوض دارد گله ندارد.                  * زدی ضربتی ضربتی نوش کن.

1

ْ

* سهم به سهم.                     * این به آن در.

... لَعلّ اللهَ یُحدِثُ بعدَ ذلک امراً              (سوره ی طلاق، آیه ی 1)

* این ستون به آن ستون فرج است.

ْ

* سیب را چون به هوا اندازی تا بر زمین آید هزار چرخ زند، چندین چرخ زند.

1

... عَسی اَن تَکرهوا شیئاً و هو خیرٌ لکم ...             (سوره ی بقره، آیه ی 216)

* شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد.                  * ای بسا درد که باشد به حقیقت درمان.

... لئِن شَکَرتم لَاَزیدَنّکم ...                   (سوره ی ابراهیم، آیه ی 7)

* شکر کردن به حاجت نخستین اجابت حاجت دوّمین بود.                  * شکر نعمت نعمتت افزون کند.

... وَ منافِعُ للنّاسِ واثمُها اکبَرُ مِن نَفعِهِما ...           (سوره ی بقره، آیه ی 219)

* عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو.

 

لا اِکراهَ فی الدّین ...                (سوره ی بقره، آیه ی 256)

* عیسی به دین خود موسی به دین خود.         

1

وعبادُ الرّحمنِ الّذین یَمشونَ علی الارض هَونًا واذا خاطَبَهُم الجاهلونَ قالوا سلاماً  (سوره ی فرقان،آیه ی63)

* گر به دولت برسی مست نگردی مردی.                   * خود بین خدای بین نبود.

ْ

* درخت هرچه بارش بیشتر سرش خمیده تر.              * نتوان کرد ظرف پُر را پُر.

کَبُر مَقتاً عندالله اَن تقولوا مالا تفعلون                  (سوره ی صف، آیه ی 3)

ْ

* کاری که نمی کنی چرا می گویی.

 ... لِمَنِ المُلکُ الیَومَ للهِ الواحدِ القهّار                  (سوره ی مؤمن، آیه ی 16)

1

* کوس لِمَنِ المُلک زدن.

خَسِرَالدّنیا والاخرةَ ذلک هوالخُسرانُ المبین           (سوره ی حج، آیه ی 11)

* گدای جهودهاست نه دنیا دارد نه آخرت.

فالله خَیرٌ حافظاً و هو ارحمُ الرّاحمین                   (سوره ی یوسف، آیه ی 64)

* گر نگهدار من آنست که من می دانم             شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

لاتجزی نفسٌ عن نفسٍ شیئاً                  (سوره ی بقره، آیه ی 48)

* از بد و نیک کس کسی را چه.        * مرا به گور تو نمی گذارند.          * بزی را به پای خود آویزند

ما ارسَلنا من رسولٍ الّا بلسان قومِه ...                 (سوره ی ابراهیم، آیه ی 4)

* چونکه با کودک سروکارت فتاد                   پس زبان کودکی باید گشاد

لَو کان فیهِما آلِهةٌ اِلّا اللهُ لَفَسَدَتا ...                     (سوره ی انبیاء، آیه ی 22)

* دو شمشیر در نیامی نگنجند.                      * آب انبار شلوغ کوزه بسیار می شکند.

* دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و ده درویش در گلیمی بخسبند.

* خانه را که دو کدبانوست خاک تا زانوست.              * آشپز که دوتا شد آش یا شور است یا بی نمک.

* ماما که دوتا شد سر بچّه کج بیرون می آید.               * دیگ شراکت بجوش نیاید.

1

وَ اَن لَیس لِلانسان الّا ما سعی                (سوره ی نجم، آیه ی 39)

* از تو حرکت از خدا برکت.              * اسب دونده جو خودش را زیاد می کند.

* خواستن توانستن است.                  * هر که به امید همسایه نشست گرسنه می خوابد.

* هر که خواب است روزیش در آب است.                * هر که چرد خورد و هر که خسبد خواب بیند.

* آن وقت که جیک جیک مستانت بود فکر زمستانت نبود؟                  * کار کرده نمی شود به سخن.

* هر که شمشیر زند خطبه به نامش خوانند.            * کار عار نیست.          * خواب خواب می آورد.

* خر خفته جو نمی خورد.                 * از پای شکسته چه سیر آید و از دست تهی چه خیر؟

* هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد.          * کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

* گاوی که سر لیسه نباشد نمک نخورد.            * خواب برادر مرگ است.

وَ ما مِن دابةٍ فی الارض الّا علی الله رزقُها ...                  (سوره ی هود، آیه ی 6)

* رزّاق دیگری است.              * اکبر ندهد خدای اکبر بدهد.            * دهن باز بی روزی نمی ماند.

کَاَنّهم حُمُرٌ مستَنفِرة. فَرّت من قَسورَة                 (سوره ی قیامت، آیه ی 50و51)

ْ

* مثل خر از شیراز رمیدن.

... و ان کان مثقالَ حبّةٍ من خردَلٍ ...                   (سوره ی انبیاء، آیه ی 47)

* مثل خردل.

 

... ولا یحیقُ المکرُ السَّیِّئُ اِلّا باهله ...                  (سوره ی فاطر، آیه ی 43)

* چاه مکن بهر کسی اول خودت دوّم کسی.                * چاه کن در ته چاه است.

* از مکافات عمل غافل مشو               گندم از گندم بروید جو ز جو

 

نتیجه :

امثال و تعبیرات رایج میان اقوام و ملل یکی از ارکان مهم زبان و ادب آن قوم و نموداری از ذوق، قریحه و صفات روحی و اخلاقی و  افکار و تصوّرات و رسوم و عادات آن ملّت است. این امثال طی هزاران سال در میان اقوام مختلف شکفته و نشر یافته و در هر کشور بر حسب اختصاصات قومی و فرهنگی و آداب و سنن و مذهب و حتّی وضع جغرافیایی و سیاسی آن کشور ویژگیهای خاصّی پیدا کرده اند. به همین دلیل، تحقیق و بررسی پیرامون امثال و حکم به خصوص آن امثال و حکمی که به مفاهیم آیات قرآن کریم تلمیح دارند و به آنها اشاره می کنند، به عنوان یکی از شاخصه های اساسی دینی و فرهنگی جامعه ایران می تواند یکی از متقن ترین و محکم ترین پایه های پژوهشی پیرامون مسایل مورد بررسی محقّقین باشد.

 

                 من ا... التّوفیق

                  زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

                                                          دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

باسمه تعالی

کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی

چکیده :

یکی از انواع تمثیل، پارابل « Parable » یا مَثَل گویی و مَثَل گذراندن است. پارابل روایت کوتاهی است که در آن شباهت های ضمنی امّا مفصّل و دقیق و جزء به جزء با اجزای یک عقیده یا آموزه وجود داشته باشد. در لغت نامه ی دهخدا «امثال» به مفهوم مَثَل ها و داستانها آمده است و قول سائر و مشهوری که حالتی یا کاری را به آن تشبیه کنند. امثال و حکم که بخشی عمده از ادب عامّه است و از قدیم الایام از طریق ادب شفاهی در ادب مکتوب هم آمده است، دامنه ای وسیع دارد. امثال و حکم از کهن ترین تراوشهای ذهن و اندیشه افرادی گمنام است که از دوردستهای تاریخ به یادگار مانده است و به همین سبب مانند کتیبه ها و سنگ نبشته های باستان اعتبار و سندیّت بی گفتگو و خدشه ناپذیر دارد.

به اعتقاد مرحوم دهخدا «مَثَل» حکمت توده است یعنی آن قدر که عامّه به ایجاد آن می کوشند، اهل ادب و شعر و نثر در آن سهمی ندارند. به همین دلیل، امثال هر ملّتی نمایانگر خلقیّات، روحیّات، سعه ی صدر یا محدودیت افکار مردم آن کشور خواهد بود.

 

من ا... التّوفیق

زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

در قرآن مجید امثال و حکم فراوانی برای شرح و بیان مفاهیم و موضوع های مختلف آن وجود دارد و نیز می توان با توجّه به مفاهیم گوناگون قرآن مَثَل های بسیار به زبان فارسی بیان کرد. این مَثَل ها یا با تمام یک آیه یا با بخشی از یک آیه مناسبت و ارتباط دارند. اشعاری به زبان فارسی که بر سر زبانها به طور مکرّر تکرار شده و مَثَل سایر گردیده اند نیز می توانند تلمیحی به بعضی آیات قرآن باشند. در این مقاله از ضرب المثل های فارسی و هم از اشعار بسیار معروف آن که به مفاهیم قرآنی اشاره دارند به عنوان مثال استفاده شده است.

پانوشت ها

1-   انواع ادبی، ص 250، 251

2-   زن، صص 26 تا 28

 

 

 

منابع و مآخذ

1-   امثال و حکم، علی اکبر دهخدا، جلد 1 تا 4، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم، 1363

2-   انواع ادبی، سیروس شمیا، انتشارات فردوس، چاپ دوّم، 1373، تهران

3-   زن، جمیله کدیور، انتشارات اطّلاعات، چاپ اوّل، 1375

 



نوشته شده توسط زهرا خلفی در سه‌شنبه 17 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

آبر برچسب ها

[Post_Tags_Title] ,

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588