💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::کتاب ها
::بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::قرآن، سیره نبوی، ائمّه اطهار و بزرگان دین در حمایت، ترویج و ترغیب
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::ویژگی های بارز شهید ثالث
::زن ، حقوق و جايگاه اجتماعي آن در اسلام
::« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »« انسجام اسلامي وعدم پذيرش سلطة بيگانگان »
::کارکرد معارف قرآنی در امثال و حکم ایرانی
::مهدويّت در قرآن ، احاديث و ادعيّه
::« عدالت و ارزش‏هاي انساني در عصر جهاني شدن »
::سیمای پیامبر ( ص ) در کلّیّات سعدی شیرازی
::پيشگامان و مناديان وحدت در جهان اسلام ، سيّد جمال‌الدّين اسدآبادي
::رباعی
::ابوالفضل سرمشق وفاداری
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهاد
::نقش تعلیم و تربیتی شادی در انسان از دیدگاه قرآ
::کرامت و عزّت انسانی، سعادت و کمال در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::مضامین قرآن در دیوان صباحی بیدگلی
::نماز از نظر قرآن، پیامبر (ص) و ائمّه اطهار (ع)
::دیدگاه حضرت علی (ع) در تفسیر قرآن
::قرآن و بهداشت تن و روان
::بررسی علل شیوع ضدّ ارزش ها از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
::نقش نماز در ارتقاء ساختار اخلاقی انسان ها
::نماز و نیایش
::بازتاب مسایل اجتماعی در اشعار شاعر معاصر ابوتراب جل
::قیام عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر
::جایگاه قرآن کریم و آموزه های اهل بیت (ع) در تفکّر جهادی
::امام حسين (ع) احياگر سياست پيامبر (ص
::شناخت توسعة فرهنگي از نگاه امام علي (ع) در نهج البلاغ
::نوآوری در راهکارهای تبلیغی مباحث مهدویّت در جامعه و جهان معاصر
::نقش زن در تحکیم خانواده با تکیه به رفتار حضرت فاطمه (س) در زندگی خانوادگی و نمونه ای از اشعار فارس
::مصادیق نوآوری و شکوفایی از منظر قرآن کریم
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شیوه های الگوبرداری نسل جوان از سیره علمی و عملی عالمان دین
::تجلّی قرآن در آینه ی اشعار استاد بهزاد
::فرهنگ ايراني
::نقش اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماع
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::مباني فقهي ـ حقوقي مرتبط با مسايل اقتصادي، اشتغال و استقلال مالي زنان
::وحدت امّت اسلامی از نظر امام سجّاد (ع) و ارتباط آن با دیدگاه محقّقان دین در عصر حاض
::حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (س) بهترین الگوی زنان جهان
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::عشق و انديشه ي امين پور در « بي بال پريدن »
::نماز در آثار نثر عرفانی ایران
::قرآن و عترت (ع) و فمینیسم
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه
::سیره و سلوک امام علی (ع) در برخورد با مخالفان
::سوره ی بقره در نثر عرفانی ایران
::بررسي حقوق زنان در اسلام و كشورهاي صنعت
::گزیده ی چند داستان کوتاه، خاطره، نمایش نامه و فیلم نامه از دفاع مقدّ
::زبان و ادب فارسي، سند هويّت ملّي
::زبان فارسی و وحدت ملّی و انسجام اسلامی
::مفاهيم اجتماعي در شعر معاصر و كهن
::وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و ﺷﺄن نزول و نقش آیات در انسجام اسلامی
::نقش زبان و ادبيات فارسي در اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي
::مستندات قرآنی و روایی انسجام اسلامی و برائت از مشرکین
::وضعیّت اجتماعی زن ایرانی از قرن 19 تا امروز و وظیفه ی او در جامعه ی معاصر ایران
::رسالت استاد مطهّري در جنبش عدالت خواهي
::اندیشه های میرزای نائینی در کتاب تنبیه الامّه و تنزیه الملّه
::جایگاه زن در سیره و کلام پیامبر اعظم ( ص )
::ورزش از دیدگاه قرآن و احادیث و جایگاه فعلی آن در
::جهاني شدن و ظهور
::انتظار و نشانه هاي ظهور
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزشمند در نهضت آزادانديشي
::تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون
::آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس
::تربيت اجتماعي در سيرة معصومين ( ع )
::سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)
::عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر
::خشونت خانوادگي، زمينه، عوامل و راهكارها
::معيارهاي تميز حق و باطل در قرآن كريم
::شب عاشورا
::عوامل همگرا و واگرا در اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی
::شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر در رفتار ائمّه و استفاده از آنها در سالم سازی فضای فرهنگی، رشد آگاهی ها و فضایل اخلاقی
::تبیین توان مندیها، فرصت ها و تهدیدات آموزش عالی در توسعه ی فرهنگی ـ اجتماعی ایران و کشورهای منطقه
::انفاق و روزی حلال در قرآن و احادیث
::داستان کوتاه و روی کرد نویسندگان زن شهرستان دزفول به آن
::الگوبرداری نسل جوان از قرآن و سیرۀ معصومین
::اقدامات امیرکبیر در صنعتی کردن ایران و مبارزه با استعمار اقتصادی
::اندرزهای حکیمانه ی رودکی
::ديدگاه قرآن به نقش زن در جامعه و تاريخ
::خرافه شويي در آثار استاد مطهّری
::تأثير قرآن بر شعر تعليم
::جایگاه پیامبر اعظم (ص) در ادبیّات معاصر فارسی
::معناشناسی «فتنه» در قرآن
::ائمّۀ اطهار تجلّی بهترین الگوی مصرف
::بحر طویلی در ترغیب و ترویج فرهنگ وقف در بین اقشار جامعه
::حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن
::عرفان سعدی در بوستان
::تأثیر قرآن و احادیث در دیوان شهریار
::اندیشه های اجتماعی و انسانی در شعر هوشنگ ابتهاج و قیصر امین پور
::تسبیح موجودات در نهج البلاغه
::علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش
::بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب
::نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات
::نامه ای به امام رضا (ع)
::چشم انداز زن ایرانی و پژوهش در قرن بیست و یکم
::جانبازان شیمیایی
::مدنیّت و مفهوم آن از دیدگاه پیامبر اسلام ( ص )
::نقش پیامبر ( ص ) در پیدایش نهضت آزاد اندیشی
::زنان نامدار شیعة عصر رضوی ( ع )
::اندیشه شیعی و جهانی شدن حکومت اسلامی
::امنیت پایدار و آرامش روانی جامعه در قرآن
::امام علی(ع)، دشمن شناسی و دشمن ستیزی
::الگوهاي رفتاري و اخلاقي از ديدگاه قرآن و پيامبر (ص)1
::اقتصاد سالم از دیدگاه قران و ائمه اطهار
::اصلاح الگوی مصرف در بیان شاعران
::اصطلاحات قرآنی در ارتباط با الگوی مصرف
::اسراف و تبذیر از منظر امام علی (ع)
::ابوتراب جلی
::داستان شراره های گل
::انسان در منابع اصيل اسلامي ( قرآن و حديث )
::نقش رهنمودهای امام خمینی (ره) در پیوند عاشورا و قیام 15 خرداد
::گلایه ها و شِکوه های ملّا محمّد تقی ناهیدی
::ادبیّات میراث دار ارزش های اخلاقی و اجتماعی
::سیره عملی پیامبر (ص) در اخوّت اسلامی
::پیامدهای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی زنان
::پیامبر ( ص ) و عدالت اجتماعی
::مسألة شرّ در نگاه فلسفي امام سجّاد ( ع )
::جايگاه مناظره و مباحثة ارزش‏مند در نهضت آزادانديشي
::جایگاه رستاخیز در اشعار شاعران ایران
::حجاب و عفاف در آثارشعرا و نویسندگان
::حمایت های حاج ملّاعلی کنی از فقرا و ایتام
::نهضت پاسخ گويي از ديدگاه قرآن
::همسر آزاري و خشونت خانواده
::سیره ی حکومتی و سیاسی پيامبر اعظم (ص)
::نقش و موقعیّت زن در سیرة نظری و عملی پیامبر اعظم ( ص )
::تأثير قرآن در سلوک فردی و اجتماعی
::نقش شاعران و نویسندگان در معرّفی و تعمیق منازعه ی مشروطه و مشروعه
::مقالات



نويسندگان :
:: زهرا خلفی

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 1068
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من زهرا خلفی خوش آمديد .لطفا جهت ترویج هرچه بهتر دین مبین اسلام و آشنایی جوانان عزیز میهن اسلامی با قرآن و اهل بیت و همچنین کتاب و مقالات چاپ شده این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید.همچنین برای هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد .


تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون

باسمه تعالي

تشويق به انديشمندي و تبيين آزادي بيان در چهار چوب قانون

خلفي ، زهرا

عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد دزفول

چكيده :

نيروي انديشه به انسان عظمت و اعتلاء و قدرت جانشيني حق در عرصة گيتي مي بخشد . سخن معروف        پيامبر اكرم (ص) در اين مورد نشانگر ارزش والاي انديشيدن است كه مي فرمايد : « فِكْرةُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سِتّينَ سَنَةٍ »  ساعتي انديشيدن ، بهتر از شصت سال عبادت كردن است .

بايد فضايي فراهم آوريم كه انسانها از اين موهبت الهي بهرة كافي برده ، اين عطاي خدادادي را پرورش دهند . عرصه اي كه معلّمان آن به انسان انديشيدن را بياموزند نه انديشه را .

انديشيدن حق انسانهاست كه در قرآن كريم بارها به آن اشاره شده است . عبارت هاي شريفة : « اَفَلا تَعْقِلون » و
«لَعَلَّكُمْ يَعْقِلون » و نظاير آنها دالّ بر تشويق و تحريض انسانها به انديشمندي و خردورزي است و به همين سبب است كه اسلام چيزهايي مانند شراب و مواد مخدّر را كه از ميان برندة عقل است حرام اعلام مي دارد .

انديشمند مراكشي مهدي المنجره مي گويد : « در اسلام هيچ حدّي براي بيان انديشه وجود ندارد . من همة عالمان را در هر سطحي كه باشند بدين هماورد مي خوانم كه اگر مي توانند دست كم يك تفسير يا برداشت ارائه دهند كه گفته باشد اسلام براي بيان مرزهايي را تعيين كرده است . ابراز عقيده و بيان انديشه تا زماني كه با حقوق انساني ديگر برخورد نيافته ،  از سوي اسلام ضمانت شده است . »

بايد انديشه ها را شكوفا ساخت و آنان را به فعّاليّت و جنبش برانگيخت ، و نيز در محيطي آزاد انديشه ها را رشد داد و بالنده نمود . اما نه فضايي افسار گسيخته و هرج و مرج طلب ، بلكه محيطي بر پاية قانوني كه حرمت ها شكسته و حيثيّت هاي انساني خدشه دار نگردند .

قرآن از رهگذر فراخوان عقل به تأمّل به پديدارها و از رهگذر بيان نمونه هاي زيبا از گفت و گوي پيامبران با اقوام خود و حتّي با سركشان و گردن افرازان ، الگوهايي شايسته از گراميداشت فكر و انديشه و آزادي بيان فراروي نهاده است . در سيرة پيامبر اكرم (ص) و در رفتار آن حضرت با اصحاب خود به خوبي مي توان ارزش انديشه و رأي را ديد . آن حضرت با اين كه پيامبر خدا و رسانندة احكام الهي بود نه فقط در برخورد با آراي مخالف سعة صدر داشت ، بلكه اصحاب خود را به داشتن رأي و اجتهاد مستقل فرا مي خواند . آن حضرت هرگز به اكراه توسّل نجسته است ، بلكه از روابط مسالمت آميز و آزاد انديشانة او مي‏توان پي برد كه در رويارويي با مخالفان و دشمنان خود شيوه و سيرة او چگونه بوده است .

پس بايد فضايي فراهم نمود كه انسانها در بيان انديشه ها آزاد باشند و تا زماني كه در چهار چوب خود عمل مي كنند و به مصالح عمومي آسيبي نمي رسانند ، هيچكس نمي تواند متعرّض آنان و آزادي هايشان شود . نظرية آزادي در اسلام بر  مطلق بودن آزادي فرد در همه چيز تا زماني كه با حق يا با مصالح عمومي برخورد و تصادم پيدا نكرده ، استوار است و چنانچه با حق يا مصالح عمومي تصادم پيدا كند ، تجاوزي است كه بايد در برابر آن ايستاد و آن را متوقّف و مهار كرد . 

In the name of the Exalted God

 

Encouragement to cerebrate and explanation freedom of expression in the frame of law.

 

Khalafi – Zahra

 

Member of the faculty of muslim open university – Dezful unit

 

The gist

Brain power endues human , grandeur and enormity and the replacement power of right .In this case , the known utterance of honorable prophet (peace be upon him) denotes the high worth of thinking , that says:

 

« فِکرَه ساعَهٍ خَیرٌ مِن عِبادَه سِتینَ سَنَهٍ »

 

"Thinking for one hour is better than worshiping for sixty years."

The climate should be provided that humans enjoy this blessing good enough and develop it.The climate that its teachers instruct human thinking , not the idea.

Thinking is the right of humans that frequently it is mentioned in Quran. The honorable statement of  "Do not you think? " افلا تعقلون and "Maybe they think : لعلکم یعقلون " and like them witness encouragement and nudge humans to thinking and cerebrating and by same reason , Islam proscribes objects like wine and Junk , because they consume intellect.

Moroccan erudite , Mehdi Almonjereh, says : " In Islam , there aren't no limit for saying thinking .I rally the whole erudites , in every level they are, to this constant that if they can advance at least a comment or theory that is said Islam has assigned limits for statement. The expression of opinion and the utterance of thinking is guaranteed by Islam , till they don't collide other human's rights."

We should thrive thinkings and incite to activity and action and also develop. thinking in the free space.But the space that isn't broken reverences and blemished human's reputations, not the licentious and anarchist space.AA

Quran is showed worthy examples about the respect of thought and freedom of expression by way of rallying intellect for reflection about phenomenos and by way of saying graceful samples about the prophets conversation with their people and even with rebels and prouds.

In humor of honorable prophet (peace be upon him) and in his behavior with his disciples, is observed the worth of thinking and opinion good.

Although he was the prophet of God and the bearer of divine commandment, not only he had charity in encounter with opposite opinion , rather he has rallied his people for having independent opinion and striving hard.

He never had appealed to disinclination , rather by his peaceful and liberality relations , can be undrestood that what was his method and behavior vis – a – vis his enemies and dissenters?

So the space should be provided that human are free in the expression of thinking and till they act in the frame of their rights and don't hurt the popular interests , anyone can't pretest to them and their freedom.In Islam , the opinion of freedom is steady about being implicit individual freedom in everything , till it hasn't encountered popular rights or interests , and if it encounters popular rights or interests, it is an aggression that we should stand in opposite of it and restrain and rein in it.

 

 

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن

ا

باسمه تعالي

حقوق اجتماعی زنان از منظر قرآن

خلاصه

        اوّلین مکتبی که زن را به عنوان کامل کنندة حیات انسانی در مسایل اجتماعی و اخلاقی و قانونی قرار داده است ، مکتب اسلام است. زن در جامعة اسلام عضو مهم و سرنوشت ساز است.

در بيش از ده سوره از قرآن مجيد مسايلي مربوط به حقوق و مقام زنان هست و در طول تاريخ اسلام هر وقت اسلام به معناي راستين وجود داشته و بر جامعه حكومت مي‌كرده، زنان نيز در رشته‌هاي علمي، در زمينه‌هاي ادبي و در نقش‌هاي اجتماعي بزرگترين استعدادها را نشان داده‌اند.

دين اسلام ديني است كه به پيامبرش فرمان بيعت با زنان را مي‌دهد و مي‌فرمايد: . . . . فَبايِعْهُنَّ . . . . و اين نشانگر آن است كه در اين شريعت زنان حق دارند كه در سرنوشت جامعه‌ي خود شريك و در چرخاندن پايه‌هاي اجتماع خود سهيم شوند.

در بخش مسائل اجتماعي ، قرآن ما را متوجّه كرده و مي‌فرمايد: با زنها معاشرت نيك داشته باشيد و زن را چون مرد در مجامعتان راه دهيد و اگر خوش آيندتان نيست كه در مجامعتان شركت كنند، اين كار ناخوشايند را بـكنيد چـرا كه ممكن است خير فـراواني در كار بـاشد و شـما نـدانـيد.

قرآن همان گونه كه مردان را مالك درآمد و كسب و كار سرمايه‌هاي خويشتن قرار مي‌دهد، زنان را هم مالك اموال و منافع مختلف و كسب‌ها و تجارتهاي خويش مي‌داند و در اين مورد مي‌فرمايد: « هر كس از مرد و زن از آنچه اكتساب كند، بهره‌مند شود».

ا

قرآن كريم، زن و مرد را يكسان مورد خطاب قرار مي‌دهد و رهنمودها و دستوراتش كه جنبه‌ي عمومي دارند به مرد و زن متعلّقند ، هرگز مرد و زن را از هم جدا نمي‌نمايد، به نحوي كه بتواند از آن استنباط كرد كه زن ، در بينش قرآني، پست يا ناقص‌العمل و فاسد الرأي فرض شده باشد. در دو آيه مشهور مربوط به « شورا » كه عبارتند از « وَ اَمْرَهُمْ شُوري بَيْنَهُمْ » ، « وَ شاوِرْهُمْ فِي الاَمْرِ » ، به خوبي ملاحظه مي‌گردد كه امر مشورت، و سنّت آن، به مردان، انحصاراً اختصاص نيافته بلكه كليّۀ مسلمين اعم از زن و مرد را در برمي‌گيرد و شامل مي‌شود.

       بنابراین ، اسلام تمام حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی را برای زنان مساوی مردان شناخته است و ادای آن حقوق را بر زنان واجب کرده است.

                                                                                 من ا... التّوفیق

                                             زهرا خلفی -  عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

In the name of God

 

Women Social Rights in Koran  

By: Zahra Khalafi

Member of science board Of Dezful Azad University

 

 

Abstract:

             Islam is the first school that known woman in social, ethical and juridical as a complementary of human life .Women have the main role in Islamic society. 

 There are more than ten surasof Koran about women and their rights. During the history, whenever Islam ruled over society, women were in science, literature and in social roles showed the greatest skills.

Islam is a kind of religion that its prophet has an allegiance with women. It shows that there is a right for women for having a kind of participation in their society.

Koran notes us in social issues .It says: Having a good commerce with women and give a chance to women as men in your society and if you don't like that have a place in your society do that, because it may has a great welfare within.

Koran believed that men ate estate on their work and income and capital and so do women. It says: everyone (men or women) will impart from own inception.

Koran believed that men and women have the same right and its general directions belong to both men and women. It never divides men and women that we could any concepts from Koran point of view women are down, faulty or have corrupt idea. In two signs of ''consulting'' sure it's clear that tradition and consultation are no limited to men but it include all Moslems include men and women.  

Therefore, Islam has the same law between men and women and performing those roles is obligatory for women.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

آزادگی و ساده زیستی در زندگی شهید مدرّس

هر قدر که از تجمّلات و تشریفات کاسته شود ، به همان اندازه بارها سبک تر به مقصد خواهند رسید . از آنجا که گفته اند « سبک بار مردم سبک تر روند . » پس تقیّد به عادت و رسوم عرفی در نشست و برخاستها ، در رفت و آمدها ، در معاشرت ها ، در لباس پوشیدنها و امثـال اینهـا بار زنـدگی را سنگیـن و آهنـگ حـرکت را کند می کند . در مقام توصیف پیامبـر ( ص ) گفته اند « کان صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آله خَفیفُ المَؤونَه » یعنی رسول اکرم ( ص ) کم خرج بود و با اندک به سر می برد . علی ( ع ) که خلیفة مسلمانان بود ، شیرینی او خرما و لباسش کرباس بود .



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

بحر طویلی به مناسبت شب عاشورا

به نام انیس القلوب

بحر طویلی به مناسبت شب عاشورا

ساقی! امشب که شب قدر و قداست، شب سیرو سلامت، شب اصحاب صلابت، شب راز و ریاضت، شب عشق و شهادت، شب نجوای نجابت، شب یاران صداقت، شب باران سعادت به سر و روی سفیران خداست، از ساغر سرور و سالار حسینم برسان باده یکدست، می سکرآور غسّاله سرمست، که من صائم مستقی سودا زده را مست کند، هست کند سهره ی خوش صوت سبک سیر و سبک بال کند، پرواز کنم پر به سوی محرم اسرار کشم، رو به سوی عالم لاهوت کنم، به آن زمزمه ای که ((لهم دویّ کدویّ النحل)) است، دل سوزان بسپارم، در سنگر او سبحانک الغوث بگویم، به صدایش به سخن های ثمینش که سراسر، از سینه پر درد، سمرهاست سرو پا سمع وجودم بسپارم.

چه شبی بود و صلاتی! چه حسینیّ و چه اصحاب صبوری، همه قائم، همه راکع، همه ساجد، همگی مست به درگاه صمد، سرمد و سبحان، سیّد و سلطان، همگی محو و فنا، مستغرق ذکر و ثنا، و حسینم به نیایش و ستایش به قرائت قرآن مشغول، و درآن صحرای مرگ و فضای ترس و تاریکی و دهشت، چه سکونی، چه سکینه، چه صلابت به میان حصار مشتی طمّاع تبه کار پست و حریص و بخیل و مغرور و سیه دل که جرثومه فسق و فجورند و جفا و سنگ دلی کینه وری، خبث و خساست صفت بارز آنان و نمودند سپید رو چهره هر گرگ ستمگر و سبع را، در دیگر سو بنگر مهر و وفا، صدق و صفا، عشق و ولا، حسن و سناء، چه حسینیّ و چه اصحاب صمیمی و صدّیقی، همگی زاهد خالص شب، اسد پرزور و قوی پنجه روز که حسینشان سنگ صبور است و نماز شبشان نشئه نستوه و سخن ها همه از سرّ سویدای دل است. این شب قرب الهی، شب یکسانی سبحان و مسبّح، شب بی فاصلهی انیس و مأنوس، شب فریاد حسین ست که هر که خواهد برود در شب دیجور سیه، جان برهاند که سرانجام به جز کشته شدن راهی نیست و من بیعت خود را بشکستم، پاسخ اصحاب صفا یاران وفا، سربازی و ایثار و رسیدن به سرمنزل مقصد، که اگر کشته شویم باز نفس داده شود همه هستی خود را به سر راه تو تقدیم بداریم و سپاس زینب اسوهی صبر و حماسه از سیرت پاک و سلحشوری اصحاب و پاسخ دندان شکن و تند بریر به ابوحرب و یا شمر که ای فاسق فاجر تویی اهل جهنّم، تویی پر ز قساوت، تو مشتاق شقاوت، تویی جور و جنایت! تویی جهل و جهالت.

صحنهی بسیار سرور بخش در این شب، پیوستن سی تن از لشکر، عمر سعد به سپاه حسین است، شگفتا! که در این شب بسی شوخی و سرزندگی و سرخوشی یاران رها یافته از بیم قتال است و سربازی و سرباختن و جان بازی بی ترس و هراس است و اصحاب همه منتظر صبح سپید وصال و چشم به راه دیدن طلعت نور و خورشید مشعشع و منوّر.

بنگر به این مهر و عطوفت که کندن خار بیابان در دل شب کار حسین بود که فردا نخلد خار به پای غریبانه اطفال، وچه صحنه حزین است وعجیب است که بسوزد جگروسینه هرکس که دلش خون حسین است ودرون شعله آتش.

سخن قاسم در آن شب به حسین، که عمو جان! این مرگ به کامم شیرین تر، از عسل نحل است و سخن های حسین که قطا را در لانهی  خود آرام و راحت نگذارند و دعوت زینب به صبر است و سکون است و آن سرور سالار که می گفت ای دهر فسونگر افّ  لک از دست تو ای یار بداندیش، و خطابش به اصحاب که خود را خوشبو آراسته بدارید که فردا هنگامه وصل است و رسیدن به کلّ و بوییدن گل و نوشیدن مل و پیوستن دل است به دلبر، فرداست که دلداده به دلدار رسد، فرداست که غیرت و حمیّت و فتوّت و اخوّت و صلابت و شجاعت و سخاوت و شهادت و صداقت و مروّت و لطافت و طهارت و ظرافت و طراوت به نهایت متجلّیست.

فرداست که فریاد رضایم به رضایت برپاست، فرداست سلحشوری و شیدایی مردان ابر مرد به میدان نبرد علم عشق و وفا شور و صفا را بفرازند، فرداست که با خون بنگارم که حسینم جان جهان است، حسینم روح و روان است، حسینم حسن و حیات است، حسینم حاصل حق است، حسینم خالق عشق است.

جانم فدای حسین

سروده زهرا خلفی

محرم 9/1/1436



نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش

باسمه تعالی

علی بن مهزیار اهوازی و ارتباط او با امامان هم عصرش

مقدّمه :

کلمه شیعه با توجّه به سیر تاریخی آن به معنی لغویش یعنی پیروان، حزب، گروه، یاران، هواداران و یا در مفهوم وسیع تر آن «حامیان» در نظر گرفته می شود. مفاهیم این کلمه چندین بار در قرآن کریم تکرار شده اند. کاربرد عملی این کلمه، نامی ویژه برای پیروان علی (ع) و خاندان او می باشد.

شیعیان طرفداران خاصّ علی (ع) هستند که حقّ امامت و خلافت را از آن حضرت
می دانند.

در طول تاریخ جامعه ی اسلامی، تشیّع که یکی از دو جریان اصل اسلامی (تشیّع و تسنّن) است، به عنوان جریان اقلیّت امّا فعّال در نهضت های مذهبی و فعّالیّت های اجتماعی تأثیر بسزایی گذاشته است. گسترش تشیّع از دوره ی بنی امیّه که دوره ی مبارزه ی خلفا با طرف داران خلافت و امامت حضرت علی (ع) است، نمودار شد. در عهد استقرار و استمرار عبّاسیان دولتهای شیعه مذهب مانند علویان مازندران، آل بویه، زیاریان در ایران حکومت را در دست داشتند و در حفظ و گسترش تشیّع سعی وافر می کردند.

ریشه تاریخی علاقه ی ایرانیان به تشیّع را باید در همان اوایل ظهور اسلام جستجو کرد. ارادت ایرانیان نسبت به جانشینی پیامبر اسلام، حضرت علی بن ابی طالب (ع) به زمان حیات رسول (ص) برمی گردد که از همان دوره، جانشینی ایشان به جای پیامبر اکرم (ص) از جانب ایرانیان حمایت می شد. این حمایت ها از جوانب مختلف در دهه های نخستین اسلام، جریانهای مذهبی و سیاسی خاصی را به وجود آورد و تشیّع از همان دوره نضج گرفت.

دانشمندان شیعی مذهب با توجّه به حدیث معروف پیامبر (ص) که می فرماید «العلماءُ ورثة الانبیاء» در پویایی و گسترش اسلام و تکیه انحصاری شیعه بر عترت و ولایت و امامت و اجرای مبانی فقه شیعی اثنی عشریّه بر اساس قرآن، سنّت، عقل و اجماع تلاش کرد که نمونه ی بارز آن علی بن مهزیار یکی از دانشمندان، بزرگان و فقهای شیعی خوزستان است که در احکام فقهی بر اساس این چهار محور استنباط می کند. در این مقاله از کوشش هایی که این عالم عالیقدر و فقیه و ناقل حدیث در اشاعه ی شیعه و خدمات شبانه روزی و رفع گرفتاریهای مردم و ارتباطی که با
ائمّه ی زمانش «امام هشتم، نهم و دهم» داشته، سخن به میان آمده است. 

علی بن مهزیار اهوازی از فقها و محدّثان و دانشمندان نامور و پیشین شیعه است که گذشته از مقام علمی و شخصیّت معنوی و آثار ارزنده اش، در طرق بسیاری از احادیث شیعه واقع شده است. عموم علما و فقهای ما او را مورد تجلیل و وثوق و اعتماد کامل قرار داده، و روایاتش را از ائمّه ی طاهدین (ع) با احترام پذیرفته اند.

شرح حال او در تمام منابع و مآخذ رجالی از قبیل رجال برق و کشّی و رجال و فهرست شیخ طوسی و رجال نجاشی و مدارک بعدی تقریباً به تفصیل که گویای همه چیز درباره ی اوست، آمده است.

رجال برقی او را از اصحاب حضرت رضا (ع) به شمار آورده و نیز از اصحاب امام علی النقی علیهما السّلام.

شیخ اجل طوسی در رجال او را از اصحاب حضرت رضا علیه السّلام می داند و می گوید : دانشمندی موثّق و دارای اعتقادی درست بود و از اصحاب امام جواد و امام هادی علیه السّلام نیز محسوب می دارد.

نجاشی در رجال خود از این دانشمند گران مایه چنین یاد می کند : «ابوالحسین علی بن مهزیار اهوازی. او از مردم دورق بود، و از موالی است. پدرش نصرانی بود و اسلام آورد و
گفته اند که علی نیز در صغر سن نصرانی بود ولی بعد مسلمان شد، و خدا با شناخت اسلام و مذهب تشیّع بر وی منّت نهاد.

علی علم فقه و شناخت احکام دینی را آموخت، و از حضرت امام رضا و امام جواد
علیهما السّلام روایت کرده است و از اصحاب خاصّ امام محمّد تقی علیه السّلام به شمار
می رفت، و از جانب حضرت وکالت داشت. بدین گونه در نزد آن حضرت مقامی بس بزرگ یافت، و نیز از اصحاب امام هادی (ع) هم بود، و در بعضی از نواحی وکیل آن ذوات مقدّس بوده است.

راجع به او توقیعاتی مشتمل بر خوبی های وی از جانب (امام جواد و امام هادی) خطاب به شیعیان صادر شده است. او در نقل روایاتش موثّق بود. هیچ دانشمندی از وی نکوهش نکرده است.

کشّی از استادش محمّدبن مسعود عیاشی روایت می کند که گفت : ابویعقوب یوسف بن سخت بصری می گفت : علی بن مهزیار نصرانی بود، ولی بعد خدا او را هدایت کرد. او از مردم هند بود که روستایی از روستاهای فارس است، آن گاه در اهواز سکنی گزید... . حمدویه بن نصیر گفته است : وقتی عبدالله بن جندب وفات یافت، علی بن مهزیار به جای او نشست. علی بن مهزیار مصنّفات بسیاری بیش از سی کتاب دارد، و پس از نقل روایتی که دلیل بر جلالت قدر اوست چند توقیع امام محمّد تقی (ع) را که به افتخار او صادر شده است، بدین گونه نقل می کند :

 

 

 

توقیعات امام جواد (ع) برای علی بن مهزیار

کشّی از جمله می نویسد : «امام محمّد تقی (ع) در نامه ای که از بغداد برای علی بن مهزیار نوشته بودند، مرقوم بود : «نامه ات به من رسید، و از مضمون آن اطّلاع یافتم. مرا غرق سرور و شادی کردی، خدا تو را مسرور گرداند. من از خداوند متعال امیدوارم که خطر هر بدخواهی را از من به یاری خودش برطرف گرداند».

و در نامه ی دیگری امام جواد (ع) مرقوم فرموده بودند : « از آنچه راجع به گرفتاری مردم قم نوشته بودی آگاه شدم. خداوند مردم قم را از این گرفتاری آزاد گرداند و ناراحتی شان را برطرف سازد. از این خبر که به من داده ای شاد شدم. همیشه از این کارها بکن (خبرهای خوشی از آسایش شیعیان به من بده) خداوند تو را به دخول در بهشت شاد گرداند، و با خشنودی من از تو، از تو خشنود گردد، من از خداوند بخشش و مهربانی می خواهم و می گویم : حسبناالله و نعم الوکیل».

و در نامه ی دیگری که از مدینه برای علی بن مهزیار نوشته بودند، مرقوم بود : «به خانه ات بازگرد خدا تو را در دنیا و آخرت به بهترین منزل وارد گرداند».

و در نامه ی دیگری مرقوم بود : «من از خداوند مسئلت می دارم که همواره و در هر حال تو را در پناه خود حفظ کند. از حال خود به من مژده ده که امیدوارم خدا هرگونه ناراحتی را
از تو برطرف سازد. از خدا می خواهم که آنچه خیر است در بازگشت تو برایت میّسر گرداند.
می خواستی روز یکشنبه حرکت کنی، آن را با یاری خدا تا روز دوشنبه به تأخیر انداز. خدا در این سفر تو را همراهی کند و خانواده ات را نگاه دارد، و امانت تو را تأدیه نماید، و با نیروی او سالم بمانی».

علی بن مهزیار می گوید : طی نامه ای به حضرت نوشتم که از خدا بخواهد وسعتی به من عطا فرماید و آنچه را دارم حلال گرداند. حضرت در جواب نوشتند : «خدا هم به تو و هم به کسانی از بستگان و خانواده ات که خواسته بودی وسعت دهد. ای علی! احترامی که نزد من داری از توسعه ی زندگی بیشتر است. من از خداوند مسئلت می دارم که تو را با گشایش در زندگی و سلامتی مقرون گرداند، و آسایش را به تو موهبت کند، و با سلامتی از گزند دشمنان مستور دارد. انّه سمیع الدّعاء».

و هم علی بن مهزیار می گوید : طیّ نامه ای از آن حضرت خواسته بودم برایم دعا کند. حضرت مرقوم فرموده بودند : «و امّا راجع به دعا که از من خواسته بودی، تو نمی دانی که خداوند تو را در نزد من چگونه قرار داده است؟ (تو آن قدر نزد من عزیزی) که گاهی تو را به نامت (علی) و «پسر مهزیار» می خوانم، با همه ی توجّه و علاقه ای که به تو دارم، و شناختی که از تو دارم. خداوند آنچه را به تو روزی کرده است به بهترین وجه پایدار بدارد، و با خشنودی من از تو، از تو خشنود گردد، و تو را به آرزویت نائل گرداند، و با رحمت خود به فردوس اعلی فرود آورد، انّه سمیع الدّعاء. خداوند تو را حفظ کند، و دوست بدارد و هرگونه بدی را از تو برطرف سازد. این را به خط خود نوشتم.»!

همچنین در «غیبت» شیخ طوسی از جماعتی از استادانش از هارون بن موسی تلعکبری، از احمدبن علی رازی، از حسین بن علی، از ابوالحسن بلخی، از احمدبن مابنداد اسکافی، از علاء مذاری، از حسن بن شمون روایت می کند که حسن بن شمون گفت : این توقیع را که از امام محمّد تقی (ع) رسیده بود برای علی بن مهزیار قرائت کردم :

«بسم الله الرّحمن الرّحیم ـ ای علی! خدا پاداش نیکو به تو دهد، و در بهشت خود ساکن گرداند، و از ذلّت و خواری دنیا و آخرت برحذر دارد، و تو را با ما محشور فرماید. ای علی! من تو را آزمایش کردم و از باب خیرخواهی و اطاعت پروردگار و خدمت و توقیر و آمادگی ات برای انجام آنچه بر تو واجب کرده، مطالبی به تو اطّلاع دادم.

اگر بگویم من کسی را مانند تو ندیده ام، امیدوارم راست گفته باشم. خداوند فردوس برین را نشیمن تو قرار دهد. مقام تو و خدمتت در گرما و سرما و شب و روز بر من پوشیده نیست. من از خداوند مسئلت می دارم که وقتی در روز رستاخیز مردم را گرد می آورد. چنان تو را در کنف رحمت خود بگیرد که اهل محشر به آن غبطه بخورند. انّه سمیع الدّعاء.»

 

علی بن اسباط و علی بن مهزیار

نجاشی قبل از علی بن مهزیار ترجمه ی علی بن اسباط را آورده و می گوید : «او فطحی مذهب بود، میان او و علی بن مهزیار بر سر مذهب فطحی رسایلی مبادله شد. در آخر مراجعه به امام محمّد تقی (ع) کردند در نتیجه علی بن اسباط از عقیده خویش برگشت، و آن را ترک گفت».

ـ علی بن اسباط قبلاً از امام رضا (ع) روایت کرده بود، از موثّق ترین مردم و صادق ترین آنها در لهجه بود. کتابهای الدلائل، التّفسیر، المزار، و نوادر از اوست.» ـ

از همین چند قسمت که ذکر شد خوانندگان به مقام شامخ و علم و دانش و تقوی و پارسائی این مرد پاک سرشت، و محدّث و فقیه عالیقدر اقدم پی بردند، و به خصوص جایگاه او را نزد امام جواد (ع) به خوبی دانستند.

مؤلّف قاموس الرجال نیز گفتار شیخ و نجاشی را نقل می کند، و پس از آن می نویسد : «در
ترجمه ی حسن بن سعید اهوازی گفتیم که به گفته کشّی او بود که اسحاق بن ابراهیم حضینی و علی بن ریّان را بعد از اسحاق به خدمت حضرت رضا (ع) آورد، علی بن ریّان تحریف شده و به جای علی بن مهزیار آمده است به دلیل سخن برقی در رجال و گفتار شیخ نیز در رجال خود.

سپس مؤلّف قاموس می گوید : «مامقانی در تطبیق علی بن مهزیار به علی بن ابراهیم بن مهزیار دچار اشتباه شده و مطالب را به هم مخلوط نموده است. علی بن مهزیار (شاگرد حضرت رضا) در زمان حضرت امام حسن عسکری (ع) از دنیا رفته است. زیرا کلینی در «کافی» در باب بعد از باب حج، از ابراهیم بن مهزیار روایت می کند که گفت : «به امام حسن عسکری (ع) نوشتم که غلام شما علی بن مهزیار وصیّت کرده است از درآمد ملکی که یک چهارم آن را به شما واگذار کرده است، هر سال از طرف او به جج بروند.

خیرالدّین زِرِکلی دانشمند معاصر عامه در کتاب «الاعلام» خود به اختصار از وی یاد کرده و
می نویسد : «علی بن مهزیار در گذشته حدود سال 250 هجری، ابوالحسن فقیه امامی از مردم خوزستان است. اصل وی از «دورق» واقع در خوزستان می باشد. او و پدرش نصرانی بودند، و هر دو مسلمان شدند. علی در اهواز پرورش یافت و به آموختن علم فقه پرداخت. از رضا علی بن موسی روایت کرده است، و از خواص ابوالحسن عسکری علی بن محمّد بود. حدود سی کتاب تصنیف کرده است. از جمله رد بر غلات، متجمّل و مروت، مواریث، ملاحم و تقیه است».

 

حدیثی چند راجع به علی بن مهزیار

1- محمّدبن حسن صفار دانشمند بزرگوار در کتاب «بصائرالدّرجات» در «باب این که ائمّه با
همه ی زبان ها سخن می گفتند» چند حدیث نقل می کند و در حدیث اوّل می نویسد : «محمّدبن الحسین از علی بن مهزیار راجع به امام هادی (ع) پرسش نمود، و او گفت : روزی وارد شدم بر آن حضرت، امام قبل از من آغاز به سخن کردند و با من به فارسی سخن گفتند».

2- باز صفار از محمّدبن عیسی نقل می کند  که علی بن مهزیار گفت : غلام خودم را که صقلابی ـ منظور اسلاوها بودند که در آن زمانها بسیاری از آنان در ممالک اسلامی وجود داشتند و در خدمت مسلمانان درمی آمدند ـ بود به خدمت امام هادی (ع) فرستادم وقتی غلام برگشت دیدم سخت در شگفت است. گفتم : فرزند! چه شده که در شگفتی؟ گفت : چگونه در شگفت نباشم، حال آن که حضرت با من به زبان صقلابی سخن گفت به طوری که گمان کردم یکی از ماست و در میان ما بوده است.

3- و نیز صفار از حسن بن علی زیتونی از ابراهیم بن مهزیار روایت می کند که گفت : امام هادی (ع) به علی بن مهزیار نوشتند که وی یک ساعت رملی را برای حضرت بسازد، ما هم آن
را آماده ساختیم و در سال 228 هجری برای آن حضرت بردیم. وقتی برای ملاقات امام به سیاله
ـ نقطه ای در راه مدینه به مکّه ـ رسیدیم، علی بن مهزیار طیّ نامه ای آمدنش را به حضرت خبر داد و اجازه خواست به حضورش شرفیاب شود، و این که چه وقت خدمت حضرت برسد. ضمناً برای ابراهیم بن مهزیار (راوی خبر) هم اجازه ی شرفیابی خواست.

حضرت در جواب نوشتند که ما بعد از ظهر خدمتش برسیم. ما هم در یک روز تابستانی بسیار گرم در حالی که مسرور غلام علی بن مهزیار هم با ما بود به ملاقات حضرت رفتیم. هنگامی که به در خانه امام رسیدیم دیدیم بلال غلام حضرت ایستاده و منتظر ماست. بلال به ما گفت : وارد شوید، و ما هم داخل شدیم. ما سخت تشنه بودیم. چیزی نگذشت که یکی از خدام ظرف آب بسیار خنکی آورد و به ما داد و نوشیدیم.

سپس امام هادی (ع) علی بن مهزیار را خواستند، و او هم رفت و تا بعد از ظهر خدمت حضرت بود. آن گاه حضرت مرا به حضور طلبیدند. من هم سلام کردم و از آن وجود مقدس خواستم که دستشان را بدهند تا آن را ببوسم، حضرت هم دست دراز کردند و من آن را بوسیدم. امر فرمودند در حضورشان بنشینم، من هم نشستم، آن گاه برخاستم و با امام تودیع نمودم که از خدمتشان مرخص شوم. همین که از در اتاق بیرون آمدم، حضرت مرا صدا زدند و فرمودند : ابراهیم! عرض کردم : بله آقا! فرمودند : بیرون مرو. من هم برگشتم و همگی با مسرور غلام خود در خدمت حضرت نشستیم. سپس دستور دادند ساعت رملی را کار بگذاریم. ساعت را در حیاط خانه کار گذاشتیم.

آن گاه حضرت از اتاق بیرون آمدند و تختی برای آن بزرگوار گذاشتند و حضرت روی آن نشستند. تخت دیگری هم برای علی بن مهزیار نهادند و او در سمت چپ حضرت روی آن نشست. من هم پهلوی آنها ایستادم.

در این هنگام چند دانه سنگریزه از ساعت به زمین افتاد. مسرور گفت : هشت. حضرت فرمود : هشت به عربی یعنی «ثمانیه»؟ عرض کردیم : بله آقا. ما تا غروب نزد حضرت بودیم، سپس بیرون رفتیم.

حضرت به علی بن مهزیار فرمود : فردا صبح مسرور را به نزد من بفرست. علی بن مهزیار هم صبح روز دیگر مسرور را فرستاد خدمت حضرت. وقتی مسرور برگشت نقل کرد که چون خدمت امام (ع) رسیدم به زبان فارسی فرمودند : بارخدایا چونی؟ من هم به فارسی عرض کردم : نیک سرور من!

در همین موقع «نصر» آمد و گذشت. حضرت به فارسی به مسرور فرموده بودند : در ببند در ببند! مسرور هم در را بست. بعد حضرت ردای خود را به روی مسرور انداختند تا او را از نظر «نصر» پنهان کنند. سپس آنچه را می خواستند به مسرور بگویند، فرمودند. وقتی علی بن مهزیار خدمت حضرت رسید، فرمود : مسرور از «نصر» سخت هراسان بود. آن گاه حضرت افزود : ترس من از نصر بیشتر به خاطر عمروبن فَرَج است». ـ «عمروبن فَرَج» حاکم مدینه بوده است که از جانب خلیفه هرگونه آمد و رفتی را به خانه ی آن حضرت تحت نظر قرار می دادند.» ـ1

در اصول کافی آمده است :

علی بن مهزیار گوید : به حضرت ابی الحسن (ع) عرض کردم : اگر پیش آمدی کند ـ و پناه  می برم به خدا ـ مرجع کیست؟ فرمود : عهد امامت من متعلّق به پسر بزرگترم می باشد.2

4- علی بن مهزیار گوید : مردی به حضرت جواد (ع) نوشت و از وسوسه هائی که بخاطرش می آمد شکایت کرد، حضرت در ضمن پاسخ نامه اش به او چنین نوشت : همانا خدای عزّوجّل اگر بخواهد، تو را ثابت و پابرجا کند و از برای شیطان بر تو راهی قرار ندهد.

مردمی هم به پیغمبر (ص) شکایت بردند از خاطره هائی که در دل آنها افتد که اگر باد آنها را بجای دوری اندازد و یا قطعه قطعه شوند دوستر دارند از اینکه آن خاطره ها را بزبان آرند؟ پس رسول خدا (ص) فرمود : این را دریافتید؟ (که این خاطره ها بر شما بسیار گران است؟) عرض کردند : آری، فرمود : سوگند به آنکه جانم بدست اوست این صریح ایمان است، پس هرگاه آنرا یافتید (و احساس کردید که این خاطره ها به سراغتان آمده) بگویید : «آمنّا بالله و رسوله ولا حول ولا قوّة الاّ بالله». 

5- علی بن مهزیار گوید : محمّدبن حمزه ی غنوی به من نوشت و از من خواست که به حضرت جواد (ع) بنویسم که دعایی به او بیاموزد که بدان وسیله گشایش برایش حاصل گردد (و از زندانی که در آن گرفتار شده بود خلاص گردد) پس آن حضرت به من نوشت : امّا آنچه محمّدبن حمزه درخواست کرده که دعایی بیاموزد که بدان فرج و گشایش یابد پس به او بگو که ملازم این دعا باشد (و همیشه بگوید) «یا من یکفی من کلّ شیءٍ ولا یکفی منه شیء اکفنی ما اهمّنی ممّا أنا فیه» پس من امید دارم که اندوه و گرفتاریش برطرف شود ان شاءالله تعالی، من هم آن دعا را به او رساندم، و بر او نگذشت جز مدّت کمی که از زندان بیرون آمد.3

 

نتیجه :

دانشمندان شیعی مذهب با توجّه به حدیث معروف پیامبر (ص) که می فرماید «العلماءُ ورثة الانبیاء» در پویایی و گسترش اسلام و تکیه انحصاری شیعه بر عترت و ولایت و امامت و اجرای مبانی فقه شیعی اثنی عشریّه بر اساس قرآن، سنّت، عقل و اجماع تلاش کرد که نمونه ی بارز آن علی بن مهزیار یکی از دانشمندان، بزرگان و فقهای شیعی خوزستان است که در احکام فقهی بر اساس این چهار محور استنباط می کند. این عالم عالیقدر و فقیه و ناقل حدیث در اشاعه ی شیعه و خدمات شبانه روزی و رفع گرفتاریهای مردم و ارتباطی که با ائمّه ی زمانش «امام هشتم، نهم و دهم» داشته، سعی کافی و تلاش وافی به کار برده است. 

 

   من ا... التّوفیق

 زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پانوشت ها

1-    مفاخر اسلام، جلد 1، صفحات 102 تا 118

2-    اصول کافی، جزء الثّانی، ص 114

3-    اصول کافی، جزء الرّابع، صص 156-344 و345

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1-  اصول کافی، الجزء الثانی، ثقة الاسلام کلینی، با ترجمه و شرح سیّد جواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السّلام، انتشارات مسجد چهارده معصوم علیهم السّلام

2-  اصول کافی، الجزء الرّابع، ثقة الاسلام کلینی، با ترجمه و شرح سیّد هاشم رسولی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السّلام، انتشارات مسجد چهارده معصوم علیهم السّلام

3-     تاریخ ادیان و مذاهب در ایران، عبّاس قدیانی، انتشارات انیس، چاپ اوّل، 1374

4-     شیعه، علی شریعتی، دفتر تدوین و انتشار مجموعه آثار شهید دکتر علی شریعتی در اروپا، چاپ اوّل، 22 بهمن 1357

5-     مفاخر اسلام، جلد 1، علی دوانی، مؤسّسه ی انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ دوّم، 1363  



نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب

باسمه تعالی

بررسی جریان داستان کوتاه پس از انقلاب

 

چکیده :

ادبیات داستانی پس از انقلاب با بحران های بزرگی روبه روست و تنش های سیاسی و اجتماعی توجّه جامعه را به سوی مشکلات زندگی می کشاند و دیگر وقتی برای تفکّر درباره ی ادبیات و هنر داستان نویسی باقی نمی گذارد؛ امّا هم در این دوره است که زندگی مردم فرازها و فرودها، دلواپسی ها و نگرانی ها، امیدها و
شکست ها، رؤیاها و کابوس ها، دردها و تنهایی ها، همه در داستان کوتاه تصویر شده اند.

داستان نویسان ما پس از انقلاب در جریان دگرگونی های جامعه قرار گرفتند؛ و با ستیز و گیر و دارها درآمیختند، و برای خلق آثار ادبی تازه، توشه ها اندوختند.

داستان ایرانی پس از انقلاب، روزگار درخشانی را می گذراند. نسلی پدید آمده که عمل نوشتنش هم حماسه است ... وقار، متانت و پرهیزگاری قلم، یکی از خصوصیّات این نسل است. تفاوت عمده داستانهای قبل از انقلاب و بعد از انقلاب این است که پس از انقلاب، مضامین تازه ای جای مضامین قبلی را گرفت. پوچی و بدبینی و
بی بند و باری قبل از انقلاب، جای خود را به جوش و خروش و فعّالیّت و شور و سرزندگی داد.

تنوّع وسیع موضوع ها نیز یکی از خصایص برجستۀ ادبیات داستانی ما در پس از انقلاب است.

 

واژگان کلیدی : داستان کوتاه، نویسندگان، انقلاب، قصّه، اسلامی

 

 

             من ا... التّوفیق

               زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

                                                                        دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

The reviewoftheshort story after the revolution

 

Fiction after the revolution faces with the great crisis and political tensions and social are brought to the problems of life and doesn’t let to thinking about literature and the art of fiction; but also in the life course is that the life of people, the rise and fall, concerns and fears, hopes and failures, dreams and nightmares, pain and loneliness, has imaged in short stories.

Our novelists, after the revolution, were involved in the transformation of society; and merged with the conflicts and bookmarks, and created new literary works, and accumulated many valuable things.

The Iranian story after the revolution, are spent the bright days. Generation emerged that his writhing is so epic ... poise, grace and righteousness pen, is one of the characteristics of this generation. The major difference between the stories after the revolution and before the revolution is exposure the new theme instead of the previous themes. Emptiness and cynicism and loose cargo before the revolution, have become to the fills up and the enthusiasm and vitality.

Diversity issues are also one of the particularities of fiction in after the revolution.

Keywords: Short stories, writers, revolution, the story, the Islamic

 

Success from God

Zahra Khalafi

Member of scientific group of Azad university of Dezful

 

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات

باسمه تعالی

نوآوری قرآن کریم در موضوع عصمت پیامبران و مقایسه ی آن با تورات

چکیده :

قیام پیامبران برای اصلاح جامعه است و خدا مواد اصلاحی را به وسیله ی وحی به پیامبران
می فهماند و آنان آن را برای مردم بیان می کنند، زیرا اختلافاتی که از ناحیه ی فطرت در جامعه ی بشری روی می دهد، نمی گذارد که انسان به کمال لایقش برسد و در زندگانی اجتماعی به قصد اصلی نایل شود و بشر خود به خود نمی تواند آن را مرتفع سازد و فسادهایی را که از آن تولید شده اصلاح نماید، پس ناچار باید از راه دیگری غیر از طبیعت بشری اصلاح شود و آن جهت الهی است و نبوّت یک حالت الهی یا یک حالت غیبی است که بواسطه ی آن پیامبر معارفی را که رافع اختلافات و تناقضات زندگی است درک می کند و انسانهایی را که به خواب جهالت فرو رفته اند بیدار می سازد.

من ا... التّوفیق

زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

پیامبران معصوم و مصون از خطا و گناه هستند چون آنان به وسیله ی وحی مبعوث
می شوند و معارف دین به ایشان آموخته می شود، قطعاً باید وحی الهی را بدون کم و زیاد بفهمند و برای هدایت مردم و رساندن پیامهای خود ناچار باید رسالت خود را کامل و بدون خطا و غلط تبلیغ نمایند و وحی از هنگامی که شروع به نزول می کند تا هنگامی که به پیغمبر می رسد و به وسیله ی او به مردم تبلیغ می شود، از هر گونه تغییر و تبدیلی محفوظ و مصون است. عصمت پیامبر در تبلیغ رسالت بدون عصمت از معصیت تمام نمی شود زیرا اگر معصیّتی از پیغمبر سر زند و خودش از آن نهی کند، مردم قول و فعل او را متناقض شمرده و نزد خود خواهند گفت که : اگر این شخص از طرف خدا پیامبر است چرا گفتار و کردارش دلیل دو پیام متناقض است و دو مطلب متناقض
نمی تواند حق باشد، زیرا هر یک دیگری را باطل می کند و از این رو به سخنانش مطمئن نمی شوند. یهودیان و مسیحیان انبیاء را معصوم نمی دانند و گناهان بزرگی را به آنان نسبت می دهند. با
مقایسه ی قرآن مجید با تورات و انجیل مشخّص می گردد که قرآن پیامبران الهی را معصوم می داند و هرگز گناهی را به آنان نسبت نمی دهد.                                                         



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

نامه ای به امام رضا (ع)

باسمه تعالی

نامه ای به امام رضا (ع)

سلام بر خورشید سلسلة الذّهب حقیقت

ای اسوه و معیار جاودانگی انسان! ای چشمه ی جوشان علم و تقوا که با مشعل هدایت، شاهراه های کمال و جمال را از بیراهه های شقاوت و کژراهه های حیرت نشانمان دادی تا سکّه ی تقلّبی و زراندود خفّاش صفتان دغل کار رنگ باخت و برق سکّه ی خالص تو نور از چشم طمع ورزان و جاه طلبان زر و زور تزویر زدود.

خام اندیشان بلاهت و شهوت پرستان ضلالت به خیال خام خود پنداشتند که با دادن حق السّکوت و یا ضرب سکّه به نام تو و یا با عنوانهای کاذب و اسم و
رسم های ولایت عهدی، تو را در زنجیر نیرنگها و مطامع خویش بکشانند، غافل از آنکه اقیانوس ژرف روح و اندیشه ات آن گونه خروشید که گندابهای تعفّن آنان خشکید و نقشه های ریاکارانه ی آنان نقش برآب شد. وسوسه زدگان قدرت حقیرتر از آنند که بتوانند با سپردن مقامهای دنیوی تو را به مرداب اسارت بیفکنند. آیا آنان نمی دانند که تمامی رتبه های زمین و آسمان در جغرافیای پرواز و بزرگی تو
نمی گنجد؟ آیا نمی دانند که این مقامها و آبروهای ظاهری به چشم تو جز لاشه ای بویناک و پشیزی بی قدر نیست؟ تو هرگز نمی توانی تماشاگر تاراج ارزش ها و شکستن حرمت ها و قداست ها باشی. هرگز!

حدیث بلیغ سلسلة الذّهب تو منشور توحیدی و تبرّک و دژ استواری است که برات آزادگی و آزادی از عذاب رستاخیز را به انسانها هدیه می دهد. بشارت دهنده ی «فَادخُلی فی عبادی» و لباسهای حریر و سندس سبز و استبرق و چشمه ی سلسبیل و شیر و عسل و آب مَعین و درخت طوبا و دعوت به دارالسّلام است. صلایی برای نشستن بر سفره ی فاکهه و لحم طیر و طلح منضود و سدر مخضود است. نوای
دل انگیز سلاماً سلاماً است.

تو شرطی از شروط گسترش عشق و انتشار محبّت الهی هستی و با پیروی از تو انسان به پایگاهی گام می گذارد که هیچ ملک و فرشته ی مقرّب را اجازه ی ورود به آن مدخل صدق نیست.

حدیث گهربارت نظاره گر بیست و چهار هزار قلمدان بود برای نوشتن تک تک واژه های بلند و پرشکوهی که از دهان عصمت و امامت تو برمی خاست. رایحه ای بود که مشام شنونده های آن حدیث را عطرآگین ساخت. سخن دلنشین تو که تبلور و  تجسّم قرآن بود، آن چنان دلها را تسخیر کرد که فریاد امام امامِ آنان به عرش رسید و اشک اشتیاق را بر چهره ها جاری ساخت. آنانی که جرعه ای از شراب ناب حدیثت را شنیدند مست و مخمور گل واژه هایش گشتند و عاشقانه آن را آویزه ی گوششان ساخته و با هستیشان پیوند زدند.

ای تجسّم صداقت و عشق و معرفت که از انحراف محور حکومت خلفای عبّاسی از مسیر حق و حقیقت در زیر نقاب مسلمان نمایی و دین داری آگاه بودی و ستمگری ظالمان و پای مال کننده ی حقوق ستمدیدگان را هرگز بر نمی تافتی و سرانجام در راه رسیدن به اهداف حق جویانه ی خود بواسطه ی دسیسه ها و نیرنگهای شیفتگان مقام و حکومت، جان خود را در طبق اخلاص به پیشگاه حق تقدیم داشتی. با شکستن شوکت های کاذب، میان طیّب و خبیث را مرزبندی نموده و دیوار بلندی میان حق و باطل کشیدی. با نوشیدن شراب شهادت پایه ی دین خدا را برافراشتی و
حجّت های الهی را برپا کردی تا معروف ها گسترش یابند و منکرها بشکنند. تا
تباهی ها شسته و جادّه های مبهم و تار روشن گردند. تا فضیلت و کرامت های انسانی پابرجا و قلب سیاه ستم هدف گاه سلاح عدل و ایمان گردد.

تو با نثار خون خود شجره ی طیّبه ی امامت و رسالت را آبیاری نموده تا
ریشه هایش استوارتر در زمین و شاخه هایش افشان در آسمان و میوه های شاداب و معطّر و کام نواز آن همه ی رهگذران را در همه ی زمانها به خود بخواند.

 

   من ا... التّوفیق

 زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

با اثرپذیری از کتاب «چهل روز عاشقانه»، دکتر محمّدرضا سنگری، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چاپ اوّل، 1381



نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر

باسمه تعالي

عشق و محبّت از ديدگاه عرفای معاصر

چکیده :

قرآن كريم عاشق را يكي از بارزترين مصاديق « .... يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبّونَهُ .... » مي داند و عرفا در اظهار و اثبات حُبّ و عشق الهي به آية مذكور و نيز دو آية «قُل اِن كُنتُم تُحِبّونَ اللهُ فَاتَّبِعوني يُحْبِبْكُمُ الله ... » و «.... وَالَّذينَ امَنوا أَشَدُّ حُبّاً لِلّهِ ...» استناد مي كنند. با توجّه به مفهوم آيات مذكور ، درمي يابيم كه در آية اوّل ابتدا از محبّت خدا نسبت به افراد و سپس از محبّت افراد نسبت به خدا سخن مي گويد و در آيات بعد از محبّت افراد نسبت به خدا و مؤمناني كه سخت و بيشتر خدا را دوست دارند، سخن رفته است كه ميبدي در مورد آية اخير مي گويد : اگر مؤمنان و دوستان خداي را در همة قرآن همين آيت بودي، ايشان را شرف و كرامت تمام بودي. پس جلوة مهمّ عشق براي عُرفا، عشق الهي يا عرفاني است.

عرفاي معاصر نيز مانند عرفاي گذشته، محبّت الهي را اكسير خودسازي و سازندگي مي دانند، اكسيري كه همة زشتي هاي اخلاقي را يك جا درمان مي كند و همة خُلق هاي نيكو را به عاشق اهدا مي نمايد. عاشق، مجذوب معشوق مي شود و در جريان امور زندگي هرگز ارتباط خود را با او قطع نكرده و او را نظرگاه خود قرار مي دهد. عارف امروز نيز مي كوشد كه تا آخرين لحظة حيات، رسالتش را به اتمام برساند و مردم را آگاه سازد تا همه با هم به طرف خدا بروند. او تلاش مي كند كه هم خود و هم ديگران را به درياي بي كران الهي نزديك ساخته و از آب زلال فيض و رحمت حق سيراب گرداند.

براي رسيدن به معرفت شهودي، راهي جز پاك سازي آينة دل از تيرگي كارهاي ناپسند نيست. غبارزدايي و پاكسازي دل از حجاب كارهاي ناشايسته قلبي سليم و مملو از محبّت خدايي مي خواهد تا صيقل يابد و زنگار هوي و هوس از چهرة آن زدوده گردد.

 

زهرا خلفی ـ عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

 

 



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)

باسمه تعالی

سیره ی فرهنگی و اجتماعی امام رضا (ع)

اما رضا (ع) از سلالۀ پاک اَبَرمردانی است که هرگز شیفته ی دنیا و مقام ظاهری آن نگشته و مثلث شوم زر و زور و تزویر آنان را محاط ننموده است. الطاف و رحمت الهی به او این آگاهی را می دهد که خیانت چشمها و ریاکاری خفّاش صفتان متملّق چرب زبان عبّاسیان و مزدوران بوقلمون صفت را به خوبی درک کرده و مشت دغل کاران جاه طلب را باز نموده و پاسخ های دندان شکنی به آنان بدهد. آنانی که به خیال خام خود می پنداشتند که با ضرب سکّه به نام امام و قبولاندن ولایت عهدی می توانند او را در سلسله ی خواسته ها و اغراض سود جویانه ی شخصی خویش بکشانند، غافل از آنکه خورشید سلسة الذّهب حقیقت امام در بوته ی آزمایش آن گونه عیار خالص خود را منوّر ساخت  که سکّه ی تقلّبی و زراندود آنان رنگ باخت و پول سیاه رسوایی آنان را به همگان رونمایاند.



ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط zahrakhalafi در شنبه 14 شهریور 1394

ارسال نظر(0)

:: پنجمین کتاب منتشر شده از اینجانب:
:: post
:: post
:: post
:: اهم فعالیتها
:: زندگینامه
:: زن در قرآن (انگلیسی)
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: به مناسبت پایان تحصیلی پیش دبستانی
:: بررسی و نقد ترجمه های منظوم قرآن به فارسی





به وبلاگ من خوش آمدید
drszhejazi1347@yahoo.com




:: فروردین 1403;
:: تیر 1402;
:: فروردین 1399;
:: خرداد 1396;
:: مهر 1394;
:: شهریور 1394;
:: مرداد 1394;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 55588